اس ام اس های شب یلدا


اس ام اس های شب یلدا

من دارم دوشنبه می رم، فکر نکنم دیگه همدیگر رو ببینیم
منو فراموش نکن و به خاطر تمام بدی هام منو ببخش
از طرف پاییز - یلدا مبارک

.

.

محفل آریائی تان طلائی ؟ دلهایتان دریائی

شادیهایتان یلدائی ؟ پیشاپیش مبارک باد این شب طولانی

.
.

قیمت پماد سوختگی شب یلدا(چله)خیلی خیلی بالا میره
اگه نگرفتی زود تر بخرش شاید هندوانه ای که گرفتی سفید در بیاد ها
اون وقت لازمت میشه

.
.

تو خوبی

تو بهترینی

تو تکی

.

.

اینم از هندونه شب یلدات. بذارشون تو یخچال خنک شه

.
.

میان دوستـــان افتاده ای تک / رخت هندونه ،زلفت عین پشمک!
تو ای گــــــل مبارک برایت می زنم اینک پیامک/شب یلدای
.
.

تو میری و من فقط نگاهت می کنم ، تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم ، بی تو یک عمر

فرصت برای گریستن دارم ، اما برای دیدن تو همین یک لحظه باقیست ،

تا یلدایی دیگر انتظارت را خواهم کشید

.

.

ما منتظر صبح شب یلداییم

دستی به دعا تا فرج فرداییم

.
.

آماده باش

فردا روز بزرگیه روزی که منتظرش بودی

چشم همه به تو ا

خیلی روت حساب کردم فردا شمرده میشی

تو خوشگلترین، خوشتیپ ترین و با کلاس ترین آدم روی زمین هستی

اینم هندونه شب یلدات! بذار تو یخچال تا خنک بشه

.
.

چند ساعت بیشتر به آخر پاییز نمونده، جوجه هاتو شمردی!؟
.

.

توی سرمای این شب طولانی به فکر بی خانه مان هایی که چشم میزنند زودتر صبح بشه هم هستی ؟
.
.

شادیتون 100 شب یلدا دلتون قد یه دریا توی این شبای سرما یادتون همیشه با ما
.
.

روی گل شما به سرخی انار ، شب شما به شیرینی هندوانه ، خندتون مانند پسته و عمرتون به بلندی یلدا

شب یلدا مبارک
.
.

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت

یلدایتان مبارک

.

.

شب یلدا میخوام برات یه انار خیلی درشت کادو بخرم

ولی میترسم نتونی جلوی شیکمتو نیگه داری و همه ( انارو ) یه جا بخوری و دل درد بگیری
.
.

چون تیر رها گشتـه ز چلّـه شده ایم

مهمان شمــا در شب چلّـه شده ایم

از برکت ایـن سفــره ی الــوان شما

تا خرخره خورده،چاق و چلّـه شده ایم

.
.

بیا ای دل کمی وارونه گردیم

برای هم بیا دیوونه گردیم

شب یلدا شده نزدیک ای دوست

برای هم بیا هندونه گردیم

 

لیست مهمترین و پرمصرف ترین داروهای جهان


لیست
مهمترین و پرمصرف ترین داروهای جهان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


متخصصانی از مراکز مختلف جهان از جمله سازمان دارو و غذا، دانشگاه گلاسکو، انجمن علوم آزمایشگاهی آمریکا به همراه مورخ پزشکی استفان گرینبرگ لیستی از مهمترین و پرمصرف ترین داروهای جهان را ارائه کرده اند.

به نقل از ngpharma، این لیست بر اساس درخواست وب سایت WebMD از متخصصان به منظور تعیین برترین داروها در قالب یک لیست ارائه شد. داروهایی مانند انسولین، پنی سیلین، واکسن آبله، آسپیرین و مورفین از جمله داروهایی هستند که شکی در پرمصرف بودن آنها در جهان وجود ندارد. در عین حال داروهایی مانند "اتر" اولین داروی بیهوشی جهان یا "سالوارسان" اولین داروی شیمی درمانی جهان نیز جایگاه ویژه ای در لیست به خود اختصاص داده اند.

در بخشهای مختلف لیست گرافیکی اسامی ارائه شده از پرمصرف ترین و مشهورترین داروهای جهان نام این داروها به چشم می خورد:

:: پرمصرف ترین و مشهورترین داروها


انسولین داروی مخصوص درمان بیماری دیابت که در سال ۱۹۲۰ در کانادا ابداع شد.

پنی سیلین اولین آنتی بیوتیک جهان که در سال ۱۹۲۸ در انگلستان ابداع شد و بدون حضور آن حدود ۷۵ درصد از جمعیت کنونی جهان در اثر بیماریهای عفونی از بین می رفتند.

واکسن آبله ابداع دانشمند انگلیسی در سال ۱۸۷۶ است که به عنوان اولین واکسن جهان نیز شناخته می شود. این دارو باعث ریشه کن شدن بیماری آبله از جهان شد.

مورفین که در سال ۱۸۰۴ در آلمان تولید شده است و به عنوان یکی از قدرتمندترین مسکن ها همچنان مورد استفاده قرار می گیرد از دیگر داروهای مهم جهان به شمار می رود.

سالوارسن نیز داروی دیگری است که در سال ۱۹۰۹ در آلمان و به منظور درمان بیماری سیفلیس ابداع شده است.

آسپیرین تولید شده در سال ۱۸۵۳ توسط دانشمندان آلمانی نیز به عنوان اولین داروی جهان شناخته می شود که برای درمان بیماریهای ساده و دردهای جزئی از گذشته تاکنون به صورت رایجی استفاده شده است. در حال حاضر سالانه ۴۰ هزار تن متریک (تن هزار کیلویی) در جهان مورد استفاده قرار می گیرد.

تورازین به عنوان اولین داروی درمان اختلالات روانی که توسط فرانسوی ها در سال ۱۹۵۱ ابداع شده است، بزرگترین دستاورد درمان بیماری های روانی در جهان شناخته می شود.

