مردی که بيگانگان فضايي 6بار به خانه‌اش حمله کرده‌اند!!

مردی که بيگانگان فضايي 6بار به خانه‌اش حمله کرده‌اند!!

او می‌گوید: نمی دانم چه كار كرده‌ام كه آنها را آزرده كرده، اما هیچ توجیه دیگری برای این اتفاقات ندارم...

برای ششمین بار یك شهاب سنگ روی سقف خانه مردی در صربستان فرود آمد.
خانه این مرد به نام «رادی و وجی لاجیك» كه دو سال پیش به دلیل سقوط پنجمین شهاب سنگ بر روی سقف آن مورد توجه تمام رسانه‌های جهان قرار گرفته بود، برای ششمین بار مورد اصابت یك شهاب سنگ دیگر قرار گرفت.
«لاجیك» تكه سنگ‌های این شهاب سنگ را به دانشگاه بلگراد برد و پژوهشگران این دانشگاه تایید كردند كه سنگ‌ها متعلق به یك شهاب سنگ هستند.
«رادی و وجی لاجیك» معتقد است كه هدف حملات بیگانگان فضایی قرار گرفته است.
«رادی و وجی لاجیك» می‌گوید: نمی دانم چه كار كرده‌ام كه آنها را آزرده كرده، اما هیچ توجیه دیگری برای این اتفاقات ندارم.

محلی که ارواح به کشتی‌ها حمله می‌کنند!!

محلی که ارواح به کشتی‌ها حمله می‌کنند!!

كشتی كاملا متروكه بود. باز هم یك كشتی ارواح دیگر خود را به ساحل رسانده بود. آیا این كشتی آنقدر به...


كشتی «كارول ای – دیرینگ» بدون خدمه و بی‌هیچ وسیله شخصی به جا مانده از خدمه مفقود شده و بدون هیچ یك از ابزار ثبت و كنترل كشتی، شناور بر روی آب پیدا شد. برخی این موضوع را از آن جهت اسرارآمیز می‌دانند كه همین اتفاق برای كشتی دیگری به نام «مری سلست» حدود پنجاه سال قبل از آن هم افتاد. در آن كشتی هم به نظر می‌رسید كسی قبل از این اتفاق عجیب درحال چیدن میز غذا بوده است.

كشتی كاملا متروكه بود. باز هم یك كشتی ارواح دیگر خود را به ساحل رسانده بود. آیا این كشتی آنقدر به مثلث برمودا نزدیك بود كه نیروهای اسرارآمیز آن منطقه خدمه را ناپدید كرده باشند؟ یا شاید روسیه به دلایلی كشتی‌های آمریكایی را به تسخیر خود درمی‌آورد؟ به واقع در آن روز كذایی چه اتفاقی برای كشتی كارول ای – دیرینگ و خدمه آن افتاد؟!

یازده نفر خدمه كشتی رفته بودند. كشتی تبدیل به یك كشتی ارواح شده بود كه روی امواج سواحل كارولینای شمالی به این سو و آن سو می‌رفت. كارول ای – دیرینگ ذغال حمل می‌كرد. كاپیتان كشتی و پسرش «ویلیام و اس‌ای.حریت» در سال 1920 و قبل از ترك بندر نورفولك در ویرجینیا خدمه خود را استخدام كرده و به راه افتاده بودند. كمی پس از شروع سفر كاپیتان بیمار شد. كشتی در بندر «لوس» در «دراور» پهلو گرفت و كاپیتان و پسرش كه ناخدای دوم كشتی هم بود از آن پیاده شدند و كشتی را به خدمه كار كشته آن سپردند. كاركنان كشتی یك كاپیتان تازه به نام «ویلیس ورمل» كه مردی 66 ساله بود را انتخاب كردند و او هم «چارلز بی‌.مك للان» را دستیار خود كرد.

ناپدید شدن 9 كشتی
كارول ای دیرینگ در ماه سپتامبر به شهر ریودوژانیرو رفت و در كنار آن لنگر انداخت و بار خود را تخلیه كرد. «ورمل» در ریودوژانیرو به یكی از دوستانش گفته بود كه دستیارش قابل اعتماد نیست. روز دوم دسامبر 1920 كشتی به پورت‌لند رفت. وقتی كشتی در بندر «باربادوس» پهلو گرفت، مشكلی در آن به وجود آمد. مك للان به جرم مصرف مشروبات الكلی به زندان افتاد. هر چند ورمل او را آزاد كرد ولی مك للان او را تهدید و گفت؛ كه تلافی خواهد كرد. روز نهم ژانویه كشتی، بندر را ترك كرد تا به نور فولك بازگردد. روز 29 ژانویه مسئول فانوس دریایی كارولینای شمالی آن را در نزدیكی ساحل دید. او گفت صدایی از كشتی به گوش می‌رسید. مردی نوك عرشه ایستاده بود و حركاتش مثل كاركنان كشتی نبود. او موهایی سرخ رنگ داشت و می‌گفت لنگر كشتی گم شده است و آنها دارند با كمك باد به «كیپ فیر» می‌روند. سپس از مسئول فانوس دریایی خواست به شركت دیرینگ خبر بدهد. كشتی كارول ای دیرینگ مدتی در سواحل كم‌عمق «كیپ هاتراس» سرگردان بود. اثری از كاركنان، ابزار و وسایل راهیابی و كنترل كشتی، ساعت كشتی، دكل آن و وسایل شخصی خدمه در آن دیده نمی‌شد. كسی نتوانست كشتی را نجات دهد و كشتی به قعر آب‌های منطقه فرو رفت. بعدها معلوم شد بیش از نه كشتی دیگر در همان زمان گرفتار همان اتفاق عجیب شده‌اند. این كشتی‌ها با خدمه‌شان ناپدید شده بودند. مدتی بعد یك نامه درون بطری در بسته‌ای به ساحل رسید. در نامه نوشته شده بود یك نفر با قایق موتوری آمده و سوار كشتی شده است. آیا افرادی به كشتی حمله كرده و خدمه را دست بسته از آن خارج كرده‌اند؟ آیا هیچ‌كس موفق به فرار نشد؟ آیا این نامه معتبر است؟ پس چرا نویسنده نام خود را پای آن ننوشته و آن را امضا نكرده است.

فـرضیات ارائـه شــده

طی انجام بررسی‌هایی پیرامون علت ناپدید شدن خدمه این كشتی، فرضیات مختلفی برای آن ارائه شد كه مهم‌ترین آنها عبارتند از:

دزدان دریایی: كاپیتان پاركر عضو هیات كشتی رانی ایالات متحده مطمئن بود كار دزدان دریایی است. او می‌گفت دزدان دریایی هنوز هم وجود دارند و حتما گروهی از آنان مسئول این ناپدید شدن‌ها هستند. ولی هیچ مدرك واقعی برای اثبات این فرضیه در دست نبود.

حمله روس‌ها: پس از حمله ماموران اف‌بی‌‌آی به مقر حزب كارگر روسیه در شهر نیویورك، اوراقی كشف شد كه در آن از اعضای حزب خواسته شده بود كشتی‌های آمریكایی را تسخیر كرده و به روسیه برسانند. همین كشف باعث شد كه گروهی حادثه كشتی كارول ای – دیرینگ را مربوط به این موضوع بدانند ولی واقعیت آن است كه هنوز مدركی نیست كه اعضای این حزب به این دستور، عمل كرده باشند.

قاچاقچیان: فرضیه دیگر آن است كه گروهی از قاچاقچیان موادمخدر كه در منطقه باهاماس فعالیت می‌كردند كشتی را ربوده‌اند تا از آن به عنوان وسیله حمل محموله خود استفاده كنند. این كشتی آنقدر بزرگ بود كه آنها می‌توانستند یك محموله یك میلیون دلاری را با آن منتقل كنند. این فرضیه قابل قبول به نظر می‌رسد ولی برای آن هم مدركی وجود ندارد.

شورش: كشمكش‌های میان ورمل و خدمه‌اش و حرف و حدیث‌های مربوط به آن، باعث شده كه برخی این فرضیه را مطرح كنند كه كاركنان كشتی شورش كرده‌اند. مسئول فانوس دریایی مطمئن است كه مرد درون كشتی كاپیتان نبود. حتی او از افسران كشتی هم نبوده است. پس شاید نارضایتی از كاپیتان باعث بروز شورش میان كاركنان شده باشد كه این موضوع هم ثابت نشده است.

