مردی که بيگانگان فضايي 6بار به خانه‌اش حمله کرده‌اند!!

مردی که بيگانگان فضايي 6بار به خانه‌اش حمله کرده‌اند!!

او می‌گوید: نمی دانم چه كار كرده‌ام كه آنها را آزرده كرده، اما هیچ توجیه دیگری برای این اتفاقات ندارم...

برای ششمین بار یك شهاب سنگ روی سقف خانه مردی در صربستان فرود آمد.
خانه این مرد به نام «رادی و وجی لاجیك» كه دو سال پیش به دلیل سقوط پنجمین شهاب سنگ بر روی سقف آن مورد توجه تمام رسانه‌های جهان قرار گرفته بود، برای ششمین بار مورد اصابت یك شهاب سنگ دیگر قرار گرفت.
«لاجیك» تكه سنگ‌های این شهاب سنگ را به دانشگاه بلگراد برد و پژوهشگران این دانشگاه تایید كردند كه سنگ‌ها متعلق به یك شهاب سنگ هستند.
«رادی و وجی لاجیك» معتقد است كه هدف حملات بیگانگان فضایی قرار گرفته است.
«رادی و وجی لاجیك» می‌گوید: نمی دانم چه كار كرده‌ام كه آنها را آزرده كرده، اما هیچ توجیه دیگری برای این اتفاقات ندارم.

از نفرین فراعنه مصر چه می‌دانید؟!!

از نفرین فراعنه مصر چه می‌دانید؟!!

چند روز بعد، باستان شناس آمریکایی آرتورمیس که به کارتر کمک کرده بود تا دیوار اطاق فرعون را خراب کند، احساس خستگی کرد. پیش از آن که حتی پزشکان بتوانند کوچک ترین اظهار نظری کنند، عقلش را از دست داد و...
 
کاهنان دربار فراعنه در تمدن مصر باستان، در زمره مرموزترین شخصیت‌های تاریخ به شمار می‌روند تا جایی که در خصوص زندگی برخی از آنان کتاب‌هایی مستقل به چاپ رسیده است.
هوش و فراست این دولت مردان در سایه تمدن مصر، تنها به دایره نفوذ انکارناپذیر آنان در ساختار حکومت فراعنه ختم نمی‌شوn؛ بلکه با تسلط آنان برخی از علوم مانند، فیزیک و شیمی ‌با استفاده از نوع معماری و مواد مهلک و سمی، مقبره فراعنه رابه مرگ‌بارترین مکان‌ها برای هر فرد متجاوز به قبر فراعنه تبدیل می‌کردند تا جایی که هر فرد راه یافته به گنجینه‌های مدفون در مقابر، اگر از تله‌های گوناگون چون فرو ریختن سقف با حرکت خود و با برداشتن سنگی از قبور عبور کند، گرفتار قارچ‌های سمی ‌می‌شود که در فضایی بسته انتظار هر راهزنی را می‌کشد.
 
تبحر معماران مصر باستان در مهندسی اهرام تا بدان جا بود که وقتی یکی از رهبران شوروی سابق حضور در مقبره یکی از فراعنه در اهرام ثلاثه را در برنامه‌های خود قرار داده بود. سرویس جاسوسی شوروی سابق با نتیجه گیری از آخرین داده‌های دانشمندان در خصوص تمرکز انرژی در نقطه مرکزی آرامگاه، دیدار وی را لغو کرد.
امروز آمیزه ای از واقعیت‌های اثبات شده علمی ‌با برخی از حوادث و اتفاقات روزمره زندگی، به سوژه‌ای جذاب برای نویسندگانی مبدل شده است که مخاطبین خود را برای لحظه ای در فضای افسانه و حقیقت رها می‌سازند.
 
در هفدهم فوریه سال 1923 م. در شهر لوکسور مصر، حدود بیست نفر در برابر یک دیوار سنگی گرد آمده بودند. این دیوار چندین هزار سال پیش تعبیه شده بود تا آرامش ابدی فرعون جوان «توتن خامون» را حفظ کند.
در حدود بیست نفر شاهد، پشت سر اردکارنارون و هوارکارتر باستان شناسان انگلیسی که سرنوشت خارق‌العاده شان موجب شد تا در سراسر جهان مشهور شوند، صف کشیده بودند. اندکی از ساعت دو بعدازظهر گذشته بود. چند دقیقه بعد، هئوارکارتر تخریب این دیوار را که راه ورودی مقبره را بسته بود، آغاز کرد.
 
بازوی کارتر بالا رفت. در دست راست او یک چکش سنگین بود و با دست چپش مته بزرگی را گرفته بود تا این دیوار اسرارآمیز را سوراخ کند. حاضرین جملگی می‌لرزیدند و لردکارنارون ناخودآگاه به فکر کتیبه ای افتاد که بر روی گل آخری نقش بسته بود. چند هفته پیش این کتیبه را یافته و با زحمت بسیار موفق به خواندن متن آن شده بودند. در این کتیبه، ظاهرا به پیداکنندگان مقبره چنین اعلام خطر شده بود:
«هرکسی که آرامش فرعون را بر هم زند، عفریت مرگ بال‌های خود را بر او خواهد کوفت». کارتر، سوراخی را به اندازه دو برابر قطر بازوی خود ایجاد کرد و مقبره را به مدد یک لامپ برقی روشن کرد. جزئیات درون فضای آرامگاه را دیگر می‌شد به روشنی دید. درخشش اشیاء، چشمانش را زد. همه جا روی دیوارها و روی زمین آکنده از طلا بود. آرامگاه زرین در برابر دیدگان بهت زده باستان شناسان می‌درخشید. این دو مرد شکاف دیوار را وسیع تر کردند. صندوق زرین عظیمی ‌تقریبا همه فضای مقبره را انباشته بود. در یک سوی آن دو در فقل تعبیه شده بود که بدون زحمت و سروصدای زیاد باز شدند. در درون این صندوق، یک جعبه دیگر آن هم طلایی وجود داشت؛ اما بر روی درهایی که در صندوق قرار گرفته بود، مهر و موم دست نخورده ای دیده می‌شد که معلوم بود از زمان تدفین فرعون تا این زمان، هیچ کس آن چه را که پشت این مقبره در بسته پنهان شده، ندیده است.
 
این دو باستان شناس، با دقت هر چه تمام تر، درهای سرداب را بستند و دوباره راه آن را مسدود کردند.
در میان حاضرانی که در بحر مکاشفت فرو رفته بودند، هیچ کس یک کلمه صحبت نمی‌کرد. در آن جا، یک وزیر، چندتن صاحب منصب عالی مقام دولت، باستان شناسان، دانشمندان، بازرس‌های کل اداره باستان شناسی مصر و دو زن وجود داشتند. در این جمع بیست نفری، سیزده نفر آنها در مدت چند ماه به طرز خشونت بار و مرموزی از بین رفتند...
در حدود چهل روز بعد، هوارکارتر از قاهره تلگرامی ‌دریافت کرد به او خبر داده شده بود که لردکارنارون شدیدا بیمار است. هوارکارتر که در لوکسور بود، زیاد به این تلگرام اهمیت نداد؛ ولی به زودی تلگرام دومی ‌با این عبارت رسید: لردکارنارون به طور جدی بیمار است و تب شدیدی دارد.
کارتر با شتاب فراوان به سوی پایتخت مصر روانه شد.
 
دوازده روز بود که لردکارنارون با تب‌های بسیار شدید دست و پنجه نرم می‌کرد. در اطاقی که در هتل کنتینانتال داشت، گرما غالبا به چند درجه می‌رسید. پسر لردکارنارون برای دیدن و مواظبت دائمی‌ پدر به مصر رسید. در همان شب ورود، در ساعت دو و ده دقیقه کم شب، توسط پرستار از خواب بیدار شد. پدش مرده بود. به اطاق پدر دوید و در لحظه ای که می‌خواست وارد اطاق شود، ناگهان همه چراغ‌ها خاموش شد.
خواهر لردکارنارون اشک می‌ریخت و آخرین کلماتی که لرد بر زبان جاری کرد، واقعا عجیب بودند: «صدایش را می‌شنیدم به دنبالش راه افتاده ام...» در همان لحظه ای که لرد در قاهره مشغول جان دادن بود. هزاران کیلومتر دورتر، یعنی در انگلستان و در منزل خانوادگی کارنارون‌ها، سگ کوچک لرد شروع به نالیدن کرد و آن گاه بر روی دو پای خود ایستاد و سپس مرد.
 
چند روز بعد، باستان شناس آمریکایی آرتورمیس که به کارتر کمک کرده بود تا دیوار اطاق فرعون را خراب کند، احساس خستگی کرد. پیش از آن که حتی پزشکان بتوانند کوچک ترین اظهار نظری کنند، عقلش را از دست داد و در همان هتلی که لرد از دنیا رفته بود، او نیز جان داد.
در همان زمان‌ها، میلیاردر معروف آمریکایی جرج جی گلوله که شدیدا از مرگ دوست قدیمی‌خود لردکارنارون متأثر شده بود، به وسیله کارتر، مقبره توتن خامون را تماشا کرد و فردای آن روز، تب وحشتناکی او را انداخت. پزشکان نظر دادند که بر اثر نارسایی قلبی مرده است. مرگی که به هر حال عجیب و غریب بود و چهار هفته بعد از اعلامیه او در انکار نفرین فراعنه روی داد؛ یعنی همان روزی که در موزه قاهره که توسط جمال محرز اراده می‌شد اشیای گران بهایی را که از مقبره توتن خامون به دست آمده بود. قرار می‌دادند؛ به ویژه ماسک طلایی این فرعون را که بیست و پنج لیور سنگینی داشت.
 
