شما يادتون نمياد (یک دنیا خاطره)
| ||||
|
| ||||
|
خیلی ها فكر می كنند كندوان روستایی در نزدیكی تونل كندوان است. تصویر و گزارش از آن زیاد دیده اند ولی موقعیت دقیق آن را نمی دانند. اما بد نیست بدانیم روستای کندوان در شمال شرق ایران واقع در ارتفاعات کوه سبلان با قدمتی 700 ساله یکی از جذابترین مکان های دیدنی و شگفتی های ایران بشمار می رود که به دلیل شکل خانههای آن که به مانند کندوی عسل در دل کوه کنده شده اند به آن روستای کندوان می گویند. در حال حاضر كندوان تنها روستای زنده صخره ای جهان است كه زندگی طبیعی مردم در آن جریان دارد.
کندوان، یکی از سه روستای صخرهای جهان است که این ویزگی منحصر بفرد موجب جذابیت بینظیر آن شده است. معماری روستای کندوان و جاری بودن زندگی مردم در قالب بافت قدیمی آن یک استثنا در دنیا به حساب میآید. چرا که دیگر در ترکیه و آمریکا هم کسی در کاپادوکیه و داکوتا زندگی نمیکند. کندوان روستایی است بنا شده در صخره و تنها سازه این دهکده را سنگها تشکیل میدهند. خانهها هرمی شکل هستند و برای دامها نیز حفرههایی در سنگها بنا شده است.
کندوان، یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی و منطقهای ییلاقی از رشته کوههای سهند است که مراتع سرسبزش عشایر زیادی را به آن جا میکشاند. این روستا در فاصله 22 کیلومتری جنوب شهرستان اسکو در میان دره ای با صفا و کنار رودخانه ی پر آبی به همین نام واقع شده است. چشمه آب معدنی کندوان نیز یکی از جاذبههای این روستا محسوب میشود. آب این چشمه با کمترین درصد سنگینی برای درمان بیماریهای کلیوی بسیار مفید است. بنای خانه های این روستا از نوع معماری صخره ای است و به قرن هفتم هجری و یا حتی قبل از اسلام مربوط است، بلندی این تپه های مخروطی و هرمی شکل بیش از 60 متر است و همانند کندوهای عسل در دل کوه کنده شدهاند.
پروفسور "دیوید رول" باستانشناس مشهور انگلیسی در سفر به ایران و کشف نخستین مسیر پستی دنیا، قدمت کندوان در این مسیر را یکی از استنادات خود برای نظریه فرود آدم یکجانشینی بشر غار نشین و زندگی اجتماعی انسانها قرار داده است. بله، واقعیت دارد. این کران های مخروطی شکل که اعجاز همنشینی انسان و طبیعت را نمایش می دهد، نه یک جاذبه گردشگری ارث رسیده از پدرانمان که یک تاریخ است.
کندوان، جهان بیمانندی است که در آن، نشانی از مال من و مال تو و ... دیده نمیشود. در کندوان، آدمی سرپناه و زیستگاه خود را با بهرهگیری از دادههای طبیعت و در دل آن ساخته است؛ بیآنکه سیمای طبیعت را، برای رسیدن به خواسته خود، دگرگون یا ویران کند. در کندوان، طبیعت بستر شکلگیری بافت زیستگاه را از پیش در برابر آدمی نهاده است؛ و آدمی، هشیارانه این پیشکش را گرامی داشته و چیدمان خانهها را، همخوان با طبیعت پیش روی خود، با زیبایی و کارآیی درخور، سازمان داده است. کالبد از پیش آماده سنگی، هرآنجا که بایسته است، با پلهای چوبی و دیوارههای آجری، کامل شده است و اتاقها، از درون با راهروهایی که در سنگ کنده شده، بههم راه مییابند.
کندوان، گوهر پنهان آذربایجان و سومین روستای صخره ای جهان است که دوتای دیگر، یكی در کاپادوکیای ترکیه و دیگری در داکوتای آمریکاست. اما این روستا تنها روستای صخره ای جهان است که هنور مردم در آن ساکنند و زندگی در آن جریان دارد. امروزه ساکنان این روستا بیش از ۱17 خانوار هستند که جمعیتی حدود ۷۰۰ نفر را شامل میشود. داخل خانه ها کوچک و ساده اما تمیز است. هر کدام به فراخور صاحبش چند اطاق کوچک دارد که با طاقچه و پرده و چند پشتی تزیین گشته است. خانه ها عموما چند طبقه هستند. طبقه اول برای آغل حیوانان تعبیه شده و طبقه بعدی برای سکونت آماده میشود. خانه ها مانند روستاهای تپه ای بصورت پلکانی هستند و کوچه های باریک با شیب تند، آنها را به هم متصل میکند.
اینجا کندوان است ؛ روستایی شگفت آور و حیرت انگیز از هزاران روستای شگفت آوری که در گوشه و کنار ایران زمین چون گوهری در صدف فراموشی و خاموشی پنهان مانده اند. برای رسیدن به کندوان باید از اسکو بگذری ؛ اسکو و باغهای حیرت انگیز گردویش. اسکو و مردم با صفای دامنه سهند. در کندوان هر چه هست سنگ است و صخره. مردم کندوان زندگی خود را در حفره هایی سر می کنند که معماری حیرت آورش نام این روستای کوچک را زبانزد جهانیان کرده است و افسوس که کسی را دغدغه آن نیست تا این روستای شگفت را آنچنان که هست به دیگران معرفی کند. محلی ها کندوان را کندجان می گویند؛ استعاره از شباهت خانه های کله قندی شان به کندوی عسل. آنها خانه هایشان را هم کران می نامند.