قرصهای ضد بارداری تولید شده در سال ۱۹۵۷ در ایالات متحده و "اتر" اولین داروی بیهوشی جهان که در سال ۱۸۴۶ در آمریکا تولید شده است نیز از دیگر داروهای مشهور و پراستفاده در جهان به شمار می روند.

:: پرفروش ترین داروهای جهان


بخش جالب توجه دیگر این لیست به لیستی از پرفروش ترین داروهای جهان در سال ۲۰۰۶ تعلق دارد که توسط نشریه فوربس ارائه شده است. فوربس در این لیست اعلام کرده است که در سال ۲۰۰۶ در حدود ۶۰۲ بیلیون دلار دارو در سرتاسر جهان به فروش رفته است.

پرفروشترین داروی این لیست در سال ۲۰۰۹ به داروی لیپیتور داروی کنترل کلسترول خون تعلق دارد که ۱۲٫۹ بیلیون دلار فروش داشته است.

در ادامه این لیست داروی قلب "پلاویکس" با ۵٫۹ بیلیون دلار، داروی قلب "نکسیوم" با ۵٫۷ بیلیون دلار، داروی مخصوص آسم "آدویر" با ۵٫۳ بیلیون دلار، داروی کلسترول "زوکر" با ۵٫۳ بیلیون دلار، داروی فشار خون "نوروسک" با ۵ بیلیون دلار، داروهای درمان اسکیزوفرنی "زیفرکسا" و "ریسفردال" به ترتیب با ۴٫۷ و ۴ بیلیون دلار، داروی قلب "پریواسید" با ۴ بیلیون دلار و داروی ضد افسردگی "افکسور" با ۳٫۸ بیلیون دلار به پرفروشترین داروهای جهان در سال ۲۰۰۶ تبدیل شده اند.

در این لیست گرافیکی اسامی تاثیرگذارترین داروهای جدید در دنیا نیز منتشر شده است که به داروهایی مخصوص دیابت، پوکی استخوان، گرفتگی عروق، پیوند اعضا، مسکنها و دیگر عوارض فیزیکی اختصاص دارند.

منبع : سایت پزشکان بدون مرز

چنگیزخان مغول و شاهین

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند. همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا که می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که انسان نمی دید.

اما با وجود تمام شور و هیجان گروه، شکاری نکردند. چنگیزخان مایوس به اردو برگشت، اما برای آنکه ناکامی اش باعث تضعیف روحیه ی همراهانش نشود، از گروه جدا شد و تصمیم گرفت تنها قدم بزند.

بیشتر از حد در جنگل مانده بودند و نزدیک بود خان از خستگی و تشنگی از پا در بیاید. گرمای تابستان تمام جویبارها را خشکانده بود و آبی پیدا نمی کرد، تا اینکه ? معجزه! ? رگه ی آبی دید که از روی سنگی جلویش جاری بود.

خان شاهین را از روی بازویش بر زمین گذاشت و جام نقره ی کوچکش را که همیشه همراهش بود، برداشت. پرشدن جام مدت زیادی طول کشید، اما وقتی می خواست آن را به لبش نزدیک کند، شاهین بال زد و جام را از دست او بیرون انداخت.

چنگیز خان خشمگین شد، اما شاهین حیوان محبوبش بود، شاید او هم تشنه اش بود. جام را برداشت، خاک را از آن زدود و دوباره پرش کرد. اما جام تا نیمه پر نشده بود که شاهین دوباره آن را پرت کرد و آبش را بیرون ریخت.

چنگیزخان حیوانش را دوست داشت، اما می دانست نباید بگذارد کسی به هیچ شکلی به او بی احترامی کند، چرا که اگر کسی از دور این صحنه را می دید، بعد به سربازانش می گفت که فاتح کبیر نمی تواند یک پرنده ی ساده را مهار کند.

این بار شمشیر از غلاف بیرون کشید، جام را برداشت و شروع کرد به پر کردن آن. یک چشمش را به آب دوخته بود و دیگری را به شاهین. همین که جام پر شد و می خواست آن را بنوشد، شاهین دوباره بال زد و به طرف او حمله آورد. چنگیزخان با یک ضربه ی دقیق سینه ی شاهین را شکافت.

جریان آب خشک شده بود. چنگیزخان که مصمم بود به هر شکلی آب را بنوشد، از صخره بالا رفت تا سرچشمه را پیدا کند. اما در کمال تعجب متوجه شد که آن بالا برکه ی آب کوچکی است و وسط آن، یکی از سمی ترین مارهای منطقه مرده است. اگر از آب خورده بود، دیگر در میان زندگان نبود.

خان شاهین مرده اش را در آغوش گرفت و به اردوگاه برگشت. دستور داد مجسمه ی زرینی از این پرنده بسازند و روی یکی از بال هایش حک کنند:

یک دوست، حتی وقتی کاری می کند که دوست ندارید، هنوز دوست شماست.

 و بر بال دیگرش نوشتند:

هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است.

۱۰ پزشک‌نمای شیطان ‌صفت تاریخ

 


تصور ما از پزشکان، اشخاصی است که در صدد هستند به هر نحو ممکن به بهبود بیماری و سلامت بیمارنشان کمک کنند. تلقی جامعه از بیشتر پزشکان، مثبت است.
اما این بار در یک پست متفاوت می‌خواهیم با هم پرده از فعالیت‌های شیطانی پزشکان و به عبارت صحیح‌تر پزشک‌نماهایی برداریم که اعمالشان را هیچ عقل سلیمی نمی‌تواند تأیید کند:
۱۰- جک کورکین Jack Kevorkian: کمک به مرگ بیمارانی به شدت بیمار که امید چندانی به بهبود وضعیتشان نیست، در دنیای امروز موضوعی اختلاف‌برانگیز است. اما دکتر جک کورکین اعتقاد داشت که «مردن، جنایت نیست.» او به مرگ ۱۳۰ نفر از بیماران بدحالش کمک کرد. جالب است که بدانید او شیوه‌های «اوتانازی» مخصوص خودش را هم ابداع کرده بود، او به دو شیوه، بیماران را از پا درمی‌آورد:
شیوه اول را او Thanatron نامیده بود، در این شیوه او مخلوطی از سالین، تیوپنتال سدیم و کلرید پتاسیم به داخل ورید بیماران تزریق می‌کرد. شیوه دوم Mercitron بود که در آن از ماسکی که مونو اکسید کربن از خود متصاعد می‌کرد، استفاده می‌کرد.