مسائل ماوراءالطبیعه: شاید شایع‌ترین علت كه برای این اتفاق در آن دوران و دهه‌های پس از آن ذكر می‌شد همین موضوع بود. نویسندگان بی‌شماری این اتفاق را به مسائل ماوراءالطبیعه مربوط دانستند. كتاب‌های زیادی در این باره نوشته و فیلم‌های بسیاری پیرامون «اسرار دریاها» ساخته شدند.

نتیجه‌گیری‌ها

سرانجام، تحقیقات و بررسی‌های زیاد به پایان رسیدند و داستان كشتی «كارول ای دیرینگ» همچون داستان‌های دیگر به افسانه‌ها پیوست. تحقیقات، رسما از اواخر سال 1922 كنار گذاشته شد. هیچ توضیح قانع‌كننده‌ای برای ناپدید شدن خدمه كشتی «كارول ای دیرینگ» ارائه نشد.
هر چند كه فرضیه شورش از تمام فرضیات قوی‌تر به نظر می‌رسد ولی در سال‌های بعد نیز هیچ اثری از بازماندگان یا آثار كشمكش در كشتی یافت نشد، آیا «كارول ای دیرینگ» هم یكی از قربانیان مثلث برمودا بود؟ به راستی چه رازی در میان امواج بلند اقیانوس شكل گرفت و «كارول ای دیرینگ» را تبدیل به یك كشتی ارواح كرد؟!
 
منبع: ksabz.net
 

نتایج کشف یک موجود فرا زمینی اعلام شد .

به گزارش شبکه ایران و به نقل از پایگاه اینترنتی روزنامه "Dailytelegraph" در سال 2007 تلویزیون مکزیک خبر از یک کشاورز مکزیکی داد که موجودی عجیب و به صورت زنده در مزرعه خود پیدا کرده است.

حالا و چند روز پیش دانشمندان پس از دو سال تحقیقات مفصل و تحت شدیدترین تدابیر امنیتی نتایج آزمایشات خود را در یک کنفرانس خبری منتشر کردند.

این موجود کوچک که از نظر اسکلت به خزندگان و به خصوص مارمولک شبیه است به اندازه کف دست انسان است ولی دارای دندان و اسکلت جمجمه شبیه به انسان است و با توجه به خصوصیات بدنی خود قادر است مدت‌ها زیرآب باقی بماند.

 

 

نکته جالب در این موجود مغز بزرگ آن است که مخصوصا در عقب سر او بزرگتر است. نتایج ژنتیکی نشان داده که نوع ژن این موجود به هیچ موجود زنده‏ای در کره زمین شباهت ندارد.

کشاورز مکزیکی که این موجود را پیدا کرده بود و از دیدن او وحشت زده شده بود مجبور شد برای کشتن این موجود سه بار به مدت چند ساعت او را در آب غرق کند.

 وقتی که این کشاورز این موجود عجیب را مشاهده کرد این موجود که بسیار شبیه به فیلم‌های تخیلی فضایی است برای نجات خود شروع به جویدن بازوی خود کرده بود.

خبرگزاری‌ها اعلام کرده‌اند این کشاورز مکزیکی مدتی بعد در یک سانحه رانندگی که منجر به آتش‌سوزی شد با حرارت بسیار زیادی در این سانحه سوخته و کشته شده است.

 

منبع

مشاهده جمجمه موجود فضایی در مریخ!(+عکس)


کاوشگر اسپیریت ناسا تصویری عجیب به زمین ارسال کرده است که بحث بر سر وجود موجودات فضایی را تازه کرده است. در این تصویر می‌توان شکلی جمجمه مانند را دید که به اعتقاد برخی این حجم مریخی می‌تواند جمجمه یک موجودی فضایی باشد.
جستجوگران موجودات فضایی ادعا می‌کنند جمجمه موجود فضایی را در تصاویری که ماهواره ناسا از این سیاره بازتابانده است مشاهده کرده اند.
در نگاه اول این تصویر به صحرای سنگی ساده‌ای شباهت دارد اما با نگاهی دقیقتر می‌توان جزئیات بحث برانگیزی را در آن مشاهده کرد.
 
 
در صخره فضایی عجیبی که در مرکز این تصویر قرار گرفته است می‌توان دو چشم و بینی را به خوبی تشخیص داد و به همین دلیل برخی این تصویر را تصویری از یک جمجمه مریخی می‌دانند.

در حال حاضر بسیاری از سایتهای اینترنتی از این تصویر که توسط اسپیریت مشهور ناسا به ثبت رسیده با بحث های مرتبط با آن پر شده است.
بر اساس تخمین‌های انجام شده این جمجمه احتمالی 15 سانتیمتر ارتفاع داشته و فاصله چشمهای آن از یکدیگر 5 سانتیمتر است. همچنین گنجایش این جمجمه احتمالی هزار و 400 سی سی تخمین زده شده است.

بر اساس گزارش تلگراف، در سال 2006 نیز تصویری مشابه از جمجمه موجودی فضایی رصد شد. با این حال مشهورترین چهره مریخی تصویری است که توسط فضاپیمای وایکینگ 1 و در سال 1976 به ثبت رسیده است. در این تصویر هاله ای از شکلی مشابه صورت انسان مشاهده می‌شود. اما اخترشناسان با تصویربرداری مجدد از همان منطقه در سال 1998 دریافتند که این تصویر به واسطه زاویه تابش نور شکل گرفته بوده است.
 
گردآوری: گروه سرگرمی سیمرغ

پایان دنیا! سال 2012

 (کافیه تو گوگل یه سرچ از “Maya Prediction” انجام بدید! یعنی پیشگویی مایا! )

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مایاها قومی بودند که چند هزار سال پیش تو مناطق آمریکای مرکزی زندگی می کردند، البته الان هم از قوم اونها بازماندگانی وجود دارن. حتما معبد زیر رو که متعلق به مایا هست رو دیدید:

 

قبل از اینکه وارد مقوله پیش گویی اصلی مایا بشم باید توضیحاتی راجع به قدرت و تمدن این قوم براتون بنویسم. مایا! قومی که هزاران سال پیش معبد و هرمی که در بالا مشاهده می کنید رو با 365 پله ساخته! به تعداد روزهای سال. مایا تمامی خسوف ها و کسوف ها را دقیقا تا سال 2012 ثبت کرده و همشون طبق برنامه دارن اتفاق می افتن، مایا چندین هزار سال پیش عدد یک میلیون رو کشف کرده بود، مایا هزاران سال پش تو معابدش تصاویری از سفینه ها و فضانوردان رو روی سنگ ثبت کردن! مایا آن زمان حتی تعداد روزهای هر سال ماه رو که گمونم 279 روز هست محاسبه کرده بود. مایا ها از اورانوس و نپتون اطلاع داشتند، تقویم مایا برای 400 میلیون سال استخراج شده است، سال خورشید و زهره را تا چهار رقم اعشار محاسبه کرده اند.

همه اینها رو به دو دلیل اشاره کردم یکیش اینکه بگم مایا چقدر قدرت محاسباتی و علمی داشته و دوم رو هم تو پی نوشت ها خواهید خوند. در ویدئوی زیر اطلاعات بیشتری از مایا و تقویمشون براتون نشون می ده.

لینک ویدیو

 حالا بریم سر اصل مطلب، پیشگویی!

پیشگویی می گه: تو 21 دسامبر سال 2012 این زندگی روی کره زمین به اتمام می رسه و یک دوره جدید زندگی روی زمین شروع می شه. تو چند تا سایت خوندم که این دوره جدید پر از صلح و عشق و آرامش و پیشرفت هست. (مصداق حرف یکی از سیاستمداران آمریکایی که پایان بحران مالی آمریکا رو صلح و آرامش تو دنیا می دونست).