کران های بی نظیری که نمونه اش تنها در گورمه ترکیه دیده می شود و حالا به شکل بی رحمانه ای به محاصره تیرهای برق و سیم های زمخت و سیاهشان درآمده اند و به دلیل افزایش جمعیت روستا، اهالی مجبور شده اند با ساختن خانه هایی از آجر و سیمان نظم طبیعی اش را به هم بزنند و کسی نیست که از این ناهمخوانی دهشتناک و بی معنا دلش به درد نیاید. گرچه به امکانات توریستی کندوان تا حدودی توجه شده و سنگفرش خیابانش بازسازی شده است و برای آب شفا بخشش چاره ای اندیشیده اند، اما این مقدار برای این میراث 3 هزار ساله نیاکان بسیار کم و بی مقدار است.
درباره تعداد خانه ها شاید به علت پیوستگی نتوان تعداد دقیق آنها را حدس زد، اما به نظر می رسد خانه های این روستا در حدود 100 واحد باشند که در هر کدام دو یا سه طبقه خانه ساخته شده و در هر طبقه معمولا یک خانواده زندگی می کنند. در بعضی خانه ها علاوه بر اتاقها، با دقت و حوصله بالکن وسیع و کشیده ای نیز جلوی پنجره ها کنده و درست کرده اند. درها و پنجره های باریک به این بالکن ها باز می شوند و زنان با ذوق روستا در قسمتهایی از این بالکن ها گلدان های شمعدانی قرار داده اند و در مواقعی بندی بر این بالکن ها کشیده اند و لباس های رنگارنگشان را روی آن پهن می کنند تا خشک شود.
تقریبا تمام خانه ها را با تیشه دستی کنده اند، ولی چنان با ظرافت و دقتی این کار را کرده اند که باور کردنی نیست. دیوارها، تاقچه ها، جای درها و پنجره ها چنان استادانه کنده شده اند که بیشتر به وهم می ماند تا واقعیت. خوشبختانه جنس سنگها چنان محکم است که با تراشیدن آنها باز هم می توانند چند طبقه روی هم را دوام بیاورند. بعضی خانه ها هم در کوههای بزرگ و به هم چسبیده و به صورت پشت به پشت یا پهلو به پهلوی هم ساخته شده اند که در مواردی، این خانه ها با یک دریچه کوچک به یکدیگر متصلند و ساکنان از طریق همین گذرگاه ها با یکدیگر ارتباط دارند.
همه پوشش ها و زیراندازهای خانه ها اعم از فرشها، گلیم ها، پالازها، چهل تکه ها و پرده ها محصول دستان هنرمند زنان روستاست. هر صبحی که فرا می رسد، خانمها شروع به آب و جارو و خانه تکانی می کنند. گلیم ها و چهل تکه های رنگارنگ، در بلندای ستیغ کوههای سهند بر دست زنان روستا تکان می خورد و سمفونی تکرار ناپذیر رنگها را به تصویر می کشند. در همان زمان اگر در کوچه های تنگ و باریک کندوان گذر کنی، بوی نان محلی در فضا متراکم است.
کندوان، با اشکال و بافتهای معماری باستانی از جمله نمونه های منحصر به فرد بناهای صخره ای در جهان است که در نزدیکی شهر تبریز در دامنه کوههای زیبای سهند واقع است. سهند به خاطر برف و باران فراوان سرچشمه رودهای متعددی است که یا جلگه های داخلی را مشروب می کند یا به دریاچه ارومیه می ریزد. آب و هوای خوش این منطقه سبب حاصلخیزی خاک اطراف روستای کندوان می گردد. معاش مردم این روستای حدود ۱17 خانواری از محل دامداری است و كشاورزی و تا حدودی صنایع دستی است.
مرغوب ترین کشتزارهای اهالی کندوان در مقابل روستا، بر روی دشتی مرتفع و زیر بنا قرار دارد. دره شمالی جنوبی سرسبز کندوان یکی از خوش آب و هوا ترین و زیباترین نقاط کوهستانی ایران به شمار می رود که علاوه بر نهری نسبتا بزرگ دارای چشمه های آب معدنی نیز هست که دارای خواص پزشکی فوق العاده بوده و احتمالا در دفع سنگ کلیه بی تاثیر نیست. همچنین مراتع سرسبز کوههای سهند از مهمترین مراکز دامداری و دامنه های اطراف کندوان یکی از بهترین نقاط پرورش دام در ایران به شمار می رود. انواع سبزی ها و گیاهان دارویی خشك و گردو و عسل و آلو و شاه دانه و شیره انگور و ... از جمله محصولات كشاورزی این روستای تاریخی است و ناگفته نماند که عسل از مهمترین سوغات این روستا است.
هجوم گردشگران برای مشاهده این روستای تاریخی ایران، موجب شده تا در كندوان هتلی هم ساخته اند. هتلی به سبك همان "كران"های كندوان؛ از سنگ و صخره. می گویند سنگ های كوه را ۹ سال كنده اند تا بتوانند هتلی ۵ ستاره در آن بنا كنند. تراش سنگ با دست، آن هم درقرن ۲۱ ! این هتل ۱۰ اتاقه كه یكی از ۳ هتل سنگی جهان است دارای یك ویژگی منحصر به فرد نسبت به دو هتل همتای خود در آمریكا و تركیه است. هتل كندوان تنها هتل سنگی جهان است كه در دل جمعیت و زندگی روزمره مردم بنا شده است چرا كه دو هتل دیگر در نقطه ای دور از شهر و خانه ها ساخته شده اند. این هتل امروز به یكی از مهمترین جاذبه های كندوان بدل شده است.
