اصطلاحات  روزمره

به نام حق

بعضي از اصطلاحات وجود دارند كه در زندگي روزمره كاربرد فراواني دارند و معمولا پيدا كردن آنها كار مشكلي مي باشد. براي اينكه همه بتوانند از اين لغات و اصطلاحات عاميانه پركاربرد استفاده كنند اين مطلب را آپ مي كنم. البته اين اولين قسمت از اين لغات و اصطلاحات هست كه اينجا بارگذاري مي كنم. سعي مي كنم كه در روزهاي آينده نيز بقيه اين اصطلاحات را آپ كنم. به اميد اينكه مطالب قابل استفاده باشند.

 

 

Catch-phrase                            تكيه كلام

 

He is a rubber neck                  او خيلي فضوله                

 

Donkey work                           خر حمالي                          

 

Vice-versa                                برعكس                              

 

Hold the floor                  مجال صحبت به كسي ندادن                        

 

Narrow minded                        كوته فكر                   

 

Join up                                                          به خدمت سربازي رفتن

 

He is behind the times           او داراي افكار كهنه اي است          

 

I take size 38 in my shoes         شماره پايم 38 است    

 

Between you and me                            بين خودمان باشد

 

Jerry built                                 بساز بفروش                            

 

For a rainy day             براي روز مبادا                    

 

Beg the question                  طفره رفتن، ماست مالي كردن                 

 

Killing time                               وقت كشي                          

 

It’s very kind of you.            اين نظر لطف شماست           

 

Let’s cast lots                                                   بياييد قرعه بكشيم

 

Beat the drum                 بوق و كرنا به راه انداختن                      

 

Black art                                                                 جادو جنبل

 

Pack of lies                  يك مشت دروغ و چرنديات                           

 

Official boy               پادو                          

 

 

منبع

یک حرکت خیلی جالب در ترکیه






ساعت 9:05 دقیقه صبح سه شنبه 19 آبان . هوا در استانبول اندکی خنک . تا دقیقه ای قبل در خیابان های استانبول انسان می جوشید اما به یکباره انگار زندگی در استانبول و ترکیه می ایستد!

ماشینها وسط خیابان، پل و کوچه ها می ایستند و راننده و مسافران در را باز کرده و سر پا می ایستند.

مردم عادی که در کوچه ها و پیاده روها در حال حرکتند به یکباره بی حرکت می ایستند.
در وهله اول این اقدام ترک ها بسیار تعجب آور است. شاید اگر روز سه شنبه 10 نوامبر در استانبول می بودید چشمانتان چهار تا می شد!
مردم بعد از یک دقیقه بی حرکت ماندن به حرکت خود ادامه می دهند. سالی یک بار اکثر مردم ترکیه رأس ساعت 9 و پنج دقیقه دهم نوامبر به مدت یک دقیقه به صورت سر پا بی حرکت می ایستند. ماشین ها متوقف می شوند. کارگران ساختمانی نیز از جای خود تکان نمی خورند و سکوت می کنند. به طوری که می توان گفت زندگی در ترکیه برای یک دقیقه می ایستد!
اما علت آن چیست: دهم نوامبر سالروز درگذشت مصطفی کمال آتاترک اولین رئیس جمهور ترکیه است و مردم ترکیه به احترام وی درست در ساعت 9:05 دقیقه دست از کار می کشند و به احترام بنیانگذار جمهوریشان می ایستند.
رسم عجیبی است، نه؟

پی نوشت: احترام ترک ها به پرچمشان هم مثال زدنی است.
پی نوشت دو – امسال 71 سال درگذشت آتاترک بوده است.
پی نوشت سه – آتاترک به هنگام دوره ضعف عثمانی در لیبی، بالکان، سوریه و چندین کشور دیگر که آنزمان جزء امپراتوری عثمانی بوده اند با انگلیسی ها و سایر کشورهای استعمارگر جنگیده است. اکنون در روز درگذشت وی حتی انگلیسی ها هم پرچم خود را در کنسولگری ها و سفارتشان در ترکیه به حالت نیمه افراشته درمی آورند
/ترجمه اخبار ترکیه








تکه های پشت کامیونی

دنبالم نیا اسیر میشی

من ميروم............ ......... ..تو هم بيا!

زيبا رويان بي وفايند

داداش مرگ من يواش

در قمار زندگي عاقبت ما باختيم
بسکه تکخال محبت بر زمين انداختيم

در بيابانها اگر صد سال سرگردان شوم
به از انكه در وطن محتاج نامردان شوم

خوشگلي بانمکی يک رخ زيبا داری
بي جهت نيست که در کنج دلم جا داری

تو که بي وفا نبودی پدر سگ!

عشق تو مرا چو سوزني زرين كرد
هركه مرا ديد تورا نفرين كرد

خواهي که جهان در کف اقبال تو باشد
خواهان کسي باش که خواهان تو باشد

سر بشکند
دست بشکند
پا بشکند
دل نشکند

بيادگار نوشتم خطي به دلتنگي
به روزگار نديدم رفيق يكرنگي

به تو ديگر نتوان کرد سلام
به تو ديگر نتوان بست اميد
به تو ديگر نتوان انديشيد
که تو ديگر گل ناز همه ای

يا ضامن آهو
امان ازاين هياهو

اي صوفي برو لقمه خود گاز بزن
کم پشت سر خلق خدا ساز بزن

بر در و ديوار قلبم نوشتم ورود ممنوع
عشق آمد و گفت من بیسوادم

احتیاط كن، التماس نکن!

حسنی به مكتب نميرفت باباش گذاشتش كمك شوفری

بيمه دعای مادر
کسانيکه بد را پسنديده اند
ندانم ز خوبی چه بد ديده اند؟

" از پی شبهای بی فردا دويدن "

گذشته تلخ
آينده نامعلوم

ولک قطار نديدی؟

الهي هر كی بخیله ، چشاش بابا قوری بشه
كچل بشه ، قوزی بشه ، خمارو وا فوری بشه

بالای در باك يک مينی بوس نوشته بود:
بخور به حساب من!

عفت از ناموس مردم كن اگر با غيرتي
تا كنند عفت از ناموس تو با غيرتان

بوق نزنيد راننده خواب است


اي كه از كوچه معشوقه ما مي گذری
بر حذر باش كه ما هم از كوچه معشوقه تو میگذريم

دل دادم بری باهاش حال كنی
نكه بری جيگركی بازكنی !!

بر دريچه قلبم نوشتم ورود عشق ممنوع
اما عشق دنده عقب وارد شد !

هلاكتم چلو كباب!

در دست علم دارم
زرين قلم دارم
نزديک تو نيستم
از دور سلام دارم

تصاویراولین ها ...

 

 

با ما همراه باشید

 

اولین دوربین عکاسی دیجیتا ل توسط شرکت کداک سال 1975

First Digital Camera (1975): Created by Kodak's

 

 

 

 

 

اولین متل در سال 1925 در سن لویس، کالیفرنیا

First Motel (1925): MotelSan  in Luis, California

 

 

 

 

Click Here To Join Now

 

اولین سرور و وب سایت در سال 1990

The first web page address was http://info. cern.ch/hypertex t/WWW/TheProject .html,

First Web Server and Web Site 1990

 

 

 

 

 

اولین موتور سیکلت  در سال 1885 توسط کشور آلمان

First Motorcycle 1885by the German  

 

 

 

 

 

 اولین تصویربرداری  X-Ray  قسمتی از دست در سال 1895

First X-Ray 1895

 

 

 

 

اولین موس کامپیوتر در سال 1964

First Computer Mouse 1964

 

 

 

 

اولین ساختمان خراش در سال 1885 شیکاگو

 First Skyscraper 1885 Chicago

 

 

 

 

 

اولین ام پی تری پلیر با حافظه 32 مگابایت سال 1998

World's First MP3 Player (1998): MPMan 32MB

 

 

 

 

 

 

اولین جدول در سال 1913

First Crossword 1913

 

 

 

 

 

اولین عکسبرداری در سال 1826 منظره از پنجره فرانسه

 

First Photograph (1826): "View from the Window in French

مطالبی طنز در مورد خانمها و آقایون

 

تجزیه و تحلیل شیمیایی زن

عنصر: زن
علامت: Wo
کاشف: آدم ابولبشر
جرم اتمی: به طور متوسط 53،6 کیلوگرم، اما از 40 تا 200 کیلوگرم متغیر است
فراوانی: به میزان زیاد در شهرها پراکنده اند


 

 خصوصیات فیزیکی:

سطح خارجی آن معمولاً پوشیده از رنگ، سرخاب و سفیداب است.
بدون هیچ دلیل مشخصی جوش می آورد یا یخ می زند.
با انجام عملیات خاص بر روی آن ذوب می شود.
اگر نادرست استفاده شود تلخ و جگرسوز می شود.
به صورت های مختلف از آهن خالص گرفته تا سنگ معمولی یافت می شود.

