شما يادتون نمياد (یک دنیا خاطره)

 


در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه show picture را بزنید
 

شما یادتون نمیاد، کاغذ باطله و نون خشکه میدادیم به نمکی ، نمک بهمون میداد بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار میداد، تابستونها هم دمپایی پاره میگرفت جوجه های رنگی میداد.
شما یادتون نمیاد، آخر همه فیلم ویدئو‌ها شو ضبط میکردن.
شما یادتون نمی یاد، بچه که بودیم می خواستیم بریم حموم باید 1 ساعت قبل بخاری تو حموم روشن میکردیم.

 
47240_433910582718_827272718_4859057_2052405_n
 

شما یادتون نمیاد، کیک می خریدیم پونزه زار. کاغذ زیرش رو هم می جویدم!
شما یادتون نمیاد آسیاب بشین میشینم، آسیاب پاشو پامیشم، آسیاب بچرخ میچرخم، آسیاب پاشو،پا نمیشم؛ جوون ننه جون، پا نمیشم؛… جوونه قفل چمدون،پامیشم..آسیاب تند ترش کن، تندتر تندترش کن!
شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میزاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.
 


40340_1258584204704_1832612744_511937_7779300_n
 

شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.
شما یادتون نمیاد ، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !
 

44456_109092022480395_100001387940488_78347_2746042_n
 

شما یادتون نمیاد، اون قایق ها رو که توش نفت میریختیم و با یه تیکه پنبه براش فتیله درست میکردیم و بعد روشنش میکردیم و میگذاشتیمش تو حوض. بعدش هم پت پت صدا میکرد و حرکت میکرد و ما هم کلی خر کیف میشدیم..!!!
شما یادتون نمیاد اونجا که الان برج میلاد ساختن، جمعه ها موتورهای کراس میومدن تمرین و نمایش. عشقمون این بود که بریم اونا رو ببینیم. راستی چی شدن اینا؟
 

46646_149974381698212_100000569540485_380738_6759034_n
 

شما یادتون نمیاد، این چیه این چی چیه؟ کفش نهرین بچه ها, شما هم میخواین؟ بـــــله..
شما یادتون نمیاد سریال آیینه ، دو قسمتی بود اول زن و شوهر ها بد بودند و خیلی دعوا میکردند بعد قسمت دوم : زندگی شیرین می شود بود و همه قربون صدقه هم می رفتند. یه قسمتی بود که زن و شوهر ازدواج کرده بودند همه براشون ساعت دیواری اورده بودند. بعد قسمت زندگی شیرین میشود جواد خدایاری و مهین شهابی برای زوج جوان چایی و قند و شک…ر بردند همه از حسن سلیقه این دو نفر انگشت به دهان موندند و ما باید نتیجه میگرفتیم که چایی بهترین هدیه عروسی می تونه باشه.
 

47320_1264739318614_1833714509_558128_7784710_n
 

شما یادتون نمیاد: ستاره آی ستاره پولک ابر پاره، به من بگو وقتی که خواب نبودی بابامو تو ندیدی؟
دیدمش از اونجا رفت اون بالا بالاها رفت بالا پیش خدا رفت
خدا که مهربونه پیش بابام میمونه
گریه نمیکنم من که شاد نباشه دشمن


 
شما یادتون نمیاد چرخ فلکی که چرخو فلکش رو میاورد 4 تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش.
 
40830_1170569362521_1776617834_318619_7415294_n
 
شما یادتون نمیاد، همیشه کفش پاشنه بلندای مامانمونو می پوشیدیم و احساس بزرگی بهمون دست میداد.
شما یادتون نمیاد چکمه پلاستیکی که مامانا از کفش ملی میخریدند پامون میکردند.
 
41284_105893076138902_100001546307544_46106_7214092_n
 
شما یادتون نمیاد… فیلم ویدئو که یواشکی زیرپیرهنمون قایم می کردیم؛بعدم می گفتیم کیفیتش آینه س!
 
46639_148407308527274_100000740176862_292121_68008_n
 
شما یادتون نمیاد…جنازه از ویدئو راحت تر جا به جا می شد!
شما یادتون نمیاد شیشه های همه خونه ها چسب ضربدری داشت.
شما یادتون نمیاد…تا پلیس میدیدم صدای ضبط ماشین رو کم میکردیم!
 
46714_109663149091854_100001445081463_73261_4960904_n
 
شما یادتون نمیاد که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید تموم داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم می یاد گریم می گیره.

شما یادتون نمیاد،انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم: بر پاااا…
.بر جاااا…. کی غایبه؟ مرجاااان…دروغ نگو من اینجااام…

 

47427_1369402001863_1436105928_30840949_7782017_n
 
شما یادتون نمیاد، چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر.
شما یادتون نمیاد به زور می بردنموم نماز،ما هم برای اینکه نریم می رفتیم تو دستشویی ها قایم می شدیم!
شما یادتون نمیاد، توی سریال در پناه تو وقتی بابای مریم سیلی آبداری زد به رامین چقدر خوشحال شدیم!
 
47804_109652612426241_100001445081463_73148_2383322_n
 
شما یادتون نمیاد, سریال روزی روزگاری که پخش میشد تیکه کلام رایج بین مردم شده بود “التماس نکن”
شما یادتون نمیاد، تو بلفی و لیلیبیت.. عمو دکتره همیشه مست و پاتیل بود! دماغش همیشه قرمز بود و بطزی مشـ.روبـش دستش!
 
57944_433370054188_712584188_4729737_7268562_n
 
شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون.
شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی.
 
39703_151389068211991_100000226967065_497690_1875681_n
 
شما یادتون نمیاد آتروپات رو که گرم میکرد.
شما یادتون نمیاد ولی سره كلاس انشاء كه میشد اگه نوشته بودیم دل تو دلمون نبود معلم صدا بزنه ولی اگه ننوشته بودیم زنگ استراحت دل درد میگرفتیم!
 
45405_109246012465879_100001414418550_76994_3029802_n
 
 
شما یادتون نمیاد یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس بود.
 
45912_1489056540521_1057185346_31452914_511088_n
 
شما یادتون نمیاد، بازی اسم فامیل. میوه:ریواس. غذا:ریواس پلو…..!
شما یادتون نمیاد دبستان كه بودیم معلم بهداشت یه ساعتایی می اومد با مدادامون لای موهامونو نگاه می كرد.
 
47386_158105790866954_100000026037027_544635_1680058_n
 
شما یادتون نمیاد، دبستان بودیم اول کتاب فارسی نوشته بود امید من به شما دبستانی هاست! رفتیم دبیرستان دوباره اول کتاب فارسی نوشته بود امید من به شما دبیرستانی هاست – خدا رحمتت کنه اما بالاخره امیدت به کی بود!؟؟
شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم همیشه وقتی دامن می پوشیدیم .. مامان مرتب تذکر می داد درست بشین دختر!!
 
58770_1490585437241_1612151699_1198454_7895802_n
 
شما یادتون نمیاد! روی فیلمای عروسی، موقعی که دوماد داشت حلقه رو توی انگشت عروس می کرد؛ آهنگ یه حلقه طلایی معین و می ذاشتن.
شما یادتون نمیاد:قبل از شروع برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام می کرد…آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می کنم..
شما یادتون نمیاد تو فیلم سازدهنی مرده با دوچرخه توکوچه ها دور میزدو میخوند:دِریااااااا موجه کا کا.. دِریا موجه.
 
58626_105888179472725_100001546307544_46073_2899253_n
 
شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.
 
59006_112331358825484_100001458617932_92907_6195160_n
 
شما یادتون نمیاد، این آواز مُد شده بود پسرا تو کوچه میخوندن: آآآآآی نسیم سحری صبر کن، مارا با خود ببر از کوچه ها،آآآی…
شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ
شما یادتون نمیاد، مراد برقی عاشق محبوبه بود، وقتی سریال مراد برقی شروع میشد پرنده تو خیابونها پر نمی‌زد.
 
Oshin
 
شما یادتون نمیاد ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.

تمسخر اقوام ایرانی را پایان دهیم

ایران = لر+ کرد + آذری+ بلوچ+ گیلکی+ خوزی+ بختیاری+ افغان+ تاجیک+ فارس

 

 

 

 

یه روز یه ایرانیه بود که ترک بود ، یا نه ! راستشو بخواین آذری بود .مثل خواهر و برادر ما بود . اسمش ستار خان بود . یا شاید هم باقر خان بود . هر چی بود و هر کی بود خیلی شجاع بود ، خیلی حمیت داشت ، خیلی نترس بود ، یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد . جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه آزادی وطن و مشروطیت شد . برای من و تو ، برای ایران من و تو ، برای اینکه من و تو و فرزندان من و تو در این مملکت ، آزاد زندگی کنند فداکاری کرد . برای من و تو فدا کاری کرد.

 

 

یه روز یه ایرانیه بود ، یه رشتی ، آره ، یه روز یه رشتیه بود ، اتفاقاً آخوند هم بود . اسمش میرزا کوچک خان بود . میرزا کوچک هم برای عنان انداختن بر گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد . برای اینکه کسی در این مملکت ادعای خدایی نکند مبارزه کرد . اینقدر مبارزه کرد تا جونش رو فدای ایران من و تو کرد.

 

 

یه روز یه لره بود ، یه ایرانی لر ! برادر هم میهن من و تو بود . اسمش شاهپور بختیار بود . بختیار هم جونش رو برای آزادی و سعادت ایران من و تو گذاشت کف دستش ، اگر چه من و تو با او نا مهربانی ها کردیم ، اما خم به ابرو نیاورد . مبارزه کرد تا روزی که دژخیمان دشمن در مأمن و آسایشگاه دور از وطنش ، سرش را بریدند و به جدایی من و تو خندیدند .

 

 

آری یه روز بود که همه ما یکی بودیم . ترک و لر و رشتی و اصفهانی و عرب نداشتیم . تا اینکه دشمن اومد و رمز بقای ما رو کشف کرد و قفل اتحاد من و تو رو شکست . توی دهن من و تو انداخت که بگیم یه ترکه بود ... یه لره بود ... یه رشتیه بود ... یه عربه بود ووو ! عاقبتش چی !؟

 

 

ما شدیم اینی که شدیم. برای هم جوک میسازیم تا به دشمنانمان بگوییم آسوده بخوابید که ما خود با هم درجنگیم. تا دشمن سر راحت بر زمین گذارد و خیالش راحت باشد که من و تو هرگز دیگر "ما" نمیشویم . آری . این بود که ما از هم گسستیم تا دشمن نیازی به گسستنمان نداشته باشد . این بود که ایران ما شد ایرانستان. که هر گوشه اش سازی کوک می کند و به سمتی می رود

 

 

در اوج بیچارگی تهرانی ها ، تبریزی ها مینشینند و نظاره می کنند و تلافی "یه روز یه ترکه بود " را در می آورند. در کشاکش کشتار تبریزی ها ، تهرانی ها ، خم به ابرویشان نمی آورند. به گرفتاری هم خوشیم و باکمان نیست که دشمن ما را اینگونه متفرق می خواهد

 

 

آری ! خواهرم ، برادرم ، هم میهن آزاده ام ، تا روز که همه یکصدا نگوییم " یه روز یه ایرانیه بود ... " هرگز شکست دشمنمان را نخواهیم دید . بیایید همه با هم یکصدا فریاد بزنیم : یه روز همه ما ، با هم ، همصدا و هم آهنگ بر دشمنان اتحاد و همبستگی مان خواهیم شورید و پشتش را بر زمین خواهیم زد

 

 

 

زنده باد آزادی ، پاینده باید ایران

 

میلیاردرهای ایران چه کسانی هستند؟

 

30 پولدار ایرانی
 

به روسری و مزدای صورتی رنگش نگاه نکنید، راننده کامیون های زیادی آخر برج چشمشان به دست خانم رئیس دوخته شده است.داستان زندگیش هم خالی از لطف نیست. مقیمی قرار بوده مترجم یا معلم زبان باشد. ماجرا از جایی شروع شده که مترجم یک شرکت حمل و نقل بین المللی شده است و بعد وقتی صحبت های رؤسایش را ترجمه می کرده، فکر کرده که چرا خودش مدیر نشود. همین می شود که یک شرکت راه می اندازد و باقی ماجرا!

خیلی ها موفقیت را داشتن موقعیت شغلی مناسب و برخورداری از رفاه کامل می دانند ، اگرچه بسیاری ثروتمند بودن را به عنوان نوعی ارزش، شاید شبیه به موفقیت نمی دانند، اما در بسیاری از کشورهای دنیا چنین است. از همین  راهروی فکری هم هست، که ثروتمند ترین مردان و زنان دنیا، آنجا که سامانه مالیاتی درستی هم وجود دارد، با افتخار سر خود را بالا می گیرند و از ثروت مشروعی می گویند که البته قانونمد و شفاف به دست آمده است و کم نیستند لیست های ثروتمند ترین افراد یک کشور یا جهان که در نشریات مطرح می شوند.

به گزارش عصرایران، در "ایران سال 1389 "اما ، موضوع مثل خیلی از مقولات دیگر متفاوت از دنیاست. در اینجا، پولدار بودن همان است که در «به کجا چنین شتابان؟» و «دارا و ندار» نشان داده می شود ؛ اگرچه این سریال محصول ماه های اخیر است، اما فیلمنامه آن در ذهن بسیاری از افراد جامعه ما از خیلی سال ها پیش نقش بسته است. سال هایی که گنج قارون ساخته شده بود.

بر اساس این تفکر است که: «اولا پولدار ها خبیث هستند و هیچ راهی به جز بالا کشیدن حق فقرا نداشتند تا پولدار شوند. ثانیا، پولدارها معمولا امراضی نظیر سرطان خون (خاص مرفهان بی درد) دارند و اگر این را هم نداشته باشند، حتما از حرص پول سکته می کنند. بچه هایشان هم که اگر ایدز نداشته باشند(که این ایدز هم سوغات یک سفری خارجی و بی بندوباری است) حتما معتاد و الکلی هستند.»

با این پاراگراف کوتاه، چه کسی حاضر می شود بگوید من ثروتمندترین ایرانی هستم؟ بهتر آنکه چیزی رو نشود. از طرف دیگر هم، خانواده 8 نفری که نان شب شان به زحمت در می آید، پای تلویزیون ال سی دی قسطی(وارد شده توسط یکی از آن ثروتمندان ایدزی)  بنشینند ، وقتی که نوک پاهایشان به خاطر تنگی جا به هم می خورد، 500 تومان تخمه آفتابگردان بشکنند و به عاقبت ثروتمندان بدبخت نگاه کنند و خدا را هزار مرتبه شکر کنند که اگر پولدار نیستند و قسط خرید وسایل منزل و اجاره خانه و شهریه دانشگاه عقب افتاده و پول خرید گوشت ندارند و شیر یارانه ای گیرشان نمی آید و زیر کفششان هزار بار وصله شده، لااقل بچه هایشان ایدز ندارند، دست به قتل نمی زنند، از اعتیاد کمرشان نشکسته و...! 

از بحث دور نشویم، به لطف سامانه های مالیاتی و مالی کشورمان ایران، دو دسته ثروتمند وجود دارند. دسته اول که همیشه هم بحث برانگیز بودند، رانتی هستند و زمین خوار و ... اینها را کسی نه می شناسد، نه دیده، نه حساب هایشان معلوم است. لااقل 5 سالی هم هست که اسمشان از نوک زبان، به بیان نرسیده و هنوز مردم منتظر شنیدن نامشان هستند و مدارک ثروت نامشروعشان.در ضمن وقتی نام شان از نوک زبان بزرگان به مقام بیان نرسیده، انتظار زیادی است که از قلم ما بچکد!

پس اجازه بدهید سراغ دسته دوم برویم، همان ها که ثروتمند هستند، اما شناخته شده اند و به خاطر شناخته شده بودنشان، مالیات می دهند. مالیاتی که کوچه های شهرمان را با آن اسفالت می کنند، صدا و سیمای مان را با آن می چرخانند و... برای پیدا کردنشان باید کمی بگردیم.

در فهرست زیر، هرجا که دیدید، نام شرکت یا کارخانه ای آمده است، بدانید که در آن بنگاه اقتصادی، اشخاص زیادی کار می کنند و به واسطه تولید، چرخ اقتصاد خانواده شان می چرخد ؛ پس قابل احترام هستند.

***
 

1- علاء ميرمحمدصادقي: الان 79 سال دارد و متولد اصفهان است.  كسي كه همه او را به‌عنوان پدر گچ و سيمان كشور مي‌شناسند.

اولين صندوق قرض‌الحسنه انقلابي را 38 سال پيش در مسجد لرزاده تأسيس كرد.

 

او بنيانگذار سازمان اقتصاد اسلامي است كه روزي قرار بود بانك خصوصي بازاري‌ها باشد اما با تهديد به استعفاي 7 عضو كابينه دولت موقت، به محاق تعليق رفت تا سرانجام در دولت احمدي‌نژاد به بانك قرض‌الحسنه تبديل شد.

میرمحمد صادقی رئیس انجمن صنایع و معادن گچ کشور، رئیس خانه معدن کشور، بنیانگذار و رئیس هیات مدیره اتاق های مشترک این و کانادا، ایران و افغانستان، کمیته مشترک ایران و کره، شورای مشترک ایران و بحرین، و ایران و عربستان، اتحادیه تولید کنندگان و صادر کنندگان محصولات معدنی، عضو هیات مدیره شرکت کشتی سازی نوح، شرکت صنایع گچ  خوزستان، شرکت صادراتی بنادر جنوب، شرکت پخش سیمان کشور و عضو هیات رئیسه اتاق تهران است.