 

http://www.marshal-modern.ir/Archive/10622.aspx

سرانجام تحقیقی در مورد کارهای او انجام شد و در پی آن او به جرم قتل درجه دوم، دستگیر شد و از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۷، زندانی شد. او هم‌اکنون آزادی مشروط دارد.

پی‌نوشت: جالب است بدانید که «آل پاچینو» در نقش دکتر جک کورکین در یک فیلم تلویزبونی با عنوان You Don’t Know Jack بازی کرده است. این فیلم به زودی پخش خواهد شد.

۹- والتر فریمن Walter Freeman: والتر فریمن یک متخصص بیماری‌های اعصاب یا نورولوژیست بود که از «ییل» و دانشکده پزشکی پنسیلوانیا، فارغ‌التحصیل شده بود. او در دوران فعالیتش ۳۵۰۰ عمل لوبوتومی انجام داد.

در دهه ۴۰ و ۵۰ میلادی، یعنی زمانی که روانپزشکان داروهای مؤثر کمی برای کنترل بیماری‌ها و اختلالات روانپزشکی در اختیار داشتند، عمل‌ لوبوتومی بسیار معمول بود. شاید از فیلم «دیوانه از قفس پرید» با شرکت «جک نیکلسون»، ماجرای لوبوتومی کاراکتر سرخ‌پوست قصه را به یاد داشته باشید.

در عمل لوبوتومی، ارتباط کورتکس قسمت پره‌فرونتال (قسمتی از قشر مغز در ناحیه زیر پیشانی) با سایر نقاط قطع می‌شود. شیوه‌های مختلفی برای این عمل وجود دارد. امروزه به خاطر عوارض زیاد عمل لوبوتومی و همچنین وجود شیوه‌های نوین درمان، لوبوتومی به ندرت انجام می‌شود، اما او در آن زمان، دکتر فریمن به انجام این عمل‌ها و به اصطلاح شفا دادن بیمارانش، افتخار می‌کرد.

http://www.marshal-modern.ir/Archive/10630.aspx

شیوه انجام اعمال جراحی او هم عجیب بود. مثلا او از یک یخ خردکن که از آشپزخانه منزلش برداشته بود، برای انجام عمل استفاده می‌کرد و بدون کمک هیچ جراحی، روزانه ۲۰ عمل انجام می‌داد، او حتی اجازه می‌داد، رسانه‌ها بر سر عملش حاضر شوند، اعمال جراحی که گاه با مرگ بیمار خاتمه می‌یافتند.

جالب است بدانید که یکی از عمل‌های جراحی که دکتر فریمن انجام داد، روی خواهر «جان اف کندی» یعنی «رزمری کندی» انجام شد. در آن زمان به خانواده او توصیه شد برای بهبود حالات روحی رزمری، این عمل را قبول کنند. در سال ۱۹۴۱، زمانی که رزمری ۲۳ ساله بود، این عمل روی او انجام شد و نتیجه خوشایندی نداشت. رزمری کندی بعد از عمل دچار بی‌اختیاری ادراری شد و توان ذهنی‌اش به اندازه یک شیرخوار کاهش پیدا کرد، طوری که ساعت‌ها به دیوار روبرویش خیره می‌شد. برخی اعتقاد دارند، رزمری، تنها عقب‌ماندگی ذهنی داشت و عمل اصلا برایش مورد نداشت. رزمری کندی با همین شرایط تا سال ۲۰۰۵، به زندگی ادامه داد.

شاید در مورد سرنوشت‌ ناگوار اعضای خانواده کندی، خوانده باشید، سرنوشت شومی که که از آن تعبیر به «نفرین کندی‌ها» می‌شود. رزمری کندی، نخستین عضو خانواده بود که با چنین سرنوشت ناگواری مواجه شد!

شاید باور نکنید، اما فریمن هرگز به خاطر مرگ بیمارانش با عوارض عمل، به دردسر نیفتاد.

۸- هری هوارد هولمز(هرمن ماجت) Herman Mudgett: نام هری هوارد هولمز در زمان تولد «هرمن ماجت» بود، او نخستین قاتل سریالی بود که در آمریکا به دار آویخته شد. او در سال ۱۸۸۴ به دانشکده پزشکی میشیگان رفت. در این دوره او اجساد را از آزمایشگاه‌ها می‌دزدید و تخریب می‌کرد و بعد ادعا می‌کرد این افراد در طی حادثه کشته شده‌اند و با ترفندهایی از شرکت‌های بیمه، حق بیمه دریافت می‌کرد. بعد از فارغ‌التحصیلی، او به شیکاگو رفت، یک کارگر داروخانه را فریب داد و مالکیت یک هتل را از آن خود کرد. او زنانی را فریب می‌داد و به قتل می‌رساند و در هتل، روی جسد آنها آزمایش می‌کرد، کالبدشکافی‌شان می‌کرد و اسکلت آنها را به دانشکده‌های پزشکی می‌فروخت!

http://www.marshal-modern.ir/Archive/10629.aspx

۷- آرنفین نست Arnfinn Nesset: آرنفین نست، واقعا یک پزشک نبود، او یک پرستار نروژی بود که قصد داشت پزشک شود. او ۲۲ نفر از بیمارانش را با تزریق دارویی به نام Curacit کشت، این دارو، یک داروی شل‌کننده عضلات است. به خاطر ماهیت دارو، تحقیقات برای اثبات جرم «نست»، بسیار دشوار بود، چرا که ردیابی این دارو در بدن با گذشت زمان بسیار دشوار است. تحقیقات روی پرونده او دو سال کشید، در پی یک محاکمه دو ماهه، جرم او در قتل بیمارانش ثابت شد و «نست» ۲۱ سال را در زندان به سر برد. در نروژ حداکثر محکومیت ۲۱ سال است. او در سال ۲۰۰۴ از زندان آزاد شد و گفته می‌شود هم‌اکنون با نام دیگری در نروژ زندگی می‌کند.