در تاریخ سوم نوامبر 1962 م. یک پروفسور پزشکی و زیست شناسی دانشگاه قاهره، بعد از مطالعه تمام نظریه‌ها و طرح نظریه رادیواکتیویته و همین‌طور مسمومیت محیط مقبره فرعون به علت بسته بودن کامل، خود را برای اعلام نظریه جنجال آفرین در باب این به اصطلاح نفرین آماده می‌کرد. پرفسور عزالدین طاها، این حقه اسرارآمیز را شکسته بود. روزنامه نگاران سراسر جهان به سالن کنفرانس هجوم آوردند و پروفسور رشته کلام را به دست گرفت.
«چندمین ‌سال است که من تعداد فراوانی از باستان شناسان و کارکنان موزه‌ها را مورد معاینه قرار می‌دهم. در تمام موارد مشاهده کرده ام که در بدن مریض‌های من ویروسی وجود دارد که موجب تورم مجاری تنفسی شده و تب‌های بسیار شدیدی را موجب می‌شود: لذا توانسته ام در انستیتوی میکروب شناسی دانشگاه قاهره، یک سلسله ویروس‌های خطرناکی را که موجب ناخوشی‌های گوناگون است و بین آنها ویروس آسپرژینوس نیژر نیز بود، مشخص کنم. این ویروس می‌تواند به طور غیر عادی در درون مومیایی‌ها، در مقابر و اهرام، حدود حداقل سه تا چهارهزار سال زنده بماند...» .
 
پرفسور طاها چنین نتیجه گرفت: «این کشف، یک بار برای همیشه این فکر خرافی را در هم می‌شکند که جستارگرانی که در مقابر باستانی کار کرده اند، در تأثیر نفرین مرده باشند. امروز هنوز هم کسانی هستند که به تأثیر نیروهای فوق طبیعی باور دارند؛ ولی ما بر این مزخرفات خط بطلان می‌کشیم».
شب سوم نوامبر 1962 م. بسیاری از کسانی که در تماس با مومیایی فراعنه، مقابر و اهرام بوده اند، از سخنان پرفسور طاها تسکین یافتند و ترسشان از میان رفت. روزنامه نگاران چکیده‌های فراوانی از کنفرانس طاها تهیه کرده و منتشر نمودند. «ما بر این مزخرفات خط بطلان می‌کشیم» و البته که این حرفها چرند و پرند بود. توجیه مرگ اسف بار حدود سی نفر محقق، فقط از جهت علمی‌ مقدور است و نظریه پرفسور طاها قابل نقض و رد نبود.
چند روز بعد، پرفسور طاها در جاده بین قاهره و سوئز اتومبیل می‌راند. او پشت فرمان بود و در کنارش دو نفر از همکاران علمی ‌او نشسته، از این مزخرفات سخن می‌گفتند که ناگهان، درحالی که اتومبیل پرفسور طاها در هفتاد کیلومتری مشرق قاهره مشغول رفتن بود، بدون هیچ دلیلی به طرف دست چپ منحرف شد و این اتومبیل در این جاده خلوت با اتومبیل دیگری بی دلیل تصادف کرد و پرفسور طاها و دو همکارش بی درنگ به قتل رسیدند؛ ولی مسافران اتومبیل دیگر فقط جراحات اندکی برداشتند. تشریح جسد پرفسور طاها نشان داد که او نیز قربانی نارسایی قلبی شده است!
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: hawzah.net

حرکت اسرار آمیز سنگ ها در دره مرگ !

 


"دره مرگ" منطقه ای در کالیفرنای جنوبی، نزدیک صحرای نوادا در آمریکای شمالی است که طول آن 225 کیلومتر و پهنایش بین 8 تا 24 کیلومتر است. این منطقه پست ترین نقطه در نیمکره غربی جهان نیز به شمار می آید. ارتفاع پست ترین قسمت آن 86 متر پایین تر از سطح آب های آزاد است. در سال 1849، گروه بزرگی از جویندگان طلا به این منطقه هجوم آوردند و بسیاری از آنان در اثر گرما، تشنگی و خستگی بیش از حد، از پای درآمدند. به همین علت، این منطقه را دره مرگ نامیده اند.

در تابستان، دمای این منطقه به 50 درجه می رسد و گزارش شده است که در سال 1913 دمایش به 6/56 درجه نیز رسیده بود. این دره، زمستان ها هوای ملایمی دارد. اما دمای شب های زمستانی آن گاهی زیر صفر است. در نقاط مختلف این دره، آبگیرهای نمکی، نمکزارها و تپه های آتشفشانی عجیبی دیده می شود. با وجود این، خرگوش ها، موش ها، کانگوروها، مارمولک ها و جانوران صحرایی بسیاری در آن زندگی می کنند. با شروع بارندگی های اندک بهاری، نیز انواع گل های وحشی، علف و بوته هایی که با زمین های نمکی سازگارند، در آن ظاهر می شوند.

گفتنی است این منطقه از نظر معادن و سنگهای زینتی و قیمتی یکی از مناطق مهم آمریکا میباشد و دیگر اینکه بعضی از بومی های مناطق اطراف دره مرگ بر این باورند که این منطقه توسط پیشینیان نفرین شده است.

از عوامل مهمی که توجه زمین شناسان را بخود جلب کرده، همانطور که در تصاویر زیر مشاهده می کنید حرکت اسرار آمیز سنگ ها در این منطقه است! سنگ های دره مرگ در ایالات متحده آمریکا خودبخود و بدون دخالت عامل انسانی یا غیر انسانی به طور مرموزی حرکت می کنند. عامل این حرکت اسرارآمیز پدیده های ژئولوژیکی است که هنوز برای دانشمندان این علم شناخته شده نیست!


 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تصویری از جاده ای که به "دره مرگ" منتهی میشود

ترسناک‌ترین افسانه‌ها درمورد 6 مکان تاریخی جهان!! (+عکس)

ترسناک‌ترین افسانه‌ها درمورد 6 مکان تاریخی جهان!! (+عکس)

در روایت‌های ترسناک در مورد تیمارستان گفته شده که: یک روز یکی از بیماران ناپدید می‌شود، 5 هفته بعد جسدش درحالی پیدا می‌شود که به طور کامل فاسد شده ولی دور جسدش...
 
در سراسر جهان مکانهایی با تاریخچه ای تیره و وحشت زا وجود دارند. بازدید از مکان‌های ترسناک شاید بی شباهت به رفتن به جاهایی که ارواح سرگشته در آنجا هستند نباشد. حتی ترسناک‌تر از این رفتن به مکانهایی با ارواحی این جهانی است که بشر هم نیستند.

تونل جیغ زن، جاده وارنر
 
طبق یک افسانه محلی روح یک زن جوان این محل را تسخیر کرده است. گفته اند که شخصی این زن جوان را آتش زده و در حالیکه با لباس‌های سوزان در جستجوی راه فرار بوده در این تونل محبوس و جان می‌سپارد. در داستان‌های محلی قدری تفاوت نیز وجود دارد، یکی از این داستانها می‌گوید که پدر عصبانی دختر او را به داخل آتش انداخته است؛ چرا که او به خاطر طلاق ناراحت کننده کنترلش بر روی فرزندان و قدرت ایفا کردن وظایف پدری را از دست داده بود. در داستان دیگری گفته شده عده ای این دختر را دزدیده و بعد از آن برای پاک کردن شواهد و مدارک دختر را می‌سوزانند. همه این داستانها باعث شده مردم از تونلی که در آن صدای جیغ گوشخراش یک زن شنیده می‌شود دوری کنند.

پل Bessie Little، دیتون
 
روح یک دختر کشته شده به نام Bessie Little به طور مرتب به این پل در خیابان Ridge بازمی‌گردد. این دختر در تاریخ 27 آگوست 1896 به دست دوست پسرش «آلبرت جی فرانتز» کشته شده بود. Bessie از این پسر باردار بود و آلبرت هم نمی‌خواست با او ازدواج کند، بنابراین آلبرت با خالی کردن گلوله ای به مغز دختر بینوا را کشته و صحنه را طوری بازسازی کرد که خودکشی به نظر برسد. او برای رسیدن به این هدفش دوبار به Bessie شلیک کرد و این کاملا واضح است که دختر این کار را با خودش نمی‌کرد. در تاریخ 19 نوامبر 1897، «آلبرت جی فرانتز» در زندان اوهایو در کلمبوس به صندلی الکتریکی بسته و با اتهام قتل درجه یک به مرگ محکوم شد. بنابراین در افسانه‌ها گفته شده که این دختر با بازگشتن به شهرک «مونتگومری» قصد تسخیر کردن این پل را دارد.