حالا چند تا نظریه دیگه هم هستند که به تفضیل روشون بحث می کنیم.
 استاد کلاس #C اطلاعاتی در این مورد داشت، جالبه که گفت ما به ناسا یه ایمیل فرستادیم و پرسیدیم که آیا سال 2012 اتفاقی تو کهکشان خواهد افتاد؟ ناسا پاسخ داده بود که نارسایی هایی مشاهده می شن ولی نمی تونیم تائید کنیم که این اختلالات آسیبی به زمین می رسونن یا نه!
مایاها معتقد بودند که زمین از 5 دوره تشکیل شده، پایان هر دوره یه اتفاق خیلی بد می افته و دوره جدید شروع می شه. جالب اینجاست که 2012 پایان دوره پنجم هست! و ما وارد دوره ششم خواهیم شد، گفته می شه تمدن حاضر از بین خواهد رفت تا دوره ششم شروع بشه! (تو ویدئو اشاره شده به زمین لرزه های بزرگ)
البته نگاههای خیلی مثبتی هم به قضیه شده و بعضی هم اصلا این گفته رو کاملا رد می کنند. منظور ما هم این نیست که شما رو از زندگی ناامید کنم یا صحت این بحث رو اثبات کرده باشم. اینها همه نتایج تحقیقات شخصی می باشد که خودتان هم میتونید انجام بدید و خیلی امکان داره که چون مثلا روی یک نظریه نادرست پی ریزی شده کلا نادرست باشه ولی به هر حال شواهد و مدارک موجود انسان رو از ساده از کنار این قضیه گذشتن منع می کنه.

علم سرشار مایا بخصوص از نجوم اونها رو قومی آگاه و متمدن ساخته بود. البته قضیه ترک مایا از محل زندگیشون هم یک قضیه خیلی معروف هست که دلایل بسیاری براش بیان شده

گفته می شه پایان دوره دوم توسط هوا بوده (منظور نارسایی های جوی) دوره سوم با آتش و دوره چهارم با سیل تموم شدند، لذا نظریه های زیادی مبنی بر اینکه دوره پنجم با زلزله از بین بره جاری هست.
دوتا چیز جالب هم دیدم: یکی اینکه مایا حتی زمان سقوط قوم خودشون رو پیشبینی کرده بودند و عجیب تر از همه: جنگهای جهانی رو هم پیش بینی کرده بودند. البته دقت کنید که اتمام دنیا به این معنی نیست که همه چیز از بین می ره، حتما شروعی خواهد بود، برای دوره ششم و هنوز مطمئن نیستیم که این دوره چه چیزی را به ارمغان خواهد آورد.
خوب، اگه از یه منظر دیگه هم نگاه کنیم برای اینکه اثبات بشه این دوره نمی تونه واقعا اتمام باشه، بلکه فقط تعویض دوره هست، بحث دین و اعتقادات هست.

پی نوشت 1: طبق شواهد و مدارکی که تو کتاب “ارابه خدایان توسط اریک فون دانیکن” ارائه شده، مایاها ناگهان از محل زندگی خودشون بصورت دسته جمعی کوچ کردند، همون تصویر فضانودری که بالا اشاره کردم، بعلاوه علم سرشار مایا + خیلی از مدارک که پیشنهاد می کنم از تو کتاب بخونید تقریبا می شه ادعا کرد که مایاها خدایانی داشتند. خدایانی که از آسمون اومده بودند، یا بهتر بگم، یکسری موجودات متفکر که اون زمون که انسان نیمه وحشی بوده برروی زمین فرود اومدند و علم خودشون رو در اختیار مایا قرار دادند، وگرنه اون پیشرفت های مایا رو که بهتون گفتم تصور کنید برای یک سری انسان های نیمه وحشی دسترسی براشون چقدر می تونه دور از ذهن باشه. در ضمن علت کوچ دسته جمعی مایا رو هم می شه یک فشار روحی قلمداد کرد، فشاری که مایاها برای برگشت خدایان تحمل کردند ولی وقتی دیدن که از خدایان خبری نشد همشون به نوعی روحیه خودشون رو از دست دادن و اونجا رو که به خاطر خدایان آباد کرده بودند و همه جا نشانه هایی از اونها براشون بود ترک می کنند.

پی نوشت 2: کلید واژه هایی که می تونید ازشون برای تحقیق استفاده کنید : Maya Prediction, Maya 2012, Mayan prediction و … متاسفانه منابع فارسی زیادی در دسترس نیست.

پی نوشت سه : ظاهرا مایا اون زمون به علم پر کردن دندون های پوسیده هم رسیده بودند، جالب اینه موادی که برای پر کردن دندون استفاده کردند از اون زمون تا حالا سالم داخل دندون باقی موندن، گفته می شه نوعی سیمان یا چسب ناشناخته می تونه باشه!

‫عکسهای شگفت انگیز ادمهای فضایی







 

و چند موجود عجیب..


..

..UFO..

مدركي براي اثبات وجود يوفوها و سرنشينان آن : سه ميليون گردشگر براي بازديد جسد موجود فضايي به آمريكا

سه ميليون گردشگر براي بازديد جسد موجود فضايي به آمريكا سفر مي‌كنند !

رئيس انجمن هتل‌داران شهر روزول آمريكا از علاقمندان به شركت در شصتمين سالگرد واقعه سقوط بشقاب پرنده در اين بخش ، درخواست كرد تا اطلاع ثانوي از برنامه‌ريزي براي سفر به اين قسمت صرفنظر كنند .


Model at International UFO Museum and Research Center in Roswell, New Mexico
Object of fascination: a model of an alien at a Roswell museum
 






خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه بين‌الملل ـ / دقيقا 60 سال پيش يك بشقاب پرنده با دو سرنشين فضايي در شهر روزول واقع در كنار نيومكزيكو سقوط كرد و اولين مدرك مستند براي بررسي اجسام ناشناخته فضايي به دست متخصصان ناسا افتاد .


به گزارش ميراث خبر ، روزنامه تايمز چاپ لندن در اين مورد نوشت : « به همين مناسبت حدود سه ميليون گردشگر به شهرها و ايالت‌ روزول و نيومكزيكو واقع در آمريكا عزيمت كرده‌اند تا ضمن مشاهده جسد موجود فضايي و بشقاب پرنده متعلق به او ، در مراسم جشن و پايكوبي به همين مناسبت شركت كنند . »

رئيس انجمن هتلداران روزول در آمريكا در مصاحبه با روزنامه تايمز گفت: « ظرفيت‌ هتل‌هاي دو شهر روزول و ايالت نيومكزيكو پرشده و حتي‌الامكان كمپينگي ما هم ديگر ظرفيت پذيرش علاقمندان به شركت در اين مراسم مهيج را ندارد . »

وي افزود: « براي پذيرايي از گروه‌هاي گردشگري تدابير زيادي انديشيده بوديم اما انتظار ورود اين تعداد گردشگر را نداشتيم . »

نكته حائز اهميت اينكه موزه روزول كه جسد دو موجود فضايي را درون خود جاي داده سالانه ميزبان بيش از هفت ميليون بازديدكننده خارجي است .






Model at International UFO Museum and Research Center in Roswell, New Mexico
Object of fascination: a model of an alien at a Roswell museum
Not many scientists are prepared to take tales of alien abduction seriously, but John Mack, a Harvard professor who was killed in a road accident in north London last year, did. Ten years on from a row which nearly lost him his job, hundreds of people who claim they were abducted still revere him.

Professor John E Mack was an eminent Harvard psychiatrist, psychoanalyst and Pulitzer Prize winner whose clinical work had focused on explorations of dreams, nightmares and adolescent suicide.

Then, in 1990, he turned the academic community upside down because he wanted to publish his research in which he said that people who claimed they had been abducted by aliens, were not crazy at all. Their experiences, he said, were genuine.

They were not mentally ill or delusional, he said, and it was the responsibility of academicians and psychiatrists not only to take what they said seriously, but to try to understand exactly what that experience was. And if reality as we know it was unable to take these experiences into serious consideration then what was needed was a change in our perception of reality.

John Mack, Copyright Stuart Conway
Professor John E Mack: Turned academic community upside down
"What are the other possibilities?" said Mack. "Dreams, for instance, do not behave like that. They are highly individual depending on what's going on in your sub-conscious at the time.

"I would never say, yes, there are aliens taking people. [But] I would say there is a compelling powerful phenomenon here that I can't account for in any other way, that's mysterious. Yet I can't know what it is but it seems to me that it invites a deeper, further inquiry."

Lifeline

For many people who claimed they had been abducted, John Mack was a lifeline. He worked with more than 200 of them, including professionals, psychologists, writers, students and business people.

 I would never say, yes, there are aliens taking people...] I would say there is a compelling powerful phenomenon here that I can't account for in any other way 
John Mack
Many had never told anyone else of their experiences apart from Mack for fear of ridicule from colleagues, friends and family. Here at last was a highly respected psychiatrist who was not only prepared to listen - but also take what they were saying seriously.