http://www.marshal-modern.ir/Archive/10628.aspx

۶- کارل کلوبرگ Carl Clauberg: او یکی از پزشکان نازی است که در اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها، روی زندانی‌ها آزمایش انجام می‌داد. آزمایشات او در اردوگاه آشویتس مشهور است. او استاد بیماری‌های زنان در دانشگاه Königsberg بود. در سال ۱۹۳۳ او به نازی‌ها پیوست و در سال ۱۹۴۲، به «هیملر» پیشنهاد کرد که آزمایشاتی برای نازا کردن جمعی زنان انجام دهد. هیملر موافقت کرد و او به بلوک شماره ۱۰ آشویتس رفت. او به دنبال آن بود که شیوه ارزان و ساده‌ای برای نازا کردن زنان پیدا کند. او بارها از تزریق اسید مایع به داخل رحم زنان‌ استفاده کرد. تخمدان‌های آسیب دیده زنها برای بررسی بیشتر به برلین فرستاده می‌شد. گاهی بیماران برای انجام اتوپسی (تکه‌برداری) به قتل می‌رسیدند. گفته می‌شود او روی ۳۰۰ زن، آزمایشات وحشتناک خود را انجام داد، سرانجام کلوبرگ دستگیر شد، ولی قبل از محاکمه، فوت کرد.

http://www.marshal-modern.ir/Archive/10627.aspx

۵- جان بادکین آدامز John Bodkin Adams: او یک پزشک عمومی بود که زندگی‌ای توأم با جنایت و قتل داشت. او از سال ۱۹۴۶ تا ۱۹۵۶، به طرز مشکوکی، ۱۶۰ نفر از بیمارانش را کشت. ۱۳۲ نفر از آنها در وصیت‌نامه‌هایشان برای این پزشک پول نقد یا اشیایی باارزش بخشیده بودند! بعدها مشخص شد، همه این وصیت‌نامه‌ها جعلی بوده‌اند. برای قتل بیمارانش او از داروها یا مسکن‌هایی به میزان زیاد تجویز می‌کرد که در نهایت بیماران را از پا درمی‌آورند. سرانجام او پس از اینکه شک‌هایی در مورد مرگ سریع بیمارانش برانگیخته شد، دادگاهی شد. او به اتهام جعل اسناد هم، باید پاسخ می‌داد.

http://www.marshal-modern.ir/Archive/10626.aspx

۴- هارولد شیپمن Harold Shipman: او تنها پزشک انگلیسی در طول تاریخ است که به خاطر قتل بیمارانش، گناهکار شناخته شد. بسیاری او را برترین قاتل سریالی از لحاظ کسی درآمد غیرمشروع می‌دانند. او در مورد قتل ۲۱۸ بیمار مقصر شناخته شده، اما عدد واقعی ممکن است دو برابر باشد، چون هویت بسیاری از بیماران، هرگز شناخته نشد. او درسال ۱۹۷۴ به عنوان یک پزشک عمومی در «یورکشایر» غربی شروع به کار کرد. یک سال بعد، نسخه‌های جعلی تجویز پتدین (نوعی مخدر) که او برای مصرف شخصی، جعل کرده بود، کشف شد. او چریمه شد، اما به وی اجازه شد به کار ادامه دهد. در طول سالیان، بسیاری از بیماران او عمدتا به خاطر تزریق دیامورفین، فوت کردند. سرانجام خیلی‌ها به خاطر جواز دفن‌های زیادی که او امضا می‌کرد، به وی مشکوک شدند. او همچنین به خاطر جعل وصیت‌نامه یک بیمار، مجرم شناخته شد. در سال ۲۰۰۰، او در مورد مرگ ۱۵ نفر، مجرم شناخته شد و به حبس ابد محکوم شد اما چهار سال بعد در ژانویه سال ۲۰۰۴، خودش را در سلول حلق‌آویز کرد.

http://www.marshal-modern.ir/Archive/10625.aspx

۳- مایکل سوانگو Michael Swango: گرچه از لحاظ قانونی او به خاطر قتل تنها ۳ نفر مجرم شناخته شد، اما بسیار عقیده دارند که او بین ۳۰ تا ۶۰ نفر را در طول زندگی پزشکی حرفه‌ای خود کشته است. همه چیز از وقتی که شروع شد که او وارد دانشکده پزشکی ایلینویز جنوبی شد، در آنجا بعضی متوجه علاقه عجیب او به مرگ بیماران شدند. با اینکه بعد از فارغ‌التحصیلی، اخراج شد، ولی توانست در دانشگاه ایالت اوهایو، به عنوان انترن مشغول شود. در طبقاتی از بیمارستان که او مشغول کار بود، پرستاران متوجه مرگ‌های گاه و بی‌گاه و ناگهانی بعضی از بیماران بدون هیچگونه پیش درآمد قبلی می‌شدند. یک بار پرستاری مشاهده کرد که در حال تزریق چیزی به یک بیمار است و مدتی بعد از تزریق بیمار به ناگهان فوت کرد. این شک‌ها باعث شد، او دوباره اخراج شود. این بار او به عنوان تکنیسین بخش اورژانس در ایلینویز، شروع به کار کرد و این بار کارکنان بیمارستان را مسموم کرد! سرانجام او به خاطر در اختیار داشتن آرسنیک و سایر سموم، دستگیر شد. سرانجام او به قتل ۳ نفر از بیماران، اعتراف کرد.