دانشگاه اوهایو، آمریکا
 
«ویلسون ‌هال» به خاطر یک دختر (احتمالا یک دختر جادوگر) معروف شد. این دختر لحظاتی بعد از اینکه با خون خودش نوشته‌هایی شیطانی و ماوراطبیعی روی دیوار نوشت خودش را کشت. 5 ستاره دنباله دار که به شکل ستاره پنج پر درآمده بودند این محوطه را احاطه کردند همراه با ساختمان اداری که که در وسط نشان شیطان قرار گرفته بود. و در داستان دیگر از «واشینگتون‌ هال» نام برده شده که به خاطر منزل دادن به بازیکنان بستکبال یک تیم معروف شده بود؛ او و تمام بازیکنان در یک تصادف وحشتناک کشته می‌شوند و گفته شده ارواح آنها هنوز سالن دانشگاه را در تسخیر خود دارند و گاهی اوقات می‌توان صدای دریبل زدن را در سالن شنید. سرداب‌های «جفرسون ‌هال» از مکان‌هایی است که ارواح بی‌شماری از خودشان نشانه‌هایی نشان می‌دهند. و بالاخره به خاطر Ridges یک تیمارستان مخروبه که اکنون به خاطر رفتارهای نامناسب و شوک الکتریکی شناخته شده است.  در روایت‌های ترسناک در مورد تیمارستان گفته شده که: یک روز یکی از بیماران ناپدید می‌شود، 5 هفته بعد جسدش درحالی پیدا می‌شود که به طور کامل فاسد شده ولی دور جسدش لکه‌هایی به صورت خطی محیطی کشیده شده. این لکه را امروزه هم می‌توان در آن مکان دید!

جاده کلی، اوهایوویل، پنسیلوانیا
 
در فاصله یک مایلی جاده کلی در اوهایوویل، پنسیلوانیا منطقه ای است که گزارش‌های بی‌شماری حاوی فعالیت‌های ماورایی و اتفاقات عجیب از آنجا گزارش شده است. گزارش‌ها حاکی آن است که وقتی حیوانات وارد این منطقه تسخیر شده می‌شوند آرامش و ملایمت خود را از دست داده و این آرامش تبدیل به درنده خویی شده و سپس به سمت حیوانات دیگر و حتی انسانها می‌روند. این جاده با جنگل فشرده، سیاه و وحشت‌انگیز احاطه شده که در آن جنگل نیز سر و صداها و اشباح سفید رنگی شنیده و دیده شده که قابل تشریح کردن نیست. هیچ کس کاملا مطئن نیست که چرا این بخش کوچک از جاده تسخیر شده است، اما در برخی تئوری‌ها گفته شده که این اتفاقات از جهاتی می‌تواند به فعالیت‌های آیینی که یکبار در این مکان برگزار شده ارتباط داشته باشد و نیز نفرین‌هایی که به این دلیل مردم این سرزمین دچارش شده اند.
 
زندان آلکاتراز، سان فرانسیسکو
 
زندان آلکاتراز

این جزیره از نظر بومی‌های آمریکایی مکانی شیطانی بوده، که در طی قرن‌ها مرگ‌ها بی شماری در اثر تصادف، قتل و خودکشی به خود دیده است. با تاریخچه سیاهی که دارد جای تعجب نیست که بگویند که ارواح آلکاتراز را بیشتر از تمام مکان‌های دیگر  تسخیر کرده اند. اگر این باور که ارواح به دنیا باز می‌گردند تا مکانهایی که در آنجا شکنجه شده اند را تسخیر کنند، پس آلکاتراز باید در اثر هجوم ارواح به آنجا منفجر شود.  در طول سال‌ها گزارش‌هایی حاوی اتفاقات مرموز در جزیره آلکاتراز وجود داشت. این گزارش‌ها از سوی بازدید کننده‌ها، نگهبانان پیشین و زندانیان پیشین و کارکنان خدماتی پارک ملی بود. از فانوس دریایی محل هم بارها صدای دلنگ دلنگ، جیغ و گریه شنیده شده است.
 البته داستان‌های بی شماری در مورد این محل وجود دارد که در این مقاله کوتاه ما نمی‌گنجد و برای تشریح تمام آنها نیاز به نوشتن یک کتاب داریم. بعضی از این اتفاقات عجیب هم در پاراگراف بالا ذکر شد. فانوس دریایی جزیره در سال 1854 ساخته شد و سپس در زلزله بزرگ سانفرانسیسکو در سال 1906 به طور کامل نابود و خراب شد و بعد به طور ناگهانی دوباره ظاهر شد، چندین گزارش در مورد این محل مربوط به شب‌های مه گرفته بوده همراه با صدای سوت مانند وحشتناک و یک چراغ سبز فلش زن که به آرامی ‌اطراف جزیره را روشن کرده و به همان سرعتی که روشن شده بود ناپدید می‌شود.
قلعه ادینبورگ، ادینبورگ، اسکاتلند
 
قلعه ادینبورگ
این قلعه باشکوه مکانی مربوط به قرون وسطاست و در قسمت بالایی یک پرتگاه صخره ای واقع شده و چشم انداز زیبایی از تپه‌های اسکاتلند به انسان می‌دهد. اما داخل این دالان‌های تاریک و خیابان‌های باریک ادینبورگ صدای مردگان شنیده می‌شود. اینها حداقل اتفاقاتی است که در مورد این محل گزارش شده. اینجا مکان‌های مناسبی برای اشباح دارد شامل: سلول‌های زندان قلعه، سردابه‌های پل جنوبی، محوطه پادشاه ماری و یک خیابان متروکه برای استفاده قرنطینه و سرانجام قربانیان مدفون شده به خاطر مبتلا شدن به طاعون و بیماری‌های دیگر. همچنین گزارش‌های دیگری درمورد این مکان مخابره شده شامل: دیده شدن شبح سگ، دیده شدن طبل زن بدون سر و جسد زندانی‌هایی که در طول جنگ 7 ساله فرانسه و جنگ استقلال آمریکا کشته شده بودند.
 
تهیه و ترجمه: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ/ مریم محبعلی نژاد
 

محلی که ارواح به کشتی‌ها حمله می‌کنند!!

محلی که ارواح به کشتی‌ها حمله می‌کنند!!

كشتی كاملا متروكه بود. باز هم یك كشتی ارواح دیگر خود را به ساحل رسانده بود. آیا این كشتی آنقدر به...


كشتی «كارول ای – دیرینگ» بدون خدمه و بی‌هیچ وسیله شخصی به جا مانده از خدمه مفقود شده و بدون هیچ یك از ابزار ثبت و كنترل كشتی، شناور بر روی آب پیدا شد. برخی این موضوع را از آن جهت اسرارآمیز می‌دانند كه همین اتفاق برای كشتی دیگری به نام «مری سلست» حدود پنجاه سال قبل از آن هم افتاد. در آن كشتی هم به نظر می‌رسید كسی قبل از این اتفاق عجیب درحال چیدن میز غذا بوده است.

كشتی كاملا متروكه بود. باز هم یك كشتی ارواح دیگر خود را به ساحل رسانده بود. آیا این كشتی آنقدر به مثلث برمودا نزدیك بود كه نیروهای اسرارآمیز آن منطقه خدمه را ناپدید كرده باشند؟ یا شاید روسیه به دلایلی كشتی‌های آمریكایی را به تسخیر خود درمی‌آورد؟ به واقع در آن روز كذایی چه اتفاقی برای كشتی كارول ای – دیرینگ و خدمه آن افتاد؟!

یازده نفر خدمه كشتی رفته بودند. كشتی تبدیل به یك كشتی ارواح شده بود كه روی امواج سواحل كارولینای شمالی به این سو و آن سو می‌رفت. كارول ای – دیرینگ ذغال حمل می‌كرد. كاپیتان كشتی و پسرش «ویلیام و اس‌ای.حریت» در سال 1920 و قبل از ترك بندر نورفولك در ویرجینیا خدمه خود را استخدام كرده و به راه افتاده بودند. كمی پس از شروع سفر كاپیتان بیمار شد. كشتی در بندر «لوس» در «دراور» پهلو گرفت و كاپیتان و پسرش كه ناخدای دوم كشتی هم بود از آن پیاده شدند و كشتی را به خدمه كار كشته آن سپردند. كاركنان كشتی یك كاپیتان تازه به نام «ویلیس ورمل» كه مردی 66 ساله بود را انتخاب كردند و او هم «چارلز بی‌.مك للان» را دستیار خود كرد.