 


 

 
2- سید حمید حسینی: حضور اشخاصی مثل صفایی فراهانی در مجلس ترحیم پدر وزیر ارشاد برای بسیاری سوال برانگیز بود.
پاسخ سوال را باید در فعالیت های اقتصادی برادر وزیر ارشاد جست، بالاخره برادر وزیر ارشاد با صفایی فراهانی همکار است.
  52 ساله است و اهل رفسنجان. رئیس هیات مدیره گروه بین المللی مذاکرات و مدیر عامل شرکت پالایشگاه نفت سروش است.
 

 






 
3- محسن خليلي‌عراقي: مديرعامل شركت بزرگ بوتان. همین بوتان کافی است تا دامنه فعالیت های او مشخص شود.

رئیس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بوتان است، رئیس هیات مدیره انجمن مدیران صنایع ایران، رئیس هیات مدیره کنفدراسیون صنعت ایران، دبیر کل کانون عالی کارفرمایان ایران، رئیس هیات مدیره شورای صنایع لوازم خانگی ایران، رئیس هیات مدیره انجمن صنفی کارفرمایان توزیع کننده گاز مایع ایران است. عراقی متولد 1308 در تهران است.
 








4- شاهرخ ظهيري:
حتما لااقل یکبار سس های او را تجربه کردید، به او سلطان سس هم می گویند ؛ پيشگام صنايع غذايي در كشور و بنيانگذار كارخانه‌هاي مهرام است.

علاوه بر این، ظهیری 80  ساله عنوان های دیگری نظیر: نایب رئیس اتاق های مشترک ایران و روسیه، ایران و استرالیا، ایران و ارمنستان و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، عضو هیات رئیسه اتاق ایران و کانادا، رئیس کمیسیون کشاورزی در صنایع و بسته بندی اتاق ایران، عضو هیات رئیسه انجمن مدیران، نایب رئیس کنفدراسیون صنایع غذایی ایران را نیز در کارنامه دارد.

سلطان سس ایران ، متولد تهران است.






5- مهدي جارياني:
هربار که حمام بروید یا دست هایتان را بشویید، شاید به یاد جاریانی بیفتید.  جاریانی متولد تهران است و 62 سال سن دارد. جاریانی مدیر عاملی شرکت های: پاکسان، انتباه، تولی پرس، پخش عظیم، کالا مصرفی، تولید مواد اولیه داروپخش(تماد) را در کارنامه دارد.









6- علينقي خاموشي:
متولد تهران است، اما چه کسی نمیداند که او اصالتا مشهدی است؟

بالاخره دوران زیادی را به صندلی ریاست اتاق های بازرگانی تکیه زده و از سابقه دار هاست.

به کت و شلوار عادیش نگاه کنید و با خودتان فکر کنید که در روزگاری نه چندان دور، هر مردی در شب دامادیش یکی از محصولات آقای مدیر را به تن می کرد.
درست متوجه شدید، خاموشی 71 ساله، این عنوان ها را در کارنامه دارد(به جهت فزونی تعداد شرکت هایی که به واسطه ریاستش در بنیاد در آنها نیز نفوذ داشته است از ذکر بسیاری از آنها در اینجا خودداری شده است): رئیس هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری ایران، رئیس هیات مدیره شرکت های: ریسندگی و بافندگی مطهری و پوشاک جامعه، مدیر کل شرکت های: ریسندگی و بافندگی مقدم و تیم، مدیر تولید نساجی ممتاز، عضو شورای عالی پول و اعتبار و رئیس بنیاد مستضعفان.




7- اسداله عسگراولادي:
  همین یکی –دو هفته قبل، جوابیه معترضانه ای را به یکی از روزنامه های کثیر الانتشار فرستاده بود، از آنها گله کرده بود که چرا از وی با عنوان «حاجی ترانسفر» نام برده اند.

عسگراولادی اهل تهران  است و چه کسی است که او را نشناسد. بر اساس روایتی پیر مرد خوش قلب در جریان نگرانی بخش خصوصی از واگذاری نمایشگاه بین المللی تهران با آن وسعت در آن نقطه اعیان نشین تهران در جمع هیات نمایندگان اتاق چنین گفته بود: جناب رئیس(آل اسحاق) اگر اجازه می دهید، بنده به عنوان یک «کاسب جزء» همین حالا چک خرید نمایشگاه را بکشم!

این اظهار نظرش در مقابل دیدگان حیرت زده خبرنگاران در زمان خودش کم سر و صدا نکرد!
از اعضاي بنام مؤتلفه، رئيس اتاق مشترك ايران و چين، دارنده شركت بزرگ «حساس» كه در عرصه صادرات خشكبار و به خصوص پسته ايران در سطح جهان صاحب نام است. چند هفته قبل هم گفته شد دو بانک چینی را خریده، البته بعدا متذکر شد که کل بانک ها را نخریده ، بلکه سهام آنها را خریداری کرده است.



8- فاطمه مقیمی:
اهل رشت است. به روسری و مزدای صورتی رنگش نگاه نکنید، راننده کامیون های زیادی آخر برج چشمشان به دست خانم رئیس دوخته شده است.

 موسس و مدیر عامل شرکت حمل و نقل بین الملل است و در کارگروه های مرتبط با موضوع حمل و نقل همکاری های زیادی دارد.

داستان زندگیش هم خالی از لطف نیست. مقیمی قرار بوده مترجم یا معلم زبان باشد. ماجرا از جایی شروع شده که مترجم یک شرکت حمل و نقل بین المللی شده است و بعد وقتی صحبت های روسایش را ترجمه می کرده، فکر کرده که چرا خودش مدیر نشود. همین می شود که یک شرکت راه می اندازد و باقی ماجرا!





9- محمد مهدی رئیس زاده:
مشهدی 52 ساله انگار برای مدیریت در این دنیا حاضر شده: عضو هیات مدیره و مدیر عامل گروه صنایع سیمان کرمان، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت تسهیلات بازرگانی صنعتی، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بازرگانی صنایع ملی ایران، رئیس هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری سیمان کرمان، عضو هیات مدیره شرکت سیمان ممتازان، عضو هیات مدیره گروه تولیدی لاستیک بارز، نایب رئیس هیات مدیره شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران و... .








10- احمد اميراحمدي:
71 ساله است، اما خیلی جوان مانده، به گوش های شکسته و پف کرده اش که نگاه کنید ظاهرا رمز جوانیش را دریافتید، کشتی گیر با سابقه ای است. البته کیست که نداند کار و پول خوب هم آدمی را جوان نگه میدارد! كشتي‌گير قديمي با گوش‌هاي شكسته كه به‌عنوان پدر سرب و روي كشور شناخته مي‌شود اهل تهران است.
علاوه بر سرب و روی، در صنعت شیشه و بلور هم کم فعالیت نکرده است. عناوینی چون: رئیس انجمن صنفی کارفرمایان صنعت شیشه و بلور استان تهران، و شرکت تعاونی تولید کنندگان شیشه و بلور و انجمن تخصصی صنایع همگن شیشه وبلور تهران، نایب رئیس خانه صنعت و معدن تهران و... را هم یدک می کشد.





11- تقي بهرامي نوشهر:
فکر نکنید چون شهرتش به نوشهر ختم می شود شمالی ست. دو کلمه که حرف بزنید متوجه لهجه دلنشین اذریش خواهید شد.
متولد 1324 در اردبیل است. اگر سر و کارتان به بازار آهن و ... خورده، احتمالا میخواهید بدانید چه کسی فی این بازار را مشخص می کند. با پدر خوانده فولاد كشور آشنا شوید! مؤسس چندين شركت بزرگ فولاد و فعال اين صنعت است.
او موسس شرکت های گرو.ه صنعتی نورد نوشهر، ذوب آهن اردبیل و سبلان و سهند، کارخانه قطعه سازی دینام و استارت اردبیل، سیمان خلخال، کاغذ سازی اترک اصفهان، رئیس انجمن فولاد کشور، دبیر کل خانه صنعت و معدن، رئیس هیات مدیره شرکت کشتیرانی لنگر است.




12- محمد صدر هاشمي‌نژاد:
از مؤسسان اولين بانك خصوصي كشور و رئيس هيأت‌مديره همان بانك، مدیر عامل شركت توانمند ساختماني استراتوس، كسي نمي‌داند او چقدر ثروت دارد، اما در زمينه ساختمان‌سازي و بازرگاني از بزرگان به شمار مي‌رود. صدر هاشمی متولد 1329 در شهر کرمان است.









13- پدرام سلطاني:
شخصي كه با وجود جوان بودن به‌عنوان يكي از بزرگان بخش خصوصي پتروشيمي معروف است.
41 سال سن دارد و متولد زاهدان است. رئیس هیات مدیره گروه شرکت های پرسال، عضو هیات مدیره و دبیر کل اتحادیه صادر کنندگان فرآرده های نفت، گاز و پتروشیمی ایران، موسس، عضو هیات مدیره و مدیر عامل صندوق توسعه صادرات فرآرده های نفتی ایران است.







14- علی شمس اردكاني:
مديرعامل يك شركت بزرگ خودروسازي و از فعالين بنام صنعت خودروسازي خصوصي در كشور. سوابق اجرای شمس اردکانی کم نیست که بتوان در چند خط تمام آنها را گفت. رئیس مجمع ایران برای فردا، مشاور وزارت نفت، عضو هیات مدیره بانک مسکن  در امور بازرگانی و مالی در اردن، رئیس هیات مدیره شرکت های گروه سرمایه گذاری و تبدیل گاز به مایع نارکنگان، رئیس اجرایی هیات مدیره شرکت های آسیای آرام و صنایع خودرو کویر و گروه بین المللی ساروج بوشهر، دبیر کل اتاق بازرگانی ایران، عضو بنیانگذار منطقه آزاد قشم و.... شمس اردکانی متولد 1322  در اصفهان است.





15- عباسعلي قصاعي:
از بازماندگان خاندان بزرگ سرمايه‌دار قصاعي و از بزرگ‌ترين فعالان صنعت چيني در كشور است. به سال1326 در نطنز به دنیا آمده و تا امروز نامش را با چینی و بلور در ذهن بازار ثبت کرده است. قصاعی 63 ساله مدیر شرکت های صنایع چینی قصایی، چینی زرین ایران، چینی یاسمن، صنایع بسته بندی زرین بان و رئیس انجمن صنایع چینی ایران است.








16- محسن بهرامي ارض اقدس:
از مديران ارشد حيات نو و مشاور شهردار تهران را در کارنامه اش دارد.
بیشتر سمت های دولتی داشته مثل معاونت وزیر بازرگانی و مشاور وزارت نفت داشته است، اما این باعث نمی شود که ارض اقدس مشهدی چیزی از سایرین کم داشته باشد، چراکه در حال حاضر او مدیرعامل و عضو هیات مدیره ده ها شرکت صنعتی بزرگ است. ارض اقدس 54 ساله است.







17- احمد پورفلاح:
از اقتصادی های خوش تیپ «خیر» به شمار می رود.  متولد کرج است و حالا 65 ساله شده. مديرعامل شركت بزرگ تأسيساتي سكو ايران است علاوه بر این عناوینی چون:  قائم مقام رئیس هیات مدیره اتاق ایران و ایتالیا، نایب رئیس اتاق ایران و استرالیا، عضو شورای مرکزی ICC، عضو هیات امنای موسسه خیریه محک و... را نیز یدک می کشد.








18- مسعود دانشمند:
61 سال دارد و اهل زاهدان است. دارنده يك شركت بزرگ حمل و نقل دريايي است. اما شاید دوستی اش( با وجود کراواتی که همیشه به گردن دارد) با علینقی خاموشی هم جزو عناوینش باید ذکر شود.  البته از دور دستی هم بر آتش هتلداری یا چیزی شبیه گردشگری  و سفر و... دارد!









19- هوشنگ ادهمی:
همشهری روسای اتاق های ایران و تهران است، یک زنجانی  58 ساله. عناوینی چون: مدیر عامل شرکت مبنای خاورمیانه(اکنون)، مدیرعامل سیمان فارس خوزستان، رئیس هیات مدیره شرکت توسعه معادن روی، مدیر گروه سیمان سازمان صنایع ملی ایران را در کارنامه اش دارد.









20- اکبر برادر هریسچیان:
تبریزی 70 ساله است. فرش تبریز را چه کسی نمی شناسد؟ در اطراف تبریز هم منطقه ای وجود دارد به نام هریس، شاید نام فامیلش را از آن منطقه اخذ کرده باشد که اتفاقا اگر در ایران فرش تبریز مشهور است، در تبریز هم فرش هریس. او هم در این هنر-فن صاحب نام است.
هریسچیان مدیر عامل و رئیس اتحادیه صادر کنندگان فرش ایران است.








21- محمدرضا بهرامند:
تهرانی 61 ساله، بی مقدمه بگذارید برخی از سمت هایش را مرور کنیم: عضو هیات مدیره شرکت های: تولید و فراوری مواد معدنی ایران، گدارسنگ، سنگاب همدان، معدنی پیرتاک، فراسنگ محلات، منطقه ای، معادن آذربایجان، فصلنامه سنگ، اروم کانسار، مدیر عامل و عضو هیات مدیره: فرامز تهران، مجتمع معادن نی ریز، سنگاب آذرشهر، معدنی ایران سنگ، مدیر مسئول مجله سنگ و معدن، عضو کمیته ملی برگزاری بیستمین کنگره جهانی معدن، مشاور وزیر معادن و فلزات در ستاد سیاست گذاری توسعه صادرات سنگ کشور- نایب رئیس کنونی کمیسیون معادن اتاق ایران و... .





22- مهدی پورقاضی:
دوباره نوبت به اصفهانی ها رسید، اینبار یک اصفهانی 53 ساله. با عناوینی مثل: مدیر عامل شرکت نیرومند پلیمر و شرکت فرافن گاز تهران.

 او در صنعتی فعال است که مردم کوچه و بازار به آن می گویند پلاستیک.









23- احمد ترک نژاد:
درست 50 ساله است. متولد الشتر . ترک نژاد از جهادگران سال های قبل بوده و از اقتصادیان امروز! نام بانک خصوصی در کشورمان با پارسیان گره خورده، عناوینی مثل: مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری بانک پارسیان، رئیس هیات مدیره شرکت تجاری بین المللی راهبرد پارسیان، رئیس هیات مدیره شرکت توسعه سیستم های حمل و نقل راه ابریشم، نایب رئیس هیات مدیره شرکت پارسیان اینترنشنال، عضو هیات مدیره شرکت گشترش هتل های لوتوس پارسیان را در کارنامه دارد.






24- محمدرضاجابر انصاری:
61 ساله، اهل تهران، ایجاد یا مشارکت در تاسیس شرکت های: دژ پاد، صنایع فلزی سبک، گروه صنعتی سپاهان، آهن و فولاد اصفهان، ساخته های فلزی اصفهانیان، سرمایه گذاری صنایع ایران، سرمایه گذاری ساختمانی سخت آژند، زراعی محمدآباد، آجر ماشینی سه ام، بار آهن سپاهان، آژند سازه اسکان و مهر آژند، انبوه سازان اسکان، عضو موسس شرکت های عام و تشکل های صنفی موسسه اعتباری کارآفرینان، بانک کارآفرینان، فروسیلیس ایران، بیمه کارآفرین، اتحادیه صنایع فلزی سبک و... را یدک می کشد.






25- غلامرضا حمیدی انارکی:
بالاخره نوبت به سمنان هم رسید، 66 ساله است و عناوینی مثل: رئیس کارگاه شرکت پارادیس، عضو هیات مدیره شرکت سرب و روی، مدیر عامل شرکت های: باریت ایران، ایران کان آرا، تولید و فراوری مواد معدنی ایران، معدنی آهن آجین، فولاد زاگرس، مواد نسوز بیرجند، مدیرعهامل تهیه و تولید مواد نسوز کشور-رئیس کنونی کمیسیون معادن اتاق ایران و... را یدک می کشد.







26- محمدرضا حیدری:
درست 60 ساله شده است، کردی از خطه کرمانشاه،  رئیس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت سیمان فارس و خوزستان و 50عضویت در هیات مدیره بیش از 50  شرکت بزرگ بورسی را در کارنامه دارد.









27- مسعود خوانساری:
بازهم یک اصفهانی، 56 ساله است و موسس و مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری آتی سامان .










28- جمشید عدالتیان شهریاری:
  55 ساله و اهل تهران، بسیار خوشتیپ و البته مدیر، تحصیلاتش را در آلمان ادامه داده و مدیر عامل شرکت کمپاس ایران و سرپرست منطقه 7 کمپاس بین الملل، رئیس هیات مدیره شرکت صنایع فراورده های غذایی پدیده دیناوند است.









29- فرهاد فزونی:
تهرانی 63 ساله مدیر عامل و رئیس هیات مدیره شرکت های گروه سرزمین سبز است.











30- توفیق مجد پور:
تبریزی 60 ساله، رئیس هیات مدیره شرکت کشتیرانی فرادریا و شرکت برادران مجدپور است.
 

 


... و البته میلیاردرهای ایران به همین فهرست ختم نمی شوند.

کندوان : روستایی 700 ساله همانند کندوی عسل !



کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org


خیلی ها فكر می كنند كندوان روستایی در نزدیكی تونل كندوان است. تصویر و گزارش از آن زیاد دیده اند ولی موقعیت دقیق آن را نمی دانند. اما بد نیست بدانیم روستای کندوان در شمال شرق ایران واقع در ارتفاعات کوه سبلان با قدمتی 700 ساله یکی از جذابترین مکان های دیدنی و شگفتی های ایران بشمار می رود که به دلیل شکل خانه‌های آن که به مانند کندوی عسل در دل کوه کنده شده اند به آن روستای کندوان می گویند. در حال حاضر كندوان تنها روستای زنده صخره ای جهان است كه زندگی طبیعی مردم در آن جریان دارد.

کندوان، یکی از سه روستای صخره‌ای جهان است که این ویزگی منحصر بفرد موجب جذابیت بی‌نظیر آن شده است. معماری روستای کندوان و جاری بودن زندگی مردم در قالب بافت قدیمی‌ آن یک استثنا در دنیا به حساب می‌آید. چرا که دیگر در ترکیه و آمریکا هم کسی در کاپادوکیه و داکوتا زندگی نمی‌کند. کندوان روستایی است بنا شده در صخره و تنها سازه این دهکده را سنگ‌ها تشکیل می‌دهند. خانه‌ها هرمی ‌شکل هستند و برای دام‌ها نیز حفره‌هایی در سنگ‌ها بنا شده است.


کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org

کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org


کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org
 

کندوان، یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی و منطقه‌ای ییلاقی از رشته کوه‌های سهند است که مراتع سرسبزش عشایر زیادی را به آن جا می‌کشاند. این روستا در فاصله 22 کیلومتری جنوب شهرستان اسکو در میان دره ای با صفا و کنار رودخانه ی پر آبی به همین نام واقع شده است. چشمه آب معدنی کندوان نیز یکی از جاذبه‌های این روستا محسوب می‌شود. آب این چشمه با کمترین درصد سنگینی برای درمان بیماری‌های کلیوی بسیار مفید است. بنای خانه های این روستا از نوع معماری صخره ای است و به قرن هفتم هجری و یا حتی قبل از اسلام مربوط است، بلندی این تپه های مخروطی و هرمی شکل بیش از 60 متر است و همانند کندوهای عسل در دل کوه کنده شده‌اند.

پروفسور "دیوید رول" باستان‌شناس مشهور انگلیسی در سفر به ایران و کشف نخستین مسیر پستی دنیا، قدمت کندوان در این مسیر را یکی از استنادات خود برای نظریه فرود آدم یکجانشینی بشر غار نشین و زندگی اجتماعی انسان‌ها قرار داده است. بله، واقعیت دارد. این کران های مخروطی شکل که اعجاز همنشینی انسان و طبیعت را نمایش می دهد، نه یک جاذبه گردشگری ارث رسیده از پدرانمان که یک تاریخ است.

کندوان، جهان بیمانندی است که در آن، نشانی از مال من و مال تو و ... دیده ‌نمی‌شود. در کندوان، آدمی سرپناه و زیستگاه خود را با بهره‌گیری از داده‌های طبیعت و در دل آن ساخته ‌است؛ بی‌آنکه سیمای طبیعت را، برای رسیدن به خواسته خود، دگرگون یا ویران کند. در کندوان، طبیعت بستر شکل‌گیری بافت زیستگاه را از پیش در برابر آدمی نهاده ‌است؛ و آدمی، هشیارانه این پیشکش را گرامی داشته و چیدمان خانه‌ها را، همخوان با طبیعت پیش روی خود، با زیبایی و کارآیی درخور، سازمان‌ داده‌ است. کالبد از پیش آماده سنگی، هر‌آنجا که بایسته است، با پلهای چوبی و دیواره‌های آجری، کامل ‌شده ‌است و اتاقها، از درون با راهروهایی که در سنگ کنده‌ شده، به‌هم راه‌ می‌یابند.


کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org

کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org

کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org

کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org

کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org


کندوان، گوهر پنهان آذربایجان و سومین روستای صخره ای جهان است که دوتای دیگر، یكی در کاپادوکیای ترکیه و دیگری در داکوتای آمریکاست. اما این روستا تنها روستای صخره ای جهان است که هنور مردم در آن ساکنند و زندگی در آن جریان دارد. امروزه ساکنان این روستا بیش از ۱17 خانوار هستند که جمعیتی حدود ۷۰۰ نفر را شامل میشود. داخل خانه ها کوچک و ساده اما تمیز است. هر کدام به فراخور صاحبش چند اطاق کوچک دارد که با طاقچه و پرده و چند پشتی تزیین گشته است. خانه ها عموما چند طبقه هستند. طبقه اول برای آغل حیوانان تعبیه شده و طبقه بعدی برای سکونت آماده میشود. خانه ها مانند روستاهای تپه ای بصورت پلکانی هستند و کوچه های باریک با شیب تند، آنها را به هم متصل میکند.

اینجا کندوان است ؛ روستایی شگفت آور و حیرت انگیز از هزاران روستای شگفت آوری که در گوشه و کنار ایران زمین چون گوهری در صدف فراموشی و خاموشی پنهان مانده اند. برای رسیدن به کندوان باید از اسکو بگذری ؛ اسکو و باغهای حیرت انگیز گردویش. اسکو و مردم با صفای دامنه سهند. در کندوان هر چه هست سنگ است و صخره. مردم کندوان زندگی خود را در حفره هایی سر می کنند که معماری حیرت آورش نام این روستای کوچک را زبانزد جهانیان کرده است و افسوس که کسی را دغدغه آن نیست تا این روستای شگفت را آنچنان که هست به دیگران معرفی کند. محلی ها کندوان را کندجان می گویند؛ استعاره از شباهت خانه های کله قندی شان به کندوی عسل. آنها خانه هایشان را هم کران می نامند.

کران های بی نظیری که نمونه اش تنها در گورمه ترکیه دیده می شود و حالا به شکل بی رحمانه ای به محاصره تیرهای برق و سیم های زمخت و سیاهشان درآمده اند و به دلیل افزایش جمعیت روستا، اهالی مجبور شده اند با ساختن خانه هایی از آجر و سیمان نظم طبیعی اش را به هم بزنند و کسی نیست که از این ناهمخوانی دهشتناک و بی معنا دلش به درد نیاید. گرچه به امکانات توریستی کندوان تا حدودی توجه شده و سنگفرش خیابانش بازسازی شده است و برای آب شفا بخشش چاره ای اندیشیده اند، اما این مقدار برای این میراث 3 هزار ساله نیاکان بسیار کم و بی مقدار است.


کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org

کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org

کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org

کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org
 

درباره تعداد خانه ها شاید به علت پیوستگی نتوان تعداد دقیق آنها را حدس زد، اما به نظر می رسد خانه های این روستا در حدود 100 واحد باشند که در هر کدام دو یا سه طبقه خانه ساخته شده و در هر طبقه معمولا یک خانواده زندگی می کنند. در بعضی خانه ها علاوه بر اتاقها، با دقت و حوصله بالکن وسیع و کشیده ای نیز جلوی پنجره ها کنده و درست کرده اند. درها و پنجره های باریک به این بالکن ها باز می شوند و زنان با ذوق روستا در قسمتهایی از این بالکن ها گلدان های شمعدانی قرار داده اند و در مواقعی بندی بر این بالکن ها کشیده اند و لباس های رنگارنگشان را روی آن پهن می کنند تا خشک شود.

تقریبا تمام خانه ها را با تیشه دستی کنده اند، ولی چنان با ظرافت و دقتی این کار را کرده اند که باور کردنی نیست. دیوارها، تاقچه ها، جای درها و پنجره ها چنان استادانه کنده شده اند که بیشتر به وهم می ماند تا واقعیت. خوشبختانه جنس سنگها چنان محکم است که با تراشیدن آنها باز هم می توانند چند طبقه روی هم را دوام بیاورند. بعضی خانه ها هم در کوههای بزرگ و به هم چسبیده و به صورت پشت به پشت یا پهلو به پهلوی هم ساخته شده اند که در مواردی، این خانه ها با یک دریچه کوچک به یکدیگر متصلند و ساکنان از طریق همین گذرگاه ها با یکدیگر ارتباط دارند.


کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org

کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org

کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org

کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org

کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org
 

همه پوشش ها و زیراندازهای خانه ها اعم از فرشها، گلیم ها، پالازها، چهل تکه ها و پرده ها محصول دستان هنرمند زنان روستاست. هر صبحی که فرا می رسد، خانمها شروع به آب و جارو و خانه تکانی می کنند. گلیم ها و چهل تکه های رنگارنگ، در بلندای ستیغ کوههای سهند بر دست زنان روستا تکان می خورد و سمفونی تکرار ناپذیر رنگها را به تصویر می کشند. در همان زمان اگر در کوچه های تنگ و باریک کندوان گذر کنی، بوی نان محلی در فضا متراکم است.

کندوان، با اشکال و بافتهای معماری باستانی از جمله نمونه های منحصر به فرد بناهای صخره ای در جهان است که در نزدیکی شهر تبریز در دامنه کوههای زیبای سهند واقع است. سهند به خاطر برف و باران فراوان سرچشمه رودهای متعددی است که یا جلگه های داخلی را مشروب می کند یا به دریاچه ارومیه می ریزد. آب و هوای خوش این منطقه سبب حاصلخیزی خاک اطراف روستای کندوان می گردد. معاش مردم این روستای حدود ۱17 خانواری از محل دامداری است و كشاورزی و تا حدودی صنایع دستی است.


کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org

کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org
 

مرغوب ترین کشتزارهای اهالی کندوان در مقابل روستا، بر روی دشتی مرتفع و زیر بنا قرار دارد. دره شمالی جنوبی سرسبز کندوان یکی از خوش آب و هوا ترین و زیباترین نقاط کوهستانی ایران به شمار می رود که علاوه بر نهری نسبتا بزرگ دارای چشمه های آب معدنی نیز هست که دارای خواص پزشکی فوق العاده بوده و احتمالا در دفع سنگ کلیه بی تاثیر نیست. همچنین مراتع سرسبز کوههای سهند از مهمترین مراکز دامداری و دامنه های اطراف کندوان یکی از بهترین نقاط پرورش دام در ایران به شمار می رود. انواع سبزی ها و گیاهان دارویی خشك و گردو و عسل و آلو و شاه دانه و شیره انگور و ... از جمله محصولات كشاورزی این روستای تاریخی است و ناگفته نماند که عسل از مهم‌ترین سوغات این روستا است.

کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org

هجوم گردشگران برای مشاهده این روستای تاریخی ایران، موجب شده تا در كندوان هتلی هم ساخته اند. هتلی به سبك همان "كران"های كندوان؛ از سنگ و صخره. می گویند سنگ های كوه را ۹ سال كنده اند تا بتوانند هتلی ۵ ستاره در آن بنا كنند. تراش سنگ با دست، آن هم درقرن ۲۱ ! این هتل ۱۰ اتاقه كه یكی از ۳ هتل سنگی جهان است دارای یك ویژگی منحصر به فرد نسبت به دو هتل همتای خود در آمریكا و تركیه است. هتل كندوان تنها هتل سنگی جهان است كه در دل جمعیت و زندگی روزمره مردم بنا شده است چرا كه دو هتل دیگر در نقطه ای دور از شهر و خانه ها ساخته شده اند. این هتل امروز به یكی از مهمترین جاذبه های كندوان بدل شده است.

کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org

کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org

کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org

کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org

کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org


کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org

کندوان روستایی 700 ساله در ایران | www.Persian-Star.org

سرگذشت غم انگيز کشتی غرق شده رافائل از ديروز تا امروز

کشتی رافائل در سال 1965تا 90 میلیون دلار قیمتگذاری شد اما ایتالیا با توجه به شرایط اقتصادی 10 سال بعد آن را به مبلغ دو میلیون دلار به ایران فروخت.

 

شهری به نام کشتی رافائل

نخستين طرح كشتي «رافائل» در سال 1958 ميلادي توسط ایتالیایی ها كشيده شد و رافائل به طول 276 متر و عرض 31 متر در کشور ایتالیا ساخته شد.

در كشتي رافائل 850 خروجي راديو تلفني ، 6 استخر شنا ( سه استخر براي بزرگسالان و سه استخر دیگر براي كودكان ساخته شده بود) ، 750 كابين( در هر كابين يك حمام و توالت شيك و لوكس كه با مرمرهاي ايتاليايي تزيين شده بود وجود داشت ) ، 18 آسانسور، 30 سالن اجتماعات ، تالار نمايشي با 500 صندلي و باشگاه هاي ژيمناستيك و پرورش اندام ساخته شده بود. 

 

رافائل بزرگ بود و با عظمت .یک کشتی با شکوه با همه امکانات تفریحی که تو زمان خودش نظیر نداشت. یک کشتی با سالنهای سینما و تئاتر.زمینهای ورزشی .استخر .هتل .تالارهای باشکوه .رستوران … هیچ کدوم از کشورهای پیشرفته اون زمان همچین کشتی رو نداشتن.میگن روزی که رافائل از ایتالیا به سوی ایران حرکت میکنه مردم ایتالیا با اشک رافائل رو بدرقه میکنند.چون کشورشون مثل ایران پول دار نبود و رافائلی رو که خودشون ساخته بودند مجبور بودند به ایران بفروفشند. رافائل در میان اشک و اندوه ایتالیا رو ترک کرد و زیبا و خرامان به سوی ایران پیشرفت .

در بهار  1356 رافائل با50 خدمه ي ايتاليايي و با افزايش ظرفيت در حد سكناي 1800 نفر در بندر بوشهر پهلو گرفت .

موج ها ی دریا بوق بلند و غریبی را به گوش اهالی شهر بوشهر می رساند. مردمان بندر بوشهر وقتی از پنجره ی خانه های بافت قدیم به بیرون نگاه انداختند حیرت زده ، غول سفید و باشکوهی را دیدند که به ساحل بوشهر نزدیک می شد. کسی خبر نداشت که این کشتی بزرگ و سفید که تراکم دود از دودکش های عقبش به هوا بر می خاست و بدنه اش این چنین سفید و درخشان بود ، قرار است سال ها مهمان ذهن وجان مردمان این شهر شود .
بوشهری ها که تا به حال کشتی های زیادی را دیده بودند فوج فوج می آمدند ، در ساحل جمع می شدند و با اشتیاق این کشتی زیبا را می دیدند و با زمینه ای از این کشتی عکس می گرفتند.

 

از آن قصر سفید کمتر نور شکوه و آبادی به چشم می خورد. به نظر می رسید رافائل در کنار ساحل بوشهر رها شده تا به صورت یک آهن قراضه فروخته شود. زمزمه هایی نیز شنیده می شد که قرار است این کشتی توسط واسطه های غیر ایتالیاتی به ایتالیا بازگرداند شود. مرگ در سال ۱۳۶۲ تصمیماتی برای بازگرداندن رافائل و میکل آنژ به سفرهای دریایی گرفته شد اما هنوز این تصمیم عملی نشده بود که در روز پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۳۶۲ هواپیماهای عراقی بالاخره در گرماگرم بمباران خارگ و بوشهر آن را هدف موشک قرار داده و به آن آسیب جدی وارد کردند به حدی که رافائل تا نیمه در آب های کم عمق ساحلی لنگرگاه بوشهر فرورفت. به همين دليل كشتي را توسط يك يدك كش1000 متر در كنار ساحل جابجا كردند. چیزی نگذشت که یک کشتی باری به نام «ایران سلام» (ایران سیام) ناگهان به صورت اتفاقی با آن برخورد کرد و به بدنه اش آسیب جدی رساند و کاری را که هواپیماهای عراقی آغازش کرده بودند تمام کرد؛ رافائل کاملا در اعماق خلیج فارس غرق شد و آن گاه مورد هجوم بیشتر عده ای ازغواصان محلی واقع شد . عده ای از این افراد که خبر از گنجینه های درون کشتی داشتند، آثار گرانبها و هنری ای که هنوز در کابین ها و سالن اجتماعات کشتی و رستوران هایش باقی مانده بود را به یغما بردند.بدین ترتیب کشتی اقیانوس پیمای رافائل بیشتر از هفت سال نتوانست در کنار سواحل جنوبی ایران دوام بیاورد و خیلی زود به افسانه ای غریب تبدیل شد.

 

در حال حاضر کشتی رافائل در ساحل بوشهر ديده نمي شود و زير7 متر آب ، در فاصله ي دو كيلومتري نيروگاه اتمي قرار گرفته است.































بعد از سال ها مسئولین تصمیم دارند آن را از سواحل بوشهر خارج کنند البته نه برای احیاء بلکه سفری دیگر در پیش است…


مقصد نهایی ذوب آهن اصفهان است!

ایران را بیشتر بشناسیم - کوه پرديس - نزديک ترين نقطه زمين به خورشيد

 


نام اين کوه باستاني پرديس است در حومه شهرستان جم از توابع عسلويه استان بوشهر و در نيمه هاي راه بندر کنگان به فيروز آباد شيراز قرار دارد .


نکات قابل توجهي كه در اين کوه باستاني وجود دارد :


1. قله اين کوه نزديک ترين نقطه زمين به خورشيد است چون بالاترين ارتفاع در نزديکي خط استواست .


2. آتشکده فوق العاده باستاني که در قله کوه قرار دارد ، محل تولد و غسل تعميد پدر جمشيد جم است .


