The construction of a wheel web

How does an orb web spider make its web?

The most difficult part seems to be the first thread. Does the spider fly? Does she throw a line to the other side? Does she walk down and up at the other side carrying a thread that she attaches between the two sides?

No, none of these ideas are true. The solution is simple. The spider releases a sticky thread that is blown away with the wind. If the breeze carried the silken line to a spot where it sticks the first bridge is formed. The spider cautiously crosses along the thin line reinforcing it with a second line. She enforces the line until it is strong enough.

.

After this the spider constructs a loose thread and constructs a Y shaped thread.
These are the first three radii of the web. Then a frame is constructed to attach the other radii to.

.

After all the radii are completed the spider start to make the circular threads. At first non-sticky construction threads a made. The distance between the threads is so wide that the spider can span the width with her legs.

.

Finally the sticky thread is woven between the circulars thread. While attaching the sticky thread to the radii the construction thread is removed by the spider.
Then web is completed with non sticky radii and sticky circular threads and the spider can rest and sit in the center of the web with her head down.

After a night of hunting the web becomes worn out. The spider removes the silk in the morning by eating it, only leaving the first bridge line. After a daytime rest the spider constructs a new web in the evening. If the catch was low and the web is not heavily damaged the web may stay during the day and be reused after minor repairing.
There are a lot of variations on this type of orb web. The web shown is made by the orb web spiders Araneus diadematus. Spiders of other families construct other types of web.

Here is more about web, silk and other spider info

تست هوش

مسئله ۱ – فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول ۶ نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم ۳ نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟

مسئله ۲ – پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، ۳ تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟

مسئله ۳ – چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟

مسئله ۴ – شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر ۳۰ درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟

مسئله ۵ – این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟

مسئله ۶ – من دو سکه به شما می دهم که مجموعش ۳۰ تومان می شود. اما یکی از آنها نباید ۲۵ تومانی باشد . چطور ؟

پاسخها :

مسئله ۱ – راننده اتوبوس هم سن شما باید باشد . چون جمله اول سوال می گوید ” تصور کنید که راننده اتوبوس هستید.”
مسئله ۲ – همه کلاغ ها ، چون آنها فقط ” در شرف پرواز ” هستند و هنوز از روی درخت بلند نشده اند..( اگر جواب شما ۲=۳-۵ بوده بدانید دوباره محاسبات جلوی تفکرتان را گرفته است.)
مسئله ۳ – هیچ . آن نوح بود که حیوانات را به کشتی برد و نه موسی ( “چه تعداد ” جلوی فکر کردن شما را گرفته است.)
مسئله ۴ – هیچ کدام . خروس ها که تخم نمی گذارند.اگر شما سعی کردید جواب توسط محاسبات و مقایسه اعداد بدست آورید ، شما دوباره به وسیله اعداد منحرف شدید.
مسئله ۵ – بازمانده ها را دفن نمی کنند . آنها جان سالم بدر برده اند . شما به وسیله کلمات حقوقی و دفن کردن منحرف شده اید.
مسئله ۶ – یک ۲۵ تومانی و یک ۵ تومانی . به یاد بیاورید ( فقط یکی از آنها ) نباید ۲۵ تومانی باشد و همین طور هم هست . یک سکه ۵ تومانی داریم.شما با عبارت ” یکی از آنها نباید … ” فریب خوردید.
منبع: سایت روزنه + باغبانباشی

متشکرم پدر

متشکرم پدر

روزي از روزها پدري از يک خانواده ثروتمند، پسرش را به مناطق روستايي برد تا او دريابد مردم تنگدست چگونه زندگي مي‌کنند. آنان دو روز و دو شب را در مزرعه ي خانواده‌اي بسيار فقير سر کردند و سپس به سوي شهر بازگشتند. در نيمه‌هاي راه پدر از فرزند پرسيد:

خب پسرم، به من بگو سفر چگونه گذشت؟ 
- خيلي خوب بود پدر. 

- پسرم آيا ديدي مردم فقير چگونه زندگي مي‌کنند؟ 
- بله پدر، ديدم... 

- بگو ببينم از اين سفر چه آموختي؟ 
- من ديدم که: 

ما در خانه ي خود يک سگ داريم و آنان چهار سگ داشتند.. ما استخري داريم که تا نيمه‌هاي باغمان طول دارد و آنان برکه‌اي دارند که پاياني ندارد، ما فانوسهاي باغمان را از خارج وارد کرده‌ايم، اما فانوسهاي آنان ستارگان آسمانند.

ايوان ما تا حياط جلوي خانه‌مان ادامه دارد، اما ايوان آنان تا افق گسترده است...... 

ما قطعه زمين کوچکي داريم که در آن زندگي مي‌کنيم، اما آنها کشتزارهايي دارند که انتهاي آنان ديده نمي‌شود.