http://www.marshal-modern.ir/Archive/10624.aspx

۲- شیرو ایشی Shiro Ishii: شیرو ایشی پزشک و میکروب‌شناس ژاپنی بود. در طی جنگ دوم چین و ژاپن او ستوان واحد ۷۳۱ بود که واحد جنگ بیولویژک بود. گرچه تصور می‌شد او به زور به این واحد تحمیل شده و از لحاظ شخصیتی آدم خودمحوری است، اما توانست برتری خود را ثابت کند و وارد بیمارستان ارتشی شماره یک توکیو شود. او تحصیلات تکمیلی را در دانشگاه سلطنتی کیوتو به اتمام رساند. در سال ۱۹۴۲، ایشی، شروع به کار روی تسیلحات میکروبی کرد. او این میکروب‌ها را روی اسیران و شهروندان چینی امتحان کرد و یک بار هم موفق به آزمایش اسلحه‌اش در میدان نبرد شد. گفته می‌شود، ده‌ها هزار نفر در آزمایشات وی کشته شدند. در طی آزمایشات او از سلاح‌های حاوی میکروب‌های کزاز، وبا و طاعون استفاده می‌کرد. او همچنین آزمایشاتی در مورد القای سقط، سکته قلبی و مغزی و تحقیقاتی در مورد سرمازدگی و کالبد شکافی موجودات زنده انجام داد.

http://www.marshal-modern.ir/Archive/10623.aspx

۱- جوزف منگل Josef Mengele: او افسر آلمانی SS و یک پزشک نازی بود. او احتملا شناخته‌شده‌ترین نام در فهرست پزشکان جنایتکار است. او لقب‌هایی مثل «فرشته‌ مرگ» و «شیطان زیبا» داشت. او بود که تعیین می‌کرد کدام اسیر به درد آزمایشات می‌خورد و کدام یک به خاطر ضعف، باید کشته شود. در آشویتس، او آزمایشاتی روی اسرای نگون‌بخت انجام می‌داد. او بیشتر به وراثت و بیتشر علاقه داشت و دوست داشت روی دوقلوهای همسان آزمایش کند. گفته می‌شود که او ۱۰ دوقلو را انتخاب کرده بود، آنها را با کلروفورم بیهوش کرده بود و برای مقایسه آنها با هم و پیدا کردن اختلاف‌های احتمالی، تشریحشان کرده بود. گفته می‌شود او بعضی از دوقلوها را با ارتباط دادن وریدهایشان به هم متصل می‌کرد و دوقلوهای  به هم چسبیده را به صورت مصنوعی ایجاد می‌کرد. او آزمایشاتی در مورد تغییر رنگ چشم با تزریق مرکب، قطع اعضا و تلاش برای پیوند دوباره آنها و نابارور کردن زنان هم انجام داد.

http://www.marshal-modern.ir/Archive/10621.aspx

پای راست شما احمق است، باور نمی‌کنید؟ پس این تست را انجام دهید!!؟

پای راست شما احمق است، باور نمی‌کنید؟ پس این تست را انجام دهید!!؟

در حالی که پشت میز کارتان نشسته اید پای راستتان را از زمین بالا ببرید و ...

در حالی که پشت میز کارتان نشسته اید پای راستتان را از زمین بالا ببرید و در جهت عقربه های ساعت بصورت دایره ای بچرخانید
همزمان با این عمل با دست راست خود عدد 6 (عدد شش فارسی) را در هوا بنویسید.
مشاهده خواهید کرد که پایتان نیز جهت حرکت خود را تغییر می‌دهد!
امتحان کنید
دیدید گفتم. کاری از دستتان بر نمی‌آید. پای راستتان احمق است!

سنگ قبر !!!!

 

 

http://www.marshal-modern.ir/Archive/10534.aspx

 

يادبودي از همه پسران تو ( به جز ريكاردو كه هيچ پولي پرداخت نكرد)

 

 

http://www.marshal-modern.ir/Archive/10535.aspx

 

اينك در آغوش پروردگاري , خدايا مواظب كيف پولت باش

 

 

http://www.marshal-modern.ir/Archive/10536.aspx

او يك شوهر خوب , يك پدر عالي , اما يك برقكار بد بود

beach



Two parents take their son on vacation and go to a nude beach. The father
goes for a walk on the beach and the son goes to play in the water.
Shortly thereafter, the boy runs to his mother and says, "Mommy,
I saw some ladies with boobies a lot bigger than yours!"

The mother shocked but cleverly replies, "The bigger they are, the dumber they are!"

With that, the little boy runs back into the water and continues to play.
Several minutes later, though, the little boy runs back to his mother
and says, "Mommy, I saw some men with dongs a lot bigger than Daddy's!"

"The bigger they are, the dumber they are!" she replies.

With that, the little boy runs back into the water and continues to play.
Several minutes later, though, the little boy runs back to his mother
and says, "Mommy, I just saw Daddy talking to the dumbest lady I ever saw
and the more he talked, the dumber he got!"


یک روز یک زن و شوهر برای تعطیلات با پسر خردسالشون یه مسافرت میرند و وسط راه یک ساحلی رو که همه بدون لباس (شنا میکردند یا حمام آفتاب میگرفتند) انتخاب می کنند. پدرخانواده میره تا کنار ساحل یک کم قدم زنی و گردش کنه ... پسر بچه شون هم برای شنا میره تو آب دریا.
بعد از یه چند دقیقه، پسربچه از آب میدوه بیرون و میره سمت مادرش و میگه :"مامان!! من همین الان تو آب چند تا خانوم دیدم که سینه هاشون خیلی خیلی بزرگتر از مال تو بود!!!"
مامان خانواده که از این سوال پسرحردشالش شوکه شده بود با زیرکی جواب میده :" پسرم!! یادت باشه، هرچقدر سینه های یک خانوم بزرگتر باشه، به همون اندازه هم احمق تر و خنگ تره!.".....با این جواب مادر، بچه قانع میشه و برمیگرده تو آب دریا برای شنا کردن....اما دوباره چند دقیقه بعد، پسر از آب میدوه بیرون و دوباره میپرسه : "مامان!!! همین الان تو آب چند تا آقا دیدم که اونجاشون خیلی خیلی بزرگتر از مال پاپا بود!!"....دوباره مامانه یک کم فکر میکنه و میگه:"پسرم!! یادت باشه هرچقدر اونجای یه آقا برگتر باشه، یهمون انداه هم احمق تر و خنگ تره !!"....بچه قانع میشه و برمیگرده پی بازیش تو آب...... هنوز چند دقیقه نگذشته بود که دوباره بچه با صورت هیجان زده برمیگرده پیش مامانش و داد میزنه :"وای مامان!!! نمیدونی!! همین الان (اونطرف تو ساحل) پاپا داره با خنگ ترین زنی که تا حالا دیدم حرف میزنه و عجیبه که هرچی بیشتر باهاش حرف میزنه بیشتر پاپا خنگ میشه!!!"...  