خصوصیات شیمیایی:

کشش و گرایش بسیار زیادی به طلا، نقره، و سنگ های قیمتی دارد.
اجسام و اشیاء قیمتی و گرانبها را به خود جذب می کند.
بدون هیچ دلیل مشخص و بدون هشدار قبلی، ناگهان منفجر می شود.
در مایعات نامحلول است اما با اشباع شدن در الکل، فعالیت آن به طرز شگرفی افزایش پیدا می کند.
یکی از قوی ترین عوامل کاهنده پول مردان به شما می رود.

استفاده های عمومی:

کاملاً تزئینی، به ویژه در ماشین های اسپرت.
مفید برای تمدد اعصاب و ایجاد آرامش
وسیله شستشو بسیار مؤثر و قوی

آزمایشات:

نوع خالص آن اگر به صورت طبیعی مشاهده شود، قرمز می شود.
وقتی در کنار نمونه برتر خود قرار می گیرد، به رنگ سبز درمی آید.

خطرات:

بسیار خطرناک، مگر در دست شخص وارد و باتجربه
داشتن بیش از یکی آن غیرقانونی است، اما می توان چند نوع از آنها را در جاهای مختلف برای خود نگهداری کرد تا زمانیکه این موجودات با هم برخوردی نداشته و از وجود هم بی خبر باشند.  
 

قانون خانه

1. همیشه زن قانون می سازد
الف) این قوانین بدون آگاهی و خبر قبلی، تغییر می کنند.
ب) هیچ مردی قادر نیست همه ی این قوانین را بداند. و تقریباً همه ی زن ها با این علم به دنیا می آیند.
ج) اگر زن شک کند که مرد چیزی از این قوانین را میداند، احتمالاً تعدادی یا تمام این قوانین را سریعاً تغییر میدهد.
2. زن هیچگاه اشتباه نمی کند
الف) اگر زنی اشتباه کند، فقط به خاطر سوء تفاهمی است که نتیجه مستقیم حرف یا عمل مرد است.
ب) اگر مورد الف اتفاق بیفتد، مرد باید سریعاً به خاطر به وجود آوردن این سوء تفاهم عذرخواهی کند.
3. زن در هر زمان می تواند نظر خود را تغییر دهد
الف) مرد هیچ زمان نمی تواند نظر خود را تغییر دهد مگر با گرفتن رضایتنامه کتبی از زن.
4. زن حق دارد هر زمان که خواست عصبانی یا ناراحت شود
الف) مرد باید همیشه آرامش خود را حفظ کند، مگر اینکه زن از او بخواهد عصبانی یا ناراحت شود.
ب) زن نباید تحت هیچ شرایطی اجازه دهد مرد بفهمد زن می خواهد او ناراحت یا عصبانی باشد یا خیر.
5. هرگونه تلاش از سوی مرد برای تغییر دادن این قوانین منجر به آسیب های جدی جسمانی می شود.

کامپیوترها زن هستند به 5 دلیل

1. هیچکس جز خالقشان از منطق درونشان سر در نمی آورد.
2. حتی کوچکترین اشتباه شما را هم در حافظه ی خود ذخیره می کند تا در آینده از آن استفاده کند.
3. فقط خودشان زبان خودشان را می فهمند.
4. پیغام "دستور یا کد فایل اشتباه است" به همان اندازه "اگر نمی دونی چرا از دستت عصبانیم، پس بهت نمی گم!" اطلاعات به ما می دهد.
5. اگر پایبند یکی از آنها شوی باید هرچه پول دارید برای آنها لوازم جانبی بخرید.

کامپیوترها مرد هستند به 3 دلیل

1. برای جلب توجهشان، باید کلید روشنشان را بزنید.
2. بااینکه کارشان حل کردن مشکلات است، بیشتر وقتها خودشان مشکل اصلی می شوند.
3. به محض پایبند شدن به یکی از آنها ، متوجه می شوی که اگر کمی صبر می کردی یکی بهترش گیرتان می آمد.

برطرف کردن استرس با رژیم غذایی

رژیم غذایی زیر به شما کمک می کند تا با استرس ها و تنش هایی که در طول روز برایتان به وجود می آید، بهتر کنار بیایید. به دقت از دستورالعمل ها پیروی کنید

صبحانه

نصف گریپ فروت

یک برش نان تست

60 میلی لیتر شیر بدون چربی و رقیق

چاشت عصر

بقیه بیسکویت های داخل جعبه

بستنی شکلاتی

یک لیوان آجیل

چاشت آخر شب

کیک خامه ای به همراه چای

ناهار

سینه مرغ آب پز و بدون چربی

یک فنجان اسفناج بخارپز

یک فنجان چای گیاهی

یک تکه بیسکویت شکلاتی

شام

دو قرص نان با پنیر

یک تکه بزرگ پیتزا سوسیس

4 قوطی آبجو

3 شکلات اسنیکر یا مارس

نکات مهم:

1. اگر چیزی بخورید که موقع خوردن آن کسی شما را نبیند، هیچ کالری ندارد.
2. اگر همراه با شکلات مارستان، نوشابه رژیمی بخورید، کالری های شکلات به خاطر رژیمی بودن نوشابه از بین می رود.
3.

وقتی همراه کسی غذا می خورید، اگر کمتر از آنها بخورید، کالری غذایتان به حساب نمی آید.

4. کالری غذاهایی که به قصد دارو یا درمان پزشکی خورده شوند، به حساب نمی آید.

(مثل هات چاکلت، برندی و...)

5. اگر باعث شوید بقیه آدم های دور و برتان چاق شوند، شما لاغر به نظر خواهید آمد.
6. غذاهایی که موقع تماشای فیلم یا در سینما خورده می شوند (مثل میلک شیک، پاپ کرن، اسنیکر و کارس) به خاطر اینکه جزء برنامه تفریحی بوده اند نه جزء سوخت مورد نیاز بدنتان، هیچ کالری اضافی ندارند.
7. بیسکویت های خرد شده هیچ کالری اضافی ندارند چون موقع شکستن و خرد کردن آنها انرژی مصرف کرده اید.
8. موقع غذا درست کردن و آشپزی، موادغذایی که به قاشق ها و چاقوها چسبیده است فاقد کالری هستند (مثل مربای روی چاقو موقع درست کردن ساندویچ، و کرم روی قاشق موقع درست گردن بستنی مغزگردویی)
9. غذاهای همرنگ، میزان کالری یکسانی دارند (مثل اسفناج و بستنی پسته ای، قارچ و شکلت سفید

سمیناری مخصوص کارمندان مرد شرکت


کارکنان زن شرکت، دوره های آموزشی زیر را برای کارکنان مرد در نظر گرفته اند.

شایان ذکر است که نام برخی از دروس تغییر یافته است.

شرکت در حداقل 10 مورد از این دوره ها الزامی است.