ما پيشخدمتهايي داريم که به ما خدمت مي‌کنند، اما آنها خود به ديگران خدمت مي‌کنند. ما غذاي مصرفي‌مان را خريداري مي‌کنيم، اما آنها غذايشان را خود توليد مي‌کنند.

ما در اطراف ملک خود ديوارهايي داريم تا ما را محافظت کنند، اما آنان دوستاني
دارند تا آنها را محافظت کنند. 

آن پسر همچنان سخن مي‌گفت و پدر سکوت کرده بود و سخني براي گفتن نداشت. پسر سپس افزود: 

متشکرم پدر که نشان دادي ما چقدر فقير هستيم!

11 درس مهم برای زندگی در قالب داستان های کوتاه و خواندنی



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

درس اول :
یه روز مسوول فروش، منشی دفتر، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف سرویس قدم می زدند
یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه
جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم
منشی می پره جلو و میگه: اول من، اول من!
من می خوام که توی باهاماس باشم، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم!
پوووف! منشی ناپدید میشه ...
بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: حالا من، حالا من
من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای نوشیدنی! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ...
پوووف! مسوول فروش هم ناپدید میشه
بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه
مدیر میگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن !!!

نتیجه اخلاقی : همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

درس دوم :
یه روز یه کشیش به یه راهبه پیشنهاد می کنه که با ماشین برسوندش به مقصدش
راهبه سوار میشه و راه میفتن
چند دقیقه بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشیش زیر چشمی یه نگاهی به پای راهبه میندازه
راهبه میگه: پدر روحانی، روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار …!
کشیش قرمز میشه و به جاده خیره میشه
چند دقیقه بعد بازم شیطون وارد عمل میشه و کشیش موقع عوض کردن دنده، بازوش رو با پای راهبه تماس میده …!
راهبه باز میگه: پدر روحانی! روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار!!!
کشیش زیر لب یه فحش میده و بیخیال میشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه
بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی کتاب روایت مقدس ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته: به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی میرسی!!!

نتیجه اخلاقی :
اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست میدی !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

درس سوم :
بلافاصله بعد از اینکه زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد
همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد
زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در رو باز کنه
همسایه شون -رابرت- پشت در ایستاده بود
تا رابرت زن پیتر رو دید گفت: همین الان ۱۰۰۰ دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین!
بعد از چند لحظه، زن پیتر حوله رو میندازه و رابرت چند ثانیه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پیتر میده و میره …!
زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و برگشت
پیتر پرسید: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسایه مون بود
پیتر گفت: خوبه… چیزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟!

نتیجه اخلاقی :
اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسی دارید که به اعتبار و آبرو مربوط میشه، همیشه باید در وضعیتی باشید که بتونید از اتفاقات قابل اجتناب جلوگیری کنید !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

درس چهارم :
من خیلی خوشحال بودم !
من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم. والدینم خیلی کمکم کردند، دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود
فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…!
اون دختر باحال، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم
یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی !
سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت :
اگه همین الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو …………….!
من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم
اون گفت: من میرم توی اتاق خواب و اگه تو مایل به این کار هستی بیا پیشم
وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم…!
یهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!!
پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی…!
ما خیلی خوشحالیم که چنین دامادی داریم و هیچکس رو بهتر از تو نمی تونستیم برای دخترمون پیدا کنیم. به خانوادهء ما خوش اومدی !!!

نتیجه اخلاقی :
همیشه سعی کنید کیف پولتون رو توی داشبورد ماشینتون بذارید شاید براتون شانس بیاره !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

درس پنجم :
یه شب خانم خونه به خونه بر نمیگرده و تا صبح پیداش نمیشه!
صبح بر میگرده خونه و به شوهرش میگه كه دیشب مجبور شده خونه یكی از دوستهای صمیمیش (مونث) بمونه
شوهر بر میداره به ۲۰ تا از صمیمی ترین دوستهای زنش زنگ میزنه ولی هیچكدومشون حرف خانم خونه رو تایید نمیكنن!
یه شب آقای خونه تا صبح برنمیگرده خونه. صبح وقتی میاد به زنش میگه كه دیشب مجبور شده خونه یكی از دوستهای صمیمیش (مذكر) بمونه
خانم خونه بر میداره به ۲۰ تا از صمیمی ترین دوستهای شوهرش زنگ میزنه : ۱۵ تاشون تایید میكنن كه آقا تمام شب رو خونه ی اونا مونده! ۵ تای دیگه حتی میگن كه آقا هنوزم خونه اونا پیش اوناست !!!