|
| |
| بدون شرح! | |
|
گردآوری: گروه سرگرمی سیمرغ |
کشتی رافائل در سال 1965تا 90 میلیون دلار قیمتگذاری شد اما ایتالیا با توجه به شرایط اقتصادی 10 سال بعد آن را به مبلغ دو میلیون دلار به ایران فروخت.
شهری به نام کشتی رافائل
نخستين طرح كشتي «رافائل» در سال 1958 ميلادي توسط ایتالیایی ها كشيده شد و رافائل به طول 276 متر و عرض 31 متر در کشور ایتالیا ساخته شد. در كشتي رافائل 850 خروجي راديو تلفني ، 6 استخر شنا ( سه استخر براي بزرگسالان و سه استخر دیگر براي كودكان ساخته شده بود) ، 750 كابين( در هر كابين يك حمام و توالت شيك و لوكس كه با مرمرهاي ايتاليايي تزيين شده بود وجود داشت ) ، 18 آسانسور، 30 سالن اجتماعات ، تالار نمايشي با 500 صندلي و باشگاه هاي ژيمناستيك و پرورش اندام ساخته شده بود.
رافائل بزرگ بود و با عظمت .یک کشتی با شکوه با همه امکانات تفریحی که تو زمان خودش نظیر نداشت. یک کشتی با سالنهای سینما و تئاتر.زمینهای ورزشی .استخر .هتل .تالارهای باشکوه .رستوران … هیچ کدوم از کشورهای پیشرفته اون زمان همچین کشتی رو نداشتن.میگن روزی که رافائل از ایتالیا به سوی ایران حرکت میکنه مردم ایتالیا با اشک رافائل رو بدرقه میکنند.چون کشورشون مثل ایران پول دار نبود و رافائلی رو که خودشون ساخته بودند مجبور بودند به ایران بفروفشند. رافائل در میان اشک و اندوه ایتالیا رو ترک کرد و زیبا و خرامان به سوی ایران پیشرفت .
در بهار 1356 رافائل با50 خدمه ي ايتاليايي و با افزايش ظرفيت در حد سكناي 1800 نفر در بندر بوشهر پهلو گرفت .
موج ها ی دریا بوق بلند و غریبی را به گوش اهالی شهر بوشهر می رساند. مردمان بندر بوشهر وقتی از پنجره ی خانه های بافت قدیم به بیرون نگاه انداختند حیرت زده ، غول سفید و باشکوهی را دیدند که به ساحل بوشهر نزدیک می شد. کسی خبر نداشت که این کشتی بزرگ و سفید که تراکم دود از دودکش های عقبش به هوا بر می خاست و بدنه اش این چنین سفید و درخشان بود ، قرار است سال ها مهمان ذهن وجان مردمان این شهر شود . از آن قصر سفید کمتر نور شکوه و آبادی به چشم می خورد. به نظر می رسید رافائل در کنار ساحل بوشهر رها شده تا به صورت یک آهن قراضه فروخته شود. زمزمه هایی نیز شنیده می شد که قرار است این کشتی توسط واسطه های غیر ایتالیاتی به ایتالیا بازگرداند شود. مرگ در سال ۱۳۶۲ تصمیماتی برای بازگرداندن رافائل و میکل آنژ به سفرهای دریایی گرفته شد اما هنوز این تصمیم عملی نشده بود که در روز پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۳۶۲ هواپیماهای عراقی بالاخره در گرماگرم بمباران خارگ و بوشهر آن را هدف موشک قرار داده و به آن آسیب جدی وارد کردند به حدی که رافائل تا نیمه در آب های کم عمق ساحلی لنگرگاه بوشهر فرورفت. به همين دليل كشتي را توسط يك يدك كش1000 متر در كنار ساحل جابجا كردند. چیزی نگذشت که یک کشتی باری به نام «ایران سلام» (ایران سیام) ناگهان به صورت اتفاقی با آن برخورد کرد و به بدنه اش آسیب جدی رساند و کاری را که هواپیماهای عراقی آغازش کرده بودند تمام کرد؛ رافائل کاملا در اعماق خلیج فارس غرق شد و آن گاه مورد هجوم بیشتر عده ای ازغواصان محلی واقع شد . عده ای از این افراد که خبر از گنجینه های درون کشتی داشتند، آثار گرانبها و هنری ای که هنوز در کابین ها و سالن اجتماعات کشتی و رستوران هایش باقی مانده بود را به یغما بردند.بدین ترتیب کشتی اقیانوس پیمای رافائل بیشتر از هفت سال نتوانست در کنار سواحل جنوبی ایران دوام بیاورد و خیلی زود به افسانه ای غریب تبدیل شد. در حال حاضر کشتی رافائل در ساحل بوشهر ديده نمي شود و زير7 متر آب ، در فاصله ي دو كيلومتري نيروگاه اتمي قرار گرفته است.
بوشهری ها که تا به حال کشتی های زیادی را دیده بودند فوج فوج می آمدند ، در ساحل جمع می شدند و با اشتیاق این کشتی زیبا را می دیدند و با زمینه ای از این کشتی عکس می گرفتند.
بعد از سال ها مسئولین تصمیم دارند آن را از سواحل بوشهر خارج کنند البته نه برای احیاء بلکه سفری دیگر در پیش است…