حماقت هنگام مبارزه
شما هم می توانید کارهای خانه را انجام دهید!
یاد بگیرید چه وقت دهانتان را بسته نگاه دارید
روش های پر کردن فریزر
ما برای عید لباس نو می خواهیم-پول بدید!
درک واکنش خانم ها وقتی ساعت 4 صبح به خانه می آیید
تکنیک ها فوق العاده برای شستشوی لباس
نحوه مراقبت از فرزندان
با آشپزی زندگی جدیدی را آغاز کنید
 چطور وقتی اشتباه کرده اید، احمقانه رفتار نکنید
 طریقه صحیح حرف زدن
 درک ناتوانی های مالی خود
 شما—جنس ضعیف تر
 دلایل گل هدیه دادن
 چطور بعد از سکس بیدار بمانیم
 چرا درست نیست همه جا آروق بزنیم
 روش بردن زباله ها دم در
 بدون سکس هم خوابتان می برد—امتحان کنید
 دوش گرفتن صبح ها قبل از رفتن سر کار
 روش گذاشتن درب توالت بعد از استفاده از آن
 تعطیلات آخر هفته و ورزش معنایشان یکسان نیست
 به من مهلت بدهید—وقتی می دانید بهانه هایتان کارایی ندارد
  چطور بدون اینکه گم شوید با همسرتان به خرید بروید
ریموت کنترل—غلبه بر وابستگیتان
عشق—تفکرات دیگر کنار سکس
مادر زن—آنها هم آدمند
چطور بچه تر از فرزندانتان رفتار نکنید
شما هم می توانید از مقررات راهنمایی رانندگی پیروی کنید
چطور دور رفیق هایتان خط قرمز بکشید
عوض کردن مداوم لباس زیر—واقعاً به نفعتان است!
مردی وقتی که داشت کنار ساحلی در شمال قدم می زد، یک بطری پیدا کرد. نگاهی به اطرافش کرد و وقتی مطمئن شد کسی آنجا نیست، در بطری را باز کرد. ناگهان غولی (مثل غول چراغ جادو) بیرون آمد و از مرد برای آزاد کردن او تشکر کرد.

غول بطری به مرد گفت: "به خاطر لطفی که در حقم کردی، من یک آرزویت را برآورده می کنم، اما فقط یک آرزو!"


مرد چند دقیقه فکر کرد و بعد گفت، "من همیشه دوست داشتم به هاوایی سفر کنم، اما از آنجا که از سوار شدن به هواپیما وحشت دارم و در کشتی هم دریازده می شوم تا به حال موفق نشده ام. به همین خاطر آرزو می کنم یک جاده از همین جا به هاوایی ساخته شود."


غول چند لحظه فکر کرد و بعد گفت، "نه، فکر نمی کنم بتوانم این کار را انجام دهم. این کار زحمت زیاد دارد، اتوبان سازی، آنهم روی اقیانوس می دانی چقدر زحمت دارد؟ میدانی چقدر آسفالت لازم است؟ نه این آرزوی خیلی بزرگی بود."


مرد چند لحظه فکر کرد و به غول گفت، "من یک آرزوی دیگر هم دارم. آن هم این است که بتوانم احساسات زن ها را بفهمم. اینکه چه چیز باعث خندیدن آنها می شود، چه چیز باعث می شود گریه کنند، اینکه چرا اینقدر دمدمی مزاج هستند و کنار آمدن با آنها اینقدر سخت است."


غول بطری کمی با خودش فکر کرد و گفت، "ببینم، اتوبان دو لاینه بسه یا چهار لاینه باشه؟   

----------

روزی عاقلی پیش مردی آمد و گفت، " من یک خبر خوب برایت دارم و یک خبر بد."


مرد گفت، "خوب اول خبر خوب را بده."


عاقل گفت، "دو عضو به تو داده شده. یکی از آنها مغز است که به تو امکان می دهد به وسیله آن چیزهای جدید خلق کنی، مشکلات را حل کنی، و با همسرت گفتگوهایی هوشمندانه داشته باشی. عضو دیگر آلت تناسلی توست که احساس لذت بسیار عمیق فیزیکی به تو می دهد و از طریق آن می توانی از نوع خودت به وجود آوری و نسلت را ادامه دهی. همسرت از اینکه تو چنین عضوی برای تولید فرزند داری خیلی خوشحال خواهد شد."


مرد که خیلی هیجان زده شده بود، با شادی گفت، "اینها هدیه های بسیار ارزنده ای بودند، بعد از چنین خبر خوشی، چه خبر بدی می خواهی به من بدهید؟"


عاقل نگاهی به مرد انداخت و با حالت تاسف به او گفت، "تو هیچوقت قادر نخواهی بود، از این دو هدیه در یک زمان استفاده کنی!!"


توصیه هایی به خانمها در مورد مردها

هیچوقت کار خانه انجام ندهید.
هیچ مردی به خاطر تمیز و مرتب بودن خانه با همسرش سکس نمی کند.
تا دهانش را باز کند بدانید که دروغ می گوید.
اگر مردی را دوست دارید، او را آزاد کنید. اگر به سویتان برگشت یعنی ساندویچش را فراموش کرده است.
اگر دوست پسرتان بگذارد و برود چه میکنید؟ معلومه در را محکم پشت سرش می بندید.
اگر ناخن های پایش را روی کف اتاق نشیمن می گیرد، شما موهای زیربغلتان را روی مجله ماشینش بتراشید.
اگر به شما می گوید که برای دیدن بقیه دنیا از شما جدا می شود، برایش یک نقشه جهان بخرید.
یادتان باشد، اگر خودتان همیشه جلوش کوتاه نیایید و تعظیم نکنید، او مثل پادری با شما رفتار نمی کند.
مفهوم مرد مجرد:  مردی که فرصت بدبخت کردن چند زن را از دست داده است.
درست است که عشق کور است. اما ازدواج واقعاً چشم ها را باز می کند.
نصیحتی برای عروس ها:  دسته گلتان را سفت بچسبید و داماد را بیندازید دور!
مردها مثل ماشین های قدیمی می مانند—قبل از راه افتادن و عمل کردن باید کلی با آنها ور بروید.
واژه های زیادی برای توصیف مردها وجود دارد: قوی، مهربان، دوست داشتنی و...با اینکه هیچکدام صحیح نیستند اما می توانید هنوز از آنها استفاده کنید.
اگر به دنبال مرد متعهد هستید، بیمارستان های روانی را بگردید.
یک قدم برایشان بردارید، و او آن را هزار قدم خواهد دید.
مشکل اصلی زن ها، مشکلشان با مردها است.
هیچوقت عشق در نگاه اول را باور نکنید—یک بار دیگر هم نگاه کنید.
اگر بدانند که وقتی حلقه شان را دست نمی کنند چه عذابی را به زن ها وارد میکنند، مطمئناً باز هم توجهی نمی کنند.

می خواهم فاحشه بشوم.

 

می خواهم فاحشه بشوم. شاید اولین بار است که یک دختر بچه 10 ساله چنین شغلی را انتخاب کرده... 
خب نمی دانم که فاحشه ها چه کار می کنند... ولی به نظرم شغل خوبی است .

خانم همسایه ما فاحشه است. این را مامان گفت. تا پارسال دلم می خواست مثل مادرم پرستار بشوم. پدرم همیشه مخالف است. حتی مامان هم دیگر کار نمی کند. من هم پشیمان شدم. شاید اگر مامان هم مثل خانم همسایه بشود بهتر باشد او همیشه مرتب است. ناخن هایش لاک دارند و همیشه لباس های قشنگ می پوشد. ولی مامان همیشه معمولی است. مامان خانم همسایه را دوست ندارد. بابا هم پیش مامان می گوید خانم خوبی نیست.

 ولی یک بار که از مدرسه بر می گشتم بابا از خانه آن خانم بیرون آمد. گفت ازش سوال کاری داشته. بابای من ساختمان می سازد. مهندس است. ازش پرسیدم یعنی فاحشه ها هم کارشان شبیه مهندس های ساختمان است؟ خانم همسایه هنوز دم در بود. فقط کله اش را می دیدم. بابا یکی زد در گوشم ولی جوابم را نداد. من که نفهمیدم چرا کتکم زد. بعد من را فرستاد تو و در را بست. 


... من برای این دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر می کنم آدم های مهمی هستند. مامان همیشه می گوید که مردها به زن ها احترام نمی گذراند. ولی مرد ها همیشه به خانم همسایه احترام می گذارند مثلا همین بابای من.

 زن ها هم همیشه با تعجب نگاهش می کنند، شاید حسودی شان می شود چون مامانم می گوید زن ها خیلی به هم حسودی می کنند. خانم همسایه خیلی آدم مهمی است. آدم های زیادی به خانه اش می آیند. همه شان مرد هستند. 
برای من خیلی عجیب است که یک زن رئیس این همه مرد باشد. همکارهایش این قدر دوستش دارند که برایش تولد گرفتند. من پشت در بودم که یکی از آنها بهش گفت تولدت مبارک.