An abductee - or "experiencer" as they prefer to be known - says that alien encounters begin most commonly in their homes and at night. It can however happen anytime, anywhere. They say they are unable to move; they become extremely hot and then appear to float through solid objects, which their logical mind tells them can't be happening.

Usually the experiencer says they are accompanied by one or two or more humanoid beings who guide them to a ship. They are then subjected to procedures in which instruments are used to penetrate virtually every part of their bodies, including the nose, sinuses, eyes, arms - abdomen and genitalia. Sperm samples are taken and women have fertilised eggs implanted or removed.

Hybrid offspring

"Have I questioned my own sanity"? says Peter Faust an experiencer and close friend of John Mack's. "Absolutely, every day to a certain degree because the majority of the world says you're crazy for having these experiences. But if it was just me who had contact with aliens, who had intimate experience with female aliens and producing hybrid offspring, I would say I'm certifiable, put me away, I'm crazy.

"And that's how I felt when I initially had these experiences. My wife thought I'd lost it. But then I began to look at the experience outside myself and realised that hundreds if not thousands of people reported that exact same experience. And that gave me sanity. That gave me hope. I knew I couldn't be fantasising this."

The whole experience is often accompanied by a change in the experiencer's understanding of humanity's place in the universe. And it was this that forced Mack to question who we are in the deepest and broadest sense.

"I have come to realise this abduction phenomenon forces us, if we permit ourselves to take it seriously, to re-examine our perception of human identity - to look at who we are from a cosmic perspective," he said.

Extraordinary work

In 1990 John Mack's book Abduction: Human Encounters with Aliens was published. It shot to the top of the best sellers list and John Mack appeared on radio and television programmes. Harvard decided enough was enough.

Mack was sent a letter informing him that there was to be an inquiry into his research on alien abductions. It was the first time in Harvard's history that a tenured professor was subjected to such an investigation. John Mack decided to fight back and hired a lawyer, Eric MacLeish.

"It was appalling that John had to go through this," says MacLeish now. "And we made it clear that if we were to have a full blown trial here, then we were going to have a very public trial and call on everyone who worked with John - all of whom had nothing but praise for his extraordinary work and dedication to his patients - and I don't think that's what Harvard had in mind at all."

 We made it clear that if we were to have a full blown trial here, then we were going to have a very public trial and call on everyone who worked with John 
Eric MacLeish
There followed 14 months of stressful and bitter negotiations. "They tried to criticise me, silence me - by saying that by supporting the truth of what these people were experiencing, possibly I was confirming them in a distortion, or a delusion. So instead of being a good psychiatrist and curing them, I was by taking them seriously, confirming them in a delusion and harming them," said Mack.

The inquiry made front page headlines all over the world and eventually Harvard dropped the case and a statement was issued reaffirming Mack's academic freedom to study what he wished and concluding that he "remains a member in good standing of the Harvard Faculty of Medicine".

He continued to work and write. But Mack was killed in a car collision last year in north London after leaving a Tube station. He was visiting the city to deliver a lecture on the subject which had won him the Pulitzer Prize in 1977, T E Lawrence.

But Mack's work lives on with an institute which now bears his name; the hundreds of people who count themselves in "the experiencer community" still hold him in particular affection.

His search for an expanded notion of reality, which allows for experiences that might not fit traditional perceptions and worldviews, is one they, at least, will be hoping continues.

منبع:http://news.bbc.co.uk/1/hi/magazine/4071124.stm  

شرح حال  حادثه روزول :

در واقع این انكار وجود بشقاب پرنده‌ها و سرنشینان آنها بیشتر مربوط به كشورهای جهان سوم میشود ، برای اینكه این موجودات هوشمند انگیزه‌ای برای سفر به این ممالك عقب افتاده ندارند . ولی آنها در كشورهای صنعتی كه تحقیقات هسته‌ای فراوان و همچنین تحقیقات هوا - فضای گسترده‌ای دارند ، بسیار تردد داشته و به دفعات مشاهده میشوند و از این رو پدیده‌ای عادی برای مردم این كشورها شده‌اند



در این قسمت شما با بزرگترین واقعه در ارتباط با یوفوها  آشنا خواهید شد . حادثه‌ای كه اثرات زیادی در زندگی انسانها داشت . در ژولای سال 1947 یك بشقاب پرنده در  شهر روزول ایالت نیومكزیكو با زمین برخورد كرد . بر طبق گزارشات اجساد چند سرنشین یوفو در اطراف این بشقاب پرنده كشف شد . و در بعضی از گزارشات آمده بود كه جسد چند سرنشین یوفو كه هنوز زنده بودند نیز یافت شد . مك برازل ( Mac Brazel )  مزرعه دار محلی ، گزارش اصابت این شی ناشناس را به نیروهای هوایی روزول داد .

 

 

از بین  نیروهای هوایی روزول افسر اطلاعاتی جسی مارسل ( Jesse Marcel )  مسئول رسیدگی به این حادثه شد . عكس پایین مربوط به ایشان و فرزندشان میشود .

 

 

اما در این جا شرح واقعه را از زبان اولین شاهدان عینی واقعه  میشنویم :

اظهارات سروان جسی مارسل در مورد حادثه : یكی دیگر از شهود عینی ماجرا و اولین شاهد از گروه بازرسین كه مایل بود نام وی به عنوان یك شاهد رسمی برده شود ، یك سروان نیروی هوایی امریكا به نام "جسی مارسل" با عنوان " افسر اطلاعاتی گروه بمب افكن اتمی " مستقر در روزول بود . وی شخصی بسیار آگاه و فعال و یكی از دو افسری بود كه از سایت اصلی سقوط بازدید نموده است . وی در سال 1979 طی یك مصاحبه ویدیویی صراحتا اظهار داشت كه : " خیر آن شی نه یك بالون هواشناسی ، نه یك موشك و نه یك هواپیما بود . " وی در مورد جنس آن شی اظهار داشت كه :

" قطعاتی از آن را تحت حرارت شدید قرار دادند كه حتی گرم نشد ! همچنین این قطعات هیچ وزنی نداشتند ( یعنی با وجود بزرگی ، وزن بسیار پایینی داشتند ) و از نظر ضخامت نیز این قطعات نازكتر از فویل آلومینیم داخل پاكت سیگار بودند . من سعی كردم كه این قطعات را خم كنم ، اما علی‌رغم نازكی فوق‌العاده‌ آن هرگز نتوانستم این كار را انجام دهم . ما حتی سعی كردیم تا با كمك یك پتك 16 پوندی آن را سوراخ كنیم یا تغییر شكل دهیم اما موفق نشدیم ! "

 

 

این غیر قابل باور است كه فردی با قابلیتها و تجربه بسیار بالا همچون جسی مارسل بعنوان افسر اطلاعاتی تنها گروه بمب افكن اتمی جهان در آن زمان لاشه یك بشقاب پرنده را از یك بالون هواشناسی یا یك هواپیما نتواند تشخیص دهد . آنهم با اوصافی كه در مورد جنس این سفینه در بالا ذكر شد . مسلما چنین موادی را نمیتوان در كره زمین یافت یا بطور مصنوعی ساخت . وی در جای دیگری از مصاحبه عنوان داشت : " آنها از خارج از كره زمین آمده بودند ." حتی اگر فرض كنیم كه وی در ابتدای امر دچار اشتباه یا خطای دید شده بود ، این موضوع براحتی قابل نفی است ،  چرا كه وی قبل از عزیمت به دفتر فرماندهی از شدت هیجان در مقابل منزل خود در پایگاه توقف نمود و قطعات بشقاب پرنده و خطوط عجیب روی آن را را به همسر خود و پسر 11 ساله و همسایگانش نشان داد . بخشی از دستگاه تولید كننده اشعه ایكس آن دارای خطوطی شبیه به خط هیروگلیف و مانند خطوط بیرونی حك شده بر روی سفینه بود .