ناپدید شدن 9 كشتی
كارول ای دیرینگ در ماه سپتامبر به شهر ریودوژانیرو رفت و در كنار آن لنگر انداخت و بار خود را تخلیه كرد. «ورمل» در ریودوژانیرو به یكی از دوستانش گفته بود كه دستیارش قابل اعتماد نیست. روز دوم دسامبر 1920 كشتی به پورت‌لند رفت. وقتی كشتی در بندر «باربادوس» پهلو گرفت، مشكلی در آن به وجود آمد. مك للان به جرم مصرف مشروبات الكلی به زندان افتاد. هر چند ورمل او را آزاد كرد ولی مك للان او را تهدید و گفت؛ كه تلافی خواهد كرد. روز نهم ژانویه كشتی، بندر را ترك كرد تا به نور فولك بازگردد. روز 29 ژانویه مسئول فانوس دریایی كارولینای شمالی آن را در نزدیكی ساحل دید. او گفت صدایی از كشتی به گوش می‌رسید. مردی نوك عرشه ایستاده بود و حركاتش مثل كاركنان كشتی نبود. او موهایی سرخ رنگ داشت و می‌گفت لنگر كشتی گم شده است و آنها دارند با كمك باد به «كیپ فیر» می‌روند. سپس از مسئول فانوس دریایی خواست به شركت دیرینگ خبر بدهد. كشتی كارول ای دیرینگ مدتی در سواحل كم‌عمق «كیپ هاتراس» سرگردان بود. اثری از كاركنان، ابزار و وسایل راهیابی و كنترل كشتی، ساعت كشتی، دكل آن و وسایل شخصی خدمه در آن دیده نمی‌شد. كسی نتوانست كشتی را نجات دهد و كشتی به قعر آب‌های منطقه فرو رفت. بعدها معلوم شد بیش از نه كشتی دیگر در همان زمان گرفتار همان اتفاق عجیب شده‌اند. این كشتی‌ها با خدمه‌شان ناپدید شده بودند. مدتی بعد یك نامه درون بطری در بسته‌ای به ساحل رسید. در نامه نوشته شده بود یك نفر با قایق موتوری آمده و سوار كشتی شده است. آیا افرادی به كشتی حمله كرده و خدمه را دست بسته از آن خارج كرده‌اند؟ آیا هیچ‌كس موفق به فرار نشد؟ آیا این نامه معتبر است؟ پس چرا نویسنده نام خود را پای آن ننوشته و آن را امضا نكرده است.

فـرضیات ارائـه شــده

طی انجام بررسی‌هایی پیرامون علت ناپدید شدن خدمه این كشتی، فرضیات مختلفی برای آن ارائه شد كه مهم‌ترین آنها عبارتند از:

دزدان دریایی: كاپیتان پاركر عضو هیات كشتی رانی ایالات متحده مطمئن بود كار دزدان دریایی است. او می‌گفت دزدان دریایی هنوز هم وجود دارند و حتما گروهی از آنان مسئول این ناپدید شدن‌ها هستند. ولی هیچ مدرك واقعی برای اثبات این فرضیه در دست نبود.

حمله روس‌ها: پس از حمله ماموران اف‌بی‌‌آی به مقر حزب كارگر روسیه در شهر نیویورك، اوراقی كشف شد كه در آن از اعضای حزب خواسته شده بود كشتی‌های آمریكایی را تسخیر كرده و به روسیه برسانند. همین كشف باعث شد كه گروهی حادثه كشتی كارول ای – دیرینگ را مربوط به این موضوع بدانند ولی واقعیت آن است كه هنوز مدركی نیست كه اعضای این حزب به این دستور، عمل كرده باشند.

قاچاقچیان: فرضیه دیگر آن است كه گروهی از قاچاقچیان موادمخدر كه در منطقه باهاماس فعالیت می‌كردند كشتی را ربوده‌اند تا از آن به عنوان وسیله حمل محموله خود استفاده كنند. این كشتی آنقدر بزرگ بود كه آنها می‌توانستند یك محموله یك میلیون دلاری را با آن منتقل كنند. این فرضیه قابل قبول به نظر می‌رسد ولی برای آن هم مدركی وجود ندارد.

شورش: كشمكش‌های میان ورمل و خدمه‌اش و حرف و حدیث‌های مربوط به آن، باعث شده كه برخی این فرضیه را مطرح كنند كه كاركنان كشتی شورش كرده‌اند. مسئول فانوس دریایی مطمئن است كه مرد درون كشتی كاپیتان نبود. حتی او از افسران كشتی هم نبوده است. پس شاید نارضایتی از كاپیتان باعث بروز شورش میان كاركنان شده باشد كه این موضوع هم ثابت نشده است.

مسائل ماوراءالطبیعه: شاید شایع‌ترین علت كه برای این اتفاق در آن دوران و دهه‌های پس از آن ذكر می‌شد همین موضوع بود. نویسندگان بی‌شماری این اتفاق را به مسائل ماوراءالطبیعه مربوط دانستند. كتاب‌های زیادی در این باره نوشته و فیلم‌های بسیاری پیرامون «اسرار دریاها» ساخته شدند.

نتیجه‌گیری‌ها

سرانجام، تحقیقات و بررسی‌های زیاد به پایان رسیدند و داستان كشتی «كارول ای دیرینگ» همچون داستان‌های دیگر به افسانه‌ها پیوست. تحقیقات، رسما از اواخر سال 1922 كنار گذاشته شد. هیچ توضیح قانع‌كننده‌ای برای ناپدید شدن خدمه كشتی «كارول ای دیرینگ» ارائه نشد.
هر چند كه فرضیه شورش از تمام فرضیات قوی‌تر به نظر می‌رسد ولی در سال‌های بعد نیز هیچ اثری از بازماندگان یا آثار كشمكش در كشتی یافت نشد، آیا «كارول ای دیرینگ» هم یكی از قربانیان مثلث برمودا بود؟ به راستی چه رازی در میان امواج بلند اقیانوس شكل گرفت و «كارول ای دیرینگ» را تبدیل به یك كشتی ارواح كرد؟!
 
منبع: ksabz.net
 

10 داستان ارواح برتر جهان!

داستان ترسناک

پنجه‌ی میمون نوشته‌ی «ویلیام ویمارک جاکوبز» داستان کوتاهی است که گاردین درباره‌اش گفته موی بدن را سیخ می‌کند و توصیه کرده که آن را نصفه‌شب نخوانید. جالب اینکه...

 ده داستان ارواح برتر جهان از نگاه گاردین
بهترین داستان‌های ترسناک یا داستان‌های ارواح جهان مابین سال‌های ۱۸۸۰ تا ۱۹۳۰ نوشته شده. در همین سال‌ها بوده که داستان کوتاه هم به اوج خودش رسیده و ژانر ادبی شده و غول‌های داستان کوتاه جهان سر و کله‌اشان پیدا شده. مثلا ارنست همینگوی بهترین مجموعه داستان کوتاه‌هایش با عنوان «در زمان ما» را سال ۱۹۲۵ منتشر کرد، داستان‌هایی که نمونه‌هایی از شاهکارهای داستان کوتاه جهان‌ هستند. ابتدا نویسندگان این ژانر ادبی به نوشتن رمان با موضوع ارواح علاقه‌مند بودند، اما «پیتر واشنگتن» منتقد گاردین معتقد است که داستان ارواح در نهایت در قالب داستان کوتاه بوده که به کمال رسیده. به همین خاطر لیستی از ده داستان کوتاه برتر ارواح جهان برای گاردین تهیه کرده است. خیلی‌ها داستان‌های ترسناک یا ارواح را جدی نمی‌گیرند و فکر می‌کنند که این داستان‌ها فقط ترس و وحشت القا می‌کند و فایده دیگری ندارند اما «واشنگتن» معتقد است که داستان‌ ارواح ویژگی‌های دیگری هم دارد و خیلی از بهترین داستان‌های ادبی دنیا چه از جهت سبک و روایت و چه از جهت گیرایی، داستان‌های پلیسی، ترسناک و حتی داستان‌های ارواح هستند.
 
«گردش پیچ» نوشته‌ی «هنری جیمز» یکی از بهترین داستان‌های ارواح جهان است. در واقع خیلی‌ها آن را بهترین داستان ارواح تاریخ ادبیات می‌شمارند. هنری جیمز نویسنده انگلیسی است که در آمریکا به‌دنیا آمده. جیمز در شکل‌گیری مکتب رئالیسم در انگلستان نقش‌ به‌سزایی داشته و رمان‌ها و داستان‌ کوتاه‌هایش نمونه‌های نابی از ادبیات داستانی هستند. بهره‌گیری جیمز از نوع روایت، نقطه‌نظر و سبک داستان جایگاه ویژه‌ای در مکتب رئالیسم ادبیات انگلستان دارد. هنری جیمز نوولای «گردش پیچ» را در سال ۱۸۹۸ منتشر کرده است و پس از آن تا به امروز بیش از ده بار روی پرده سینما، صفحه تلویزیون و صحنه تئاتر رفته است.
 