می بخشید اگه کمی بی تربیتی بود 

اسرار خواندنی از سینمای ایران!

 

1 . سعید سهیلی اویل دهه 80 قصد ساخت فیلم برهنه را داشت اما مسئولان با این نام موافقت نكردند. سهیلی كه نمی توانست كلمه برهنه را از اسم فیلمش حذف كند پس از چند روز عنوان شب برهنه را برای آن برگزید.


2 . نام شناسنامه ای سیاوش طهمورث ، حسن طهمورث نیا است.



3 . كمال تبریزی تصمیم گرفت برای جلوگیری از تنش تا قبل از نمایش مارمولك هیچ كدام از عكس های پرویز پرستویی با لباس روحانی در اختیار مطبوعات قرار نگیرد و در حقیقت ماجرای این فیلم چند ماه پس از ساخت و در جشنواره فیلم فجر لو رفت.


4 . رامبد جوان چند سالی از بازیگری كنار كشید و سرگرم كسب درآمد در یك شركت تبلیغاتی شد.
 

5 . محمد رضا شریفی نیا از جمله چهره هایی است كه مسئولان صدا و سیما مخالف انجام هر گونه مصاحبه ای با او هستند . شریفی نیا از گزینه های حضور در شب شیشه ای هم بود اما مسوولان مربوطه از رشیدپور خواستند تا حتی به اسم او هم اشاره ای نكند.


6 . پگاه آهنگرانی بازیگر دختری با كفش های كتانی از فعالان ستاد انتخابی دكتر معین در آخرین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود.


7 . مهدی فخیم زاده پس از فروش استثنایی خواستگاری تصمیم گرفت خودش روی فیلم های جدیدش سرمایه گذاری كند و بلافاصله دو فیلم ساده لوح و شتابزده را ساخت اما مافیای سینمای ایران كاری كرد كه هر دو فیلم او در شرایط نامناسب اكران شوند و از نظر مالی متضرر شود.


8 . داریوش كاردان و مهران مدیری زمانی عاشقانه یكدیگر را دوست داشتند اما حالا سایه هم را با تیر می زنند و حتی حاضر نیستند در یك مناظره تلویزیونی كنار هم بنشینند.


9 . پدر هدیه تهرانی سال 78 با حضور در دفتر یكی از مجلات مطالب تندی را علیه همسر سابق خود و همین طور دخترش بر زبان آورد و پیش بینی می شد او به این جریان خبری ادامه دهد اما گویا مذاكرات هدیه با پدرش باعث شد او ارتباط خود را با مطبوعات قطع كند..


10 . گر بودجه و حوصله اجازه می داد مسعود ده نمكی چند روز پیش از آغاز تولید اخراجی ها قطعا هنرپیشه نقش مجید سوزوكی را تغییر می داد اما این اتفاق رخ نداد و كامبیز دیر باز گرچه اصلی ترین نقش اخراجی ها را بازی كرد اما حضورش زیر سایه اكبر عبدی ، امین حیایی، شریفی نیا ، ارژنگ امیر فضلی و ... قرار گرفت.

11 . مسعود كیمیایی یكبار به عنوان تهیه كننده سرمایه گذاری فیلمی از داریوش مهرجویی را بر عهده گرفت و دست بر قضا این فیلم به كم فروش ترین فیلم دوران سینمایی مهرجویی تبدیل شد.


12 . شاهد احمدلو زمانی كه یك كودك بود همراه با پدرش سر صحنه فیلم های پدرش سر صحنه فیلم های مسعود كیمیایی می رفت و به همین دلیل عاشق سینما شد و در فیلم دندار مار یك نقش نسبتا طولانی را بازی كرد.


13 . فیلم نقاب تا اواسط تولید پوكر نام داشت اما با اخطار مسوولان وقت وزارت ارشاد و حذف قسمت هایی از فیلمنامه كاظم راست گفتار نام آن را به نقاب تغییر داد.



14 . ایرج نوذری و امیر تاجیك سال 83 و در بحبوحه تولید یك فیلم سینمایی كه هنوز به اكران عمومی در نیامده به شدت با یكدیگر در گیر شدند تا جایی كه حاضران در صحنه فیلمبرداری تصور كردند این درگیری مربوط به یكی از صحنه های فیلم است و به تشویق این دو پرداختند.


15 . ثریا قاسمی متولد سال 1319 از معدود بازیگران سالهای پس از انقلاب است كه در ابتدای دهه 40 موفق به دریافت مدرك لیسانس شد. او لیسانسیه زبان انگلیسی است.


16 . جمشید مشایخی در خلوت خودش شعر می گوید اما این سروده ها را فقط با همسرش در میان می گذارد .


17 . جمشید هاشم پور تا یك سال پیش تنها بازیگر سینمای ایران بود كه تلفن همراه نداشت و معتقد بود كه اعصابش را به هم می ریزد. او به اصرار اعضای خانواده اش مدتی است به جمع موبایل داران پیوسته است.


18 . ناصر چشم آذر هنگامی كه فیلم ساحره برای روزنامه نگاران و منتقدان سینما در حال پخش بود شروع به داد و فریاد كرد و خواستار دستمزد خود شد. كارگردان این فیلم ضمن پرداخت دستمزد موسیقی او را از این فیلم حذف كرد و از بابك بیات خواست تا موسیقی جدیدی برای آن بسازد.


19 . اكبر عبدی آنقدر خانواده دوست است كه تمام اعضای خانواده اش را در یك آپارتمان مستقر كرده است.

 




20 . غلامحسین لطفی بازیگر سینما و تلویزیون به دلیل ضعف مالی طی دوران نوجوانی اش در یكی از سینماهای شهر قزوین به عنوان كنترلچی مشغول فعالیت شد.