 

 

 فرزند وی كه دكتر جسی مارسل كوچك میباشد و اكنون یك پزشك است ، خلبان هلیكوپتر گارد ملی و یك جراح در پرواز بشمار میرود ، خاطره آن روز را به خوبی به یاد می آورد . او حتی قادر است جزئیات مربوط به خطوط روی سفینه را مجددا رسم كند . پدر وی ( جسی مارسل بزرگ ) نیز مدارج ترقی خود را بتدریج طی نمود تا جایی كه مامور تهیه اولین گزارش در ارتباط با اولین انفجار اتمی شوروی سابق گردید كه مستقیما به پرزیدنت ترومن ارائه گردید . ( بنابراین اظهارات وی بعنوان یك فرد موجه مورد تایید است ) در ارتباط با تلاش دولت امریكا برای سرپوش نهادن بر اصل ماجرا ، یك نكته مهم دیگر نیز قابل ذكر است . ژنرال سابق ارتش توماس دوبوس كه قبلا در سال 1947 در درجه سرهنگی بعنوان فرمانده پرسنل مركز فرماندهی پایگاه هشتم هوایی در فورت ورث تگزاس خدمت می كرد قبل از مرگش در سال 1992 شهادت داد كه در جریان واقعه روزول پیام تلفنی از ژنرال " كلمنت مك مولن " در پایگاه هوایی اندروز در واشنگتن دی سی دریافت داشته بود كه طی آن به وی دستور داده شده بود كه بر اصل ماجرا سرپوش گذاشته شود . این دستورات متعاقبا از سوی ژنرال رایمی به این نحو ابلاغ شد كه داستانی تهیه شود تا اصل موضوع تغییر یابد تا از فشار مطبوعات كاسته شود . شهادت آقای " گلن دنیس " كوچكترین تردیدی در مورد ماهیت  موجودات فضایی واقعه روز روزول باقی نمی‌گذارد . وی همچنان در روزول نیومكزیكو زندگی می‌كند و یك تاجر مورد احترام اهالی منطقه و عضو انجمن شهر است . وی فردی متواضع و صریح است . در سال 1947 آقای دنیس یك مامور كفن و دفن بود كه در مركز تدفین " بالارد " كار می كرد و قرار دادی با پایگاه هوایی روزول منعقد كرده بود كه بموجب آن خدماتی نظیر واگذاری آمبولانس ، محل نگهداری اجساد را در اختیار  ارتش قرار می‌داد . قبل از آنكه وی اطلاعاتی در مورد سفینه بجا مانده از حادثه داشته باشد در یك بعد از ظهر تماسهای تلفنی متعددی از جانب افسر مسئول كفن و دفن پایگاه با وی صورت پذیرفت . در طی این  تماسها از وی در مورد امكان تهیه كیسه های بدون منفذ كوچك ( كوچكتر از كیسه های حمل انسان ) برای نگهداری چندین روزه اجسادی كه در معرض برخی مواد قرار گرفته‌اند سوال شده بود . توجه این مقامات به موضوع تغییر احتمالی تركیب شیمیایی بافتهای اجساد بود . چند ساعت بعد ، زمانی كه شب فرا رسید وی بدنبال یكسری وقایع غیر مرتبط با هم بطور اتفاقی به بیمارستان پایگاه هوایی رفت . بیرون از درب خروجی پشتی بیمارستان وی دو دستگاه آمبولانس نظامی را مشاهده نمود كه درهای عقب آنها باز بود و در داخل آنها قطعات بزرگی از یك وسیله متلاشی شده دیده می شد و بر روی یكی از آنها خطوط و سمبلهای عجیبی وجود داشت . در داخل بیمارستان وی پرستاری را مشاهده نمود كه او را می‌شناخت . در همان لحظه پلیس نظامی متوجه حضور وی شد و او را با خشونت و به زور از ساختمان خارج كردند . روز بعد آقای دنیس آن پرستار را ملاقات نمود . و وی توضیح داد كه در شب قبل او نیز به بیمارستان رفته بود . آن پرستار ، زنی مذهبی بود و كاملا مشخص بود كه از مشاهده چیزی بسیار شوكه شده است . خانم پرستار توضیح داد كه از وی خواسته شد تا بعنوان دستیار پزشك در كالبد شكافی چند موجود عجیب و غریب با بدنهایی كه هیچ شباهتی به بدن انسان نداشتند كمك كند . پرستار شرح داد كه بوی وحشتناكی را حس نموده و این كه چگونه یك بدن كاملا سالم در فرم صحیح خود قرار داشت ولی سایر بدنها متلاشی شده بود . آن پرستار همچنین تفاوت بین آناتومی آن سرنشینان یوفو  و آناتومی بدن انسان را توضیح داد . وی همچنین طرحی را روی دستمال كاغذی رسم نمود كه نشان دهنده شكل و شمایل این موجودات فرازمینی بود .

 

 

 

 

 

به هر ترتیب این ملاقات آخرین آنها بود چرا كه آن پرستار چند روز بعد به انگلستان منتقل شد . لازم به توضیح است كه با وجود  گزارشات بسیار متفاوت ، ظاهرا سفینه مزبور 4 سرنشین داشته و یكی از سرنشینان زنده آن نیز تا مدتی زنده بوده و بعدا جان سپرده است . همچنین قسمت اصلی سفینه ساقط شده در فاصله دورتر از مزرعه مك برازل و منطقه دبریس فیلد به زمین اصابت كرده بود .

 

 

محققین تنها در سالهای اخیر بود كه توانستند وجود سایت دوم ( محل سقوط اشیای اصلی ) را تایید كنند چرا كه تنها عده كمی از مردم از وجود آن مطلع بودند . طبق شهادت شهود عینی این سایت محلی بود كه بدنهای موجودات فضایی در آنجا یافت شد . بیشتر شهود عینی این سایت از ترس برخوردهای امنیتی حتی تا امروز نیز از افشای نام خود امتناع میكنند . اخیرا یك شركت حقوقی معتبر انتخاب شده است تا به آن دسته از شاهدانی كه با شهادتشان در معرض خطر قرار می گیرند ، حفاظت حقوقی اعطا كند . وكلای حقوقی این شركت نیز تا كنون با بسیاری از شهود واقعه روزول  ملاقات داشته اند . علاوه بر " گلن دنیس " سایر شهود نیز مورد تهدید و ارعاب و برخورد فیزیكی واقع شده اند . طبق اظهارات كلانتر ویلكاكس مقامات نظامی در حضور همسر وی به آنها گفتند چنانچه او و خانواده‌اش حرفی در مورد آنچه كه دیده اند به زبان آوردند بی درنگ كشته خواهند شد ! همچنین مزرعه داری كه قبل از همه موفق به پیدا كردن جسم ساقط شده گردیده بود توسط  مقامات نظامی بمدت یك هفته تحت قرنطینه و بازجویی قرار گرفت و از وی سوگند گرفته شد تا هرگز كلمه ای راجع به آنچه دیده است به زبان نیاورد . در خلال ماه های پس از واقعه پسر مك برازل همچنان قطعاتی را بصورت خرده ریزه می‌یافت و در قوطی مخصوص سیگار پنهان میكرد . اما آن اشیا گهگاه طی بازرسیهای مقامات نظامی مورد مصادره واقع میشدند . به هر ترتیب علی رغم این كه از سال 1980 به  بعد محدودیتهای وضع شده در مورد این ماجرا بتدریج از میان برداشته شد و موضوع در اختیار عموم  قرار گرفت هیچ شاهدی حتی سخنی در مورد مشاهده بالون یا موشك یا هواپیمای آزمایشی كه مقامات نظامی مدعی آن بودند به میان نیاورد و همه شاهدان صحبت از مشاهده بشقاب پرنده میكردند نه چیز دیگری . اكنون در شهر روزول نیومكزیكو موزه ای تاسیس شده كه در آن جسدی مصنوعی از موجود فضایی روزول همراه با شواهد مربوط به سقوط بشقاب پرنده در معرض بازدید علاقه‌مندان قرار گرفته است . در سال 1997 پنجاهمین سالگرد وقوع این حادثه در این شهر گرامی داشته شد و هزاران تن از علاقه‌مندان به بررسی موضوع بشقابهای پرنده ، ضمن بازدید از این موزه اطلاعات جامعی را در ارتباط با این حادثه بدست آوردند .