«دماغ» و «شنل» نوشته‌ی «نیکلای گوگول» هم از دیگر داستان‌های مهم ارواح هستند. خوشبختانه این دو داستان را «خشایار دیهیمی» عزیز در قالب کتاب «یادداشت‌های یک دیوانه»داستایوسکی در ستایش «گوگول» عبارتی دارد که از عنوان داستان «شنل» در آن استفاده کرده و گفته: «همه‌ی ما [همه‌ی ما نویسندگان بزرگ روس] از زیر «شنل» گوگول بیرون آمده‌ایم. مجموعه داستان «یادداشت‌های یک دیوانه» نوشته‌ی «نیکلای گوگول» را «نشر نی» با ترجمه «خشایار دیهیمی» منتشر کرده است. این دو داستان نیز به مراتب فیلم شده‌اند. به فارسی برگردانده است. این دو داستان زیاد ترسناک نیستند اما از نظر سبک نوشتاری جایگاه خاصی در بین داستان‌های ارواح دارند. گوگول از تاثیرگذارترین نویسندگان روس است که پدر ادبیات رئالیسم مدرن روسیه نامیده می‌شود. اتفاقا
 
«بازدید از موزه» نوشته‌ی «ولادیمیر ناباکوف» نویسنده روس – آمریکایی داستان کوتاهی است که از زندگی خود «ناباکوف» الهام گرفته شده یعنی یک جور خودزندگی‌نامه است اما خیلی‌ از هواداران ناباکوف این موضوع را نمی‌دانند. «لولیتا»ی ناباکوف رمان مشهوری است، اما به نظر ناباکوف در نوشتن داستان‌های ارواح نیز دستی داشته و در داستان «بازدید از موزه» روح یک کشور او را تسخیر کرده است.
 
«مرده دزد» نوشته‌ی «رابرت لوئیس استیونسون» هم از داستان کوتاه‌های خوب اروح ادبیات است. استیونسون رمان‌نویس، شاعر و مقاله‌نویس اسکاتلندی بوده که نویسندگان بی‌شماری از جمله بورخس، همینگوی، ناباکوف و کیپلینگ او را ستوده‌اند. داستان «مرده دزد» در سال ۱۸۸۴ منتشر شده است. «مرده دزد» همچنین در سال ۱۹۴۵ توسط «رابرت وایز» و با بازی «بوریس کارلوف» و «بلا لوگزی» فیلم شده‌ است. گاردین درباره داستان «مرده دزد» نوشته: «به خوبی نوشته شده و دقیقا همان چیزی است که از نویسنده‌ای همچون استیونسون انتظار داریم. داستان در اواسط قرن ۱۹ رخ می‌دهد و درباره مرده ‌دزدانی است که نبش‌‌ قبر می‌کنند و برای آزمایشگاه پزشکی مدرسه وسیله فراهم می‌کنند
 
«پنجه‌ی میمون» نوشته‌ی «ویلیام ویمارک جاکوبز» داستان کوتاهی است که گاردین درباره‌اش گفته موی بدن را سیخ می‌کند و توصیه کرده که آن را نصفه‌شب نخوانید. این کتاب به فارسی ترجمه شده است. «پنجه‌ی میمون» در سال ۱۹۰۲ در انگلستان منتشر شده و در این داستان پنجه‌های میمون مرده‌ای به‌عنوان طلسم عمل می‌کنند.
 
«کافیه که سوت بزنی تا بیام سراغت خانم جون» نوشته‌ی «ام.ار. جیمز» از آن داستان‌های ارواحی است که به قول گاردین باید در اتاق تاریک و سر میز شام آن را بخوانید. «ام.ار. جیمز» را با «هنری جیمز» اشتباه نگیرید. «ام. ار. جیمز» ۱ اوت سال ۱۸۶۲ در منطقه «کنت» انگلستان به‌دنیا آمده و به داستان‌های ارواح کلاسیک یا همان داستان‌های قرن نوزدهم علاقه زیادی داشته و به همان سبک هم داستان ترسناک نوشته است.
 
«پنجره‌ی باز» نوشته‌ی «ساکی» یکی از کوتاه‌ترین داستان‌های ارواح ادبیات جهان است. «ساکی» در اصل لقب «هکتور هوگ مونرو» نویسنده انگلیسی است که او را به خاطر مهارتش در داستان‌کوتاه‌نویسی با «اُهنری» و «دوروتی پارکر» مقایسه می‌کنند. گاردین  داستان «پنجره‌ی باز» ساکی را همچنین یک کمدی توصیف کرده و گفته که ارواح این داستان خیالی هستند و داستان را «یک شاهکار مینیاتور» خوانده است.
 
«دختر بینوا» نوشته‌ی «الیزابت تیلور» که البته با آن یکی «الیزابت تیلور» فرق داشته. این یکی نویسنده بوده و در سال ۱۹۱۲ در «برکشایر» انگلیس به‌دنیا آمده.
 
«کلبه‌ی شمشادپیچ» نوشته‌ی «پلهام گرنویل ودهاوس» نویسنده انگلیسی است که از دسته‌ی داستان‌های کمدی ارواح است. گاردین در همین باره می‌نویسد: «کمدی بیشتر از آن که فکرش را بکنید در داستان‌های ارواح حضور دارد.» «ودهاوس» هفتاد سال نویسندگی کرده و با موفقیت‌های زیادی هم روبرو بوده. وی همچنین قسمت زیادی از عمرش را در فرانسه و آمریکا گذرانده و در کل نویسنده کمیک محسوب می‌شود تا نویسنده داستان‌های ارواح. نویسندگان زیادی از جمله کیپلینگ، داگلاس آدامز و سلمان رشدی از داستان‌های «ودهاوس» تمجید کرده‌اند. با این همه، رد پای زیادی از این داستان در اینترنت پیدا نمی‌شود.
 
«آیینه» نوشته‌ی «ادیت وارتون» رمان‌نویس و طراح آمریکایی است که در سال ۱۹۳۵ منتشر شده است. این داستان کوتاه ارواح نیز از انتخاب‌های داستان‌های برتر ارواح گاردین است. «آیینه» داستان زنی است که به کارمندانش می‌گوید که با معشوقه‌ی مرده‌ی زن پیری در ارتباط است. کتاب «عمر بی‌گناهی» نوشته‌ی «وارتون» در سال ۱۹۲۰ منتشر شده و جایزه پولیتزر سال ۱۹۲۱ را نصیب این نویسنده آمریکایی کرده. «ادیت وارتون» همچنین نخستین زنی است که جایزه پولیتزر برده. وی علاوه بر انگلیسی به فرانسوی نیز داستان می‌نوشته و به زبان‌های زیادی تسلط داشته. از وارتون همچنین دو کتاب به فارسی ترجمه شده است.
 

منبع:  sibegazzade.com
 

دهکده جن‌زده که جشن هالووین در آنجا ممنوع است!!


 
این دهکده به زعم بسیاری از مردم انگلستان جن زده ترین دهکده انگلستان است و از این رو بسیاری از علاقمندان به فیلمها و داستانهای وحشتناک هر ساله...
 
در هفته اینده جشن هالووین در اکثرشهرها و کشورهای جهان برگزار خواهد شد اما برگزاری جشن در یکی از دهکده های انگلستان ممنوع اعلام شده است.
این دهکده به زعم بسیاری از مردم انگلستان جن زده ترین دهکده انگلستان است و از این رو بسیاری از علاقمندان به فیلمها و داستانهای وحشتناک هر ساله به این دهکده هجوم می آورند که موجب ترافیک شدید در شهر و ناامنی شده است.
وجود حداقل 12 روح دراین دهکده به اثبات رسیده است که از آن جمله می تواند به روح مدیر مدرسه در قرن نوزدهم، یک کشیش و یک پلیس اشاره کرد. در سالهای قبل ساکنان این دهکده سعی کردندتا از این روز به عنوان بهانه ای برای تفریح خانوادگی استفاده کنند. اما حضور عده زیادی از سایر شهرهای انگلستان در سالهای اخیر سبب شد تا امسال قوانین سفت و سختی برای تعطیلی هالووین در دهکده وضع شود.
جالب توجه است که نام وادرس دقیق این دهکده کوچک که گفته می شود فقط 800 تن سکنه دارد در اخبار رسانه های مختلف انگلستان دیده نمی شود تا انتشار خبر موجب هجوم مردم به دهکده نشود.
 

منبع: khabaronline.ir

فرضیه علمی در مورد بدن جن!!

فرضیه علمی در مورد بدن جن!!

در استان کردستان و ایلام در هنگام رعد و برق مردم محلی اشیا مدور و داغی رو دیدند که از آسمان به طرف زمین حرکت کرده و از شیشه ها عبور کرده و در سقف چوبی خانه ها ایجاد آتش سوزی نموده و...