 بابا می خواست من را ببرد پارک، بهش گفتم امروز تولد خانم همسایه است. گفت می داند. آن روز من تصمیم گرفتم فاحشه بشوم چون بابا تولد مامان را هیچ وقت یادش نمی ماند. 
تازه خانم همسایه خیلی پول در می آورد. زود زود ماشین هایش را عوض می کند. فکر کنم چند تا هم راننده داشته باشد که می آیند دنبالش. این ور و آن ور می برند. 
من هنوز با مامان و بابا راجع به این موضوع صحبت نکردم. امیدوارم بابا مثل کار مامان با کار من هم مخالفت نکند.

وقتی دختر ها و پسر ها دور هم خلوت می کنند!

وقتی پسرا دور هم خلوت میکنند چی میگن؟؟!!

- بدبخت حسین دلت بسوزه همون دختری که به تو پا نمیداد من رفتم شمارشو گرفتم


- وای پسر ! این دختره دانشجو که توی کلاس ماست رو دیدین عجب هیكلی داره !


- من بدجوری عاشقش شدم . اگه این خوشکله با من دوست بشه من همه ی دوست دخترهام رو کنار میگذارم .


- ...ها ! حوصله مون سر رفت ! دو تا ...شعر بگین تا بخندیم !


- یک سی دی توپسی گیرم اومده که خیی باحاله . جدیدترین شوی جنی فر لوپر و شکیراست .



- بچه ها این دختره رو دیدین که مانتو صورتی میپوشه و یه عینک آفتابی هم میزنه . وقتی هم که توی دانشگاه را میره هیچکی رو تحویل نمیگیره . باید حالشو بگیریم ....بهش!



- ما اینیم دیگه بالاخره شماره رو دادیم به دختره فقط دنبال خونه خالی میگردیم .


- بچه ها من میخونم شماها دست بزنید ... توی کوچمون دختره قد بلنده ...


- بر و بچ جاتون خالی امروز رفتیم کافی نت یه رومی رو به گند کشیدیم

-دیشب جاتون خالی.مامانم اینا نبودن یه غذای توپ!!! درست كردم.فقط یه كم زیادی رو گاز موند كه اونم مهم نیست.نمیدونید ته دیگ تخم مرغ چه خوشمزه هست!
 

 

 

وقتی دخترا دور هم خلوت میکنن چی میگن ؟؟؟

- مهشید دیشب دوست پسرت بهت زنگ زد ؟/ نه یه هفته هست بی محلی میکنه / تودلش میگه/ خاک تو سرت آخه خودم مخشو زدم


- راستی یه پسره ای هست بدجورمایه داره هر کاری میکنم بی محلی میکنه / سعی کن جلوش تو جمع خود شیرینی کنی شاید خوشش بیاد


- همه دخترای فامیلمون ازدواج کردن فقط من موندم چی کار کنم آخه / خب خاک توی اون سرت تو هم مثل ما خودتو بند یکی از همین پسرای دانشکده کن دیگه


- راستی دیشب تو مهمونی هانیه خاک تو سر لباسهای مد پارسال رو تنش کرد ه بود کلی بهش خندیدیم / بر عکس دوست پسرش اینقدر ماهه حیف اون پسر واسه اون کاش ماله من بود


- راستی الهه قرار بود گلچین کامل کارهای گلزار رو واسم بیاری چی شد؟ / آخ الهی که من قربونش بشم . تا دو روز دیگه میاد دستم


- الان هیچی دیگه نداری / چرا کلیپ ها و عکس های حسین تهی رو رو DVD دارم میخوای؟ / جون الهه راست میگی بده من


- راستی کامران هومن جدید ندادن ؟/ نه فعلاً


- دیشب بابام خواستگارم رو رد کرد Sad Sad / چرا ؟ / اونا مهریه رو قبول نکردن بابام هم گفت نه اصلاً فکر من نیستند Crying or Very sad Crying or Very sad / آخه با خودشون نگفتن الان دیگه شوهر پیدا نمیشه ؟ چقدر بی فکرن ها / حاصل 3 سال زحمتم به باد رفت


- اینها همه رو ول کنید دعا کنید مخ اون بچه مایه دار بزنم نونم تو روغنه /چرا مگه‌؟ / دیونه حداقل یه کارت شارژ رو که برام میخره/ بعدشم اگه خودمو بتونم واسه همیشه بهش بندازم که فوق العادست

شما خیلی خوشبخت هستید.



 
اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستید، قدر سلامتى خود را بدانید زیرا یک میلیون نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهند بود.

 

 

اگر تاکنون از آسیب‌هاى جنگ،

 

 

تنهایى در سلول زندان، عذاب شکنجه،

 

 

یا گرسنگى در امان بوده‌اید،


 

وضعیت شما از وضعیت ۵٠٠ میلیون نفر در دنیا بهتر است..

 

 

اگر می‌توانید بدون ترس از زندانى شدن یا مرگ، وارد مسجد (یا کلیسا) شوید، وضع شما از ٣ میلیون نفر در دنیا بهتر است..

 

 

اگر در یخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،


اگر کفش و لباس دارید،


اگر تختخواب و سرپناهى دارید،


در این صورت شما از ٧۵٪ مردم جهان ثروتمندتر هستید.


اگر در بانکى حساب دارید، و اگر در جیب‌تان پول دارید،


شما به ٨٪ مردم دنیا که چنین شرایطى دارند تعلّق دارید.

 

 

اگر شما این نوشته را می‌خوانید، از سه خوشبختى بهره‌مند هستید


 

1- یک کسى به فکر شما بوده است.


2- شما به ٢٠٠ میلیون نفرى که قادر به خواندن نیستند تعلّق ندارید.


3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنیا هستید که کامپیوتر دارند.

 


 

به قول یکنفر:


 

· طورى کار کنید که انگار نیازى به پول ندارید،

 

· طورى عشق بورزید که انگار هرگز آزرده خاطر نشده‌اید،

 

· طورى برقصید که انگار هیچکس شما را نمی‌بیند،

 

· طورى آواز بخوانید که انگار هیچکس صداى شما را نمی‌شنود،

 

· و بالاخره طورى زندگى کنید که انگار زمین، بهشت است.
 

20 ثروتمند جهان!

http://www.tabnak.com/0pics2/20091026658033763.jpg

1) جك ولش

نشريه فورچون در سال 1999 وي را «مدير قرن» ناميد. عمده شهرت خود را مدیون بازسازي و سازمان‌دهي شرکت جنرال الكتريك است كه سطوح مديريتی را از 29 سطح به 6 سطح كاهش داده، برخی حوزه‌های كسب‌وكار را تعطيل كرده و ‌درصد زيادي از زيردستان خويش را اخراج نمود. به‌رغم تاكتيك‌هاي قوي و بي‌پرواي وي (به خاطر اخراج تعداد زيادي از كاركنان شرکت، به او «جك نوتروني» مشابه با بمب نوتروني لقب داده بودند)، توانست ارزش جنرال الكتريك را از 12‌ميليارد دلار به 280‌ميليارد دلار رساند كه بزرگ‌ترين افزايش ارزش در هر شركتي در زمان هر مديرعاملي بوده است.

2) استيو جابز

از بنيان‌گذاران شركت اپل و رييس پيكسار كه به عنوان ياغي و هنرمند و به همان اندازه مدير تجاري، توانست يك سر و گردن بالاتر از سيليكون ولي قرار گيرد. مجله فورچون او را «مرشد فرهنگي جهاني» ناميد كه مسوول تغيير شيوه‌ کار و اجرای موسیقی در جهان بوده است. با اين‌حال او را به خاطر کارهایی از این قبیل هدف انتقاد قرار داده‌اند: گرايشات برتري‌جويانه، اعتبار زيردستان را براي خود خرج كردن، مديريت خرد كسب‌وكار، ‌اخراج كاركنان از روي خشم و هر تعداد خلاف‌هاي اندك مثل پارك كردن مرسدس بنز خود در مكان مخصوص معلولان. ارزش خالص دارايي وي بيش از 20‌ميليارد دلار برآورد مي‌شود.