مقصد نهایی ذوب آهن اصفهان است!
|
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه show picture را بزنید | |
|
هر مدل خطاي چشمي رو ديده بودم الا اين شكلي. اين دفعه بجاي خط هاي كج و معوج رنگ هاي سياه و سفيده كه چشم آدم رو به اشتباه ميندازه ...
خوب به عكس زير نگاه كنين ...
يك سوال : مربع A و مربع B چه رنگي هستند؟
جواب صحيح : همرنگ ...
بله حقيقت داره و خود من هم شگفت زده شدم...
ميتونين براي اطمينان اين عكس رو Save كنين بعد اگه فتوشاپ يا هر نرم افزار گرافيكي دارين و بلدين با رنگ ها كار كنين ، برين كد رنگ اين دو مربع رو نگاه كنين و متوجه ميشين كه كد رنگ هر دو منطقه يكسان و برابر 787878 هست ...
يا اگه تو همون فتوشاپ يا حتي Paint خود ويندوز بازش كنين و همه قسمت ها رو تا جائي كه لازمه پاك كنين غير از خود مربع A و مربع B . اونوقت به اين نتيجه ميرسين ...
كه خيلي هم به چشماتون مطمئن نباشين ....
شايد اون چيزي كه دارين سفيد ميبينيدش خاكستري باشه ... يا برعكس ....
يادبودي از همه پسران تو ( به جز ريكاردو كه هيچ پولي پرداخت نكرد)
اينك در آغوش پروردگاري , خدايا مواظب كيف پولت باش
او يك شوهر خوب , يك پدر عالي , اما يك برقكار بد بود
اپرا هاوس سیدنی به معنای "خانه اپرای سیدنی" یکی از متمایزترین بناهای قرن بیستم از لحاظ هنر معماری بشمار میرود که در شهر ساحلی سیدنی و در ایالت نیو سالت ولز کشور استرالیا قرار دارد. خانه اپرای شهر سیدنی در حال حاضر یکی از مهمترین اماکن توریستی در کشور ا استرالیا به شمار می رود سالن اپرای سیدنی (Sydney) در استرالیا بسیار پر اهمیت است. این سالن عمارتی زیبا، بلند و صدف مانند است که روی پیش رفتگی ای در آب قرار دارد و با بندر با شکوه شهر بسیار هماهنگی دارد. طرفداران این سالن عقیده دارند که این بنا ارزش خرج هر پنی از 5 میلیون پوندی را که هزینه ی تخمینی ساخت آن بود را دارد. اما اینان تخمین قیمت را کمی پایین تر از هزینه واقعی آن می گویند، هزینه واقعی آن 55 میلیون پوند بود. زیرا سالن اپرای سیدنی نه تنها بزرگترین ساختمان مدرن در دنیا است بلکه ساختن آن گرانترین، دشوارترین کار از آب در آمد.
طراحی این سالن با کشیدن طرح های ناهماهنگ آغاز شد، این طرح ها را �یورن اوتزون� آرشیتکت دانمارکی در اوریل دهه ی 1950 کشید. او در حالیکه به قصر السینور، محلی که فیلم �هاملت� در آنجا تهیه می شد، خیره شده بود به این ایده دســت یافت. یورن اوتزون ، فرزند معمار شناخته شده کشتی در آلبورگ دانمارک ( Aalborg) از ۱۸ سالگی در طراحی کشتی با پدرش همکاری می کرد. در آکادمی هنر های زیبای کپنهاگ در رشته معماری تحصیل کرد.
اوتزون طرح های خود را زمانی ارائه داد که دولت �نیو ولز جنوبی� مســابقه ای بین المللی برای بهترین طرح به منظور ارائه پرستیژ فرهنگی برگزار کرد. او در این مسابقه پیروز شد و به استرالیا رفت تا کار خود را شروع کند. این کار سرانجام در مارس 1959 آغاز شد.
مدت زیادی نگذشت که ارشیتکت دانمارکی�اوتزون� فهمید، ایده ی وی در عین اینکه بسیار عالی است، عملی نیست چرا که این آرشیتکت برای شروع کار برنامه ریزی کرده بود از بتون محکم ده صدف بزرگ برای سقف بسازد ولی از آنجاییکه ارتفاع آنها بیش از 200 پا (هر پا 32 سانتی متر است) بود، صدف ها را می بایست با طاق های بسیار محکم تقویت کنند. طراحی مجدد سقف باعث شد که سنگین ترین سقف در دنیا ساخته شود، وزن آن بدون در نظر گرفتن یک میلیون سفال که روی آن قرار می گرفت 26000 تن بود.
همانطور که هزینه ها بالا می رفت، فشار خون رهبران نیو ولز جنوبی نیز بالا می رفت، آنها قرعه کشی های زیادی با جایزه های بسیار نفیس ترتیب دادند تا بدین وسیله بتوانند صورت حساب های صدف سفید خود را بپردازند. طرح ها طوری بود که محل تماشاچیان از نظر اندازه و تعداد صندلی ها با سالن های اپرای دیگر تفاوت داشت. در این بنا دیوارهای زیادی ساخته و سپس خراب شد تا کارگران بتوانند وسایل خود را از یک قسمت ساختمان به قسمت دیگر آن ببرند.
به �دیوید هیو� وزیر کار وقت دستور داده شد تا تمام وقت خود را صرف پروژه ی سالن اپرا نماید. وی و آرشیتکت به سختی و در ملاء عام با هم مشاجره کردند. اوتزون در برابر تغییراتی که هیو به اصرار می خواست انجام دهد، مقاومت می کرد و ادعا داشت که وزیر، کاری را که تقریبا تمام شده است خراب می کند. وی اظهار داشت که هیو بیش از 15 میلیون پوند را حیف و میل کرده است و با خراب کردن و دوباره ساختن بخش هایی از بنا 2 یا 3 سال کار را عقب انداخته است. هیو در پاسخ می گفت که اوتزون ساختمان را به صورت یک سمفونی توصیف کرده و اگر او کار خودش را کرده بود این بنا به صورت یک سمفونی ناتمام باقی می ماند.