 

سوالی که همیشه در مورد جنس بدن جن در ذهن بشری که به و جود اون به هر صورتی ایمان داره مطرح میشه این هست موجودی که دارای شعور بالغه و تکلیف هست دیده نمیشه و میتونه از درهای بسته عبور کنه و فکرهارو بخونه و روی ادراک و احساسات انسان تاثیر بگذاره در بدن انسان بیماری یا شفا ایجاد بکنه و حتی باعث مرگ انسان بشه چه چیزی میتونه باشه

دوستان عزیز همه این مطالب دارای توضیح علمیه قبل از هر چیز باید نظریه ملاصدرا رو در مورد جن توضیح بدم که اولین و منحصر به فرد ترین نظریه علمی در مورد جن هستش که توسط فکر بالغ و عقل درشت یک دانشمند ایرانی مطرح شده
اون معتقده که جن دارای جسمی شبیه بخار آبه که میتونه با غلیظ شدن دیده یشه و با رقیق شدن غیب بشه
از زمان ایشان نا اکنون شاید نمیشد این جسم رو تخیل کرد چرا که تا همین اواخر صورت دیگر ماده بنام پلاسما کشف شده . ببینید دوستان پلاسما صورت دیگر ماده هستش که در اون اتمهای جسم مورد نظر فاقد الکترون های گردان دور هسته هستند و یا تعداد اونها خیلی کم هستش برای همین هست که پلاسما در حالت طبیعی بسیار ناپایدار هست در بعضی مواقع حتی قادر به عبور از اجسام جامد و مایع و گاز هم هستش در مورد این ماده نظریات فروانی وجود داره ولی همه دانشمندان در مورد وجود اون متّفق القول هستند شواهدی وجود داره که نشون میده این ماده عجیب در زمان آزاد شدن انرژی فراوان به وجود میاد مثلا 10 سال پیش هنگام خالی شدن باطریهای عظیم اتمی در آمریکا از به وجود آمدن این ماده تصویر برداری شد .
 در ایران در منطقه ای استان کردستان و ایلام که در منطقه ای بلند و مرتفع واقع شدند بارها و بارها (البته در تلوزیون  ایران هم این نشون داده شد)در هنگام رعد و برق مردم محلی اشیا مدور و داغی رو دیدند که از آسمان به طرف زمین حرکت کرده و از شیشه ها عبور کرده و در سقف چوبی خانه ها ایجاد آتش سوزی نموده و جراحات ناشی از سوختگی در افراد ایجاد نموده که شواهد نشان دهنده ایجاد پلاسما هست که از تخلیه سریع انرژی الکتریکی و از بین رقتن الکترون های گازهای اطراف میدان الکتریسیته و تبدیل اون به پلاسما است
پس به این نتیجه میرسیم که تمامی پلاسماهایی که تا اکنون دیده شده اند داری این خصوصیات بودند

1- آنها مدور و معلق بودند
2- آنها داغ و درخشان بودند
3- حضورشان موقتی و بلا فاصله از بین میرفتند

البته منیر و داغ بودنشان به واسطه گرما گرفتن و گداخته شدن آنها از انرژی که اونها روبه وجود آورده بوده که همون طور که میدونید رعد و برق بسیار داغ و گرمای عظیمی دارد مدور و کروی بودنشون هم به علت چگالی اندک پلاسما و و گازی شکل بودن اونها است چرا که احتمالا ملکولها و اتمهای هوای اطراف جرقه الکتریکی طی شرایطی با از بین بردن الکترون ها(البته طبق نظریه ای که پلاسما رو اتمهای بدون نترون و پروتون میدونه این نیرو باعث از بین رفتن نترون اتم میشه )تبدیل به پلاسما شدند و گازی بودن اون اجسام به این خاطر هست و اونها رو کروی نشون میده
و در نهایت زود از بین رفتنشون هم به خاطر این هست که اونها بعد از مدتی نچندان طولانی الکترونهای خودشون رو از مواد مشابه خودشون در یافت و دوباره تبدیل به ماده اولیه تشکیل دهنده خودشون میشن مثلا اگر فرض بگیرید هیدروژن در معرض این جرقه قرار بگیره و الکترون های خودش رو از دست بده اون تبدیل به پلاسمای هیدروژن میشه و چون تمایل به گرفتن الکترون از دست داده داره از هیدروژن اطراف شروع به گرفتن الکترون میکنه و دوباره تبدیل به هیدروژن میشه پس ناپدید میشه این فرایند تبدیل این گاز به پلاسما لزوما یک واکنش هسته ای ناقص با انرژی کمه که در اون هیچ هسته ای شکافته نمیشه و هیچ هسته ای هم با هم مخلوط نمیشه پس ما نه واکنش فوزیون رو داریم نه فیسیون ماده ای که بعد از این واکنش به وجود میاد همون پلاسمای نادر و ناپایدار هستش
حالا منظورم از مطول کردن این مسئله بیان فرضیه علمی وجود پلاسما بود حالا با وجود این فرضیه ما اقدام به خلقت ذهنی بدن جسمانی جن میکنیم .

طبق اطلاعات ما جن از حرارت مسموم آتش آفریده شده همون طور که انسان از گل یعنی خاک آمیخته با آب که این در قرآن به این معنی هستش که فرایند به وجود آمدن مخلوقات رو به ما میگه که به اعتقاد من تمام این معانی با توجه به سرمنشع خداوندی این کلمات همه و همه دارای توجیه فیزیکی و علمی اگر توجیه نمیشن ناشی از ناقص و یا غلط بودن این علوم مثل فیزیک و شیمی و ... هستش ببینید خلقت انسان رو اگر ما ببینیم در قران به فرایندی اشاره میکنه که طی اون عنصر آب و خاک (که معلوم نیست منظور قرآن چه نوع آب و خاکی ایست ) با هم خلط و انسان آفریده میشه و همچنین خلقت جن که در اون از حرارت مسموم (غلیظ) آتش ((که صورتی از انرژیه)) خلق میشه پس این نشانه ها در مورد خلقت جن یعنی حرارت آتش مسموم بسیار شبیه ماده جدید الکشف پلاسما است یعنی هم حرارت داره هم ناپایدار و از انرژی زیاد به وجود اومده است البته من نمیگم لزوما جسم جن از پلاسما هستش چرا که پلاسمایی که ما دیدیم ماده ای بسیار ابتدائی و اولیه است یعنی شاید جسم جن همون پلاسما باشه ولی از نوع پیچیده و منحصر به فردش درست مثل دیگر مواد مثلا ما اشکال مختلف ماده رو در فیزیک و شیمی با هم مخلوط و تحت شرایطی به مواد دیگر تبدیل میکنیم مثلا ما شیر مایع رو تحت شرایطی در حظور عوامل میکرو ارگانیک باکتریایی تبدیل به ماست میکنیم که اصلا شرایط شیر رو نداره یا تبدیل به کره جامد و کشک کاملا جامد میکنیم پس اگر قدرت و توانایی داشته باشیم با پلاسما هم همین کار رو میکنیم و ماده پلاسمایی جدیدی به وجود میاریم
حالا طی این فزضیه جن میتونه ناپدید و از جهاتی هویدا بشه پس ما الان طی این فرضیه ماده ای داریم که مثل بیشتر مواد شکل خاصتی نداره جاذبه تاثیر چندانی روی اون نداره میتونه به هر شکلی در بیاد چون اون شبیه به گازه و از جهاتی شبیه به آب میتونه از خودش نور بده و گداخته بشه میتونه از منافذ بسیار ریز جامدات به راحتی عبور کنه مثلا دیده شده که از شیشه عبور میکنه که همه این کار ها رو جن هم میتونه انجام بده

حالا فرضیه تکوینی بدن جن :

همینطور که میدانیم روح انسان دارای قدرتی است که تا هنگامی که به بدن وابستگی یا علاقه داره بدن رو در حالت حیات قرار میده و اصطلاحا فرد زنده هستش در حقیقت زنده بودن ارگانیکی بدن وابسته به علاقه روح به بدن هستش و این روح است که باعث ادامه حیاط زمینی میشه به محض اینکه بدن در شریطی قرار بگیره که روح نتونه به اون بستگی داشته باشه روح از بدن قطع علاقه پیدا میکنه و فرد عملا میمیره و بدنش یک ارگانیسم مرده محسوب میشه و همینطور این موضوع در مورد جن هم تعمیم داره یعنی این روح جن هستش که باعث تداوم حیاط به جسم شبه پلاسمائیش میشه من طی تحقیقاتم به این نظریه برخورد کردم که جسم جنها پدیده ای پلاسمائی است ما بین ماده و انرژی ، یعنی جسم اون در حقیقت ماده ای است ناپایدار که بلافاصله تمایل به تبدیل شدن به انرژی داره برای همین هم هست که این موضوع که ((جنها نیازی به قبرستان ندارند چون بلافاصله بعد از مردن جسدشون میسوزه ))یعنی طبق تعریف فیزیک تبدیل به انرژی میشه درست مثل پلاسما که به شدت ناپایداره .
البته اینم بگم که دانشمندان معتقدند که میشه در شرایط آزمایشگاهی پلاسمائی رو ساخت که پایدار باشه و تبدیل به انرژی یا ماده اولیه خودش نشه .حالا برمیگردیم سر بحث خودمون تعلق خاطر یا علاقه روح جن به بدنش باعث میشه که جسم جن در حالت معلق بین ماده و انرژی بمونه بنابر تعریف اصل بقاء ماده و انرژی پدیده ها یا ماده هستند یا انرژی ولی جسم جنی ماده ایست مابین ماده و انرژی و این دست خود جن هستش که بیشتر به انرژی متمایل بشه یا به ماده ولی در هر دوصورت ظاهرا محدوده زمانی در اون وجود داره مثلا طبق روایات گفته میشه جنها به هر صورتی در میان (البته در صورتی که تجسد واقعی و قابل رویت برای همه پیدا کنن و نه صور تخیلی که ما ممکن ببینیم که بعدا مفصلا توضیح میدم) ولی این تجسد کاملا موقتی است مثلا میتونن بصورت پدر یا مادرتون در بیان و شما اونها رو ببینید ولی دوباره ناپدید میشن و دائما به این صورت نمیتونن بمونن که این اصل با فرضیه گفته شده قابل توجیه یعنی از اونجائیکه خلقت جن از آتشه((که صورتی از انرژیه)) جسم اونها بشدت متمایل به تبدیل به انرژی شدنه و نمیتونه خیلی به صورت ماده باقی بمونه و این محدودیت زمانی داره .
 