21 . محمود پاك نیت و مهوش صبركن گرچه زوج هنری خوشبختی هستند اما برای پذیرش پیشنهادات بازی كاملاً مستقل عمل می كنند و تا حالا برای حضور در هیچ پروژه ای یكدیگر را تحمیل یا حتی توصیه نكرده اند.


22 . نیكی كریمی تعداد از عكس های دوران كودكی اش را به داریوش مهرجویی داد تا در چند سكانس از فیلم پری از آنها استفاده كند.



23 . علی حاتمی اولین كسی بود كه متوجه بیماری سرطان خود شد اما طوری رفتار كرد كه هیچ كدام از اطرافیانش متوجه این موضوع نشوند.


24 . مهناز افشار یكی از گزینه های فریدون جیرانی برای حضور در پارك وی بود اما چون با پروژه دیگری قرارداد بسته بود علی رغم میل باطنی اش نتوانست همكاری با فریدون جیرانی را آغاز كند.
 



25 . لعیا زنگنه اولین بازیگری بود كه پس از پایان بازی در یكی از فیلم هایش به دادگاه مراجعه كرد و از دست بازیگر نقش مقابلش رسما شكایت كرد.


26 . عباس كیارستمی گرچه سالهاست مطابق خارجی ها فیلم می سازد اما عاشق زندگی سنتی است و خوردن غذاهای ایرانی را به خوراكی های فرنگی ترجیح می دهد.


27 . هم همسر اول بهروز افخمی از هنرمندان سینما بود( ناهید طلوع ) و هم همسر دوم او( مرجان شیرمحمدی ).


28 . اردلان شجاع كاوه بازیگر سریال چارخونه یكی از اساتید رشته بازیگری در دانشگاه است. شجاع كاوه خودش فوق لیسانس تئاتر است.


29 . میترا حجار بازیگری است كه ماه هاست ایران را ترك كرده، مدتی است در شبكه جام جم به عنوان مجری فعالیت می كرد اما چون بازیگری سینما را دوست داشت قید تلویزیون را زد .


30 . محمدرضا فروتن كه خودش شاگرد كیومرث پوراحمد می دانست در پشت صحنه فیلم اتوبوس شب با یكی از عوامل فیلم درگیر شد و پور احمد را از حركت خود بسیار ناراحت كرد.


31 . ابولفضل پورعرب تا كنون سه بار زندگی مشترك تشكیل داده اما متاسفانه در هر سه مورد به بن بست رسیده است.


32 . حسین پناهی در سال های پایانی زندگی اش وضعیت مالی مناسبی نداشت. با درگذشت او پرویز پرستویی یكی از چهر هایی بود كه به صورت مخفیانه قسمت عمده ای از هزینه های برگزاری مراسم بزرگداشت دوست قدیمی خود را تقبل كرد.


33 . امین تارخ در آخرین روزهای فیلمبرداری پرونده هاوانا با علیرضا رئیسان كارگردان این فیلم دچار اختلاف شد و به همین دلیل در چند جلسه پایانی فیلمبرداری پرونده هاوانا غایب بود.


34 . مهران مدیری كه به همراه گروهی از بازیگران ساعت خوش ممنوع الفعالیت شد طی پنج سال دوری از هنر چاره ای جز حضور در شغل آزاد كه با روحیات او همخوانی نداشت پیدا نكرد.


35 . فتحعلی اویسی گرچه در امریكا مدرك كارگردانی سینما گرفته و سازنده فیلم پرفروشی مثل مریم و میتیل هم بوده اما سال هاست فیلم جدیدی نساخته.


36 . سعید امیر سلیمانی سال ها پیش فیلمی ساخت به نام چون ابر در بهاران كه در آن برای كمند و سپند نقش هایی در نظر گرفت . ولی چون فروشی نكرد دیگر فیلمی نساخت.


37 . مجید مجیدی كه به عنوان بازیگر وارد سینما شد حالابه كارگردانی مطح تبدیل شده حدود دو سال در جبهه حضور داشت اما هرگز دوست ندارد به خاطرات آن دوران اشاره كند.


38 . رخشان بنی اعتماد در سال 61 به عنوان دستیار كارگردان در پروژه آفتاب نشین ها حضور داشت اما با گذشت زمان بنی اعتماد نسبت به كارگردان آن فیلم صاحب اعتبار بیشتری شد .


39 . علی مصفا در آغاز اكران فیلم پارتی با تماسهای تهدیدآمیزی از سوی افرادی كه خود را متعلق به گروه های فشار می دانستند مواجه شد و دلهره زیادی را تحمل كرد اما خوشبختانه همه چیز یه خیر گذشت .


40 . سعید راد پسر مهربانی دارد كه در كانادا اقامت دارد . جالب است بدانید چند سال پیش فرزند او به مناسب سالروز تولد پدرش یك بلیت رفت و برگشت هواپیما را برای سعید را ارسال كرد.

ستون فقرات شما 6 دشمن دارد!

ستون فقرات شما 6 دشمن دارد!

ستون فقرات ما دارای یک راستای مشخص و انحناهای بسیار منظم در گردن، سینه و کمر است و هر چیزی که این تعادل را به هم بزند، می‌تواند دردی را در ستون مهره‌های ما ایجاد کند...

 

شکم بزرگ:
در این حالت، چون تعادل انحنای کمری یا لوردوز به هم می‌خورد ستون مهره‌ها ناچار است انحنای مهره‌های سینه‌ای یا کیفوز را بیشتر کند و همین امر به گودی زیاد کمر، قوز پشتی و بر هم خوردن راستای قرار گرفتن سر و انحنای گردنی منجر می‌شود و درد ایجاد می‌شود.
 