3) سر ريچارد برانسون

ريچارد برانسون در سال 1972 و در سن 22 سالگي، نخستين فروشگاه صفحه موسيقي خويش به نام ويرجين را در لندن افتتاح کرد و نخستين قراردادش را با مايك الدفيلد براي صفحات موسيقي ويرجين امضا كرد. سال بعد يكي از صفحات موسيقي الدفيلد روانه بازار شد و در تعداد ميليوني به فروش رفت كه متنی كلاسيك از موسيقي آزمايشي الكترونيكي شد. پنج سال بعد، برانسون قراردادي با يك گروه موسيقي راك امضا كرد كه ساير موسسات آنها را رد کرده بودند. برانسون علاوه‌بر فروشگاه‌هاي صفحه موسيقي و‌ شركت هواپيمايي، به خاطر تلاش‌هاي ركوردگذار جهاني مشهور است و به اندازه سلطان تجاري بودن به خاطر بي‌باك بودنش مورد احترام است. او كه شخصيت پرجذبه و قابلي پيدا كرده است در تعدادي از پرطرفدارترين نمايش‌هاي تلويزيوني ظاهر مي‌شود. او يك سفينه فضايي نيز دارد. حداقل اين که برانسون ثابت كرده است يك نفر مي‌تواند در عين حال که یکی از ثروتمندترين و موفق‌ترين مردم جهان است، گرم و دوست‌داشتني نیز باشد.

4) سام والتون

سام والتون در سطرهای پايانی کتاب خود با عنوان «ساخت آمريكا» نوشت مهم‌ترين قانون در تجارت،‌ شكستن همه قوانين است. او همچنين گفته است، «من هميشه به خودم، به خاطر زیرپاگذاشتن قوانين کسان ديگر، افتخار مي‌كردم و هميشه طرفدار انسان‌هاي سركش و تك‌رويي بودم كه قواعد من را به چالش مي‌كشيدند.» رويكرد نوآورانه و جسارت‌آميز وي به كسب‌وكار، تاسيس فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي جهاني وال مارت بود كه در سال 2002 توانست جاي شركت نفتي اگزان را به عنوان بزرگ‌ترين شركت جهان بگيرد.

5) بيل گيتس

اين را ديگر همه مي‌دانند كه ثروتمندترين مرد جهان كسي است كه از دانشگاه اخراج شد. بيل گيتس به جاي اتمام تحصيلات در دانشگاه معتبر‌هاروارد، تصميم گرفت به یک فعالیت پرريسك اشتغال ورزد و تمام وقت خويش را به كسب‌وكار كوچكی به نام «مايكرو سافت» اختصاص داد كه با كمك هم‌كلاسي خود پل آلن تاسيس كردند. گيتس كه از رویه‌های موجود منبع دسترسی باز توسعه نرم‌افزار رضايت نداشت، تصميم به پولي كردن سيستم گرفت و درخواست اخلاقی برای منبع بسته کرد. او با تغيير قواعد توسعه نرم‌افزار،‌صنعت نرم‌افزار را به نحوي كه امروزه مي‌شناسيم تثبيت نمود.


6) دونالد ترامپ

ميلياردر خودساخته، سلطان املاك و مستغلات و به عنوان كسي كه قواعد را به وجود مي‌آورد شناخته مي‌شود. در بين قواعد ترامپ براي موفقيت، اين واژه‌ها را پيدا نخواهيد كرد: شرم، بخشندگي، هم‌دردي يا مهرباني. دونالد ترامپ، رییس اصالتا قلدر ضعیف‌کُش، یک نماد فرهنگی و یکی از مشهورترین مردان جهان است. از مقایسه عکس‌های تبلیغاتی وی در سال‌های اولیه شهرت يافتن وی با تسلط اخیر وی در صحنه جهانی، روشن می‌شود که ترامپ چهره مشخصا رذیلانه‌ای پیدا کرده است. در حالی که هیچ کس رهبری ترامپ را در کسب‌وکار زیرسوال نمی‌برد، شهرت وی، اگر نه ثروت وی، بیش از آنکه ناشی از معاملات تجاری خاص يا تصمیمات حرفه‌ای باشد به خاطر تصویر «رییس پست فطرت» و زندگی شخصی پرسرو صدای وی بوده است.

7)‌ هنري فورد

پدر خودروهاي امروزي،‌ بنيانگذار شركت خودروسازي فورد‌ و مخترع خط مونتاژ متحرك خودرو، رهبر تجاري كاملا غيرمتعارفی بود. هنري فورد با پافشاري بر توليد انبوه خودروهاي ارزان براي يك بازار گسترده، زمانه خويش و نيز سرمايه‌گذاران را به چالش كشاند. او دستمزدی بسيار بيشتر از آنچه مرسوم بود به كاركنان شركت پرداخت كه اين كار را «مشوق دستمزد» ناميد و بدين وسيله توانست نيروي كار قوي را جذب و نگه دارد. فورد از «سرمايه‌داري رفاهی» حمایت مي‌كرد و علاقه غيرمعمولي به وضعيت زندگي كاركنان نشان داد و آنها را ملزم به زندگي طبق قوانين تعيين شده در «واحد جامعه‌شناختي» خود مي‌كرد، به طوري كه چگونگي گذراندن ساعات فراغت آنها را مشخص و محدود مي‌ساخت. ريسك‌هاي وي نتيجه داد و شركت فورد به ترسيم چشم‌انداز مدرن شهري كمك كرد.

8) ري كراك

ري كراك نخستين رستوران مك دونالد را باز نكرد. او صرفا يك شركت كوچك خانوادگي را به حق امتياز جهاني چند‌ميليارد دلاري تبديل نمود. استعداد كراك مثل هنری فورد و قبل از او اين بود كه راهي پيدا كرد تا كالاهاي با كيفيت را به يك بازار انبوه وارد كند. او با معرفي خط مشي‌هاي اكيد براي چگونگي توليد و فروش اقلام غذايي، انقلابي در صنعت رستوران به وجود آورد. او فروش همبرگر را به يك علم تبديل كرد و حتي صاحبان حق امتياز خود را مجبور به گذراندن ليسانس همبرگرشناسي در موسسه آموزشي مك دونالد كرد. اما ‌كراك بر خلاف فورد، به خاطر پرداخت دستمزد تا حد امکان اندك به كاركنانش مورد انتقاد واقع شد و متهم گرديد كه سعي در دور زدن قوانين حداقل دستمزد را داشت.

9) لي كا شينگ

ماجراي لي كا شينگ، ماجراي آمريكايي واقعي است: سخت‌کوشی، ‌عزم استوار و انتخاب‌هاي هوشمندانه كه او را از فقر خارج ساخت و به محیط زیست اهمیت می‌دهد. تنها تفاوت اين است كه شينگ از چين است. ثروتمندترين مرد در هنگ كنگ، مجله فوربس ارزش خالص دارايي‌هاي شينگ را 5/26‌ميليارد دلار گزارش كرده است. براي مردي كه ديپلم دبيرستان ندارد چنين ثروتي بد نيست. او هنوز به گذشته معمولي خويش وفادار مانده است (خانواده‌اش هنگامي كه ژاپن چين را اشغال كرد از كشور فرار كردند) و ترجيح نمي‌دهد ثروت خويش را به رخ بكشد. او به آرامي و مطبوع سخن مي‌گويد و از كفش و ساعت ارزان قيمت استفاده مي‌كند. در عين حال نظم و انضباط وي و جهت‌گيري روشن در كسب‌وكار باعث شده كه لقب سوپرمن به وي بدهند. با اينكه تركيبي منحصربه‌فرد از شرق و غرب جهان است كاملا به هيچ قالبي در نمي‌آيد.

10) روپرت مورداك

سلطان رسانه‌هاي خبري و يكي از قدرتمندترين مردان جهان با مالكيت شركت‌هاي بسياري از قبيل نيوز كورپرويشن، فاكس نيوز و نيويورك پست،‌ روپرت مورداك 109‌مين مرد ثروتمند جهان است و مقام اعظم در رتبه كاتوليكي سنت گريگوري كبير (لقبي كه پاپ جان پل دوم به اين استراليايي – آمريكايي اعطا کرد هر چند كه مورداك پروتستان است) وي به خاطر قدرت بسيار زيادي كه در رسانه‌ها كسب كرده و استفاده غيراخلاقي از اموال خود در مسير ديدگاه‌هاي سياسي دست راستي خويش، مورد انتقاد وسيعي واقع شده است. او در سراسر فعاليت كارآفريني خويش، منافع رسانه‌اي و سياسي خويش را با ترسيم دقيق یک خط متوازن ساخته است، اما هميشه بدون حادثه نبوده است.