3. مغناطيس فوق العاده قوي کوه در جهان زبانزد است و اگر در فاصله 50 تا 100 متري کوه يعني تقريبا انتهايي ترين نقطه مشخص اسفالت با ماشين توقف کني و ترمز دستي را بخوابانيد ، ماشين بجاي سر پائيني به نرمي به سمت کوه کشيده مي شود که البته همين مغناطيس براي رانندگان نا آشنا بسيار دردسر ساز بوده و تا کنون تعداد زيادي از خودروها بي اختيار با کوه تصادف کرده اند .


4. پوشش گياهي منطقه نوعي خار بياباني گرمسيري منحصر به فرد است که خواص دارويي فراوان دارد و عسل حاصله از منطقه تماما" پيشخريد چند کارخانه داروسازي بزرگ جهان است يکي از ترکيبات اصلي مسکن Advil که يکي از بهترين قرصهاي شناخته شده براي ناراحتي هاي اعصاب و دردهاي ميگرني است از همين عسل تهيه مي شود .


5. اين منطقه خرماي ويژه نيز توليد مي کند كه به نام خرماي خصه معروف است و کاملا در شيره خود غرق مي شود يعني يک کاسه آن ظرف سه ساعت پر از شيره مي شود و اندازه اين خرما اندازه آلبالو بود و به جهت همان خواص دارويي منطقه تماما" براي ساخت قندهاي رژيمي براي بيماران ديابتي صادر مي شود، نکته جالب ديگر رويش درخت زيتون در دامنه شمالي کوه حد فاصل شهرستان جم تا روستاهاي چاهه و دره پلنگي مي باشد که در آب و هواي آن منطقه بسيار بعيد مي نمود .


فعلا" سندي براي قدمت چاهه و دره پلنگي وجود ندارد ولي علائم مشهودي از غار نشيني مشاهده ، و فسيل هاي مختلفي در اين منطقه به وفور پيدا شده است .


6. در لايه هاي زيرين اين کوه معدن عظيمي از آب خنک و فوق العاده سالم وجود دارد ، آن هم در اطراف عسلويه !


مردم چاهه و جم ، کوه پرديس را فوق العاده مقدس و محترم مي شمارند ، و به استناد علائم موجود در آتشکده احتمالا يکي از اولين مکانهايي بوده که نفت در آن سوزانده شده است .


با افتتاح جاده فيروز آباد به عسلويه توسط پتروشيمي ، رفتن به اين منطقه خيلي ميسر تر و راحت تر شده است . پتروشيمي با تاسيس سه شهرک بزرگ در اين منطقه اقدام به تاسيس فرودگاه جم نموده و چهارشنبه هر هفته يک پرواز به مقصد جم انجام مي شود که امکان بسيار خوبي براي سفر به اين منطقه اعجاب انگيز است .

آیا میدانید ؟

آیا میدانید ؟

ـ آیا میدانید: اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰ سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.

ـ آیا میدانید : کمبوجيه فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود.

ـ آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد

ـ آیا میدانید : داریوش کبیر طرح تعلیمات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت .


ـ آیا میدانید : داریوش در پایئز و زمستان ۵۱۸ - ۵۱۹ قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد

ـ آیا میدانید : داریوش بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد

ـ آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت

ـ آیا میدانید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس ۳ سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۸۰ سال به طول انجامید


ـ آیا میدانید : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده ۲۵ هزار کارگر به صورت ۱۰ ساعت در تابستان و ۸ ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر ۵ روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه ۲۵۰ گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر میداده است و هر ۱۰ روز یکبار استراحت داشتند

ـ آیا میدانید : داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است

ـ آیا میدانید : تقویم کنونی ( ماه ۳۰ روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای ۵ عید مذهبی و ۳۱ روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است

ـ آیا میدانید : داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند

ـ آیا میدانید : داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد

ـ آیا میدانید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد

ـ آیا میدانید : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد


ـ آیا میدانید : فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد

ـ آیا میدانید : در طول سلطنت داریوش کبیر ۲۴۲ حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با ۲۴۲ مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جای خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ایران بسط داد . او در سال آخر پادشاهی به اندازه ۱۰ میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت

ـ آیا میدانید : داریوش در سال ۵۲۱ قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم

بلندترین برج اجری جهان

بلندترین برج اجری جهان

 


برج گنبد کاووس يا ميل گنبد، واقع در شهر گنبد کاووس دراستان گلستان ايران، بلندترين برج آجری دنياست که در قرن چهارم هجری /يازدهم ميلادی بنا شده است. اين بنا، طبق کتيبه کوفی آجری گرداگرد آن، درسال 397 هجری قمری برابر با 375 هجری شمسی در زمان سلطنت شمس المعالیقابوس بن وشمگير از پادشاهان آل زيار ساخته شده است. شهر گنبد کاووس کنونیدر حوالی شهر جرجان کهن قرار دارد که پايتخت پادشاهان آل زيار بوده است.اين برج از زيباترين و باشکوه ترين بناهای اوايل دوره اسلامی است که علیرغم استفاده بسيار کم از عناصر تزيينی در آن، دارای ساختاری متناسب،موزون، مستحکم و زيباست که نوعی احساس شکوه و زيبايی را به بيننده القا میکند. 
اين بنای باشکوه بر روی تپه ای ساخته شده است که نزديک 15متر از زمين اطراف آن بلندی دارد و ساختمان آن از سه بخش پی، بدنه و گنبدتشکيل شده که روی هم رفته 55 متر ارتفاع دارند. بدين ترتيب، با احتسابارتفاع تپه، اين برج حدود 70 متر از سطح زمين های اطراف مرتفع تر است کهاين موضوع به شکوه و جلال آن افزوده است. 
بدنه برج بر روی پايه ای مدور قرار گرفته که تنها نزديک به2 متر آن بيرون از سطح زمين قرار دارد و حجم وسيعی از آن در دل تپه فرورفته است. بدنه برج از خارج دارای 10 پره مثلثی شکل است (همانند ستاره دهپر) که به فواصل مساوی از يکديگر قرار دارند و از پای بست بنا شروع و تازير گنبد ادامه دارند. بدنه بنا سراسر از آجرهای پخته قرمز رنگ ساخته شدهکه در نهايت پختگی و استحکام هستند و به علت تابش آفتاب در طول قرن ها بهرنگ زرد طلايی زيبايی درآمده که خود بر زيبايی بنا افزوده است. 
گنبد مخروطی بنا به ارتفاع 18 متر بدون هيچ واسطه ای برروی بدنه برج قرار گرفته و دارای شيب تند و سطح صاف و صيقلی بوده و برخلاف اکثر برج ها و گنبدهای آرامگاهی، تک پوش است که اين موارد باعثماندگاری آن شده است. 
شايد کمتر کسی از مردم ايران می دانند که اين برج در يکنظرسنجی بين المللی از سوی شماری از معماران مشهور جهان، به عنوان بهتريناثر مهندسی تاريخ بشر انتخاب شده است. دلايل اين انتخاب جالب است: اين برجکه بيش از 50 متر ارتفاع دارد، بيش از هزار سال پيش ساخته شده و در اينمدت 2 بار زلزله های شديدتر از 6 ريشتر را از سر گذرانده، اما همچنانسالم، استوار و پابرجا ايستاده است. برج گنبد فقط از آجر ساخته شده و درآن هيچ خبری از بتون آرمه و اسکلت فلزی و فولاد و ... نيست. در حاليکه نهفرسوده شده و نه زلزله توانسته حتی يک ترک به آن بيندازد. محاسبات مهندسسازنده برج آن قدر دقيق بوده است که برج حتی در شديدترين زلزله هم پس ازلرزه ها و تکان های معمول دوباره دقيقاً سر جای خود بر می گردد. همچنيندقت در برآورد مقاومت مصالح آن نيز حتی افزونتر از محاسباتی است که هماکنون پيچيده ترين دستگاه های محا�%BORDER-TOP-WIDTH: 0px; BORDECام می دهند. 
در رابطه با کاربرد و انگيزه ايجاد اين بنا، با اينکهتاريخ نويسان و محققان ميراث فرهنگی غالباً اين ساختمان را آرامگاه اميرقابوس می دانند، بعضی از تاريخ نگاران نجوم ايران از روی قرائنی پنداشتهاند که اين بنا به عنوان رصدخانه ساخته شده است. زيرا در کاوش های اين بنااز باقيمانده جسد اثری يافت نشده است. 
در کتاب «ذخيره خوارزمشاهی» نوشته سيد اسماعيل جرجانیدرباره منجمی به نام کوشيار گيلانی سخن رفته که در خدمت امير قابوس بودهاست. در کتاب «فرهنگ ادبيات فارسی دری» راجع به کوشيار گيلانی نوشته شدهاست که رصدخانه ای بنا کرده که به نام وی مشهور بوده است، که البته مکانآن مشخص نگرديده است. بدين ترتيب برخی اين احتمال را مطرح کرده اند که برجقابوس هم�7يتخت �%B�انه ای است که به دستور قابوس و بر اساس نقشه و طرح کوشيارگيلانی ساخته شده است. 
به عقيده برخی از پژوهشگران نيز، بنای مزبور چه رصدخانهباشد و يا برای مقبره ساخته شده باشد، با توجه به سبک معماری آن که مانندآن در ايران وجود ندارد و همچنان پره های مثلثی آجری که در بدنه آن به کاررفته است، القا کننده مفهوم و معنای اساطيری و رمزی است و نمونه ای است ازيک الگوی کلی در معماری که آن را «ستون کيهان» می نامند و رمزی از محورعالم است. به نوشته «ميرچا الياده»، رمز محور کيهان که زمين را به آسمانمی پيوندد، تقريباً در همه مکان های قدسی به صور مختلف يافت می شود: برجهای هرمی شکل ناقوس دار، ستون های کليساها، مناره های مساجد، و معابد وابنيه دينی برج مانند و چند طبقه به شکل هرم که حول محوری مرکزی بنا شده وطبقات مختلفشان به سوی آسمان قد می کشند. 



پروفسور آرتور پوپ در مورد این بنا چنین نوشته‌است: 

در زیر سمت شرق کوه‌های البرز و در برابر صحراهای پهناور آسیا یکی ازبزرگ‌ترین شاهکارهای معماری ایران با تمام شکوه و عظمت خود قد برافراشته‌است. این بنا گنبد قابوس بقعه آرامگاه قابوس بن وشمگیر می‌باشد وبرج آرامگاه از هرگونه آرایش مبراست. جنگنده‌ای با نیروی ایمان در نبردرودرروی، پادشاهی شاعر در نبرد با ابدیت، آیا آرامگاهی چنین عظیم و مقتدروجود دارد. 

این گنبد که با آجرهای مخصوص دنباله دار کفشکی ساخته شده‌است دوپوسته‌است. گنبد درونی مانند گنبدهای خاکی به شکل نیم تخم مرغی و از آجرمعمولی است و پوسته بیرونی با آجر دنباله دار، و ارتفاع این گنبد مخروطی۱۸ متر است در بدنه شرقی روزنه‌ای تعبیه شده که ارتفاع آن یک متر و نودسانتیمتر است عرض روزنه در قسمت بالا ۷۳ و در وسط ۷۵ و در پایین ۸۰ است.در ضلع جنوبی آن یک ورودی می‌باشد که ۵/۱ متر عرض و ۵۵/۵ متر ارتفاع دارد.در درون طاق هلالی سر در آن، مقرنسی است که به نظر می‌رسد در مراحل نخستینپیشرفت این نوع تزئینات معماری و گچ بری است. شاید این مقرنس ساده و درعین حال زیبا از اولین نمونه‌های مقرنس سازی در بناهای اسلامی می‌باشد کهبتدریج تکمیل شده‌است دکتر ویلسن آمریکایی نماینده دانشگاه پنسیلوانی نیزدر بازدید و تحقیقاتی که از این بنا داشته راجع به این مقرنسها چنیننوشته‌است: ? بالای در، داخل هلال مدخل گلویی مقرنسی است که در مراحل اولیه ترقی می‌باشد و این یکی از نمونه‌های تزئینیاست از اصول یک معماری که بعد اهمیت پیدا کرده‌است ? در ردیف کتیبه کوفیبصورت کمر بند وار بدنه را آرایش کرده‌است که یک ردیف آن در ۸ متری پای آنو دیگری بالا در زیر گنبد مخروطی قرار دارند نوع نوشته کوفی کتیبه‌ها سادهو آجری است حروف آن آرایش ندارند. بر جسته و خوانا می‌باشد و حاشیه دورآنها قاب مستطیلی شکلی است از آجر . 
متن کتیبه‌های سازه چنین است: 
بسم الله الرحمن الرحیم 


* هذ القصر العالی 
* الامیر شمس المعالی 
* الامیر ابن الامیر 
* قابوس ابن وشمگیر 
* امر به نبائه فی حیاتی 
* سنه سبع و خمسین و ثلثماته قمریه 
* و سنه خمس و سبعین و ثلثماته 



برگردان: 
به نام خداوند بخشنده مهربان 


* این است کاخ باشکوه 
* امیر شمس معالی 
* امیر پسر امیر 
* قابوس فرزند وُشمگیر 
* فرمان داد به ساخت آن در زندگی خویش 
* سال سیصد و نود و هفت قمری 
* و سال سیصد و هفتاد و پنج (خورشیدی)
 


عملیات شستشو و مرمت برج آزادی


شستشوی برج آزادی تهران از دیروز سه شنبه (10 شهریور) با حضور مسئولین شهرداری تهران آغاز شد.

مدیرعامل سازمان زیبا سازی شهرداری تهران اعلام كرد: با صرف اعتباری بالغ بر 300 تا 400 میلیون تومان عملیات شست‌و شوی برج آزادی آغاز و این عملیات ظرف دو تا سه ماه آینده به پایان می‌رسد وی با یادآوری این كه برج آزادی از 20 سال پیش تاكنون شسته نشده بود، افزود: با كارشناسی انجام شده، مقرر شد شست‌وشوی برج به صورت علمی و با استفاده از تكنولوژی روز دنیا انجام شود. این در حالیست كه در این عملیات، علاوه بر شست‌وشو، بندكشی‌های بین سنگ‌ها نیز مرمت و لایه‌ای به منظور محافظت از سنگ‌نمای برج در برابر آلودگی‌های شهری، بر روی آن كشیده می‌شود.

شهردار منطقه 9 تهران بیان داشت: این فقط یک شستشوی معمولی نیست زیرا پس از شستن این برج از مواد نگهدارنده ای استفاده می‌شود که تا 10 سال دیگر پاکیزگی آن را بیمه می کند. مواد نگهدارنده از خارج کشور وارد شده و پیمانکاران آن به ما تضمین‌های لازم را در این باره داده اند. تمامی جوانب کار سنجیده شده و این برج با تکنولوژی های روز دنیا و افراد تعلیم دیده شده شستشو می شود.

هزینه اولیه شستشوی برج آزادی در فاز اول 400 میلیون تومان برآورد شده است و شهرداری تهران برای ترمیم کاشی کاری ها از هنرمندان بزرگ اصفهان درخواست همکاری کرده است و آنها در اجرای این طرح حضور خواهند داشت. در شستشوی این برج از روش معلق در هوا استفاده می شود.


:: عملیات شستشو و مرمت برج آزادی ::

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



:: ترمیم بند كشی های برج آزادی ::

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

:: قسمتی از دیوار شسته شده برج آزادی در مقایسه با قسمت شسته نشده ::

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


پیشینه ای از احداث برج آزادی تهران

میدان آزادی تهران یا همان میدان شهیاد سابق با وسعتی در حدود ۱۵ هزار مترمربع بزرگ ترین میدان در تهران و همچنین در میان کشورهای خاورمیانه است که برج آزادی را در خود جای داده است. برج آزادی در سال ۱۳۴۹ توسط مهندس حسین امانت معمار ایرانی بعنوان نماد پایتخت ساخته شد. در سال ۱۳۴۵طرح یک نماد معرف ایران بین معماران ایرانی به مسابقه گذاشته شد که در نهایت طرح آقای امانت‌، بیست و شش ساله از دانشگاه تهران برنده و برای ساخت انتخاب شد. عملیات بنای برج آزادی در یازدهم آبان ۱۳۴۸ آغاز و پس از بیست و هشت ماه کار‌، در ۲۴ دیماه ۱۳۵۰ با نام برج شهیاد به بهره برداری رسید. برج آزادی در ایران، نمونه‌ای از نماد و نشانه‌های شهری است که معماری شاخص آن تلفیق طاق‌های معماری قبل و بعد از اسلام را بعنوان نمادی مدرن و چشم نواز جلوه گر می کند.