گردآوری:گروه سرگرمی سیمرغ
منبع: jadocity.blogfa.com
 

عمارت اسرارآمیز وینچستر کاخ اشباح!




کاخ وینچستر(Winchester House)، یکی از مشهورترین کاخ های کالیفرنیاست که توسط سارا وینچستر بیوه یکی از اشراف زادگان آمریکا، بنام ویلیام وینچستر ساخته شده است و اما رموز جالبی در مورد کاخ وجود دارد که باعث شده شهرت این عمارت بیش از یک بنای تاریخی باشد!

در سال 1881 وقتی سارا، فقط چند سال بعد از مرگ تنها کودک خود، همسرش ویلیام را نیز در اثر ابتلا به سل از دست داد، به خود قبولاند که خانواده اش نفرین شده و یکی از دوستانش که احضار ارواح می کرد، به او گفت که نفرین اشباح تمام کسانیکه با تفنگ وینچستر کشته شده اند، او را گرفته است و راه حل نجات سارا این است که او به جای دوری نقل مکان کند و خانه ای بسازد اما ساخت خانه هیچوقت قطع نشود زیرا به محض اینکه ساخت خانه را متوقف کند، نفرین اشباح، باعث مرگ او خواهد شد.

سارا وینچستر سخنان دوستش را باور کرد و زمینی به مساحت بیش از 4000 مترمربع را در منطقه سن خوزه کالیفرنیا خرید و 16 کارگر ساخت و سازی بی وقفه را شروع کردند که نزدیک به چهل سال به طول انجامید. یکی از نکات عجیب در مورد خانه این بود که نقشه ی ساخت نداشت و تنها تعدادی از اتاقها نقشه داشت که سارا آن را طرح ریزی کرده بود. بخشهایی از خانه ساخته می شد، سپس اصلاح می شد یا بکلی تغییر می کرد، تخریب و دوباره بازسازی می شد و این روند 38 ساله تا تاریخ مرگ سارا ادامه پیدا کرد.

بعد از مدتی او خرافات خود را نیز در ساخت خانه دخالت داد و تزیینات عجیبی را اعمال کرد، مثل دری که به یک دیوار خالی باز می شد، اتاقهای مخفی، راه پله هایی که به هیچ جا نمی رسید یا درهایی که به یک مسیر انحرافی منتهی می شد و تعداد زیادی از دالانهای اسرارآمیز و یا مثلاً استفاده از عدد 13 برای تعداد شمع دانها، ردیف های درختان، تعداد پنجره های حمام و ... او بخاطر اعتقادش درباره اشباح کاخ، هیچگاه بیشتر از یک شب در یک اتاق نمیخوابید و هر شب بصورت تصادفی یکی از اتاق خوابها را برای استراحت انتخاب می کرد و از نیمه شب تا ساعت دو بامداد با ارواح گفتگو میکرد!

زلزله سال 1906 سان فرانسیسکو باعث خرابی سه طبقه بالایی عمارت شد و خود سارا نیز ساعتها در یکی از اتاق خوابها محبوس شده بود و کارگران ساختمان او را نجات دادند. او که اعتقاد داشت زلزله نیز کار اشباح است، نیمه جلویی خانه را که ناقص و نیمه ساخته بود، بست. سارا وینچستر در سال 1922 در حدود هشتاد سالگی فوت کرد و گروه ساختمانی او، فوراً کار را تعطیل کردند و تا امروز تعدادی از اتاقها و دیوارها نیمه تمام رها شده است.

اکنون عمارت وینچستر بعد از آن زلزله، 160 اتاق، 47 اجاق، 10000 قطعه شیشه برای پنجره ها، 17 بخاری، 950 در و 40 راه پله دارد. امروز که این عمارت، یک بنای توریستی است، هنوز بازدیدکنندگانی هستند که اعتقاد دارند این کاخ، خانه ارواح است و صداهای عجیب و غریبی از آن به گوش می رسد!

امروزه، هر جمعه ای که مصادف با 13 ام ماه باشد، ناقوس موجود در خانه را در ساعت یک بعدازظهر به یاد سارا، 13 بار به صدا درمی آورند. همچنین در شبهای هالووین در این خانه مراسم نورافشانی برگزار می گردد.



 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
 

تصاویری از موجودات بیگانه !!

 

 

 

Join & Enjoy With Us

Join & Enjoy With Us

Join & Enjoy With Us

Join & Enjoy With Us

Join & Enjoy With Us

Join & Enjoy With Us

Join & Enjoy With Us

Join & Enjoy With Us

Join & Enjoy With Us

Join & Enjoy With Us

Join & Enjoy With Us

Join & Enjoy With Us

Join & Enjoy With Us

Join & Enjoy With Us

دختری که توسط شیاطین تسخیر شد!! (+عکس و فایل صوتی مراسم جن‌گیری) (+18)

 

آنه لیز میشل، متولد سال 1952 و فوت شده در 1976. دختری که بسیار از افراد پذیرفتند که او توسط شیاطین تسخیر شده است!

 

 
در سال 1968 زمانی که او 17سال سن داشت و در دبیرستان مشغول به تحصیل بود، اولین تجربه و تشنج خود را تجربه کرد. پس از آن در 1969 او مورد اولین حمله صرع قرار گرفت. سپس او تحت نظر یک متخصص مغز و اعصاب قرار گرفت و این پزشک تشخیص داد که او بیماری صرع همراه با تشنج رنج می‌برد.

به زودی مشکلات آنه لیز آغاز شد بطوریکه او اعلام می‌کرد اشیا و اجسام اطرافش حرکت می‌کنند، او حتی اعلام کرد که صداهایی را می‌شنود که به او می‌گفت: تو نفرین شده هستی!!

در سال 1973 اعلام شد که او از افسردگی رنج می‌برد.
در سال 1975 عده‌ای اطمینان پیدا کردند که روح او تسخیر شده است، به همین جهت والدین او از ادامه درمان پزشکی صرف نظر کردند و از راه جن گیری برای درمان بهره بردند.

علائم آنه لیز مانند افرادی بود که از اسکیزوفرنی رنج می‌برند اما آنها به درمان پاسخ مثبت می‌دهند اما درمورد او قضیه فرق می‌کرد.
 


اولین بار یک زن مسن تشخیص داد که آنه لیز توسط شیاطین تسخیر شده است، او متوجه شد که آنه لیز از تصویر عیسی(ع) دوری می‌کند و از نوشیدن آب مقدس طفره می‌رود. او همچنین اعلام کرده که بوی بدی مانند بوی جهنم از بدن آنه لیز استشمام می‌کند.
یک جنگیر به ملاقات او می‌آید و متوجه می‌شود که موضوع حقیقت دارد و او تسخیر شده است به همین جهت برای مراسم جن گیری از اسقف اجازه درخواست میکند و پس از چندبار اجازه به وی داده می‌شود.
 


جلسات جن گیری چندین بار صورت گرفت اما دو کشیشی که برای اینکار آمده بودند، نتوانستند این کار را انجام بدهند.
او کارهای عجیب بسیار انجام می‌داد. او به خوردن مگس و عنکبوت عادت کرده بود و حتی ادرار خودش. او کارهای عجیب دیگر نیز انجام می‌داد برای مثال یک بار او به حالت سینه خیز به زیر یک میز رفت و به مدت دو روز مانند سگ واق واق می‌کرد. او اغلب ساعت‌جیغ می‌کشید و این کارها برای او امری عادی شده بود.
 


هنگامی که بدن او تسخیر شد به شدت ضعیف شد و نمی‌توانست غذا بخورد. این تصویر مربوط مراسم جن گیری از وی می‌باشد که به مدت 10ماه ادامه داشت اما نتیجه‌ای در بر نداشت و او روز به روز ضعیف و ضعیف‌تر شد.
 

 
در سال 1978 تقریبا بعد از گذشت 2سال از مرگ وی، والدین او تصمیم گرفتند که نبش قبر بکنند و تابوت را تغییر دهند. بعدها مشخص شد که علت این امر پیغامی بود که از یک راهبه دریافت کرده بودند، مبنی بر اینکه او احساس میکند که جسد آنه لیز سالم مانده است. پس از نبش قبر مشخص شد که جسد او فاسد شده است. هیچگاه اجازه پخش تصاویر جسد وی صادر نشد.
 

 
آنه لیز قبل از مرگ و لحظات پایانی عمرش صحبت کرد و از کشیش خواست تا برایش طلب آمرزش کند. او درمورد گناهان جوانان و کشیشان کلیساهای مدرن مطالبی را عنوان کرد.

آنه لیز و سه خواهرش مانند پدرش انسان‌های معتقدی بودند و مذهب کاتولیک داشتند.