11) كري پاكر

وقتي كه در سال 2005 كري پاكر از دنيا رفت ثروتمندترين مرد در استراليا و سهام‌دار اصلي شركت نشر و پخش بود. وقتي پدر وي فرانك پاكر، سلطان رسانه از دنيا رفت،‌ كري امپراتوري خانوادگي را به ارث برد كه اگر به خاطر اختلاف خانوادگي نبود به برادر بزرگ‌ترش كلايد مي‌رسيد كه با عزيمت او به آمريكا اختلاف خاتمه يافت. كري پاكر كه رقيب قسم‌خورده غول رسانه‌اي روپرت مورداك بود اغلب با اتهامات مختلف روبه‌رو می‌شد تا جايي كه متهم به فرار مالياتي،‌ جنايت سازمان يافته و قاچاق مواد مخدر شد، اگر چه پاكر سرانجام از تمام اتهامات تبرئه شد هنوز در استراليا به عنوان كسي كه در جنايات سازمان يافته نقش داشته است به ياد آورده مي‌شود.

12) آندرو كارنگي

مهاجر فقير اسكاتلندي كه با تشخیص نياز به تغيير، توانست به ثروتمندترين مرد در آمريكا تبديل شود. او خود را با بازارهاي در حال توسعه تطبيق داد، سرمايه‌گذاري سنگيني در فناوري‌هاي نو كرد و هراسي نداشت كه توصيه‌هاي خويش را زير سوال ببرد.
در سن 33 سالگي، بيمناك از اين‌كه عمر خود را وقف ثروت‌اندوزی كردن، راحتي و آسايش را از وي سلب كرده است، نامه‌اي به خودش نوشت و توصيه نمود كه دنياي كسب‌وكار را در عرض دو سال براي هميشه ترك كند. نيازي به گفتن نيست كه او به اين توصيه عمل نكرد. اين تنها باري نبود كه حرف و عملش با هم همخواني نداشت. براي مثال، كارنگي در توجه صريح به برابرطلبي سياسي و حقوق كارگران در تشكيل اتحاديه نظير نداشت؛ اما او تاكتيك‌هاي ضد اتحاديه‌اي هنري فريك را تاييد كرد كه منجر به مرگ تعداد نامعلومي در جنگ هوم‌ستيد شد. كارنگي تلاش كرد به اين شعار خود كه «انساني كه ثروتمند مي‌ميرد بدنام شده مي‌ميرد»، عمل كند: او در زمان مرگش،‌ 350‌ميليون دلار عمدتا براي ايجاد كتابخانه‌هاي عمومي و پشتيباني از نهادهاي علمي اهدا كرد.

13) بوريس برزويسكي

نسبت به اكثر بخش‌هاي جهان،‌ فساد بخش شناخته‌شده‌ای از تجارت و سياست در روسيه است، البته تجار و سياستمداران معمولا از اشاره به جنبه شرارت‌بار جاه‌طلبي‌هاي خود خودداري مي‌ورزند، اما ‌بوريس برزويسكي يك استثنا است. در حالي كه این ميلياردر همه اتهامات در رابطه با ارتباطات خود با فعاليت‌هاي جنايي را رد مي‌كند، او علنا تهديد كرده است جاي ولاديمير پوتين را «با زور» مي‌گيرد. برزوسكي كمك كرد تا پوتين به قدرت برسد و اكنون او را متهم به جنایت مي‌كند.
تعجبي ندارد كه برزويسكي هدف عمليات ترور قرار گيرد. او عضو برجسته آكادمي علوم روسيه بود. قبل از اين‌كه از خريد و فروش خودرو به ثروت هنگفتي دست يابد كتاب‌ها و مقالات بيشماري درباره رياضيات كاربردي منتشر ساخت. او در حال حاضر به نام پلاتون النين و با پناهندگي سياسي در لندن زندگي مي‌كند.

14) اركادي كوهلمان

او خود را «از نوع بچه بدهای» تشكيلات بانكداري مي‌نامد. اركادي كوهلمان كه بنيانگذار و رييس اجرايي اي ان جي دايركت يكي از بانك‌هاي با رشد بالا در آمريكا است مي‌گويد او حتي بانك‌ها را دوست ندارد و از كارت‌هاي اعتباري متنفر است. كوهلمان جداي از «انرژي‌بخشي» به صنعت بانكداري،‌ يك شورشي با ذهن قوي است كه بانك خود را بدون دستگاه‌هاي خودپرداز يا شعبات رنگ و وارنگ اداره مي‌كند. همه معاملات به صورت الكترونيكي بدون نياز به حداقل سپرده يا كارمزد از مشتري انجام مي‌شوند. كوهلمان مي‌گويد كه وي برخلاف اكثر مديران مالي قصد دارد به مردم كمك نماید تا پول‌شان را پس‌انداز كنند نه اين‌كه خرج كنند. او مي‌خواهد پس‌اندازكردن پول را «مطلوب سازد.»

15) میکائیل دل

میکائیل دل یکی از مهم‌ترین نوآوران صنعت رايانه شناخته می‌شود که با کاهش واسطه و فروش مستقیم رايانه شخصی به مصرف‌کننده، به مصرف‌کنندگان اجازه داد تا با تلفن يا نامه، دستگاه‌ها و تجهیزات را سفارش دهند. او که از دانشگاه اخراج شد یکی از سه تولیدکننده اصلی رايانه شخصی و یکی از مردان ثروتمند جهان است. (اگر ارزش ویژه دارایی‌های وی را مقایسه کنید به نظر می‌آید که دل می‌تواند 6 تا 7 دونالد ترامپ را بخرد.) برخی از رقبای دل، به مدل تجاری منحصربه‌فرد وی طمع کردند، اما بدون اینکه موفقیتی به‌دست آورند. او القابی مثل «مرد سال» را از مجله PC، «مدیر عالی در کسب‌وکار آمریکا» از نشریه Worth و «کارآفرین سال» از مجله Inc دريافت کرده است. تارنمای دل کام، یکی از بزرگ‌ترین سایت‌های تجارت الکترونیکی مصرفی در فضای مجازی است.

16) رومن آبراموویچ

برخی زمان‌ها او را «الیگارشی آرام» می‌نامند، پانزدهمین مرد ثروتمند جهان همیشه چشم خود را روی روابط پنهانی بسته است. رومن آبراموویچ که وزنه‌ای در صنعت نفت روسیه و مالک باشگاه فوتبال چلسی است با تصمیمات تجاری متهورانه و اغلب حیرت انگیز خود جهان را تحت‌تاثیر قرار داده است. با وجود اتهامات وارده به وی که ثروتش را از راه بدبخت کردن دیگران به دست آورده است، مجله اکسپرت، آبراموویچ را مرد سال روسیه معرفی کرد و جایزه مرتبه افتخار را به خاطر کارهای نیکوکارانه برای توسعه منطقه چوکتکا دريافت کرد که نماینده و فرماندار آن منطقه نیز هست. آبراموویچ قبل از رسیدن به چهل سالگی معاملات تجاری چند میليارد دلاری انجام می‌داد. او تایید کرده است که میلياردها دلار بابت زد و بندهای سياسی پرداخته است.

17) جف بزوس

آمازون کام، یکی از پیشتازان تجارت الکترونیکی است که ابتدا برای کتاب استفاده می‌شد. اینک یکی از پیشتازان در توسعه وب شده است که چگونگی خرید و فروش هر چیزی از فیلم و موسیقی و لوازم آرایش و وسایل منزل را تغییر داده است. آمازون با اکتشاف و کاربرد فناوری‌هایی از قبیل آمازون کیندل و آمازون مکانیکال ترک، چگونگی مطالعه کتاب و تعامل مصرف‌کنندگان با رهبران بازار را تغییر داده است. جف بزوس، مردی که در پشت این پدیده است می‌گوید بیشتر موفقیت خود را مدیون شانس و اقبال و کشف شهودی بوده است. بزوس همیشه یک چشم به مشتری داشته است و ریسک‌های زيادی را پذیرفته که برخی اوقات به نفع آمازون نبوده است. با این حال او موفق به هدایت آمازون از ميان بحران دات کام در دهه 1990 شد که توانست یکی از معدود ستون‌های بادوام وب شود. بر خلاف مدیران سایر سایت‌های پیشتاز وب مثل eBay، ياهو و گوگل، جف بزوس پست اجرایی خود را از آغاز یعنی زمانی که فقط کتاب می‌فروخت، حفظ کرده است.