:: تصویری قدیمی از زمان ساخت میدان آزادی تهران در سال 1349 ::

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

برج آزادی تلفیقی از معماری دوران هخامنشی- ساسانی و اسلامی است که حسین امانت طراحی آن را طبق معماری ایرانی- اسلامی انجام داد. این بنای سه طبقه دارای چهار آسانسور و دو راه پله و 286 پلکان است. مساحت زیر بنای این میدان، حدود ۷۸ هزار مترمربع است و بنای آن به صورت دروازه‌ای به ارتفاع حدود ۴۵ متر ساخته شده است که پنج متر آن داخل زمین فرو رفته است‌. طاق آن از زمین، ۲۳ متر فاصله دارد و دارای هشت بخش مجزا است‌. عرض پایه این بنا ۶۶ متر است و ساختن آن بیست و هشت ماه زمان برده است‌. در محوطه میدان‌، ۶۵۰۰۰ مترمربع، به صورتی زیبا باغچه‌بندی و گل کاری شده است‌. در ساختمان آن ۲۵۰۰۰ قطعه سنگ به کار رفته و ۹۰۰ تن آهن مصرف شده‌است‌. مجموعه فرهنگی آزادی، متشکل از چند بخش در طبقه تحتانی برج آزادی قرار دارد و شامل موزه‌، کتابخانه‌، واحد سمعی و بصری‌، سالن نگارخانه و نمایشگاه‌، سالن اجتماعات، سالن برگزاری همایش و کنفرانس است‌. مجموعه فرهنگی با ۵۰۰۰ مترمربع در برگیرنده برج اصلی نیز هست‌. کتابخانه مجموعه، با مساحتی حدود ۲۷۱۵ مترمربع و بیش از ۵۰۰۰۰ جلد کتاب‌، بسیار مجهز است و کتابخانه محققان و مؤلفان نیز، با مساحت ۲۴۳ مترمربع، مکانی است که از طریق ۳۰ دستگاه کامپیوتر به شبکه‌های اطلاع‌رسانی داخلی و خارجی متصل است‌. یکی از ویژگی‌های موزه این بنا وجود تکه سنگی از کره ماه است که ریچارد نیکسون‌، رئیس جمهور سابق امریکا، در سفر به ایران به این موزه اهدا کرده بود‌.

:: عکسی ماهواره ای توسط Google Earth از میدان آزادی تهران ::

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

:: میدان آزادی تهران ::

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

میدان آزادی و محدوده ی آن را با Google Maps از اینجا ببینید

خانه مشروطه در شهر تبریز

 

























































 

گفتگو با لاله صدیق - قهرمان اتومبیل رانی خاورمیانه - معروف به شوماخر ایرانی!

گفتگو با لاله صدیق

قهرمان اتومبیل رانی خاورمیانه

معروف به شوماخر ایرانی!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

:: لاله صدیق ، کسب کاپ قهرمانی رالی در ایران ::

هیچ کاری نشد ندارد، فقط و فقط باید اراده کرد!


حساس و زود رنج، دل رحم، سمج در انجام کار، ساده و بی آلایش و مخالف زورگوئی اینها خصوصیاتش بود، البته از زبان خودش. اما آن چیزی که من در برخورد اول از او دیدم بسیار مهربان، خوش بیان، صمیمی و فروتن، آنقدر فروتن که اصلاً به فکر هم خطور نمی کرد این خانم که متولد 27 بهمن سال 1355 مجرد و فرزند ارشد خانواده است، نفر اول رشته اتومبیل رانی در خاورمیانه و نفر سوم همین رشته در دنیا می باشد؛ بله این بانوی موفق کسی نیست جز لاله صدیق، کسی که نامش در کتاب مشهور ترین زنان جهان به ثبت رسیده و این نکته زمانی مهمتر جلوه می کند که بدانیم از ایران تنها دو نفر اسمشان در این کتاب ثبت شده که یکی از آنها لاله صدیق است.

متولد تهران است به گفته خودش از 13 سالگی رانندگی می کند. دانشجوی دکترای مهندسی صنایع و در دانشگاه آزاد واحد مرکزی صنایع تدریس می کند. امروز صبح که برای مسابقات کشوری در پیست مجموعه ورزشی آزادی بود توسط حراست ورزشگاه از حضورش در پیست ممانعت به عمل آمد. البته به گفته خودش این حرکت ها برایش معمولی شده است و همیشه تا آخرین لحظات نمی داند که آیا می تواند در مسابقه حضور پیدا کند یا نه. جالب اینجاست که از حضور عکاس های خانم در پیست که همراه خانم صدیق بودند هم جلوگیری کردند. به هر حال خانم صدیق با پشتکار شخصی توانسته زن شماره یک اتوموبیل رانی در ایران باشد. خانم لاله صدیق قهرمان اتومبیل‌رانی (مشترک زنان و مردان) در ایران و خاورمیانه است که ادعا شده‌ در آخرین مسابقه‌اش تقلب نموده‌ است. به همین جهت او به "شوماخر ایرانی" معروف است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


- لاله تو به عنوان "شوماخر ایران" لقب گرفته ای. چه احساسی داری از اینکه توانسته ای به این مرحله برسی؟


این اسمی است که برخی از دوستان به مزاح به من لقب داده اند، من ترجیح می دادم به من بگویند لاله ایران و نگویند شوماخر ایران. چون فکر می کنم کاری که من انجام دادم که برای اولین بار توانستم در مسابقات سرعت با آقایان شرکت کنم، بهتر بود اسم خودم را مطرح می کردند تا اینکه اسم یک راننده ای که ایرانی نیست مطرح شود. از اینکه توانسته ام این موفقیت ها را به دست بیاورم خوشحالم اما این مشکلاتی که برای من پیش آمده را ناشی از تنگ نظری یک عده می دانم و فکر می کنم که پیشرفت کرده ام که این تنگ نظری ها نسبت به من بوجود آمده است. نسبت به این تنگ نظری ها حس منفی دارم اما از اینکه پیشرفت کرده ام و تعداد خانم ها در این رشته افزایش پیدا کرده اند خوشحالم چون من بخاطر همین مساله تا اینجا پیش آمده ام.


- فکر می کنم بهتر است کمی به عقب برگردیم. به اینکه چند ساله بودی که رانندگی یاد گرفتی و وقتی برای اولین بار پشت ماشین نشستی فکر می کردی که به صورت حرفه ای رانندگی را دنبال کنی؟

من سیزده ساله بودم که رانندگی یاد گرفتم. پدرم به من آموزش داد چون بچه انرژیکی بودم و دوست داشتم کارهای هیجان انگیز انجام دهم. وقتی که گواهینامه گرفتم کاملا رانندگی را بلد بودم. در ابتدای کار به رانندگی به عنوان کاری هیجان انگیز و برای تخلیه انرژی نگاه می کردم. هیچ وقت فکر نمی کردم بتوانم حرفه ای بشوم. اما وقتی کم کم در مسابقات شرکت کردم و رقابت کردم، کم کم مقام آوردن ها شروع شد و من موضوع را جدی تر گرفتم و به اینجا رسیدم.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


- برخی معتقدند که رانندگی خانم ها از آقایان بدتر است، این مساله را قبول داری؟


اصولا خانم ها مقداری ملاحظه کارتر هستند. یکسری ریسک هایی را کمتر قبول می کنند. اما نمی شود گفت که مهارت در رانندگی رابطه مستقیم با جنسیت دارد. برخی از آقایان هم هستند که رانندگی آنها افتضاح است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


- قدرت ریسک کردن تو چقدر است؟ تاکنون شده ریسک کرده باشی و بعد از آن پشیمان شده باشی؟


به نظر من مهارت در رانندگی فقط به خوش فکری، اعتماد به نفس و تصمیم گیری در کوتاه ترین زمان ممکن بستگی دارد و ارتباطی به جنسیت ندارد. کما اینکه می بینیم که تعداد خانم ها در پیست اتومبیلرانی درست است که کمتر از آقایان هستند اما واقعا با تکنیک های خوب و با توان پیش می روند و خیلی بهتر از آقایان رانندگی می کنند. برای موفقیت های بزرگ احتیاج است که آدم ریسک های متعارف کند. من اصولا از آنجا که به دنبال هیجان هستم، ریسک هم می کنم. در مسابقات اتومبیلرانی ریسک می کنم ولی معمولا در روال عادی زندگی سعی می کنم کمتر ریسک کنم چون نمی شود نتیجه یک ریسک را قطعا در نظر گرفت که مثبت است یا منفی است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


- تصادفی داشته ای که خیلی خاطره بدی برایت به جا گذاشته باشد؟


نمی توانم بگویم به اندازه موهای سرم ولی به اندازه یک پنجم موهای سرم تصادف کرده ام. البته اکثر تصادف ها ناخوشایند هستند و هیچوقت کسی نمی تواند بگوید که از تصادف خاطره خوبی دارد. اما تصادف هایی که منجر به صدمه جسمی می شوند، ناخوشایند تر از تصادف هایی هستند که صرفا خسارت مالی بر جای می گذارند. من یک بار در کنار پیست اتومبیلرانی ایستاده بودم و تماشاچی بودم ولی خیلی نزدیک به پیست ایستاده بودم. یکی از ماشین هایی که مسابقه می داد، از کنترل راننده خارج شد و با من برخورد کرد که منجر به شکستن گردنم شد و بدترین خاطره تصادفم بود.


- تا حالا پیش آمده خودت پشت رل باشی که تصادف بدی برایت رخ داده باشد؟


بله. یک بار در شهر رانندگی می کردم و منجر به شکستن پایم شد. باعث این مساله اشتباه از جانب یک راننده مینی بوس بود که تصادف خیلی بدی بود.


- ماشین خودت چیست و ماشین مورد علاقه ات چیست؟


دوست دارم سوال دوم را اول پاسخ بدهم. ماشین مورد علاقه من "بوگاتی ویرون" است که البته سریع ترین ماشین شهری است که تاکنون ساخته شده است و چهارصد و هفت کیلومتر سرعت آن است. ماشین شهری من "هیوندای سوناتا" است و دوست دارم معمولا بین خانواده بنز یا بی.ام.و ماشین داشته باشم.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


- سرعت چه حسی به تو می دهد؟

اگر راه باز باشد در حد متعارف سریع رانندگی می کنم چون عاشق سرعت هستم و وقتی سرعتم زیاد می شود یعنی سرعتم بیش از دویست و بیست یا دویست و چهل کیلومتر می شود، احساس می کنم که جوان تر می شوم و اکسیر جوانی در بدنم پیدا می شود و احساس می کنم به عقب برمی گردم و جوان تر می شوم.


- از چیزی هم می ترسی؟

متاسفانه یا خوشبختانه چیزی به نام ترس در وجود من نیست و من تا حالا نترسیده ام!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

جواهرات سلطنتی ایران

 


 

وقتی کسی میگه جواهرات سلطنتی همه فکرشون میره سمت انگلستان! اما بهتر بدونین ایرانیان از دوران باستان مهر و جواهرات سلطنتی رو در تمام دوران تاریخی داشته اند.در زیر تعدادی از آنها که به  دوران ما نزدیک تر هستند را توضیح میدهیم.

 

تاج کیانی

تاج کیانی تاج مخصوص سلاطین قاجار است که به دستور فتحعلی شاه ساخته شد و مورد استفاده سلاطین بعدی از نسل وی قرار گرفت. با انقراض ساسانیان، شاهان ایران دیگر هیچگاه از تاج به این شکل استفاده ننموده بودند و طی آن دوران تاج بصورت جقه بوده است.. عناصر به کار رفته در این تاج الماس، زمرد، یاقوت و مروارید می‌باشد.

 

 

تاج پهلوی

رضاشاه پس از رسیدن به سلطنت، حاضر نشد که از تاج کیانی (که مخصوص شاهان قاجار بود) برای تاجگذاری استفاده کند. لذا دستور ساخت این تاج را داد. این تاج توسط گروهی از جواهرسازان ایرانی زیر نظر سراج‌الدین جواهری (اصلاً اهل قفقاز) در سال ۱۳۰۴ خورشیدی ساخته شده‌است.

بدنهٔ این تاج از طلا و نقره مرصع ساخته شده و در چهار طرف دارای گنگره پله پله به سبک شاهان ساسانی است. در ساخت این تاج ۳۳۸۰ قطعه الماس جمعاً به وزن ۱۱۴۴ قیراط، ۵ قطعه زمرد جمعاً به وزن ۱۹۹ قیراط و ۲ آنه، ۲ قطعه یاقوت کبود به وزن ۱۹ قیراط و ۳۶۸ حبه مروارید استفاده شده‌است. وزن تاج با احتساب کلاه مخمل داخلی حدود دو کیلو و هشتاد گرم است.

 

 

جقه نادری

جقه نادری، آراسته به الماس و زمرد، که در وسط آن یک تخمه زمرد دامله درشت خوشرنگ نصب شده است. در زیر جقه، سه آویز زمرد خوشرنگ امرودی آویخته شده است. قسمت بالای جقه، هفت شقه است و در دو طرف شقه‌ها نیز دو ریسه و برگ و گل الماس نشان ساخته اند و از نوک شقه‌های جقه، دو آویز زمرد بسیار اعلای سعیدی امرودی آویخته شده است. در بالای تخمه وسط، هلال الماس نشان و در پایین، در دو سو، شبیه درفش، طبل، لوله توپ و سرنیزه روی زه زین نصب شده است. پارچه درفش به سه ردیف یاقوت، الماس و زمرد کمرنگ تقسیم شده است. تمام جقه، آراسته به الماس های فلامک خوش آب و درشت و ریز است. رضاخان پهلوی، از جقه مزبور گاهی استفاده می‌کرد. وزن جقه 33 مثقال و 16 نخود است. ( ساخت ایران، سده 12 ﻫ. ق. )

 

 

تخت نادری

 

 

 

کمربند زرین

یک قطعه زمرد منحصر بفرد به وزن حدود یکصد و هفتاد و شش قیراط که با شصت قطعه الماس برلیان و ۱۴۵ قطعه الماس فلامک تزئین شده است، اساس این کمربند را تشکیل داده است. طول بند زربافت آن ۱۱۹ سانتیمتر بوده و به دستور ناصرالدین شاه ساخته شده است.

 

 

کره جواهرنشان

پنجاه و یکهزار و سیصد و شصت و شش قطعه جواهر نصب شده بر روی یک کره سی و چهار کیلوگرمی به قطر ۶۶ سانتیمتر از طلای ناب. این کره در سال ۱۲۹۱ خورشیدی به دستور ناصرالدین شاه ساخته شده‌است. اقیانوس‌ها و دریاها زمردنشان و آسیا مرصع به یاقوت و لعل‌، ایران مرصع به الماس، اروپا مرصع به یاقوت، آفریقا مرصع به یاقوت سرخ و کبود و آمریکای شمالی و جنوبی، استرالیا مرصع به یاقوت و لعل است و خط استوا به وسیله الماس نشان داده شده و دو حلقه زرین ساده که در روی آن‌ها گل‌های الماس نشان نصب شده‌، به طور متقاطع کره را در میان گرفته است‌. بر روی کره القاب ناصرالدین شاه منبت و الماس نشان شده است‌. در این کره‌، کوه دماوند با یاقوت درشتی مشخص و شهر تهران با یاقوت معروفی به نام اورنگ‌زیب نمایان است‌. این كره در حال حاضر در موزه جواهرات ملی ایران قرار دارد.

 

 

دریای نور

دریای نور، زوج الماس معروف کوه نور است و هر دو از قدیمی ترین جواهرات شناخته شده جهان می‌باشند. این الماس صورتی رنگ، یکی از بزرگترین الماسهای شناخته شده جهان است.

تاریخچه این الماس به اساطیر و افسانه‌ها می‌رسد. نقل است که بر دسته شمشیر افراسیاب نصب بوده و رستم آنرا در جنگ با تورانیان تصاحب نموده است. در حمله امیر تیمور به ‌غارت رفت و به دست محمدشاه هند رسید. این الماس به همراه زوج دیگرش کوه نور (که اکنون روی تاج ملکه انگلستان نصب شده‌است) توسط نادر شاه افشار در جنگ با هند به دست آمده و در سال ۱۷۳۹ میلادی به ایران آورده شدند. ظاهرا محمدشاه به هنگام تسلیم به نادر آنرا در عمامه خود مخفی نموده که توسط سربازان یافته می‌شود.
دریای نور پس از قتل نادر به نوه او شاهرخ‌میرزا (آخرین پادشاه افشار) رسید و سپس به دست امیر علم خان خزیمه و بعد به محمد حسن خان قاجار و بعد به لطفعلی‌خان زند و سر انجام به دست آغا محمدخان قاجار افتاد. ناصرالدین شاه (با استدلالاتی که منطقی می‌نماید) معتقد بود که این جواهر یکی از گوهر‌های تاج کورش کبیر بوده‌است. او برای تولیت این گوهر قیمتی منصبی مخصوص قرار داده بود.
این جواهر در زمان محمدعلی شاه و هنگام شکست وی از مشروطه خواهان به سفارت روسیه برده شد که خوشبختانه به همت مشروطه خواهان بازپس داده شد و هم اکنون در موزه بانک مرکزی واقع در خیابان فردوسی تهران قرار دارد.

دریای نور تا زمان ناصرالدین شاه در وسط یکی از بازوبندهای سلطنتی نصب می‌شد، ولی در زمان او که استفاده از بازوبند منسوخ شد، آن را به صورت پیش کلاه درآوردند و در قابی زرین با شیر و خورشید و تاج مرصع به ۴۵۷ قطعه برلیان ریز و عالی و چهار قطعه یاقوت قرار دادند. این الماس برلیان از دو سو تراش خورده و به شکل هرم مثلث‌القاعده‌ای است که قاعده آن چهار سانتی‌متر درازا و سه سانتی‌متر پهنا دارد و دو سوی دیگر حدود دو سانتی‌متر است‌. همه سطوح دریای نور صاف و یک نواخت است‌، جز یک سمت آن که فتحعلی‌ شاه با کندن عبارت <سلطان صاحب‌قران فتح‌علی‌شاه قاجار ۱۲۴۴>، از ارزش آن کاسته است

دریای نور که درشت‌ترین و زیباترین الماس برلیان در میان گوهرهای سلطنتی ایران و یکی از گوهرهای معروف جهان است‌. گفته می‌شود این الماس هزار سال پیش کشف و استخراج شده است‌. وزن آن اکنون هفت مثقال و ۲۰ نخود، یعنی در حدود ۱۸۲ قیراط وصورتی است ولی پیش از تراش زیادتر از این بوده‌است.رنگ این الماس یکی از استثنایی ترین وکمیابترین رنگها میان الماسهای برلیان شناخته شده جهان است.