گزارش واقعه روزول توسط سرهنگ بلنچارد : " روز پس از واقعه قطعات بشقاب پرنده ساقط شده و خود سفینه توسط هواپیماهای سی 54 و ب 29 به پایگاه هوایی رایت فیلد در دیتون اوهایو منتقل گردیدند . این پایگاه مقر گروه 509 بمب افكن نیروی هوایی ایالات متحده است و در آن زمان دارای یك مشخصه ویژه بود و آن اینكه تنها گروه بمب افكن اتمی در جهان بشمار می آمد . در صبح روز 8 جولای 1947 سرهنگ دوم ویلیام بلنچارد  فرمانده گروه بمب افكن اتمی گزارشی را منتشر ساخت مبنی بر این كه لاشه یك سفینه بشقاب مانند را در منطقه یافت نموده است . این گزارش بلافاصله توسط تلگراف به ایالات متحده مخابره شد و به سرعت به تیتر اول 30 روزنامه عصر آن روز مبدل گشت . ظرف چند ساعت پس از انتشار گزارش اول و بدنبال كنجكاوی و فشار مطبوعات و افكار عمومی برای افشای جزئیات بیشتر ، گزارش دومی از سوی دفتر ژنرال راجر رامی فرمانده پایگاه هشتم هوایی در فورت ورث تگزاس واقع در 400 مایلی محل سقوط منتشر شد . این گزارش ، گزارش اول را تكذیب نموده ، اعلام داشت كه سرهنگ بلنچارد و افسران او در گروه 509 بمب افكن در روزول مرتكب یك اشتباه احمقانه شده اند و به اشتباه یك بالون هواشناسی و آنتن رادار آنرا با لاشه یك بشقاب پرنده اشتباه گرفته اند . البته مشخص است كه یكی از این دو گزارش دروغ محض است . در واقع شهود معتبر بسیاری اعم از مقامات نظامی و غیر نظامی محلی كه مستقیما درگیر ماجرا بودند اعتقاد داشتند كه گزارش اول مربوط به سرهنگ بلنچارد و تیم او واقعیت دارد و گزارش دوم خود دروغ محض است و تنها برای سرپوش گذاشتن به یكی از نادرترین وقایع تاریخ بشر منتشر شده بود . كسانی كه با سرهنگ دوم بلنچارد هم گروه و همكار بودند اذعان داشتند كه وی فردی مطلع  و آگاه با رفتاری معقول و منطقی بوده و هرگز آدمی نبوده كه از خود و گروه بسیار مهم خود تصویر  یك عده احمق را در اذهان عمومی بوجود آورد .

و در واقع گزارش دوم منتشر شده از سوی ژنرال رامی یك توهین بزرگ به سرهنگ بلنچارد و گروه 509 بمب افكن اتمی تلقی شد .  همچنین سرهنگ بلنچارد بعدها طبق سنوات نظامی به ژنرال 4 ستاره ارتقا یافت . و موقعیت نظامی وی نیز به قائم مقامی ریاست كاركنان نیروی هوایی ایالات متحده ارتقا یافت . بعد از حادثه روزول در امریكا گروهی فوق سری شكل گرفت كه در آن گروه دوازده نفر از نخبگان  زمین عضو بودند كه نام این گروه MJ12 ( مجستیك  12) است . از نكات جالب‌تر این است كه سطح  سری این گروه در امریكا Q تعریف شد ، یعنی حتی رئیس جمهور و نمایندگان مجلس نیز حق دسترسی به اطلاعات این گروه را ندارند . این گروه موظف شد تا بر روی باقیمانده بشقاب پرنده حادثه روزول و اجساد بدست آمده از آن كار كند . این افراد در محلی كه منطقه بسته نظامی است مشغول بكار شدند . نام این محل گروم لیك ( Groom Lake  ) میباشد .

 


 

 

سقوط بشقاب پرنده در روسیه

 

 

اتوپسی ( كالبد شكافی )

 

 

اشکال مرموز کشتزارهای گندم و هندسه دوجینی

دوایر مرموز :


حدودا بیست سال است که هر چند یک بار در یکی از کشورهای اروپایی واقعه عجیبی اتفاق می‌افتد . داستان هم این است که شب می‌خوابند و صبح که بیدار میشوند می‌بینند که در مزارع گندم دایره‌های بزرگی ایجاد شده است . این اتفاق نمی‌تواند عادی و یا شوخی و جعلی باشد . گذشته از این یک شبه نمی‌شود چنین اشکالی را با آن دقت در مزارع ایجاد کرد . در این بین بحران دایره‌های گندمزاری متوقف نشده است ، بلکه توسعه نیز یافته و جالب است که اشکال هندسی ، سال به سال هندسی‌تر ، پیچیده‌تر و پرکارتر شده‌اند .
 

ژاپنی‌ها موضوع را آنقدر جدی تلقی کرده‌اند که هیات‌هایی را برای بازدید از این دایره‌ها به اروپا و آمریکا فرستادند . نظر نهایی اینست که این اشکال ثمره هنرنمایی موجودات فضایی باهوشی است که سوار بر بشقاب پرنده به زمین می‌آیند و بوسیله اشکال مرموز برای ما پیغام می‌گذارند و دوباره به سیاره خود بر می‌گردند .

آزمایشها و بررسی‌های شبانه با کمک دوربینهای مادون قرمز و میکروفن‌ها ثابت کرده‌اند که این اشکال عجیب و غریب و شاید در باطن پر معنی ، شب هنگام و در کوتاه‌ترین زمان و بدون ایجاد کمترین سر و صدایی یا تظاهرات عینی و گویی که بطور صد در صد نامریی بوجود آمده‌اند .

این اشکال در طول ۲۰ سال گذشته هندسی‌تر ، هنری‌تر ، پیچیده‌تر و پر طرح‌تر شده‌اند . مثلا دایره‌ها بزرگتر شده‌اند . گاهی دایره‌ها مانند حلقه‌های سمبل المپیک تو در تو هستند و در یک مورد هم یک مثلث نیز به آنها اضافه شده است . اشکالی هم شبیه حشرات و ماهی‌ها عینا مانند آثار نقاشی ماقبل تاریخ که در غارها کشف شده‌ دیده شده‌اند . در کل کسی که این اشکال را ایجاد کرده است در نوعی خط تصویری نظیر خط هیروگلیف مهارت داشته و خواسته است که با زبان بی زبانی به ما چیزهایی بگوید .

برخی از محققینی که ماجرا را مورد بررسی قرار داده‌اند ، می‌گویند که این اشکال از فضا و با کمک نوعی اشعه شبیه اشعه لیزر دایره‌وار سوزانده می‌شوند و بعید نیست که در حین عمل ، صدای خش و خش مانندی نیز بلند شده باشد . ولی در کل از روی شکل‌های این مزارع باید نتیجه گرفت که فاعل هر کسی که باشد ، روحیه اعتدالی دارد و از هندسه و هنر چیزهایی سرش می‌شود و در ضمن با طبیعت هم سر و کار دارد . بطور کلی می‌توان گفت که آنها موجودات بی آزار و صلح جویی هستند و می‌خواهند ، خود را به نحوی از انحا با طبیعت زمین تطبیق دهند و به ما حالی کنند که ما هم هستیم .

نیرویی که بتواند ساقه‌های گندم را خم کند ، الزاما باید ویژگیهای خاصی نیز داشته باشد . چون در بعضی از گندمزارها ساقه‌های گندم در این اشکال بریده و یا سوزانده نشده‌اند ، بلکه خیلی تمیز و پاکیزه با زاویه ۹۰ درجه خم و خوابانده شده‌اند . یعنی به بوته گندم امکان داده شده است که به رشد خود ادامه دهد ولی نه بصورت قائم ، بلکه بصورت افقی .








مسئله کشف و تشخیص آثار رادیواکتیو در این اشکال ، موضوع را پیچیده تر کرده است . در تمام اشکال ، آثار تشعشعات رادیو اکتیو بتا و گاما ( البته با شدت ضعفهای متفاوت ) تشخیص داده شده است و آزمایشگاه‌ها نظر داده‌اند که در بعضی از مزارع ، مقدار اشعه بتا و گاما زیاد و در برخی کم است .

تشکیلات موسوم به حلقه‌های کشتزار ، اغلب در مزارع غلات پدید می‌آیند و طی فرآیندی که به پیدایش آنها می‌انجامد ، گیاهان به نحوی اسرار آمیز بر روی زمین می‌خوابند . بدین صورت الگو‌هایی پدید می‌آید که یک باره و بی آنکه در روشنایی روز پیش از آن ، کسی آنها را دیده باشد ، توجه مردم را به خود جلب می‌کنند .