درمورد مرگ آنه لیز چهار نفر محکوم شدند. پدر و مادر او و همچنین دو کشیشی که برای مراسم جن گیری تلاش می‌کردند. گویا آنها به 6ماه حبس محکوم شدند چرا که در نگهداری از یک بیمار کوتاهی کرده بودند.

اما نکته آخر و جالبی که مادر او عنوان کرد:
من میدانم که ما کار درستی انجام دادیم چرا که من اثر عیسی مسیح را در کف دستان دخترم دیدم. او مُرد تا بسیاری از مردم باز هم بخدا ایمان بیاورند و فراموش نکنند که نباید گناه انجام بدهند.

می‌گویند در کف دستان آنه لیز مانند کف دستان عیسی مسیح سوراخ شده بود. هنگامیکه عیسی مسیح را به صلیب می‌کشیدند، در کف دستان او سوراخ‌هایی ایجاد کردند.
گویا پس از اتفاقاتی که برای آنه لیز پیش آمد، افراد بسیاری بازهم به خدا ایمان آوردند.
 

کوتاه و خواندنی درمورد بختک!!


انگار خواب می‌بیند. ولی نه. می‌خواهد از ترس فریاد بكشد ولی دست و پایش را زنجیر كرده‌اند و راه گلویش را بسته‌اند. انگار چیزی روی سینه‌اش سنگینی می‌كند. از شدت وحشت تمام بدنش فلج شده و تكان نمی‌خورد. خوب كه نگاه می‌كند می‌بیند چیزی شبیه یك موجود وحشتناك و گاهی پشمالو روی سینه‌اش نشسته و گویی جان او را می‌گیرد.
خواب شیرین از آن دسته چیزهایی است كه خیلی‌ها آرزویش را دارند ولی دستشان از آن كوتاه است. از تمام بی‌خوابی‌ها و مشكلاتی كه شبانگاهان به سراغمان می‌آید بگذریم، چیزی هست كه خواب را به كام انسان زهر می‌كند و آن چیزی نیست جز بختك. كابوسی كه تاكنون بسیاری آن را تجربه كرده‌اند. شاید شما هم جزو آن دسته از افرادی باشید كه بختك به سراغتان آمده است.
بختك در واقع یك نوع كابوس است. خوابی كه واكنش احساسی بسیار ناخوشایندی را در فردی كه خوابیده به صورت ترس یا وحشت، درد، احساس افتادن از جایی، غرق‌شدگی یا مرگ ایجاد می‌كند. چنین خواب‌هایی می‌تواند با دلایل جسمی همچون تب بالا یا عوامل روانشناختی چون ضربه‌های روحی یا استرس در زندگی فرد مرتبط باشد یا ممكن است دلیل خاصی نداشته باشد. نام بختك به این دلیل روی این كابوس گذاشته شد كه از گذشته افراد بر این باور بودند كه عجوزه‌ای زشت صورت، شب‌ها بدن جسمانی خود را ترك كرده و روی سینه قربانی خود می‌نشیند. فرد قربانی در چنین حالتی با احساس وحشت و در حالی كه به سختی نفس می‌كشد از خواب بیدار می‌شود گویی چیزی سنگین روی سینه‌اش سنگینی می‌كند و قادر به حركت نیست، انگار فلج شده است. این باور در بسیاری از فرهنگ‌های دنیا رایج است. در كشور ما هم هنوز به این حالت سنگینی و وحشت بختك گفته می‌شود.
البته تحقیقاتی كه در سال‌های اخیر روی این فرآیند پیچیده صورت گرفته، نشان می‌دهد كه این پدیده نوعی فلج خواب است كه طی آن ماهیچه‌های اسكلتی به طور ناپایداری از حركت باز ایستاده و به اصطلاح فلج می‌شوند و فرد در آغاز فرآیند خواب یا در حین بیدار شدن از خواب توانایی انجام حركات اختیاری بدنش را به طور موقت از دست می‌دهد. در واقع فلج خواب، نوعی اختلال خواب محسوب می‌شود كه حدود چند ثانیه تا چند دقیقه طول می‌كشد. البته می‌توان با لمس بدن فرد یا صدا زدن او، وی را از این حالت خارج كرد.

بختك با چه علائمی قابل شناسایی است؟
به طور كلی بختك یا فلج خواب دارای 2 دسته علائم است كه ممكن است به تنهایی یا تركیبی از هر دو، در فرد دیده شود. یك دسته شامل فلج اندام‌هاست. این مرحله هنگام بیدار شدن از خواب یا مدت كوتاهی پیش از به خواب رفتن رخ دهد. در این حالت فلج یك بخش یا تمام اندام‌ها شامل بازوها، پاها و كل بدن اتفاق می‌افتد و فرد قادر به حركت آنها نیست، نمی‌تواند صحبت كند و تنها كنترل كمی در خصوص تنفس و پلك زدن خود دارد. این فلج همانند فلجی است كه در هنگام دیدن رویا رخ می‌دهد. به طوری كه مغز برای جلوگیری از افزایش بروز هیجانات در هنگام رویا، ماهیچه‌ها را از كار می‌اندازد و تنها بخش‌هایی از بدن طی دیدن رویا حركت می‌كند. به دنبال این فلج، فرد احساس سنگینی روی قفسه سینه خود می‌كند. به طوری كه نمی‌تواند به درستی نفس بكشد.
دسته دوم علائم توهمی است. این مرحله شامل دیدن یا شنیدن تصاویر و صداهایی طی فلج اندام‌هاست. به‌گونه‌ای كه فرد فكر می‌كند كسی كنارش ایستاده یا صدای عجیبی می‌شنود. دیدن سایه افراد، تجربه خروج از بدن، احساس شناور بودن در هوا، شنیدن گام‌هایی كه نزدیك می‌شوند هم از علائم توهم‌گونه است. در این دسته معمولا توهمات شنیداری از همه شایع‌تر است. افراد معمولا از شنیدن صداهای خراشیدن چیزی، خندیدن، تراشیدن، وزوز، زنگ زدن و صداهای مختلف حكایت می‌كنند كه بسیار واقعی به نظر می‌رسند.

آیا بروز این علایم پدیده‌ای خطرناك است؟

تحقیقات اخیر حاكی از آن است كه بین 25 تا 30 درصد از جمعیت كلی جهان در طول عمر خود حداقل یك بار فلج خواب را تجربه كرده‌اند كه در این میان 95 درصد از آنها تجربه حوادث وحشتناك را در خواب داشته‌اند. بنابراین پدیده شایعی محسوب می‌شود. همان طور كه پیش‌تر هم اشاره كردیم یكی از دلایل بروز فلج خواب وراثت است. بنابراین چنانچه یكی از اعضای خانواده شما دچار این مشكل باشد، احتمال این كه شما هم مبتلا به آن شوید وجود دارد. به طور معمول احتمال بروز فلج خواب در زنان 2 تا 4 برابر بیشتر از مردان است. اگر چه بسیاری از افرادی كه با این مشكل مواجهند از اتفاقاتی كه می‌افتد آگاه نبوده و دچار وحشت می‌شوند، ولی این فرآیند اصلا خطرناك نیست و در عرض چند لحظه پایان می‌یابد و نیز هیچ گونه عارضه‌ای جسمی را در پی نخواهد داشت. بلكه تنها باید آرامش خود را حفظ كنید و از هر گونه استرس و نگرانی بپرهیزید چون به این فرآیند دامن می‌زند. فلج خواب در اكثر موارد بر اثر ناهنجاری مغزی رخ می‌دهد كه در آن مكانیسم‌های عصبی در زمان نامناسبی شروع می‌شوند. در این افراد، به جای این كه خواب با امواج آهسته مغزی (آلفا) آغاز شود، به طور مستقیم وارد مرحله عمیق می‌شود.

گردآوری:گروه سرگرمی سیمرغ

اين ماجرا واقعی است : روح سرگردان يك دختر‌بچه در دانشگاه!

كارشناسان امور ماوراء‌الطبيعه در جست‌و‌جوهای خود موفق شدند، حضور يك روح را در دانشگاه پنسيلوانيا در آمريكا به اثبات برسانند.
 

به گزارش خبرگزاری یونایتدپرس، «جان لویس» ـ یكی از محققان علوم ماوراء‌الطبیعه ـ در این باره یادآور شد: حدود یك ماه پیش دانشجویان دانشگاه پنسیلوانیا، حضور یك شی یا روح را در این دانشگاه اطلاع داده و از مسوولان دانشگاه خواستند تا این موضوع را پیگیری كنند.

وی در ادامه خاطر نشان كرد: چند نفر از محققان و كارشناسان علوم ماوراء‌الطبیعه پس از اطلاع از این موضوع به این دانشگاه رفته و پس از انجام تحقیقاتی موفق شدند، این روح را كه روح یك دختر‌بچه است، بیابند و وجود آن را به اثبات برسانند.

در گزارشات رسمی این محققان همچنین آمده است كه این روح متعلق به دختر‌بچه‌ای كوچك و مو بور است كه در سال 1982 میلادی پس از آن كه توسط یكی از دانشجویان این دانشگاه مورد تجاوز قرار گرفت، به قتل رسید و روحش در این دانشگاه سرگردان شد.

 
منبع:fardanews.com