در سال 1966 اوتزون از استرالیا رفت، او شکایت کرد که مسئول هیچیک از محاسبه های اولیه که پروژه بر اساس آنها آغاز شده نیست و اظهار داشت که این محاسبه ها همیشه غیر واقعی بوده اند. گروهی از مهندسان استرالیایی پروژه را ادامه دادند. آنها می بایست با مشکلات داخل ساختمان دست به گریبان شوند. مساحت داخل بنا چهار و نیم هکتار بود که می بایست یک سالن اپرا و باله، یک سالن کنسرت، یک سالن ضبط، یک سینما و رستوران های بزرگ و چندین دستشوئی را در خود جای دهد.
زمانی که به کمسیون پخش استرالیا اجازه داده شد تا بزرگترین سالن را که از ابتدا به اپرا اختصاص داده شده بود اداره کند، سرنوشت سالن اپرا مشخص شد. بنابراین برنامه های اپرا و باله در سالن کوچکتری که فقط گنجایش 1500 نفر را داشت به اجرا در می آمدند. همانطور که تاریخ افتتاح نزدیک می شد، مشکلات بیشتری پیش می آمد. اصلا برای پارکینگ فکری نشده بود و دیگر زمان درست کردن پارکینگ دیر شده بود. طرح ها برای ساختن یک پارکینگ زیر زمینی زیر پارکی عمومی نزدیک ساختمان کنار گذاشته شد، زیرا کارگران قبول نکردند 2 درخت قدیمی را که در طرف تاریخی پارک قرار داشت قطع کنند، جایی که اولین رقص بومی، بومیان برای مهاجرین انگلیسی در سال 1811 اجرا شده بود. از آنجاییکه اعضای ارکستر سمفونیک سیدنی جایی برای پارک اتومبیل شان نداشتند، تهدید کردند که برنامه ی خود را اجرا نخواهند کرد چرا که دوست ندارند آلات موسیقی خود را شب در خیابان ها حمل کنند در حالیکه لباس شب پوشیده اند. آنها همچنین گفتند که چگونه می شود انتظار داشت 75 نوازنده در مکانی بنشینند که فقط گنجایش 60 نوازنده را دارد. شرکت باله اعتراض کرد که امکانات بیرون از صحنه بسیار خنده دار است. فقدان فضایی در کنار صحنه ی اپرا به این معنی بود که اگر یک بالرین می پرید، به دیواری آجری می خورد.
مدیران مطمئن نبودند که برنامه ها سر ساعت اجرا شوند. آنها می گفتند از آنجاییکه راه های ورودی هنوز تمام نشده اند، تماشاچیان دوراندیش که به جای ماشین خود با تاکسی آمده اند هرگز نخواهند توانست از دست اندازهای خیابان رد شوند و در حالیکه بعد از عبور از چاله ها با پای پیاده، گل آلود شده اند به اپرا خواهند رسید.
اکثر هنرمنــدان از نبود امکانات برای تمرین و فقدان اتاق های تعویض لباس شکایت می کردند، آنها حتی از توالت ها نیز شکایت کردند، بنا به گفته ی آنها، توالت ها یا کار نمی کردند و یا تا روی آن می نشسـتند واژگون می شدند. ولی آخرین تعمیرات هم صورت گرفت.
ملکه در اکتبر 1973 سالن اپرای سیدنی را افتتاح کرد. دوستداران اپرا و کنسرت از سراسر استرالیا همراه با اشخاص برجسته و میهمانانی از سراسر دنیا دعوت شده بودند. مهمانان آن شب در حالی از تالار اپرا خارج می شدند که این ایده ی جنجال برانگیز را علی رغم تمام مشکلات سرانجام با موفقیت به اتمام رسیده بود ستایش می کردند و کاملا معلوم بود تحت تاثیر قرار گرفته اند.
ولی در آن شب مهتابی و زیبا در سال 1973 یک صدا به گوش نرسید، دولت نیو ولز جنوبی برای نشان دادن حسن نیت خود، جورن اوتزون را هم دعوت کرده بود ولی او دعوت را نپذیرفت و در مراسم افتتاح آن شرکت نکرد.
از لحاظ هنری، خانه اپرای سیدنی، یکی از مشهورترین اماکن دنیا برای اجرای هنرهای نمایشی است. البته فقط تعداد اندکی از بازدیدکنندگان با هدف دیدن نمایش به آنجا می روند، زیرا محیط اطراف آن فضایی سرشار از آرامش به ارمغان می آورد.
اپراهاوس شامل پنج سالن تئاتر، پنج سالن تمرین نمایش، دو سالن اصلی، چهار رستوران، شش بار و تعداد زیادی فروشگاه است. گفتنی است که پوسته حلزونی شکل اپراهاوس شامل یک میلیون و ۵۶ هزار تکه سنگگرانیت سوئدی میشود.
در این ایمیل بر اساس حروف اختصاری یا نام و مارک هایی که به خیلی از کمپانی های خودروسازی اختصاص داده شده و در حال حاضر از شهرت جهانی برخوردار هستند، از سوی استفاده کنندگان این محصولات بصورت تحت اللفظی، حالا یا بشکل واقعی و یا بعضا بعنوان شوخی و طنز، تعابیری صورت گرفته که خوندن و ترجمه ی اونها خالی از لطف نیست که امیدوارم مورد توجه شما دوستان قرار بگیره و لذت ببرید. البته جای شکرش باقیه که بنا به خیلی از دلایل واقعی و غیر واقعی ما مجبوریم با همین تولیدات داخلی (انواع و اقسام خودرو های ملی رو میگم) که قربونش برم از همه لحاظ بیست ِ بیست که چه عرض کنم دویسته، خودمون رو وفق بدیم که یه وقت خیر و شر این خودروهای عجیب غریب خارجکی به ما نفوذ نکنه ... ![]()