 
 
 

 

تاج فرح پهلوی

 

نیمتاج فرح پهلوی

 

گردنبند فرح

 

نیمتاج فاطمه پهلوی

رکورد سیمولتانه جهان توسط مرتضی محجوب شکسته شد

 

رکورد سیمولتانه جهان(بازی همزمان شطرنج با چندین نفر)شکسته شد!

استاد بزرگ شطرنج ایران مرتضی محجوب توانست در ساعت 4 بامداد 23 مرداد ماه 88 پس از تلاش فراوان و در یک ماراتن 18 ساعته ، رکورد مسابقه همزمان شطرنج را هم از لحاظ تعداد نفرات و هم از لحاظ درصد کسب امتیاز درحضور ناظر فیده بشکند.

http://iran500.ir/images/gallery/l2r=Mrs.ghasemi-morteza-Mr.karimi.JPG

مرتضی محجوب 48 ساعت قبل از رکورد شکنی :: mortezamahjoob

حوالی ساعت 12 شب این رکورد شکسته شد و بعد از آن مرتضی محجوب تنها برای بالا بردن رکورد خود آن را ادامه داد.

جالب است بدانید:

جمع قابل توجهی از ورزشکاران و هنرمندان به صورت متناوب به سالن یادگار آمده و مسابقه را تماشا کردند. از جمله کسانی که تا پایان مسابقه به سالن وارد شدند می توان به این عزیزان اشاره کرد: محمود میران، امیر غفار منش، سانازسماواتی، فردوس کاویانی، رضا فیاضی، حشمت مهاجرانی، سیروس دین محمدی، رضا فیض نوروزی، افشین پیروانی
و پرستو صالحی.

همچنین بسیاری از شرکت کنندگان در این مسابقه از استان های دور دست تنها برای بازی در این مسابقه حضور داشته اند.

آقای نزار الحاج، نایب رئیس فیده نیز بر این مسابقه نظارت داشته.

همچنین با وجود مشکلاتی که برای تهویه های سالن انقلاب تهران به وجود آمده بود و با وجود گرمای زیاد مرتضی محجوب بیشتر از زمان برنامه ریزی شده به کار خود ادامه داد.

شبهای زیبای تهران

شبهای زیبای تهران


 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
میدان آزادی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
آب نمای موزیكال پارك ملت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
بام تهران

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
برج میلاد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
میدان آزادی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
میدان آزادی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
میدان آزادی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
پارك ملت در شامگاه تهران

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
برج میلاد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
میدان آزادی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
میدان آزادی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
بام تهران

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
بام تهران

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
اتوبان همت

ایرانی‌های هالیوود

ایرانی‌های هالیوود را بشناسید!!
هم چنین هالیوود طی این سال‌ها از فعالیت تکنیسین‌های بزرگ ایرانی برای خلق آثار برجسته تاریخ سینما بی‌بهره نبوده است، به عنوان مثال...
 
یکی از مجله های انگلیسی زبان آمریکا، حضور بازیگران و کارگردانان ایرانی را در هالیوود مورد بررسی قرار داده است. در نگاه نویسنده این گزارش، حضور ایرانیان در هالیوود، پدیده جدیدی ارزیابی نشده است. آن چنان که در دهه های ۶۰ و ۷۰ «رضا بدیعی»، کارگردان ایرانی در هالیوود به شهرت رسید. او یکی از دوستان و شاگردان «رابرت آلتمن»، کارگردان مشهور آمریکایی بود. «بدیعی» طی مدت زمان کوتاهی به یکی از کارگردانان عصر طلایی سریال های تلویزیونی آمریکا تبدیل شد.
 
به گزارش فیلم نیوز، امروزه نیز بازیگران ایرانی الاصل چون «بهار سومخ» و «کاترین بل» در هالیوود در عرصه های سینما و تلویزیون از شهرت قابل توجهی برخوردارند. هم چنین هالیوود طی این سال‌ها از فعالیت تکنیسین‌های بزرگ ایرانی برای خلق آثار برجسته تاریخ سینما بی‌بهره نبوده است، به عنوان مثال «داریوش خنجی»، فیلم بردار ۲ فیلم «اویتا» و «هفت»، «حسن فتحی» گریمور فیلم «سیاره میمون ها» و «حبیب زرگرپور» مسئول جلوه های ویژه فیلم های مشهوری چون «گردباد»، «جنگ ستارگان: اپیزود ۱»، «جومانجی» و «توفان شدید» بوده اند. در عرصه فیلم نامه نویسی نیز ایرانیان استعداد خود را به خوبی نشان داده اند، آن چنان که «حسین امینی» در سال ۱۹۵۵ فیلم نامه فیلم «از روشنایی مردن» به کارگردانی «پیتر کوزمین اسکای» را نوشت.
 
«امینی» همچنین با کارگردان مشهوری چون «مایکل وینترباتم» و «توماس هاردی»، همکاری داشته است. از دیگر آثار مشهور این فیلم نامه نویس ایرانی مقیم انگلستان می‌توان به فیلم‌های «چهار پر» (۲۰۰۲) و «حمله بزرگ» (۲۰۰۳) اشاره کرد. امینی در سال ۱۹۷۷ برای فیلم «بال های قمری»، نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم نامه نویس سال شد. دیگر فیلم نامه نویس ایرانی هالیوود، «فرهاد صفی نیا» است؛ «صفی نیا» سال ۱۹۷۵ در تهران متولد شد و در سن ۴ سالگی به همراه خانواده اش، ایران را به مقصد پاریس و پس از آن لندن ترک کرد. او در دانشکده کمبریج تحصیلات خود را در زمینه اقتصاد به پایان رساند و طی همین سال ها، در نمایش‌های مختلفی بازی کرد. او پس از دانش آموختگی به نیویورک مهاجرت کرد و همان جا نیز در زمینه فیلم در دانشگاه «نیو اسکول» تحصیل کرد. «صفی نیا» به تازگی با همکاری «مل گیبسون»، آخرین فیلم نامه فیلم این کارگردان جنجال برانگیز هالیوود، به نام «آپوکالیپتو» را نوشته است. این اولین کار سینمایی بلند او می‌باشد.
 
«سیروس نورسته» نیز دیگر ستاره ایرانی هالیوود است که در عرصه فیلم نامه نویسی، صاحب شهرت است. او که در «کلرادو» متولد شده، تحصیلات خود را در دانشکده سینما در نیومکزیکو به پایان رسانده است، وی در جوانی در عین آن که در لس آنجلس به صورت حرفه ای تنیس بازی می‌کرد، در فیلم نامه نویسی نیز دستی داشت. دو سال بعد اولین کار تولیدی خود را، برای شبکه تلویزیونی «سی بی اس» نوشت. موفقیت او در این کار باعث شد، تا ۵ سال بعد نیز در زمینه سریال‌های تلویزیونی فعالیت کند. «نورسته» سال ۲۰۰۱ فیلم «روز ریگان» با بازی «ریچارد دریفوس» را، برای کمپانی پارامونت نویسندگی و کارگردانی کرد. وی که به تازگی فیلم نامه سریال جنجال‌برانگیز «راهی به سوی ۱۱ سپتامبر» را برای بی بی سی نوشته است، هم اکنون به پیشنهاد «الیور استون» در حال نوشتن فیلم نامه پروژه ای با موضوع «بن لادن» است. همسر «نورسته» نیز فیلم نامه نویس است.
 
«داستین الیس»، دیگر هنرمند ایرانی آمریکایی است که از مادری ایرانی و پدری آمریکایی متولد شده است وی کار خود را به صورت حرفه ای با پویانمایی «فرشته های ریچارد» آغاز کرد و با پویانمایی «غول آهنین»، به کمپانی انیمیشن سازی «برادران وارنر» راه یافت. وی چندی بعد در پروژه هایی چون «اوسموسیس جونز» و «اسکوبی دوو» نیز فعالیت کرد. موفقیت این دو اثر پویانمایی باعث شد تا به این صنعت علاقه مند شود و با تکیه بر دانش و فرهنگ خود، پویانمایی «بابک و دوستان اولین نوروز» را بسازد. این پویانمایی با استقبال ایرانیان سراسر دنیا روبه رو شد. در بین فهرست هنرمندان ایرانی هالیوود، نام «بابک شکریان» متولد تهران نیز به چشم می‌خورد. او در اوج جوانی به همراه خانواده اش به آمریکا مهاجرت کرد. «بابک شکریان» که بیش از همه در عرصه کارگردانی شهرت دارد، اولین فیلم مستقل خود را با نام «آمریکای زیبا» اواخر دهه ۷۰ ساخت. حضور هنرمندان ایرانی در صنعت انحصاری هالیوود، شاید پیش از این امری محال بود ولی این امر امروزه به مسئله ای غیرقابل انکار تبدیل شده است.
 
منبع: khorasannews.com

راز پیروزی اسکندر بر ایران

 

http://www.markchurms.com/Merchant2/graphics/alexander-l.jpg

میگویند اسکندر پس از حمله به ایران در اداره کشور درمانده و مستأصل بود. اواز خود و مشاورانش میپرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟ یکی از مشاوران میگوید: «کتابهایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند». اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران (به قول برخی، ارسطو) پاسخ میدهد: «نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمیفهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار. بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد

مقبره کوروش روي نقشه ماهواره‌اي ‏Google earth‏ سه بعدي ثبت شد

شرکت گوگل(Google earth)به عنوان يکي از بزرگترين شرکت‌هاي اينترنتي جهان طي دو سال گذشته اقدام به سه بعدي کردن برخي بناهاي مشهور جهان روي نقشه ماهواره‌اي کرده است. اين شرکت در تازه‌ترين اقدام خود، پيش از تهيه نسخه جديد اين نرم‌افزار تصوير آرامگاه کوروش را سه بعدي کرد.

شرکت گوگل در تازه ترين اقدام خود، تصوير آرامگاه کوروش را به صورت سه بعدي روي نقشه ماهواره‌اي Google earth ثبت کرد.

به گزارش خبرگزاري ميراث فرهنگي ، شرکت گوگل به عنوان يکي از بزرگترين شرکت‌هاي اينترنتي جهان طي دو سال گذشته اقدام به سه بعدي کردن برخي بناهاي مشهور جهان روي نقشه ماهواره‌اي Google earth کرده است. اين شرکت در تازه‌ترين اقدام خود، پيش از تهيه نسخه جديد اين نرم‌افزار تصوير آرامگاه کوروش را سه بعدي کرد.

به اين ترتيب کاربران نرم افزار Google earth ته تنها روي نسخه قديم اين نرم‌افزار که روي نسخه جديد آن که اکنون به صورت Beta در اختيار کاربران انترنتي قرار گرفته است مي‌توانند مقبره کوروش را به صورت سه بعدي ديده و همانند تصاوير کو‌ه‌ها در اين نرم‌افزار به دور آن چرخش کنند.

پيش از اين چندين بناي تاريخي و ساختمان مهم در جهان به صورت سه بعدي روي صفحه Google earth ديده مي‌شد که از آن جمله مي‌توان به کعبه، اهرام مصر، ساختمان راديو فرانسه، برج ايفل و بسياري آثار ديگر اشاره کرد.

مقبره کوروش در سال 1383 و با راي تمام شرکت کنندگان در اجلاس جهاني يونسکو به فهرست ميراث جهاني پيوست. اين اثر منحصر به فرد در دشت پاسارگاد واقع شده است و يکي از پربيننده‌ترين آثار باستاني کشور محسوب مي‌شود.

کوروش ازجمله شخصيت‌هاي مهم تاريخي کشور است که نام و جايگاه‌هي جهاني دارد. منشور کوروش که امروز در موزه بريتانيا نگهداري مي‌شود به عنوان منشور صلح جهاني شناخته شده است و از آن به عنوان نخستين بيانيه حقوق بشر ياد مي‌شود.

همچنين در نسخه جديد Google earth تعداد تصاوير 360 درجه از آثار تاريخي کشور بيشتر شده است که از آن جمله مي‌توان به تصاوير 360 درجه ميدان آزادي و بخش‌هاي مختلف تخت جمشيد، و برخي کوه‌هاي کشور اشاره کرد.

روستای کندوان در آذربایجان شرقی

 

 

www.darhami.com

 

www.darhami.com

www.darhami.com

 

www.darhami.com

 

www.darhami.com

 

www.darhami.com

 

www.darhami.com

 

www.darhami.com

 

www.darhami.com

 

www.darhami.com

 

www.darhami.com

 

www.darhami.com

 

www.darhami.com

معرفی چند روستاي ناشناخته بسیار زیبا ایران

تقريبا همه ما دست‌كم يك بار ساحل خزر يا غار علي‌صدر يا يكي از بناهاي تاريخي شيراز و اصفهان و يزد را ديده‌ايم و نام كندوان و ميمند و ماسوله و ابيانه و جواهرده را شنيده‌ايم و مي‌دانيم آسياب‌هاي آبي شگفت‌انگيز و شهر سوخته و زندان حضرت سليمان و آرامگاه دانيال نبي(ع) كجاست، اما گردشگري در ايران، تنها در اين چند منطقه خلاصه نمي‌شود و براي اثباتش كافي است بدانيد تنها در وصف روستاهاي هدف گردشگري كشورمان و عشايرش، مجموعه‌اي هشت جلدي نوشته شده و هنوز بسياري از اين روستاها معرفي نشده‌ و گمنام مانده‌اند.
مطالعه همين كتاب‌ها بود كه باعث شد به خيالمان برسد امسال مسافران نوروزي را دعوت كنيم، علاوه بر پاتوق‌هاي هميشگي سفرشان، به 10 روستاي ناشناخته، اما مناسب گردشگري هم سري بزنند، از طبيعت دست‌نخورده لذت ببرند و همان وقت هم يادي از ما كنند.
پيش از آغاز سفرمان، لازم است از اين‌كه خيلي از استان‌ها و روستاهايشان را به دليل محدوديت جا، از قلم انداخته‌ايم، از هموطنانمان عذرخواهي كنيم. اكنون گاه رفتن است، بار سفر را بستيد؟ آماده‌ايد راه بيفتيم؟


كرمانشاه ـ هجيج
كفش‌هايتان لنگه به لنگه نمي‌شود
 

 
در يكي از وب‌نوشته‌ها درباره هجيج، قصه‌اي هست كه مي‌گويد، پانصد سال پيش در هجيج، آسمان خسيس شد و خشكسالي بيداد كرد. اهالي روستا سراغ مردي متدين كه نسبش به امام موسي كاظم(ع) مي‌رسيد، رفتند تا براي باريدن باران، دعا كند. مرد دعا كرد و چشمه‌اي پر آب، دل خاك را شكافت و مرد از همان وقت، صاحب احترامي ويژه ميان مردم شد و حتي پس از مرگش، بقعه‌اي به يادش ساختند به نام «بقعه سيدعبدالله» يا «بقعه كوسه هجيج».
كسي نمي‌داند اين ماجرا درباره روستاي هجيج و بقعه سيدعبدالله در كنار رودخانه سيروان، راست است يا تنها قصه‌اي ساده است براي سنگين شدن پلك‌هاي بچه‌هاي هجيجي، وقت خواب. مهم اين است كه اهالي هجيج، اهل تسنن هستند، اما به امامزاده‌شان احترام مي‌گذارند واين بقعه از پنج قرن پيش تاكنون سرپا بوده است و زيارتگاه دوستدارانش.
 

 
 

 
چند كار واجب است كه به محض رسيدن به هجيج بايد انجام دهيد، نخست اين كه دست‌كم يك جفت گيوه مرغوب بخريد، چون پيشه بيشتر هجيجي‌ها، دوختن همين گيوه‌هاي فوق‌العاده است، دوم به چراگاه‌هاي خوش‌منظره «پياز دول ميشا» و «گاول» و‌ آبشار بل در نزديكي روستا كه آب معدني شفابخش دارد، سري بزنيد و سوم اگر فرصت كرديد از يكي از قديم‌هاي ده بپرسيد چرا هجيجي‌ها قاب‌هاي در و پنجره همه خانه‌هاي روستا را آبي آسماني مي‌كنند؟
 

گيلان ـ قلعه رودخان
افسون مي‌شويد

 
 
 
طوري نمي‌شود، هيچ‌كس نمي‌فهمد، فقط چند لحظه موتور خيالپردازي‌تان را روشن كنيد و خودتان را به ما بسپريد تا پيشنهادمان را براي شما توصيف كنيم. آماده‌ايد؟
امروز صبح شما از طرف فومن راه افتاده‌ايد و از روستاي حيدركلات گذشته‌ايد، در پارك جنگلي قلعه‌رودخان هستيد و از روي پل چوبي رودخانه رد شده‌ايد و آن ترس عميق و خواستني از جريان تند آب خنك رودخانه زير پايتان را تجربه كرده‌ايد.
 

 
 

 
از همين جا، همين سنگفرش زير پايتان، دالان بهشت آغاز مي‌شود؛ دالاني سبز كه سرشاخه‌هاي درهم‌پيچيده درختان، آن را براي شما آذين بسته‌اند. بگذاريد آن سبز دلاويز چشم‌هايتان را بنوازد، بگذاريد ريه‌هايتان از نفس گياهان انباشه شود و قدم تند كنيد تا به پله‌هاي قلعه رودخان، باشكوه‌ترين دژ نظامي استان گيلان، برسيد. پله‌ها زيادند و شايد هم به همين دليل به آن قلعه هزار پله گفته‌اند، اما مطمئن باشيد طبيعت اطراف و قلعه عظيم و خزه‌بسته بالاي تپه، چنان افسونتان مي‌كند كه مثل مسخ‌شده‌ها، پله‌ها را با سرعت بالا مي‌رويد و خستگي را از ياد مي‌بريد.

