پديده مهاجرت نيروی انسانی از كشور كه محصول بعداز انقلاب بوده و در قبل از آن كليه جريانات خروح نيروی انسانی قابل بازگشت بوده ولذا از نظر مفهومی نمی‌توان آنرا مهاجرت ناميد ، در عمق خود به عنوان يكی از مهمترين رخدادهای بعد از انقلاب دارای آثار و تبعات بالقوه مثبت و بالفعل منفی ميباشد. برآوردهای اوليه نشان ميدهد سالانه جمعيت كثيری اعم از نيروی انسانی نيمه ماهر- ماهر و متخصص از كشور خارج ميشوند.

كوچ اجباری بسياری از صاحبان دانش و ثروت در سالهای نخست انقلاب و تداوم اين فرايند تا كنون جامعه بزرگی از ايرانيان در تبعيد بوحود آورده كه در فرايند توسعه ايران تاكنون غايب بوده اند.
در اينجا با مروری بر وضعيت ايرانيان مقيم در ايالات متحده امريكا اهميت، نقش و تاثير آنان را ميتوان بيشتر دريافت:

۱. براساس سرشماری سال ۲۰۰۰ در امريكا حدود ۳۳۸۰۰۰ نفر ايرانی در امريكا وجود دارد. صرف نظر از عدم صحت و دقت آمار مذكور ناشی از دلايل عديده ای از جمله خودداری ايرانيان از بيان مليت خود (به دليل تضاد دولت ايران با دولت امريكا و اشتهار دولت ايران به تروريزم)؛ از بين ايرانيان ساكن در امريكا ۵۷ درصد ايرانيان بالای ۲۵ سال دارای مدرك تحصيلی ليسانس و بالاتر هستند كه اين نسبت برای ساير جمعيت امريكايی ۲۴. ۴ درصد ميباشد. از اينرو ايرانيان مقيم امريكا در ميان ساير گروههای مهاجر ساكن در امريكا دارای بيشترين ميزان تحصيلكرده است. ايرانيان امريكايی ۵ برابر بيش از متوسط امريكاييان دارای مدرك دكترا ميباشد. از زاويه دیگر در بين ايرانيان دارنده مدرك فوق ليسانس و دكترای Ph.D نسبت مردان به زنان ۱.۸ و ۲. ۷ و همين نسبت در نرخ متوسط ملی امريكا به ترتيب (۱).۲.۳ ميباشد.

۲. درآمد سرانه ايرانيان مقيم امريكا ۵۰ درصد بيشتر از متوسط ملی درآمد سرانه امريكاييان است. در مقايسه با ۱۲ درصد امريكاييان كه دارای درآمد سرانه ۱۰۰۰۰۰ دلار و بيشتر در سال هستند ۲۶ درصد ايرانيان مقيم امريكا دارای همين درآمد هستند. از سوی دیگر ارزش و قيمت متوسط خانه ايرانيان ۲.۵ برابر بيشتر از متوسط همين فاكتور در سطح ملی است. نسبت ايرانيانی كه در خانه هايی با بيش از يك ميليون دلار زندگی می‌كنند ۱۰ برابر بيشتر از متوسط همين شاخص در سطح ملی است. شواهد حاكی است ۲۰.۸ درصد ايرانيان مقيم امريكا در خانه هايی بابيش از ۵۰۰۰۰۰ دلار زندگی می‌كنند در حاليكه اين نسبت برای امريكاييان فقط ۳ درصد ميباشد.

۳. ايرانيان مقيم امريكا دارای بيشترين ميزان حفظ هويت فرهنگی و درعين حال حذب در فرهنگ امريكاييان هستند. بطوريكه از يكسو در بين ساير گروههای مهاجر بيش از همه نسبت به حفظ زبان و سنن فارسی و ايرانی اهميت داده و حتی نسل دوم آنان نيز اين سنت را حفظ كرده‌اند. و از سوی دیگر بيشترين ميزان انطباق با فرهنگ كشور ميزبان را از خود نشان داده‌اند بطوريكه بيش از ساير مهاجران زبان انگليسی را فراگرفته و تكلم می‌كنند. بيش از ۷۳ درصد آنان در خانه به دو زبان فارسی و انگليسی صحبت ميكنند. شواهد حاكی است ۴۲ درصد پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها هنوز با فرزندان خود زندگی كرده و به نگهداری از نوه‌های خود می‌پردازند و هنوز ساختار گسترده خانواده در بين آنان رواج دارد.

۴. از سوی دیگر ايرانيان دارای بيشترين ميزان كارآفرينی بوده و با ايحاد بنگاه‌های اقتصادی به توليد ظرفيتهای شغلی پرداخته و عمدتا به مشاغل خدماتی و مديريتی آزاد و غيردولتی روی آورده‌اند. برآوردها نشان ميدهد بيش از ۵۰۰۰ نفر بصورت قراردادی تمام و پاره وقت دارای مقام پروفسوری يا استادی در دانشگاه‌های امريكای شمالی هستند. درطول سالهای پس از انقلاب بيش از ۷۰۰۰ عنوان كتاب توسط ايرانيان در خارح از كشور منتشر شده است كه با ارقام داخل كشور قابل مقايسه است.

باوحوديكه آمار فوق گويای اين است كه بخش بزرگی از ايرانيان مقيم امريكا از وابستگان به دربار و از سرمايه‌داران و ملاكهای قبل از انقلاب هستند وليكن بنوبه خود بيانگر توان نسبی ايرانيان در دستيابی به توفيقات اجتماعی است كه متاسفانه در جامعه ايران فرصت اين پرورش را نيافته و به ديار دیگر شتافته‌اند. آمارها نشان ميدهند سالانه قريب ۳ ميليارد دلار سرمايه توسط ايرانيان از كشور خارج و به ممالك دیگر بويژه دوبی برده می‌شود. امروزه بخش بزرگی از آثار منتج به حفظ كيان و هويت ايرانيان مرهون تلاش ايرانيان فرهيخته‌ای است كه در طول سالهای گذشته به دلايل متعدد بيرون از كشور زندگی می‌كنند. اهتمام جدی دولت در رفع موانع گريزاننده و همچنين ایجاد شرايط جذب ايرانيان صاحب دانش و ثروت يا سرمايه‌های انسانی و مالی می‌تواند زمينه بهره‌گيری از اين امكانات در بهبود اقتصاد و زيربناهای توسعه‌ای كشور را فراهم نمايد. بی ترديد اين فرايند نشانه های تاريخی محكمی خواهد بود از اينكه متوليان حوزه سياست و تصميم‌گيران دولتی براثر غفلت؛ توانايی جذب اين لشكر توسعه را نداشتند.


آمارهای فوق از منابع زير برگرفته شده است:

1.an overview of socioeconomic characterics of the iranian-american community based on the 2000 census; Ali Mostashari & Ali Khodamohseni;Iranian studies group at MIT.
2.Iran struggle for democracy continues;Ali Abootalebi; Middle east review of international affairs; vol8,no 2,june 2004.