TOYOTA : The One You Only Trust Always

HYUNDAI : Hope You Understand Nothing's Drivable And Inexpensive

OPEL : Old People Enjoying Life

FIAT : Failure in Italian Automotive Technology

PORSCHE: Proof Of Rich Spoiled Children Having Everything

KIA : Killed In Accidents

FORD : Fix Or Repair Daily

HONDA : Hanged Over Now Driving Away

BMW : Brings Me Women

VOLVO : Very Old Looking Vehicular Object

GOLF : Girls Only Love Fun - Volkswagen

AUDI : Another Ugly Deutsche Invention

SAAB : Svenska Aeroplan Aktie Bolaget - Swedish Aeroplan Stock Company

PONTIAC : Poor Old Nigger Thinks It`s Cadillac

BUICK : Big Ugly Indestuctible Car Killer

DODGE : Dead Old Dog Going East

SUBARU : Screwed Up Beyond All Repair Usually

LOTUS : Lots Of Trouble Usually Serious

GM (General Motors) : Greatest Mistake![]()
با عرض سلام حضور شما دوستان گرامی، در گشت و گذاری که در چند سایت اقتصادی داشتم به مقاله ی جالبی در مورد کم ارزش ترین واحدهای پول جهان در مقایسه با دلار امریکا برخوردم که درج اون رو در گروه خالی از لطف ندیدم. البته این رده بندی مربوط به سال 2008 هست ولی متاسفانه و در کمال ناباوری کشورمون ایران هم در این رده بندی حضور داره. لطفا بدور از هرگونه نتیجه گیری سیاسی مطالب زیر را دنبال کنید ...
زیمبابوه (بزرگترین اسکناس برابر با 10 میلیون دلار زیمبابوه)
هر ده میلیون دلار زیمبابوه برابر با حدود 4 دلار آمریکا
در سال 2008 تورم در کشور زیمبابوه به رقم نجومی 100,000 درصد رسید. چنین تورم حیرت انگیزی دولت این کشور را مجبور به معرفی جدید اسکناس 10،000،000 دلاری کرد. به گزارش نیویورک تایمز یک بسته کاغذ توالت در زیمبابوه هزینه ای در حدود صد و پنجاه هزار دلار زیمبابوه ای دارد. که حدود 69 سنت آمریکایی است! با این تفاسیر اسکناس های 500 دلاری این کشور از یک برگ کاغذ توالت هم بی ارزش تر است! تورم فوق العاده، مانند سم مهلکی به بدنه این کشور فقیر پیچیده است. شما برای خرید یک کیلو گوجه فرنگی باید ده میلیون دلار همراه خود داشته باشید و جالبتر آن است که بدانید این کشور طی یک سال اخیر 12 صفر از واحد پولی خود حذف کرده است.
![]()
ویتنام (بزرگترین اسکناس برابر با 500 هزار دونگ ویتنام)
هر پانصد هزار دونگ ویتنام برابر با حدود 31.37 دلار امریکا
با شروع دهه1980 و تحریم های ایالات متحده و کاهش شدید صادرات ویتنام و انباشته شدن کالاهای صادراتی در داخل کشور، ویتنام برای مقابله با تورم فزاینده دست به چاپ اسکناس و تزریق پول به بازار داخلی شد که البته این اقدام نتیجه ای جز بی اعتباری شدید پولی در این کشور نداشت و میتوان گفت از سال 1980 هیچ تورم جدیدی این کشور را فرا نگرفته ولی باز هم رده دوم به این کشور می رسد.
![]()
اندونزی (بزرگترین اسکناس برابر با 100 هزار روپیه اندونزی)
هر صد هزار روپیه اندونزی برابر با حدود 11.05 دلار امریکا
بحران اقتصادی آسیای شرقی در سال 1997 باعث سقوط 80 درصدی روپیه اندونزی و رشد تورم در این کشور شد. همچنین انقلاب گل سرخ و برچیده شدن دولت در چند سال اخیر در سقوط ارزش واحد پولی این کشور بی تاثیر نبود که در حال حاضر این کشور همچنان رده سوم را در اختیار دارد.
![]()
ایران (بزرگترین اسکناس برابر با 50 هزار ریال ایران)
هر پنجاه هزار ریال ایران برابر با حدود 5 دلار امریکا