شواهد موجود نشان می‌دهند که وقوع این پدیده‌ها ، از اوایل قرن بیستم به بعد ، سال به سال افزایش یافته است ، به طوری که در دهه ۱۹۶۰ به رویدادی آشنا تبدیل شده و از دهه ۱۹۷۰ به بعد توجه اذهان عمومی را به خود جلب نموده است . از سال ۱۹۷۲به بعد ( یعنی سال مشاهده عینی صحنه وقوع توسط باند و شاتل وود ) تاکنون در حدود ده هزار گزارش از پیدایش مستند حلقه‌های کشتزار با اشکال گوناگون ، در نقاط مختلف جهان ارائه شده است . قطر بعضی از این حلقه‌ها به یک کیلومتر می‌رسد و برخی دیگر از آنها مساحتی بالغ بر ۱۹ هزار متر مربع را می پوشانند .



در این تصویر ، صورت یک موجود نقش بسته است !


نکته جالب و شگفت انگیز دیگری که در این باره وجود دارد ، مسئله تحول و تکامل تدریجی این طرح‌ها میباشد . امروزه شاهد پدیدار شدن نگاره‌های هندسی بغرنجی هستیم که از روابط ریاضی پیچیده‌ای پیروی می‌کنند و جالب آنکه در برخی موارد ، این نگاره‌ها ، نمایانگر نقوش و طرح‌های مقدس اقوام و ملل مختلفی از سراسر جهان هستند .



نکته قابل ذکر دیگر ، نحوه خمیده شدن ساقه‌ها و ارتباط آن با ساختمان آنهاست . ساقه گیاهان علفی ، بندها یا گره‌هایی دارند که از وظایف آنها ، ایجاد استحکام در گیاه است . این بندها ، مجهز به روزنه‌هایی برای ایجاد امکان خروج بخار آب هستند . تجمع آب در محل بندها و فشار آن ، موجب راست ایستادن ساقه و در نتیجه ، موجب سر پا ماندن گیاه می‌شود . در صورتی که دما افزایش یابد ، آب به بخار تبدیل می‌شود و منافذ موجود در بندها ، راه را برای خروج بخار می‌گشایند . این ساز و کار ، راهی برای تنظیم دما و خنک نگه داشتن گیاه است ، که البته به از دست رفتن عامل استحکام و خمیده شدن ساقه گیاه می‌انجامد .






بررسی‌های میکروسکوپی نشان داده است که به هنگام پیدایش حلقه‌های کشتزار ، دقیقا همین عامل است که به خوابیدن رستنی‌ها بر روی زمین می‌انجامد . در واقع ، چنین به نظر می‌رسد که نوعی عامل خارجی باعث می‌شود در ناحیه بندها ، دما افزایش یابد . البته این خوابیدن برای رستنی‌های خشک شده و آماده درو نیز گزارش شده است .

نکته شگفت انگیز دیگر اینکه اثر این عامل خارجی ، انتخابی است . یعنی بندهایی که تحت تاثیر قرار می‌گیرند و جهت و میزان خمیدگی آنها ، بسته به طرحی که پیاده می‌شوند ، در بخش‌های مختلف تغییر می‌کند . مثلا ممکن است در یک سمت الگو ، نخستین بندهای بالاتر از سطح زمین ، آب از دست بدهند و در سمت دیگر ، دومین بندها . به این ترتیب ، به راحتی می‌توان آثار تقلبی را از نمونه‌های اصلی تشخیص داد . خم کردن ساقه‌ها با دست یا هر وسیله مکانیکی دیگری ، علاوه بر ایجاد آسیب در گیاه ، منجر به بروز خمیدگی‌هایی می‌شود که عمدتا در میان فواصل بندها و نه در خود آنها به وجود می‌آیند .

ساز و کار فوق نشان می‌دهد که احتمالا تابش امواجی نظیر مایکروویو که به صورت منفرد بر برخی از بندها اثر می‌کند ، عامل پیدایش الگوی خمیدگی هاست . با توجه به پیچیدگی هندسی طرح‌ها ، چنین می‌نماید که نوعی وسیله هدایت کننده اصلی ( نظیر یک رایانه ) فرمان‌های مقدماتی را به یک دستگاه عمل کننده نهایی ( نظیر دستگاه مولد پرتوها ) می‌فرستد و این دستگاه دوم ، اثر قابل مشاهده را بر بندهای ساقه اعمال می‌کند .

بررسی خاک مزارع در بخش داخلی طرح‌های مربوط به حلقه‌های کشتزار ، توسط دانشمندی به نام کالین اندروز ، نشان داده است که میزان تشعشع الکترومغناطیسی آن ، تا ۱۰۰ ٪ بیشتر از حد عادی است و گزارش‌های ارائه شده ، مشخص کرده‌اند که در سالهای متعاقب این رویداد ، منطقه تحت تاثیر ، تا ۴۰ ٪ با افزایش محصول رو به رو شده است .

همچنین ، اندازه‌گیری‌های مربوط به گسیل انرژی ، آشکار ساخته‌اند که تا چندین روز پس از پیدایش حلقه‌ها ، نوعی انرژی در محدوده فرکانس ۵ کیلو هرتز ، از منطقه ساطع می‌شود که برخی از افراد حساس ، آن را در قالب صدایی لرزان می‌شنوند .

بسیاری از کسانی که از این حلقه‌ها بازدید می‌کنند ، دچار واکنش‌های جسمی خاصی می‌شوند که از آن جمله می‌توان به حالت تهوع ، سردرد ، گیجی ، احساس قلقلک و دردهای گوناگون اشاره کرد . نظیر این نشانگان را می توان در ناخوشی‌های حاصل از تاثیر پرتو رادیو اکتیو نیز مشاهده کرد .

گفته می‌شود که ساعت‌ها ، تلفن‌های همراه ، دوربین‌های عکاسی و به ویژه دستگاههای الکترونیکی که برای بررسی وارد منطقه می‌شوند ، دچار اختلال می‌شوند و نیز ادعا می‌شود که قطب نمای هواپیماها ، در بالای این مناطق ، به صورت دیوانه وار به چرخش در‌می‌آید .

اشخاصی که شاهد پیدایش حلقه‌های کشتزار بوده‌اند ، متوجه تابش سرخ رنگی بر سطح زمین شده‌اند . خمیده شدن گیاهان در ۵ دقیقه اتفاق می‌افتد و در این مدت ، هیچ کس ، شخص یا وسیله‌ای را که بتوان این رویداد را به آن نسبت داد ، ندیده است .

در برخی موارد ، پیدایش اشکال پیچیده این حلقه‌ها با برخی حوادث عجیب همراه بوده است . مثلا دیده شده است که سگ‌های مجاور یک منطقه در فاصله ساعت ۲ تا ۴ بامداد پارس کرده‌اند و صبح روز بعد ، پیدایش حلقه‌ای در آن منطقه گزارش شده است ، و یا دیده‌اند که احشام ، پس از ورود به محوطه حلقه‌ها بیمار شده‌اند . در دامنه تپه‌ها ، متوجه وزش بادهای عجیب شده‌اند و همچنین مشاهده گوی‌های نارنجی نورانی ، شنیدن صداهای خش خش مانند عجیب و ظهور مکرر اشیاء پرنده ناشناس ، از دیگر وقایع پس از ظهور حلقه‌ها بوده‌اند .




این تصویر عینا بر روی پلاک همسر توت ان خامون فرعون مصر نقش بسته بود و موجب تعجب دانشمندان گردیده است ! این تصویر عینا در اهرام مصر باستان وجود دارد ! این تصاویر و اشکال هندسی دلیلی بر اثبات وجود رابطه‌ای مابین فراعنه مصر و سرنشینان یوفو میباشد .


مشهورترین تصویر قدیمی مستندی که وقوع پدیده حلقه‌های کشتزار را نشان میدهد ، یک گراور یا حکاکی چوبی ، متعلق به سال ۱۶۷۸ میلادی در انگلستان است . در این اثر ، موجودی شیطانی به تصویر در آمده است که با داسی بلند ، مشغول دروی مزرعه غلات در قالب الگویی عجیب و خاص است .



این تصویر در سال ۱۹۹۲ ایجاد شده است . اگر دقت کنید عین همین تصویر در آثار باستانی اینکاها در امریکا دیده می‌شود . واقعا باور نکردنی است ! طول این تصویر ۱۳۰متر و عرض آن ۴۰ متر است ! مکان در گراسدورف آلمان میباشد . این تصاویر و اشکال هندسی دلیلی بر اثبات وجود رابطه‌ای مابین سرخ پوستان امریکا و سرنشینان یوفو میباشد .