18) سرگئي برین و لری پیج

این دو با هم دوره دکترا را در استنفورد دنبال می‌کردند که موتور جست‌وجوی گوگل را توسعه دادند و شرکت سهامی گوگل را تاسیس نمودند و دو مرد ثروتمند جهان شدند. در سال 2007 در کنار اریک اشمیت، کسی را که استخدام کردند تا به آنها در مدیریت گوگل کمک کند طبق فهرست جهانی مجله PC مهم‌ترین افراد در وب هستند. آنها سرمایه‌گذاران شرکت تسلا موتورز شده‌اند که قصد تولید خودروهای پیشرفته الکترونیکی را دارد. آنها یک بوئینگ 767 نیز خریده‌اند که به یک هواپیمای مدیریتی بسيار بزرگ مبله شده لوکس تبدیل شده است. آنها هنوز به طور رسمی در دوره مرخصی از تحصیل دکتراي خود در استنفورد به‌سر می‌برند.

19) اینگوار کامپارد و خانواده

بسياری از میلیون‌ها نفری که از صدها فروشگاه IKEA در سطح جهان خرید می‌کنند نمی‌دانند که دو حرف اول این فروشگاه زنجیره‌ای اثاثیه منزل از حروف نخست اسامی «اینگوار» و «کامپارد» گرفته شده است. (دو حرف آخر نیز از مزرعه الماتارید و دهکده آگونارید که او به دنيا آمده بود، گرفته شده است) یکی از نوآوری‌های اساسی در پشت موفقیت IKEA شیوه کامپارد در يافتن راه‌هایی برای کاهش دادن هزینه‌ها است، در حالی که طرح‌های اصیل و صاحب سبک ارائه می‌کند که به راحتی به منزل برده شده و قابل پياده کردن است. کامپارد به خاطر خست و صرفه‌جویی معروف است. با این‌که ثروتمندترين مرد اروپایی در جهان شناخته می‌شود (البته ثروت وی از لحاظ قانونی متعلق به کل خانواده است) او ترجیح می‌دهد با یک ولووی قدیمی رانندگی کرده و در قسمت اکونومی کلاس سفر کند.

20) جورج سوروس

جورج سوروس ادعا می‌کند که از طریق تحلیل‌گری مالی در وال استریت شروع به پول درآوردن کرد تا بتواند ثروت کافی برای پرداختن به علایق خویش که نویسندگی و فلسفه بود پس‌انداز نماید. او از اندیشه‌های فیلسوف بزرگ انگلیسی سر کارل پوپر تاثیر فراوانی پذیرفت که کتاب «جامعه باز و دشمنان آن» پوپر باعث شد تا سوروس موسسه جامعه باز را تاسیس کند نهادی که هدفش «شکل‌دهی به سياست عمومی برای ترویج حکمرانی دموکراتیک، حقوق بشر و اصلاحات اقتصادی، حقوقی و اجتماعی» اعلام شده است. سوروس به خاطر عمل نکردن به ایده‌آل‌های شفافیت خود مورد انتقاد قرار گرفته است، چون موسسه جامعه باز، بیش از آنچه قانون تکلیف کرده است از فعالیت‌های خود را افشا نکرده و اهداف مطلقا سياسی را دنبال می‌کند. البته اکثر آن انتقادات از جانب کسانی می‌آید که هوادار دموکرات‌ها نیستند.

 

آینه

چندین سال پیش بود . ما در یک خانواده خیلی فقیر در یک ده دور افتاده ، توی یک کلبه کوچك زندگی می کردیم . روزها در مزرعه کار می کردیم و شبها از خستگی خوابمان می برد.

کلبه ما نه اتاقی داشت، نه اسباب و اثاثیه ای، نه نور کافی ...

از برداشت محصول آنقدر گیرمان می آمد که شکم پدر و مادر و سه تا بچه سیر بشود . یادم می آید یک سال كه نمی دانم به چه علتی محصولمان بی دلیل بیشتر از سالهای پیش شده بود، بیشتر از همیشه پول گرفتیم. یك شب مامان ذوق زده یك مجله خاک خورده و کهنه را از توی صندوق کشید بیرون و از توش یه عکس خیلی خوشگل از یك آینه نشانمان داد . همه با چشمهای هیجان زده عکس را نگاه می کردیم . مامان گفت بیایید این آینه را بخریم، حالا که کمی پول داریم، این هم خیلی خوشگل است...

ما پیش از این هیچوقت آینه نداشتیم، این هیجان انگیزترین اتفاقی بود که می توانست برایمان بیفتد . پول کافی هم برای خریدش داشتیم . پول را دادیم به همسایه تا وقتی به شهر می رود آن آینه را  برایمان بخرد . آفتاب نزده باید حرکت می کرد، از ده ما تا شهر حداقل پنج فرسخ راه بود، یعنی یک روز پیاده روی، تازه اگر تند راه می رفت.

سه روز بعد وقتی همه داشتیم در مزرعه کار می کردیم، صدای همسایمان را شنیدیم که یك بسته را از دور به ما نشان می داد . چند دقیقه بعد همه در کلبه دور مامان جمع شدیم . وقتی بسته را باز کرد مامان اولین کسی بود که جیغ زد : "وای ی ی ی ... حسین آقا، تو همیشه می گفتی من خوشگلم، واقعا" من خوشگلم!

بابا آینه را گرفت دستش و نگاهی در آن کرد . همینطوری که سیبیلهایش را می مالید و لبخند ریزی میزد با آن صدای کلفتش گفت: آره منم خشنم، اما جذابم، نه ؟! 

نفر بعدی آبجی کوچیکه بود: مامان، واقعا چشمهام به تو رفته ها! 

آبجی بزرگه نفر بعدی بود که با هیجان و چشمهای ورقلمبیده به آینه نگاه می کرد: می دونستم موهام رو اینطوری می بندم خیلی بهم میاد!

 

با عجله آینه را از دستش قاپیدم و در آن نگاه کردم... 

می دانید در چهار سالگی یك قاطر به صورتم لگد زده بود و به قول معروف صورتم از ریخت افتاده بود. وقتی تصویرم را دیدم، یكهو داد زدم: من زشتم ! من زشتم!  بدنم می لرزید، دلم می خواست آینه را بشکنم، همینطور که دانه های اشک از چشمانم سرازیر بود به بابا گفتم : یعنی من همیشه همین ریختی بودم ؟

- آره عزیزم، همیشه همین ریختی بودی. 

- اونوقت تو همیشه من رو دوست داشتی ؟

- آره پسرم، همیشه دوستت داشتم.

- چرا ؟ آخه چرا دوستم داری ؟ 

-  چون تو مال من هستی!

 سالها از آن قضیه گذشته، حالا من هر صبح صادقانه به خودم نگاه می کنم و می بینم ظاهرم زشت است. آن وقت از خدا می پرسم : یعنی واقعاً دوستم داری ؟

و او در جوابم می گوید: بله.

و وقتی به او می گویم چرا دوستم داری ؟

به من لبخند می زند و می گوید: چون تو مال من هستی...

 

جمله روز :  از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود آنها نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند  

گواهينامه رانندگي پس از950 امتحان - صبر و سماجت زن كره‌اي نتيجه داد

 
 
جام جم آنلاين: يك زن 68 ساله كره جنوبي پس از اينكه 950 بار در امتحان كتبي گواهينامه رانندگي شركت كرد ، عاقبت قبول شده و اين واقعه را جشن گرفت.

به گزارش بي بي سي ، خانم چا سا - سون 68 ساله  پس از 4 سال تلاش و 950 بار شركت در انتحان كتبي گواهينامه رانندگي عاقبت 60 امتياز لازم از روي 100 امتياز اين امتحان را به دست آورد و نتيجه صبر و سماجت خود را جشن گرفت.