بزرگترین اسکناس چاپی ایران، 50,000 ریالیست که البته اینک اسکناس های 2 میلیون ریالی ، 1 میلیون ریالی و 500 هزار ریالی به عنوان پول (نه چک تضمین شده) در بانک مرکزی این کشور به چاپ رسیده و در شبکه ی پولی کشور در حال مبادله است. نرخ تورم ایران در بعد از انقلاب اسلامی سال 1357 به رقمی در حدود 15% رسید. با شروع جنگ با عراق و اجبار دولت به تزریق اسکناس برای تامین مخارج بالای جنگ روند افزایش تورم خصوصا در سالهای اولیه ی پس از جنگ به شدت افزایش داشت و تا رقمی حدود 50 درصد هم رسید. از دیگر عوامل سقوط ارزش ریال، تحریم های سیاسی اقتصادی موجود جهانی برای این کشور است. ایران متاسفانه اسیر تورم و وضعیت نابسامان اقتصادی است که بطور فزاینده ای گریبانگیر مردم این کشور است تا جایی که در حال حاضر پیشنهاد حذف چند صفر از واحد پولی و اجرای طرح حذف رایانه ها از سوی دولت در جریان است ...
![]()
سائوتومه (بزرگترین اسکناس برابر با 50 هزار دوبرا سائوتومه)
هر پنجاه هزار دوبرا سائوتومه برابر با حدود 3.47 دلار امریکا
کشوری واقع در افریقا و خلیج گینه است. این کشور از دو جزیره به نام سائوتوم و پرنسیپه تشکیل شده است. دلیل بی ارزشی پول در این کشور ناپایدار بودن حکومت و از طرفی بی ثباتی در قیمت تنها محصول صادراتی این کشور یعنی کاکائو میباشد. اقتصاد این کشور آفریقایی که به کاکائو وابسته است، پس از تعویض ارز از دلار به یورو چنان عقب ماند که اینک رده پنجم را به خود اختصاص داده است.
![]()
گینه (بزرگترین اسکناس برابر با 10 هزار فرانک گینه)
هر ده هزار فرانک گینه برابر با حدود 2.33 دلار امریکا
گینه از غنی ترین معادن آلومینیم، آهن، طلا، الماس و اورانیوم برخوردار است ولی به دلیل فساد شدید در نظام اقتصادی و بانکی این کشور؛ روز به روز از ارزش فرانک این کشور کاسته میشود. به طوریکه اکثر معاملات در این کشور با واحد پول کشورهای همسایه مانند سنگال استفاده میشود. این کشور پس از جنگ های داخلی و بحران سیاسی به این وضع نابسامان اقتصادی دچار شده است.
|
اولین دوربین عکاسی دیجیتا ل توسط شرکت کداک سال 1975 First Digital Camera (1975): Created by Kodak's
اولین متل در سال 1925 در سن لویس، کالیفرنیا First Motel (1925): MotelSan in Luis, California
اولین سرور و وب سایت در سال 1990 The first web page address was http://info. cern.ch/hypertex t/WWW/TheProject .html, First Web Server and Web Site 1990
اولین موتور سیکلت در سال 1885 توسط کشور آلمان First Motorcycle 1885by the German
اولین تصویربرداری X-Ray قسمتی از دست در سال 1895
اولین موس کامپیوتر در سال 1964
اولین ساختمان خراش در سال 1885 شیکاگو
اولین ام پی تری پلیر با حافظه 32 مگابایت سال 1998 World's First MP3 Player (1998): MPMan 32MB
اولین جدول در سال 1913
اولین عکسبرداری در سال 1826 منظره از پنجره فرانسه
|
صبحانه بر روی پل نام برنامه جدیدی است که از امسال در استرالیــا آغاز شده است. برای اولین بار پل معروف هاربر در بندر سیدنی استرالیا در روز جمعه گذشته بر روی ترافیک روزانه بسته شد تا میزبان 6000 نفر از شهروندان خود برای پیک نیک صبحانه باشد. به نقل از وزیر گردشگری استرالیا این رویداد جدیدیست که به عنوان بخشی از آرزوهای مردم سیدنی بعنوان روز مواد غذایی نامگذاری شده و در فضایی باز و سرگرم کننده به اجرا در می آید ...
![]()
لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید















![]()
آیا شما لیستی از آرزوهایتان برای سفر به جاهای مختلف دنیا دارید؟ اگر تا بحال آنرا تهیه نکرده اید این فهرست به شما کمک بسیاری میکند. ما در اینجا 10 مکان بسیار جذاب و دیدنی جهان را برای شما گردآوری کردهایم. پس برای این سفر زیبا و فراموش نشدنی آماده شوید!
1. سریلانکا
سریلانکا را میتوانیم یکی از زیباترین جزیرههای روی کره زمین بنامیم. شواهد و دلایل محکمی دال بر وجود تمدن بشری 2000 ساله در این جزیره کوچک وجود دارد. کسانی که به تحقیق و بررسی کشورهای باستانی علاقهمندند، یافتن آرامش در طبیعت و فراتر رفتن از هیجانات زندگی را همیشه دلیلی برای سفر کردن به سریلانکا میدانند ...

غار معبد Dambulla
تندیس پیکر بودا
![]()
2. کیوتو، ژاپن
در میان پوسترها، تقویمها یا بروشورهایی که آژانسهای مسافرتی ژاپن چاپ میکنند، باغهای کیوتو واقعا "چهره پنهان" ژاپن را تشکیل میدهند. به هر جهت، وقتی از این باغها دیدن میکنید، "مکان آرامش بخش" خود را در توکیو خواهید یافت، اما لذت بردن و استراحت کردن در این باغها در یک روز بعدازظهر زیباترین تجربه شما در این شهر خواهد بود ...

معبد کوشک طلایی 
پاییز در کیوتو
![]()
3. لاس وگاس، آمریکا
به نظر میرسد لاس و گاس شبیه تصویری باشد که شما از بهشت در ذهن خود دارید، خصوصا هنگام شب!
4. ونیز، ایتالیا
اینجا ونیز است، زیبایی مبهم و شناور در شهر افسانههای پریان و دامی برای توریستها با آب و هوای بدش، اولین چیزی که جلب توجه میکند هنر و زیبایی طبیعی شهر است. هنرمندان بسیاری از این شهر الهام گرفتهاند ...

ایتالیا، جذاب ترین سرزمین
ونیز، سرزمینی رمانتیک 
![]()
5. پاریس، فرانسه
اگر تو آنقدر خوش شانس هستی که در جوانیات در پاریس زندگی میکنی، هر جای دیگری که برای تعطیلات و استراحت بروی نمیتوانی پاریس را فراموش کنی "ارنست همینگوی"

طاق نصرت پیروزی 
موزه لوور پاریس
پاریس، شهر عشق
![]()
6. هندوستان
اگر یک مکان در زمین وجود داشته باشد که انسان بتواند وقتی آرزوهایش شکل گرفت جایگاهی برای آن پیدا کند، مطمئننا آنجا هند خواهد بود! "رومان رولاند"

تاج محل، یکی از عجایب هفتگانه جهان
معبد Rockfort Ucchi Pillayar 
معبد Gadi Sagar 
قلعه سرخ آگــرا
ساحل گوا![]()
7. ریو دوژانیرو، برزیل
قبل از کارناوالها وقت این رسیده که روشناییها را ببینیم. اولین مکانها برای تجربه کردن ایپاناما و کوپکابانا هستند. ریو شهری آنتیک و بینظیر و دارای سواحل بسیار زیبا است، منطقه ای شهری با زمینهای ناهموار.

دورنمایی از ریو دوژانیرو
مجسمه مسیح نجات بخش، عجایب هفتگانه جهان
کارناوال در ریودوژانیرو
![]()
8. هاوایی
هاوایی بهشتی رویایی است و من نمیتوانم در مورد زیباییهای آن حرف نزنم؛ اما من باید توضیح و شرحی بر آن اضافه کنم: هاوایی بهشتی برای آرام گرفتن است ... "جک لندن"
سواحل هاوایی که به بهشت می نامند


![]()
9. قاهره، مصر
مصر سرزمین تفاوتها، عجایب و شگفتیهاست و تشریح کردن آن واقعا دشوار است ...

اهرام ثلاثه
مجسمه بزرگ ابوالهول
بناهای مصر باستان
بازارهای سنتی![]()
10. لهاسا، تبت
یک تبتی سالخورده میگوید: هر جایی که تو احساس کنی در خانه ات هستی، تو در خانه هستی. اگر چیزهایی که تو را احاطه کرده جذاب و دوست داشتنیاند پس تو در خانه ات هستی. ولی تبت جائیست که قبل از ورود به آنجا زیبایی های آنرا باور نخواهی کرد ...
| |||
|