 بد خوابیدن:
وقتی اصول صحیح خواب را رعایت نمی‌کنید می‌بینید که صبح روز بعد از شدت درد قادر به بلند شدن نیستید. بهتر است به پهلو بخوابید و بالش شما فاصله شانه تا سر را پر کند. اگر به پشت بخوابید، قوس گردنی شما در صورت مناسب نبودن بالش به جای تمایل به عقب، به جلو می‌آید و آرتروز گردنی و درد ایجاد می‌شود. بدون بالش خوابیدن یا بالش کوتاه همان‌قدر بد هستند که انتخاب بالش بلند. دمر هم نخوابید و اگر مجبورید یک بالش زیر شکم و لگن خود بگذارید تا گودی کمرتان زیاد نشود و محل اتصال مهره آخر کمر به باسن دردناک نشود. تشک شما نباید زیادی نرم یا زیادی سفت باشد.
 بغل کردن بچه‌ها :
بستن حامل‌هایی که بچه‌ها را در آن می‌گذارید به ستون مهره شما فشار می‌آورد. اگر می‌خواهید فرزندتان را بغل کنید او را به پهلو تکیه بدهید، یعنی یک پایش جلو و پای دیگر بچه عقب باشد تا وزن او به پهلویتان وارد شود.
 
 نشستن چهار زانو یا دو زانو:
راجع به اصول صحیح نشستن قبلا صحبت کرده‌ایم. وقتی چهار زانو یا دو زانو می‌نشینید باعث تخریب غضروف خود می‌شوید. روی صندلی استاندارد بنشینید و زاویه 120 درجه را رعایت کنید. قوز به جلو (زاویه کمتر از 90) و یا عمود نشستن راستاها را به هم می‌زند و بدن ما سعی می‌کند به عضلات منطقه فشار بیاورد تا در حد ممکن راستاهای طبیعی را حفظ کنند و همین عامل، درد را به وجود می‌آورد. پا، باسن، پشت و کتف شما باید نقاط تماس هنگام نشستن صحیح باشند.

 
ایستادن طولانی:
معمولا به دلیل وجود شکم برآمده در چاق‌ها و یا عضلات ضعیف کمری در لاغرها و از همه بدتر عدم رعایت اصول صحیح ایستادن، به دنبال طولانی ایستادن دردها شروع می‌شوند. وقتی می‌ایستید باید یک پا جلوتر از دیگری باشد و پای دیگر 15 سانتی‌متر بالاتر باشد تا فشار وزن‌تان عملا تقسیم شود. پاها را مرتب با حفظ همین 15 سانتی‌متر از زانو خم کنید تا لوردوز کمری زیاد نشود و درد و خستگی به وجود نیاید. در بعضی مشاغل، داشتن زیرپایی الزامی است.
 
 بلند کردن جسم سنگین:
رعایت اصول بلند کردن اجسام مهم است. جسم را با دست بگیرید. یک پا اهرم و پای دیگر جلو باشد. دست‌ها به بدن چسبیده باشد و از راستای دست‌ها نیرو بگیرید نه از کمرتان .
 
گردآوری : گروه سلامت سیمرغ
منبع : salamat. ir

اتفاقی عجیب در روند تاریخ!

اتفاقی عجیب در روند تاریخ!

دو حادثه به فاصله صد سال از یکدیگر اتفاق افتاده است اما وجوه تشابه میان این دو حادثه آنقدر زیاد است که گویی کسی تمامی ‌این موارد اتفاقی و تصادفی را...
 
در میان حوادث تاریخی گاه به مواردی برمی‌خوریم اعجاب آور و بهت آفرین. دو حادثه به فاصله صد سال از یکدیگر اتفاق افتاده است اما وجوه تشابه میان این دو حادثه آنقدر زیاد است که گویی کسی تمامی ‌این موارد اتفاقی و تصادفی را از قبل برنامه ریزی و هماهنگ کرده است. دو تن از روسای جمهور امریکا آبراهام لینکلن و جان اف کندی موضوع این شگفتی شده اند.
 
اخیراً برخی کارشناسان بین زندگی و مرگ دو رئیس جمهور اسبق امریکا یعنی «آبراهام لینکلن» و «جان اف کندی» وجوه تشابه فراوانی پیدا کرده و بر آن انگشت گذاشته اند که شگفتی هر خواننده‌یی را برانگیخته است. نگاه کنید؛
1- آبراهام لینکلن در سال 1846 به کنگره راه یافت و جان اف کندی در سال 1946.
2- لینکلن در سال 1860 به ریاست جمهوری انتخاب شد و کندی در سال 1960.
3- هر دو رئیس جمهور به خصوص بر حقوق مدنی تاکید داشته اند.
4- هر دو رئیس جمهور پس از ورود به کاخ سفید فرزندی را از دست دادند.
5- هر دو رئیس جمهور روز جمعه کشته شدند و هر دو هم به ضرب گلوله یی که به سرشان اصابت کرد.
6- منشی لینکلن، کندی نام داشت و منشی کندی، لینکلن.
7- هر دو به دست فردی از اهالی جنوب امریکا کشته شدند و هر دو هم جانشینی به نام «جانسون» داشتند؛ اندرو جانسون که جانشین لینکلن شد، در سال 1808 به دنیا آمده بود و لیندون جانسون که بر جای کندی نشست، در سال 1908،
8- «جان ویلکس بوث» که لینکلن را به قتل رساند، متولد سال 1839 بود و «لی‌هاروی اوسوالد» که به زندگی کندی پایان داد متولد 1939،
9- هر دو قاتل اسمی ‌سه بخشی داشتند و هر اسم از 15 حرف تشکیل شده بود.
10- لینکلن در تئاتری به نام «فورد» به قتل رسید و کندی در اتومبیلی به نام لینکلن، ساخته شده در کارخانه «فورد»،
11- لینکلن در یک تئاتر کشته شد و قاتلش پس از فرار، خود را در انباری مخفی کرد. کندی از انباری هدف قرار گرفت و قاتلش پس از فرار در یک تئاتر پنهان شد.
12- «بوث» و «اوسوالد» هر دو پیش از آغاز محاکمه شان به قتل رسیدند.
13- و بالاخره اینکه لینکلن یک هفته پیش از مرگ خود در شهر «مونرو» در «مریلند» به سر می‌برد و کندی اوقات خود را با هنرپیشه‌یی به نام «مریلین مونرو» می‌گذراند.
 
منبع: etemaad.ir