اين مادربزرگ كره اي در اين مدت براي قبولي در امتحان كتبي گواهينامه رانندگي بيش از 5 ميليون وون معادل 4200 دلار آمريكايي هزينه كرد.

اكنون خانم چا كه در شهر جئونجو در فاصله 210 كيلومتري سئول ، پايتخت كره جنوبي زندگي مي كند بايد امتحان عملي  رانندگي را بدهد تا در صورت قبولي درآن گواهينامه رانندگي خود را دريافت كند.
 
براساس قانون اداره گواهينامه رانندگي كره جنوبي  متقاضان بايد در مدت 50 دقيقه به 50 پرسش گزينه اي مقررات رانندگي و نگهداري اتومبيل پاسخ دهند.

خانم چا سا - سون نخستين بار در 13 آوريل سال 2005 در امتحان كتبي گواهينامه رانندگي شركت كرده بود.
 
خانم چا سا - سون در گفتگو با روزنامه کرئن تايمز گفت: براي فروش سبزيجات و ساير كالا ها بايد از اتومبيل استفاده كرده و بنا براين به گواهينامه رانندگي نياز دارد.

اكنون بايد ديد كه اين مادر بزرگ 68 ساله چند بار درامتحان عملي رانندگي شركت كند تا قبول شده و سرانجام  بتواند پشت فرمان اتومبيل بنشيند.

طولاني‌ترينهای دنیا !

رکوردها همیشه وبرای خیلی از افراد مورد توجه هستند.برای ثبت این رکوردها عمدتا انسان تلاش زیادی میکند تا نامش در کتاب مربوط به رکودها مشهور به گینس درج شود اما شاید برای بسیاری این نکته جالبتر باشد که این رکوردها بصورت طبیعی رخ نماید.
طولانی ترین ها عنوانی است که برای 8 اتفاق طبیعی وغیر طبیعی رخ داده در زندگی انسانها انتخاب کرده ایم تا با خواندن کوتاهترین مطالب به آنها دست پیدا کنید.
 
طولاني‌ترين زندگي مشترك (85 سال)

 
«هربرت و زلميرا فيشر» اهل كاروليناي شمالي در تاريخ 13 ماه مي‌ سال 2009، 85 سال زندگي مشترك را با خوبي و خوشي پشت سر نهادند. زلميرا در حال حاضر 101 ساله وهربرت 104 ساله هستند. اين زوج خوشبخت 50 سال است كه در خانه‌اي واقع در «براونزويل» در «نيوبرن» آمريكا زندگي مي‌كنند.
 
طولاني‌ترين شغل(77 سال)
 
طبق ركوردهاي گينس، «آنجلو كاماراتا» بيشترين زمان را به عنوان گارسون كافي‌شاپ مشغول به كار بوده است. او اين كار را از شاگردي شروع كرد و سپس خود صاحب يك كافي‌شاپ شد. او اكنون در همان كافي‌شاپ به پسران خود كمك مي‌كند. او در سال 1971 كافي‌شاپ را به پسرانش فروخت و تصميم گرفت بازنشسته شود، ولي بيكاري به مزاج او سازگار نبود و دوباره كار را شروع كرد.
 
طولاني‌ترين سخنراني (124 ساعت)
 
مردي فرانسوي به نام «لويي كوله» 124 ساعت به طور متوالي درباره «سالوادور دالي» نقاش اسپانيايي، فرهنگ روستايي و موضوعات ديگر سخنراني و نام خود را وارد كتاب ركوردها كرد. اين مرد 62 ساله پنج روز و چهار شب به طور مداوم حرف زد. اين سخنراني در شهر «پرپيژان» فرانسه انجام شد و سه ناظر براي ثبت ركورد او در محل حاضر بودند.

طولاني‌ترين عمر لامپ(107 سال)
يك لامپ كم‌نور قديمي سالهاي سال يعني از زمان نصبش در سال 1901 به صورت شبانه‌روزي در يك ايستگاه آتشفشاني روشن بود. «تام برامل» كه سال‌ها از بازنشستگي او مي‌گذرد هنوز هم بعضي اوقات به ايستگاه شماره 6 آتشفشاني در «ليورمور» مي‌رود. اين ايستگاه در طول سال‌ها تغيير كرده ولي يك وسيله دقيقا مثل گذشته باقي مانده است و آن لامپ روشن ايستگاه مي‌باشد. لامپ ليورمور در طول اين مدت هرگز خاموش نشده است. اين لامپ نزديك يك ميليون ساعت كار كرده و كسي راز اين طول عمر را نمي‌داند.
 
طولاني‌ترين فيلم (87 ساعت)
 
«درمان بي‌خوابي» نام فيلمي به كارگرداني «جان هنري تيميس» است كه پس از اكران آن در سال 1987 از طرف كتاب ركوردهاي گينس به عنوان طولاني‌ترين فيلم سينمايي انتخاب شد. اين فيلم 5220 دقيقه‌اي هيچ داستان و طرح دقيقي ندارد و در آن يك شاعر با نام «ال.دي.گروبان» شعر بلند خود را در مدت سه روز و نيم مي‌خواند و در بعضي قسمت‌ها براي رفع خستگي از موسيقي و ميان پرده استفاده مي‌كند.
 
طولاني‌ترين قطع برق(66 روز)
 
در سال 1998 شهر «اوكلند» در نيوزيلند به مدت 5 هفته دچار بحران قطع برق بود. تقريبا برق تمام شهر ازچهار كابل بزرگ تامين مي‌شد كه دو تا از آنها كهنه و قديمي شده بودند. روز 20 ژانويه يكي از اين كابل‌ها در اثر هواي گرم و خشك از كار افتاد و روز 9 فوريه كابل بعدي قطع شد. كابل‌هاي ديگر هم كه فشار شديدي را تحمل مي‌كردند روز 19 و 20 فوريه از كار افتادند. بدين ترتيب 20 منطقه شهر به مدت 66 روز متوالي برق نداشتند. خسارات ناشي از اين قطع برق 156 ميليون دلار آمريكا تخمين زده شد.
 
طولاني‌ترين سلطنت (63 سال)
 
«بوميبون آدوليادج» پادشاه 81 ساله تايلند طولاني‌ترين سلطنت را در دنيا دارد. او پس از مرگ برادرش «شاه آناندا ماهيدول» در 9 ژوئن سال 1946 جانشين وي شد و در تاريخ 5 ماه مي‌ سال 1950 رسما تاجگذاري كرد.
هر چند كه نظام سلطنتي از دهه 30 در تايلند كنار گذاشته شد و اين پادشاه قدرت كمي دارد ولي وي همچنان مورد احترام مردم كشورش و محبوب آنها است.

 
طولاني‌ترين نامزدي (67 سال)

 
«اوكتاويو گويلن» و «آدريانا مارتينز» ركورددار طولاني‌ترين دوران نامزدي در دنيا هستند. اين دو در سال 1902 در مكزيك نامزد شدند ولي هر بار تاريخ ازدواج آنها عقب مي‌افتاد. سرانجام در ماه ژوئن سال 1969 يعني بعد از 67 سال اوكتاويو ديگر بهانه‌اي براي به تعويق انداختن مراسم نداشت و آنها بالاخره با هم ازدواج كردند. اين زوج در زمان نامزدي 15 سال و در زمان ازدواج 82 سال داشتند.

 
طولاني‌ترين كسوف قرن (6 دقيقه و 32 ثانيه)
 
كسوف روز 22 جولاي سال 2009 طولاني‌ترين كسوف قرن بيست و يكم به شمار مي‌رود. اين خورشيدگرفتگي 6 دقيقه و 32 ثانيه طول كشيد و توريست‌هاي زيادي براي تماشاي طولاني‌ترين كسوف قرن به مناطق مختلفي از جمله؛ چين، نپال و هند رفتند. در بعضي مناطق ماه كاملا جلوي خورشيد را گرفت و آن را پوشاند. كارشناسان معتقدند تا 123 سال ديگر يعني در تاريخ 13 ژوئن سال 2132 هرگز چنين كسوفي رويت نخواهد شد
منبع: البرز نیوز