 
خب، حالا خيالپردازي را تمام كنيد و تنها به يك پرسش ما پاسخ دهيد؛ چرا وقتي از نعمت زنده بودن برخورداريد و خبر داريد اين همه زيبايي در جايي از كشور، انتظارتان را مي‌كشد، در خانه نشسته‌ايد و ترجيح مي‌دهيد در رويا سير كنيد؟ مگر تا قلعه رودخان چقدر راه است؟!


آذربايجان غربي ـ سهولان
به كبوترها احترام بگذارید

 
 

 
كردها مي‌گويند سهولان به زبان آنها به معناي يخبندان است كه احتمالا دليل گذاشتن اين نام بر روستاي چهارصد ساله سهولان، آب و هواي سرد آن است كه اگر شما اين پيشنهاد را بپذيريد و به آنجا برويد، به خوبي تجربه‌اش مي‌كنيد.


 
وقتي مسافر دنياي اسرارآميز غار سهولان شديد، چه در دالان‌هاي تو در توي بخش خشك آن پرسه مي‌زديد، چه سوار قايق در حوضچه‌هايش شديد، به ياد داشته باشيد به كبوترها و آرامششان احترام بگذاريد، چون آنها ساكنان اصلي سهولان به شمار مي‌روند و در نقاط گوناگونش لانه ساخته‌اند، به همين خاطر هم اهالي به اين غار «كوته‌كوتر» يا «لانه كبوتر» گفته‌اند!

 
براي سفر به روستاي سهولان، بايد آنقدر در جاده بوكان مهاباد برانيد تا به فرعي برسيد كه به روستاي عيسي كندي مي‌رسد و همين جاده را اگر ادامه دهيد، سهولان در انتظار شماست.


تهران ـ كر كبود
همخواني موزون آب و سنگ

 
 

 
هر كس در ديدار از كر كبود از توابع بخش طالقان ساوجبلاغ در استان تهران درباره اين‌كه مهمترين جاذبه گردشگري روستا كدام است، نظري دارد، اما از نظر ما، زيباترين اجزاي روستا، معماري سنتي خانه‌هاي آن، درخت‌هاي تنومند كهنسالش با سايه‌هاي پربركت و كوچه‌هاي خاكي و شيبداري است كه ديوانه‌وار پيچ و تاب مي‌خورند، پله مي‌شوند، حياط مي‌شوند، يا به دل كوه مي‌زنند و به آبشار كر در هفتصد متري شمال شرقي روستا يا يخچال‌هاي طبيعي آن در شمالش مي‌رسند.

 
آبشار كر سي تا پنجاه متر ارتفاع دارد و صداي ريزش آبش آنقدر بلند است كه با نيم ساعت گوش كردن به آن تا پايان روز در خواب و بيداري زمزمه‌اش در گوش‌هايتان تكرار مي‌شود.

 
روستاي كر كبود كه به دليل قرار گرفتن در دامنه كوه، آب و هوايي دلپذير دارد، از مسير اتوبان كرج ـ قزوين و از راه شهرستان طالقان قابل دسترسي است. فراموش نكنيد شما به روستايي دعوت شده‌ايد كه حدود 1100 سال قدمت دارد با دو امامزاده به نام‌هاي امامزاده زيد ابراهيم و امامزاده شاه محمد حنفيه و البته آرامگاه ملا يغمايي كر كبودي هم در قبرستان تاريخي روستا واقع شده است.

 
امامزاده زيد ابراهيم در مركز روستاست و نسبش بنا به گفته‌هاي اهالي، به امام موسي كاظم(ع) مي‌رسد، اما آرامگاه امامزاده شاه محمد حنفيه در ارتفاعات شمال شرقي روستا معروف به كوه عقيق قرار دارد، علاوه بر همه اينها، روستا حمامي تاريخي هم دارد كه متعلق به دوره قاجار است.

چهارمحال و بختياري ـ آتشگاه
خا
نه آبشارها

 
 

 
طبيعت در تبديل آتشگاه به يكي از جذاب‌ترين مكان‌هاي گردشگري چهارمحال و بختياري نقش اساسي داشته است. درختان كهنسال بلوط و گردو و بنه در سراسر دره تنگي كه روستا در آن واقع شده، كوه‌هاي شورم جلا و دريك در جنوب و شمال روستا و حتي جنس آهكي آنها كه سبب به وجود آوردن غارها و آبشارهاي متعدد در منطقه شده، همگي از جاذبه‌هاي بي‌نظير اين منطقه به شمار مي‌روند.

 
اگر خواستيد از آتشگاه سوغاتي بخريد، از اهالي سراغ گياهان معطر و دارويي يا شير و پنير و ماست و دوغ محلي يا گليم‌هاي ساده و بادوامشان را بگيريد. براي سفر به اين روستا، بايد به شهرستان لردگان برويد و از آنجا دو جاده هست كه شما را به آتشگاه مي‌رساند، اولي كه طولاني‌تر است جاده‌اي است كه از روستاهاي منجر موثي و كيهان و چله‌گاه و كلار و چمن‌بيد و دره نامدار و قلعه سوخته و باغ كاج و ده كهنه مي‌گذرد و جاده دوم كه كوتاه‌تر است، از لردگان و ميلاس و سردشت و آبزا و دلي رد مي‌شود و به آتشگاه مي‌رسد.


خراسان شمالي ـ دركش
داروخانه سرسبز

 
 

سيستان و بلوچستان ـ تيس
از خانه جن‌ها تا خلوت با دريا

 
 

 
آنجا روي يكي از آن صخره‌هاي آهكي بلند كه هنوز از پسمانده آفتاب ظهر گرمند، گوشه‌اي دنج و خلوت پيدا مي‌كني و مي‌نشيني و خورشيد را نگاه مي‌كني كه سرخ و لرزان و بي هيچ تقلايي در دريا غرق مي‌شود و به صداي موج‌هايي گوش مي‌كني كه آرام و منظم بر تن صخره‌ها مي‌كوبند و اگر حوصله داشتي به بلوچ‌هاي سپيدپوشي كه با دست پر از دريا برمي‌گردند، «خداقوت» مي‌گويي، اما همه اين توصيف‌ها حتي گوشه‌اي از زيبايي‌هاي روستاي ساحلي تيس، از توابع بخش مركزي شهرستان چابهار در سيستان‌وبلوچستان نمي‌شوند و حتما پيشينيان ما هم اين را فهميده‌اند كه از 2500 سال پيش در تيس ساكن شده‌اند و به آن گاهي بندر تيزيا گفته‌اند و گاهي تيز و گاهي تسي.

 
تيس، سه قلعه باستاني مهم دارد؛ اولي قلعه تيس است كه سبك معماري‌اش نشان مي‌دهد، به دوره سلجوقي تعلق دارد، دومين قلعه، «پيروز گت» نام دارد كه به غير كوهنوردها پيشنهاد نمي‌كنيم از داخلش بازديد كنند، چون راه ورود به آن سخت و خطرناك است، قلعه سوم، «بلوچ گت» است كه بالاي كوه قرار گرفته و دو مقبره هرمي كوچك هم در آن ساخته شده است.

 
انتخاب سفر به تيس ـ كه از طرف نيك‌شهر و جاده چابهار ـ كنارك جاده‌اي آسفالته دارد ـ با خودتان است، اما فقط اين هشدار را بشنويد كه اگر به تيس نرويد، نه مقابر جناني گچ را (كه به باور اهالي، محل سكونت جن‌ها بوده) مي‌بينيد، نه پيل‌بند را، نه سدهاي تيس را، نه غارهاي بان مسيتي و نقاشي‌هاي عجيب و غريب داخلشان را، نه چاه باستاني تيس كوپان را و نه حتي گورهاي مرموز تپه نهادي را. حالا تصميمتان چيست؟ چمدان ها را مي‌بنديد يا نه؟


فارس ـ سرمشهد
يك مرد با دو شير مرده

 
 

 
متون قديمي نشان مي‌دهد روزگاري اين منطقه مورد توجه پادشاهان هخامنشي و ساساني بوده است و در آن بناهاي گوناگوني ساخته‌اند كه بقاياي آنها هنوز در اطراف سرمشهد ديده مي‌شود و از آن جمله مي‌توان به تپه باستاني تل نقاره‌‌خانه،‌ آتشكده، تل خاموش، قنات سرمشهد، تل خندق و كاروانسراي كوشك اشاره كرد. در شش كيلومتري شمال شرقي روستا هم‌، باستان‌شناسان شهري كهن به نام «قندجان» را از دل خاك بيرون آورده‌اند كه از ديدن آن پشيمان نخواهيد شد.


كردستان ـ پالنگان
پله پله تا بهشت

 
 
 
واقعا عجيب نيست كه هنوز هم وقتي مي‌پرسي: «كدام روستاي ايران معماري پلكاني دارد؟» همه بلافاصله مي‌گويند: «ماسوله»!. فكر مي‌كنيد چند نفر در پاسخ به اين پرسش، از روستاي پالنگان از توابع بخش مركزي شهرستان كامياران استان كردستان، يادي مي‌كنند؟ فكر مي‌كنيد چند نفر مي‌دانند اين روستا گوشه‌اي از بهشت است؟ چند نفر خبر دارند در ده كيلومتري شمال غرب اين روستا در رشته كوه‌هاي «گواز»، چشمه‌هاي داغ آب معدني شفابخشي از دل كوه، بيرون مي‌جوشند كه از فراواني تركيبات گوگردي و آ‌هني، شيري‌رنگ شده‌اند؟ چند نفر وصف قلعه عظيم و اسرارآميز اين روستا را شنيده‌اند؟ خيلي كم! خيلي خيلي كم! و به همين دليل است كه برخي ترجيح مي‌دهند امسال هم راهي ماسوله شوند و بيشتر وقت تعطيلاتشان را در ترافيك جاده روستا بگذرانند و در انبوه جمعيت، فرصت خلوت كردن با طبيعت را از دست بدهند تا ما روزنامه‌نگارها در پايان تعطيلات با تأسف گزارش كنيم: «ماسوله گنجايش اين همه گردشگر ورودي را ندارد! به بقيه ايران هم سري بزنيد!».
 اما شما كه اين مطلب را خوانده‌ايد امسال پالنگان را انتخاب كنيد، چون پالنگان، خلوت، خوش آب و هوا، پر از چشمه‌ها و رودهاي خروشان و طبيعتي دست نخورده است با كردهاي مهرباني كه به اورامي سخن مي‌گويند و وقتي دلتنگ مي‌شوند با صدايي محزون سياه چمانه مي‌خوانند يا چپله يا گريان، اما اگر شاد باشند آن وقت بايد ببينيد با دو دستمال رنگي و يك دهل، چگونه هنرنمايي مي‌كنند. وقت رفتن فراموش نكنيد از پالنگاني‌هاي شريف، كشك و گيوه بخريد به رسم سوغات و اگر تعارفتان كردند به خوردن ولوشه يا غازينه يا شلمين، رد نكنيد چون غذاهاي كردي واقعا لذيذند!

 
پالنگان از راه شهرهاي كامياران و پاوه و سروآباد و سنندج قابل دسترسي است. پس بهانه نگيريد كه چون دقيقا نمي‌دانيد كجاست آن را براي سفر انتخاب نمي‌كنيد.


كرمان ـ سيرچ
اينجا با كوير كنار نمي‌آيد

 
 


 
همين ابتدا بايد اعتراف كنيم ما هم پيشتر مثل خيلي از خوانندگان اين مطلب، خيال مي‌كرديم كرمان استاني گرم و خشك و بي آب و علف است، اما شما هم بايد مثل ما روستاهاي طرز، لاله‌زار، ميمند، هرزا و ... را ببينيد تا باور كنيد كرمان يك بهشت كوچك و دوست‌داشتني است كه كمتر كسي از همه جاذبه‌هايش خبر دارد.

سخت است از بين روستاهاي ديدني كرمان، يكي را انتخاب كنيم، اما وقتي پاي اجبار به ميان مي‌آيد، ما به هزار و يك دليل، روستاي سيرچ از توابع بخش شهداد را براي معرفي مي‌پسنديم. مي‌پرسيد كدام دلايل؟ اول اين‌كه سيرچ، زادگاه هوشنگ مرادي كرماني، خالق «قصه‌هاي مجيد» است، دوم آن‌كه روستاي ما، سروي تاريخي دارد كه سيرچي‌ها مي‌گويند دوهزار سال از خدا عمر گرفته است. سوم روستاي پيشنهادي ما در مجاورت كوير واقع شده، اما در آن پيست اسكي زمستاني ساخته‌اند چون آب و هوايش با خلق و خوي كوير هيچ همخواني ندارد و خنك و كوهستاني است كه همين تضاد موجب شگفتي‌تان خواهد شد. چهارم اين‌كه در نزديكي سيرچ، رودخانه‌اي باصفا و كوهي بلند و مناسب براي كوهنوردي وجود دارد. پنجم آن ‌كه سيرچ چشمه‌هاي آب گرمي دارد كه كرماني‌ها، آنها را براي آب‌درماني مناسب‌سازي كرده‌اند تا از گردشگران استقبالي درخور داشته باشند. و ششم با سفر به سيرچ مي‌توانيد كره و روغن نباتي مرغوب، خشكبار، قاليچه‌هاي كوچك و حصيربافته‌هاي تزئيني سوغاتي بخريد و .... .
 
ما شش دليل از هزار و يك دليل سفر به سيرچ را گفتيم، حالا نوبت شماست كه از طريق جاده‌هاي آسفالته شهرهاي كرمان يا شهداد، راهي سيرچ شويد تا شايد 995 دليل ديگر را هم پيدا كرديد..

 
آنجا شما شاهدان جنگي تقريبا تمام شده‌ايد؛ پيكاري ميان بهرام دوم، پنجمين پادشاه ساساني با شيري شرزه. بهرام خنجرش را در سينه شير فرو كرده و شيري ديگر هم پيشتر به دست او كشته شده و بر خاك افتاده است. پشت سر شهريان چند تن از اعضاي خانواده‌‌اش در كنار كرتير (موبد موبدان) ايستاده‌اند كه ظاهرا بهرام در دفاع از آنها با شيرها جنگيده است. درست بالاي سر بهرام و خانواده‌اش هم كتيبه‌اي نصب شده كه يكي از چهار كتيبه موبد موبدان آن زمان و بزرگترين كتيبه عهد ساساني روستاي سرمشهد، از توابع بخش جره و بالده‌ شهرستان كازرون در استان فارس كه جاده‌هاي رسيدن به آن چه از طرف برازجان و چه از طرف كازرون، آسفالته و مناسب است.
 
چند بار نام روستاي دركش از توابع بخش مركزي شهرستان مانه و سملقان به گوشتان خورده است؟ آيا دوست داريد مهمان كردهاي كرمانجي در خراسان شمالي شويد؟ تا حالا پيش آمده به آوازهاي محزون آنان، وقتي با دو تار همراه مي‌شود، گوش دهيد؟ تا به حال دوتارنوازي كرمانجي‌ها را ديده‌ايد؟ از مهمان‌نوازي‌ و غيرتمندي‌شان شنيده‌ايد؟ وصف رسوم و سنت‌هايشان در عزا و جشن و .... چطور؟ اگر راجع به همه اينها كنجكاويد، به روستاي دركش برويد كه مردمش بيشتر كردهاي كرمانجي‌اند.

دركش روستاي خوش آب و هوا و كوهستاني است كه چشمه‌هاي فراواني در اطرافش جريان دارند و يافته‌هاي باستان‌شناسي در حوالي برج تاريخي سبزعلي‌خان قراچورلو و تپه‌هاي اطرافش، نشان مي‌دهند اين روستا عمري دويست ساله دارد.
 
از زيباترين جاذبه‌هاي طبيعي روستاي دركش، مي‌توان به مراتع وسيع و سبز اطراف روستا، حواشي رودخانه زومار و دره كنداب در جنوب آن اشاره كرد، اما آنچه دوستداران طبيعت را به دركش مي‌كشاند، جنگل زيبا و انبوه بلوط در نزديكي آن است كه تنها جنگل بلوط شرق كشور به شمار مي‌رود.

يك نكته ديگر هم درباره دركش هست كه بد نيست آن را بدانيد. اين روستا بنا بر نظر گياه‌شناسان، گنجينه‌اي كم‌نظير از گياهان دارويي است، به گونه‌اي كه چند سال پيش، يكي از اين كارشناسان گفته بود، 380 گونه گياه دارويي در روستاي دركش شناسايي شده است كه 79 گونه از آنها بسيار ارزشمند هستند.
او براي نمونه از بابونه بجنورد به عنوان گياهي منحصر به فرد در درمان بيماري‌هاي گوارشي نام برده بود كه در حوالي اين روستا مي‌رويد. براي سفر به دركش از بجنورد به سمت آشخانه حركت كنيد و همين كه روستاي كلاته زمان صوفي را پشت سر گذاشتيد، نرسيده به جوزك، جاده‌اي فرعي شما را به روستا مي‌رساند.
 