توجیه اشکال هندسی در گندم‌زارها :



همانطور که در مورد ریاضیات مختص فیزیک توضیح داده شد ، مقوله ریاضیات برای انسان ، از شمارش موجودات هستی شروع شده و سیستم شمارش اعداد به تعداد انگشتان دو دست بوده است ( یعنی مبنای دهدهی ) ، در واقع راهبرد انسان در ریاضیات مقایسه تعداد اشیا با تعداد انگشتان دو دست است . یعنی یک حرفه دستی که امروزه مکانیزه و ماشینی شده است . در طول تاریخ ثبت شده که پیشرفت جامعه‌های متمدن با توسعه سیستم شمارش اعداد و نوشتار متن گفتار ( کتابت و کتاب نویسی ) همراه بوده که چنین به‌نظر میرسد که همگی ریشه در وحی کتب آسمانی و تاریخ ادیان داشته است . نشانه‌هایی از سیستم‌هایی از اعداد بر پایه سه ، چهار ، پنج ، شش ، هشت و بیست در میان سرخ پوستان آمریکای شمالی پیدا شده است . بعضی شواهد از سیستم اعداد بر پایه دوازده را میتوان در مثال اینکه هر فوت دوازده اینچ است یا هر شیلینگ انگلیسی دوازده پنس و یا اینکه هر سال دوازده ماه است و یا شبانه روز دو تا 12 ساعت است و ... ، ملاحظه کرد . اما در جوامع امروزی به‌نظر می‌رسد که سیستم اعداد بر پایه ده برنده شده است . البته نه به‌علت وجود مزایای ذاتی ، بلکه به نظر می‌رسد که به سبب وجود ده انگشت دو دست می‌باشد . اما با تحقیق و مطالعه متوجه این موضوع میشویم که سیستم شمارش اعداد بر مبنای 12 بر عالم حاکم شده است و این مسئله مربوط به خلقت خداوند میشود که دلیل آن در دو مبحث نظریه حبابهای سطحی و شالوده هندسه دوجینی ، نظریه ذرات حجمی و تردید در تئوری نیروی هسته‌ای قوی توضیح داده شد . سیستم دوجینی از بعضی جهات راحت‌تر از سیستم دهدهی است . راحتی فوق اصولا از این حقیقت ناشی میشود که تعداد مقسوم علیه‌های دوازده از تعداد مقسوم علیه‌های ده بیشتر میباشد . دوازده بر یک ، دو ، سه ، چهار ، شش و دوازده بخش‌پذیر است . بنابراین بسیاری از محاسبات دستی در سیستم دوجینی تا حدودی ساده‌تر از سیستم دهدهی هستند ، بعضی از کسرهای معمولی که در مبنای دهدهی به صورت عددهای کسری متناوب در می‌آیند در مبنای دوجینی چنین نیستند . برای نمونه کسر 3/1 که همان 12/4 میباشد در مبنای دوجینی به صورت 0.4 است و ..... که در صورت علاقمندی مراجعه نمایید به مبحث ریاضیات مختص فیزیک چیست ؟

چنین به‌نظر میرسد ، موجودات هوشمند منجمله انسان و UFO و USO که توانایی انجام دادن عملیات و محاسبات ریاضی را دارند به‌طور ذاتی از سیستم‌های شمارش بر مبنای ده‌تایی و دوازده‌تایی بهره میجویند . به عکسهای زیر توجه نمایید .






 


دو عکس فوق مربوط به دو موجود دریایی است که در میان گذشتگان ما به پری دریایی شهرت یافته است اما نه به آن زیبایی که در داستانهای کودکانه ما آمده است . همانطور که مشخص است تعداد انگشتان آنها در دو دست ، همانند انسان ده عدد میباشد .



عکس فوق مربوط به جنازه یک سرنشین بشقاب پرنده است ( یوفو ) . همانطور که مشخص است تعداد انگشتان او در دو دست ، همانند انسان 10 عدد میباشد .



عکس فوق مربوط به ساخته دست یوفوها است ( اشیاء بدست آمده از سقوط بشقاب پرنده در واقعه روزول ) . همانطور که مشخص میباشد تعداد انگشتان سازنده آن 12 تا بوده است که بعضی از انسانها نیز به‌طور مادرزادی 12 انگشتی به دنیا می‌آیند . لازم به توضیح است که شواهد بسیاری دال بر وجود رابطه نزدیک مابین یوفوها و سرخ پوستان آمریکای شمالی ، حتی فراعنه مصر در دست است و با توجه به اینکه انسانها تاکنون از سیستم‌های شمارش متعددی غیر از ده استفاده نموده‌اند ، پیش بینی میشود که موجودات باشعوری با تعداد انگشتان متفاوتی نیز وجود داشته باشند ، منجمله عکس زیر .



عکسهای زیر مربوط به ترسیم‌هایی میشود که در قاره آمریکا روی زمین آنهم در ابعاد بزرگ کشف شده است و حاکی از مبناهای متعدد اعداد رایج در میان سرخ پوستان بوده است .



به هر حال تعداد انگشتان یک موجود هوشمند تاثیر زیادی در اندوخته‌های فکری و دانش او از عالم پیرامون دارد و چنین به‌نظر میرسد که موجودات 12 انگشتی باشعورترین ، موفق‌ترین و تکامل یافته‌ترین موجودات در عرصه علم و دانش منجمله ریاضیات و فیزیک باشند . و مسلما موجودات باهوش‌تری هم یافت میشوند که این سیستم شمارش اعداد را علی‌رغم مغایرت با تعداد انگشتان خود ، برگزیده‌اند چرا که نشانه‌هایی از آن سیستم در میان ما انسانها یافت میشود که دال بر وجود یک نوع رابطه علمی آنها با گذشتگان ما در روی سیاره زمین بوده است و شاید آنها با گذشتگان ما نوعی همزیستی داشته‌اند .



عکس فوق مربوط به جنازه یک موجود 12 انگشتی است که در کنار بشقاب پرنده سقوط کرده در نیومکزیکو ( واقعه روزول ) یافت شده است . اینک به رابطه این اشکال با سیستم شمارش دوجینی یا هندسه دوجینی میپردازیم و به چند نمونه از این اشکال گندم‌زار اشاره میکنیم .













اشکال شش ضلعی برگرفته از ستاره داوود یعنی نمای ایزومتریک مکعب کاملا مشهود است . این اشکال ثابت می‌کند که سیستم شمارش اعداد و هندسه طراحان آن بر مبنای دوجینی است ، یعنی به تعداد انگشتان دو دستشان .

امکان وجود آدم فضايي ها در بين انسان ها وجود دارد



امکان وجود آدم فضايي ها در بين انسان ها وجود دارد


خبرگزاري آريا – در يک کنفرانس علمي اظهار شد که ممکن است موجودات فضايي روي زمين بين ما زندگي داشته باشند.
به گزارش سرويس علمي آريا به نقل از بي بي سي , به گفته پروفسور پاول ديويس فيزيکدان دانشگاه آريزونا سياره ما ممکن است پناهگاه موجودات عجيبي فراتر از آنچه ما مي دانيم باشد.
وي افزود اين موجودات ممکن است در درياچه هاي سمي ارسنيک يا در درياچه هاي آب گرم زندگي کنند.
وي از دانشمندان خواست تا تحقيقات خود بر روي زمين را در مورد اين موجودات آغاز کنند.
وي در جلسه انجمن پيشرفت دانش امريکا اظهار کرد که اين موجودات عجيب مي توانند بين ما به گونه اي که قابل تشخيص نباشند، زندگي کنند.

گزارشی واقعی از موجودات فضایی! (+عکس) (1)


تصوير زير يكی از تصاويرى است كه به طور اتفاقى در سال 1997 از يك يوفو ( شيئ نعلبكى مانند) گرفته شده است اين تصوير پرواز اين وسيله را در سطح بسيار پايين نشان مى دهد.آيا براى شناسايى آمده؟
 
 
تصاوير زير از يك بشقاب پرنده كه سقوط كرده است گرفته شده. اين بشقاب پرنده با يك سرنشين در حوالى شهر سوردلوسكى از اين بشقاب پرنده گرفته شده است.البته سرنشين اين فضا پيما زنده نماند.
 
 
 
 
تصاوير زير از 4 موجود فرا زمينى توسط يك شخص آماتور، بسيار شجاع در مكزيك گرفته شده است از هويت عكاس و زمان تصاوير هيچ  اطلاعى در دست نيست؟!!