ممكن است از ما بپرسيد چرا از استان چهارمحال و بختياري كه سرزمين لاله‌هاي واژگون است، روستاي آتشگاه از توابع بخش مركزي لردگان در استان چهارمحال و بختياري را انتخاب كرده‌ايم كه كمتر لاله وحشي دارد كه به شما پاسخ مي‌دهيم، اولا لاله‌ها معمولا در ارديبهشت باز مي‌شوند و در فروردين هنوز باز نشده‌اند و ثانيا شك نكنيد طبيعت آتشگاه هم آنقدر بكر و دست‌نخورده است كه از سفر به آن پشيمان نمي‌شويد.
قدمت اين روستا به دوره قاجار برمي‌گردد؛ همان زماني كه عشاير بختياري آن را به عنوان يكي از ييلاق‌هاي خود پسنديدند و چادرهايشان را در مجاورت آبشارهاي زيباي آن كه در مساحتي سه كيلومتري گسترده شده‌اند، برپا كردند.
برخي از پدربزرگ‌هاي آنها مي‌گويند كه از پدربزرگ‌هايشان شنيده‌اند و پدربزرگ‌هايشان از پدربزرگ‌هايشان نقل كرده‌اند و پدربزرگ بزرگ‌هاي آن پدربزرگ‌ها تعريف كرده‌اند كه ... به هر حال مهم نيست دقيقا چه كسي گفته است، مهم اين است كه برخي بر اين باورند كه شايد نام روستاي كر كبود از نام دو اسب كه «كهر» و «كبود» صدايشان مي‌كرده‌اند، گرفته شده است.
 
حتي اگر هيچ‌يك از آن قلعه‌ها و مساجد قديمي، دور و بر روستاي سهولان، از توابع بخش مركزي شهرستان مهاباد در آذربايجان غربي نبود، حتي اگر آن چشمه‌هاي خروشان و باغ‌هاي ميوه پربار، روستا را احاطه نكرده بودند، وسوسه سوار شدن بر قايقي پارويي و گردش در دالان‌هاي تو در توي غار معروف اين روستا، حتما مي‌توانست هر گردشگري را به آنجا بكشاند؛ وسوسه ديدن قنديل‌هايي كه گاهي خوشه انگور شده‌اند، گاه پروانه، گاهي پاي فيل، گاهي توت فرهنگي، گاه عروس دريايي و ... .
 
حتي از ديدن عكس‌ روستاي قلعه رودخان از توابع بخش مركزي شهرستان فومن در استان گيلان هم لذت مي‌بريد و دلتان تازه مي‌شود تا چه رسد به اين‌كه آنجا باشيد و در هواي خنك و مطبوعش نفس عميق بكشيد و صداي هوش گياهان به گوشتان برسد و بوي سبزه مرطوب جنگل را حس كنيد و به آواز پرندگان گوش كنيد كه در اعماق آن سبزي يكدست مي‌خوانند.
 
آنجا اگر كمي سر كيسه را شكل كنيد و يك جفت گيوه مرغوب هجيجي بخريد، كفش‌هايتان ديگر هرگز لنگه‌ به لنگه نمي‌شوند چون گيوه لنگه راست و چپ ندارد و يكي از اصلي‌ترين مكان‌هاي توليدش، روستاي هجيج از توابع بخش نوسود شهرستان پاوه در استان كرمانشاه است.
هجيج ـ كه برخي آن را با «ح جيمي» مي‌نويسند و مي‌گويند به معناي دره سرسبز و عميق است ـ روستايي است كه همه خانه‌هايشان از سنگ هستند و حتي يك آجر در آنها به كار نرفته است.

ايراني از هخامنشيان چه ميداني ؟

قسمت اول


قلمرو هخامنشيان در دوران اوج خود

هخامنشيان (۳۳۰-۵۵۰ قبل از ميلاد) نام دودماني پادشاهي در ايران پيش از اسلام است. پادشاهان اين دودمان از پارسيان بودند و تبار خود را به «هخامنش» مي‌رساندند که سرکردهٔ طايفه‌ پاسارگاد از طايفه‌هاي پارسيان بوده‌است.هخامنشيان نخست پادشاهان بومي پارس و سپس انشان بودند ولي با شکستي که کوروش بزرگ بر ايشتوويگو واپسين پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح ليديه و بابل پادشاهي هخامنشيان تبديل به شاهنشاهي بزرگي شد. از اين رو کوروش بزرگ را بنيانگذار شاهنشاهي هخامنشي مي‌دانند.
به قدرت رسيدن پارسي‌ها و سلسله هخامنشي يکي از وقايع مهم تاريخ قديم است. اينان دولتي تأسيس کردند که دنياي قديم را به استثناي دو سوم يونان تحت تسلط خود در آوردند. شاهنشاهي هخامنشي را نخستين امپراتوري تاريخ جهان مي‌دانند.

کشور و سرزمين
پارس‌ها مردماني ازنژاد آريايي بودند که مشخص نيست از چه زماني به فلات ايران آمده بودند. آنان از قوم آريايي پارس يا پارسواش بودند که درکتيبه‌هاي آشوري از سده نهم پيش از ميلاد مسيح نام آنان آمده‌است. پارس‌ها هم‌زمان با مادها به نواحي غربي ايران سرازير شدند و پيرامون درياچه اروميه و کرمانشاهان ساکن گرديدند. با ضعف دولت ايلام، نفوذ قوم پارس به خوزستان‌ و نواحي مرکزي فلات ايران‌ گسترش يافت.
براي نخستين بار درسالنامه‌هاي آشوري سلمانسر سوم در سال ۸۳۴ ق. م، نام کشور «پارسوآ» در جنوب و جنوب غربي درياچه اروميه برده شده‌است. بعضي از محققين مانند راولين سن عقيده دارند که مردم پارسواش همان پارسي‌ها بوده‌اند. تصور مي‌شود اقوام پارسي پيش از اين که از ميان دوره‌هاي جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقي ايران بروند، در اين ناحيه توقف کوتاهي نمودند و در حدود ۷۰۰ سال پيش از ميلاد در ناحيه پارسوماش، روي دامنه‌هاي کوه‌هاي بختياري در جنوب شرقي شوش در ناحيه‌اي که جزو کشور ايلام بود، مستقر گرديدند. از کتيبه‌هاي آشوري چنين استنباط مي‌شود که در زمان شلم نصر (۷۱۳-۷۲۱ ق. م) تا زمان سلطنت آسارهادون (۶۶۳ ق. م)، پادشاهان يا امراء پارسوا، تابع آشور بوده‌اند. پس از آن درزمان فرورتيش (۶۳۲-۶۵۵ ق. م) پادشاه ماد به پارس استيلا يافت و اين دولت را تابع دولت ماد نمود.

مردم و طوايف
هرودوت مي‌گويد: پارسي‌ها به شش طايفه شهري و ده نشين و چهار طايفه چادرنشين تقسيم شده‌اند. شش طايفه اول عبارت‌اند از: پاسارگاديان، رفيان، ماسپيان، پانتاليان، دژوسيان و گرمانيان. چهار طايفه دومي عبارت‌اند از: داييها، مردها، دروپيک‌ها و ساگارتي ها. از طوايف مذکور سه طايفه اول بر طوايف ديگر، برتري داشته‌اند و ديگران تابع آنها بوده‌اند.
پارس‌ها هم‌زمان با مادها به نواحي غربي ايران سرازير شدند و پيرامون درياچه اروميه و کرمانشاهان ساکن گرديدند. براي نخستين بار درسالنامه‌هاي آشوري سلمانسر سوم در سال ۸۳۴ ق. م، نام کشور (پارسوآ) در جنوب و جنوب غربي درياچه اروميه برده شده‌است. بعضي از محققين مانند راولين سن عقيده دارند که مردم پارسوا همان پارسي‌ها بوده‌اند.
طوايف پارسي پيش از اين که از ميان دوره‌هاي جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقي ايران بروند، در ناحيه پارسوآ توقف نمودند و در حدود سال ۷۰۰ پيش از ميلاد در ناحيه پارسوماش، روي دامنه‌هاي کوه‌هاي بختياري در جنوب شرقي شوش در ناحيه‌اي که جزو کشور ايلام بود، مستقر گرديدند. بعدها با ضعف دولت ايلام، نفوذ طوايف پارس به خوزستان‌ و نواحي مرکزي فلات ايران‌ گسترش يافت و رو به جنوب رفته‌اند.
مطابق منابع يوناني در سرزمين کمنداندازان ساگارتي (زاکروتي، ساگرتي) (همان استان کرمانشاهان کنوني) مادي‌هاي ساگارتي مي زيسته‌اند که شکل بابلي - يوناني شدهً نام خود يعني زاگروس (زاکروتي، ساگرتي) را به کوهستان غرب فلات ايران داده‌اند. نام همين طوايف است که در اتحاد طوايف پارس نيز موجود است و خط پيوند خوني طوايف ماد و پارس از منشا همين طايفه ساگارتي‌ها (زاکروتي، ساگرتي) است، طوايف پارس قبل از حرکت به سوي جنوب دوراني طولاني را در مناطق ماد مي زيستند و بعدها با ضعف دولت ايلام، نفوذ طوايف پارس به خوزستان‌ و نواحي مرکزي فلات ايران‌ گسترش يافت و رو به جنوب رفته‌اند.
طبق نوشته‌هاي هرودوت، هخامنشيان از طايفه پاسارگاديان بوده‌اند که در پارس اقامت داشته‌اند و سر سلسله آنها هخامنش بوده‌است. پس از انقراض دولت ايلاميان به دست آشور بني پال، چون مملکت ايلام ناتوان شده بود پارسي‌ها از اختلافات آشوري‌ها و مادي‌ها استفاده کرده و انزان يا انشان را تصرف کردند.
اين واقعه تاريخي در زمان چيش پش دوم روي داده‌است. با توجه به بيانيه‌هاي کوروش بزرگ در بابل، مي‌بينيم او نسب خود را به چيش پش دوم، مي‌رساند و او را شاه انزان مي‌خواند.
پس از مرگ چيش پش، کشورش ميان دو پسرش «آريارومنه» پادشاه کشور پارس و کوروش که بعداً عنوان پادشاه پارسوماش، به او داده شد، تقسيم گرديد. چون در آن زمان کشور ماد در اوج ترقي بود و هووخشتره در آن حکومت مي‌کرد، دو کشور کوچک جديد، ناچار زير اطاعت فاتح نينوا بودند. کمبوجيه فرزند کوروش اول، دو کشور نامبرده را تحت حکومت واحدي در آورد و پايتخت خود را از انزان به پاسارگاد منتقل کرد.

شاهنشاهان هخامنشي
مهم‌ترين سنگ‌نوشته هخامنشي از نظر تاريخي و نيز بلندترين آنها، سنگ‌نبشته بيستون بر ديواره کوه بيستون است. سنگ‌نوشته بيستون بسياري از رويدادها و کارهاي داريوش اول را در نخستين سال‌هاي حکمراني اش که مشکل‌ترين سال‌ها حکومت وي نيز بود،به طور دقيق روايت مي‌کند. اين سنگ‌نوشته عناصر تاريخي کافي براي بازسازي تاريخ هخامنشيان را داراست.
به واقع با وجود فراواني منابع ميانروداني، مصري، يوناني و لاتين نمي‌توان با تکيه بر آنها نسب‌شناسي کاملي از خاندان هخامنشي از هخامنش تا داريوش را به دست آورد. براي اين منظور متن سنگ‌نوشته بيستون فرصت مناسبي را در اختيار مورخ قرار مي‌دهد که در آن شاه شاهان نوشته بلند خود را با تاييد مجدد رابطه اش با خاندان شاهنشاهي پارسيان آغاز مي‌کند و به تدريج اخلاف خود را نام مي‌برد: ويشتاسپ، آرشام، آريارمنه، چيش پش و هخامنش. اين تبارشناسي به دلايل مختلف مدت‌هاي طولاني مورد ايراد قرار گرفته بود. زيرا در اين فهرست نام دو نفر از شاهان هخامنشي که پيش از داريوش حکومت مي‌کردند يعني کوروش کبير و کمبوجيه اول به چشم نمي‌خورد.
همين مسأله موجب شده‌است که مفسران سنگ‌نوشته نسبت به محتواي سنگ‌نوشته داريوش با شک و ترديد نگاه کنند و او را غاصب پادشاهي هخامنشيان بدانند که با نوشتن اين سنگ‌نوشته سعي داشته‌است براي مشروعيت بخشيدن به حکومت خود از نگاه آيندگان، شجرنامه خود را دست کاري کند.
موافق نوشته‌هاي هرودوت، لوحه نبونيد پادشاه بابل، بيانيه کوروش بزرگ (استوانه کوروش)، کتيبه بيستون داريوش اول، و کتيبه‌هاي اردشير دوم و اردشير سوم هخامنشي، ترتيب شاهان اين سلسله تا داريوش اول چنين بوده‌است: (لازم به ذکر است درستي اين جدول از هخامنش تا کوروش بزرگ مورد ترديد است).

* هخامنش
* ۱ چيش پش اول
* ۲ کمبوجيه اول
* ۳ کوروش اول
* ۴ چيش پش دوم

* شاخه اصلي:
* ۵کوروش بزرگ(دوم)
* ۶ کمبوجيه دوم (فاتح مصر)
* ۷ کوروش سوم
* ۸ کمبوجيه سوم

شاخه فرعي
* آريا رومنه
* ارشام
* ويشتاسب
* ۹ داريوش بزرگ(اول)
با تحليل کلي تمامي منابع مي‌توان به اين شکل نتيجه گرفت. در ربع نخست سده ششم ق.م چيش پش پسر هخامنش حکمراني پارس را به پسر بزرگ‌ترش آريارامنه اعطا کرد، در حالي که پسر کوچک‌ترش، کوروش اول به حکمراني انشان منصوب شد. پس از مرگ آريارامنه، پسر وي آرشام جايگزين وي شد ولي پس از کوروش اول پسرش کمبوجيه اول و پس از او نيز پسر وي کوروش دوم جانشين او شد. اين رويدادها در اواسط سده ششم پيش از ميلاد به وقوع پيوست.
در اين دوران، کوروش بزرگ توانست مادها را به تبيعت خود در آورد و به افتخار و ثروت دست يابد. مدتي بعد کوروش بزرگ بخش‌هاي بزرگي از مناطق خاورميانه را به تصرف خود در آورد. بعد از او نيز کمبوجيه راه فتوحات پدرش را ادامه داد و بر گستره شاهنشاهي هخامنشي افزود.
کمبوجيه در بازگشت از مصر فوت کرد. برخي دليل مرگ وي را بيماري و برخي ديگر توطئه اطرافيان مي‌دانند. اما مسلم است که وي در مسير بازگشت از مصر مرده‌است، ولي دليل آن تا کنون مکتوم باقي مانده‌است.
پس از مرگ کمبوجيه تاج سلطنتي به داريوش از شاخه فرعي هخامنشي مي‌رسد. آنچه به نظر واقعي مي‌رسد، اين است که داريوش در زمان حيات پدر و پدر بزرگش (آرشام پدر بزرگش يا پسرش ويشتاسب پدر داريوش)، و با موافقت آنها، حکومت را به دست گرفت. چرا که در زمان ساخت کاخ داريوش در شوش در اوايل حکمراني وي، بر اساس اطلاعات الواح مکشوفه از پي بناها، اين دو زنده بودند.

* کوروش بزرگ
* کمبوجيه
بردياي دروغين (گوماته مغ)
* داريوش بزرگ
* خشايارشا (خشيارشا)
* اردشير يکم (اردشير دراز دست)
خشايارشاي دوم
سغديانوس
* داريوش دوم
* اردشير دوم
* اردشير سوم
* داريوش سوم
اردشير چهارم(ارسس)

پادشاهي کوروش بزرگ
هرودوت و کتزياس، افسانه‌هاي عجيبي درباره تولد و تربيت کوروش بزرگ (۵۳۹-۵۹۹ ق. م) روايت کرده‌اند. اما آنچه از لحاظ تاريخي قابل قبول است اين است که کوروش پسر حکمران انشان، کمبوجيه دوم و مادر او ماندانا دختر ايشتوويگو پادشاه ماد مي‌باشد.
در سال ۵۵۳ ق.م. کوروش بزرگ، همه پارسها را بر عليه ماد برانگيخت. در جنگ بين لشکريان کوروش و ماد، عده‌اي از سپاهيان ماد به کوروش پيوستند و در نتيجه سپاه ماد شکست خورد. پس از شکست مادها، کوروش در پاسارگاد شاهنشاهي پارس را پايه گذاري کرد، سلطنت او از ۵۳۹-۵۵۹ ق.م. است.
کوروش بزرگ که سلطنت ماد را به دست آورد و بعضي از ايالات را به وسيله نيروي نظامي مطيع خود ساخت، همان سياست کشورگشايي را که هووخشتره آغاز نموده بود ادامه داد.
کوروش بزرگ داراي دو هدف مهم بود: در غرب تصرف آسياي صغير و ساحل بحر الروم که همهٔ جاده‌هاي بزرگي که از ايران مي‌گذشت به بنادر آن منتهي مي‌شد و از سوي شرق، تأمين امنيت.
در سال ۵۳۸ پ.م. کوروش بزرگ پادشاه ايران، بابل را شکست داد و آن سرزمين را تصرف کرد و براي نخستين بار در تاريخ جهان فرمان داد که هرکس در باورهاي ديني خود و اجراي مراسم مذهبي خويش آزاد است، و بدين سان کورش بزرگ اصل سازگاري بين اديان و باورها را پايه گذاري کرد و منشور حقوق بشر را بنيان نهاد. کورش به يهوديان اسير در بابل، امکان داد به سرزمين يهوديه باز گردند که شماري از آنان به سرزمين ايران کوچ کردند.

ادامه دارد ...