نتیجه اخلاقی :
یادتون باشه كه مردها دوستهای بهتری برای همدیگه هستند !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

درس ششم :
چهار تا دوست كه ۳۰ سال بود همدیگه رو ندیده بودند توی یه مهمونی همدیگه رو می بینن و شروع می كنن در مورد زندگی هاشون برای همدیگه تعریف کردن
بعد از مدتی یكی از اونا بلند میشه میره دستشویی. سه تای دیگه صحبت رو می كشونن به تعریف از فرزندانشون :
اولی: پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون توی یه كار عالی وارد شد و خیلی سریع پیشرفت كرد.
پسرم درس اقتصاد خوند و توی یه شركت بزرگ استخدام شد و پله های ترقی رو سریع بالا رفت و حالا شده معاون رئیس و اونقدر پولدار شده كه حتی برای تولد بهترین دوستش یه مرسدس بنز بهش هدیه داد !
دومی: جالبه. پسر من هم مایه افتخار و سرفرازی منه. توی یه شركت هواپیمایی مشغول به كار شد و بعد دوره خلبانی گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده... پسرم اونقدر پولدار شد كه برای تولد صمیمیترین دوستش یه هواپیمای خصوصی بهش هدیه داد !!!
سومی: خیلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده
اون توی بهترین دانشگاههای جهان درس خوند و یه مهندس فوق العاده شد. الان یه شركت ساختمانی بزرگ برای خودش تاسیس كرده و میلیونر شده. پسرم اونقدر وضعش خوبه كه برای تولد بهترین دوستش یه ویلای ۳۰۰۰ متری بهش هدیه داد!
هر سه تا دوست داشتند به همدیگه تبریك می گفتند كه دوست چهارم برگشت سر میز و پرسید این تبریكات به خاطر چیه؟!
سه تای دیگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندی ما شدن صحبت كردیم راستی تو در مورد فرزندت چی داری تعریف كنی؟!
چهارمی گفت: دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توی یه كلوپ مخصوص كار میكنه!
سه تای دیگه گفتند: اوه مایه خجالته چه افتضاحی !!!
دوست چهارم گفت: نه! من ازش ناراضی نیستم. اون دختر منه و من دوستش دارم... در ضمن زندگی بدی هم نداره.
اتفاقا همین دو هفته پیش به مناسبت تولدش از سه تا از صمیمی ترین دوست پسراش یه مرسدس بنز و یه هواپیمای خصوصی و یه ویلای ۳۰۰۰ متری هدیه گرفت !!!

نتیجه اخلاقی :
هیچوقت به چیزی كه كاملا در موردش مطمئن نیستی افتخار نكن !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

درس هفتم :
توی اتاق رختكن كلوپ گلف، وقتی همه آقایون جمع بودند یهو یه موبایل روی یه نیمكت شروع میكنه به زنگ زدن.
مردی كه نزدیك موبایل نشسته بود دكمه اسپیكر موبایل رو فشار میده و شروع می كنه به صحبت
بقیه آقایون هم مشغول گوش كردن به این مكالمه میشن ...
مرد: الو؟
صدای زن اونطرف خط: الو سلام عزیزم. تو هنوز توی كلوپ هستی؟
مرد: آره !
زن: من توی فروشگاه بزرگ هستم
اینجا یه كت چرمی خوشگل دیدم كه فقط ۱۰۰۰ دلاره! اشكالی نداره اگه بخرمش؟
مرد : نه. اگه اونقدر دوستش داری اشكالی نداره!
زن: من یه سری هم به نمایشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهای جدید ۲۰۰۶ رو دیدم... یكیشون خیلی قشنگ بود قیمتش ۲۶۰۰۰۰ دلار بود !
مرد: باشه. ولی با این قیمت سعی كن ماشین رو با تمام امكانات جانبی بخری !
زن: عالیه. اوه یه چیز دیگه، اون خونه ای رو كه قبلا میخواستیم بخریم دوباره توی بنگاه گذاشتن برای فروش. میگن ۹۵۰۰۰۰ دلاره
مرد: خب… برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولی سعی كن ۹۰۰۰۰۰ دلار بیشتر ندی !!!
زن: خیلی خوبه. بعدا می بینمت عزیزم. خداحافظ
مرد: خداحافظ
بعدش مرد یه نگاهی به آقایونی كه با حسرت نگاهش میكردن میندازه و میگه: كسی نمیدونه كه این موبایل مال كیه ؟!

نتیجه اخلاقی :
هیچوقت موبایلتونو جایی جا نذارین !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

درس هشتم :
یه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سی و پنجمین سالگرد ازدواجشون رفته بودند بیرون كه یه جشن كوچیك دو نفره بگیرن.
وقتی توی پارك زیر یه درخت نشسته بودند یهو یه فرشته كوچیك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما همیشه یه زوج فوق العاده بودین و تمام مدت به همدیگه وفادار بودین من برای هر كدوم از شما یه دونه آرزو برآورده میكنم!
زن از خوشحالی پرید بالا و گفت:
چه عالی! من میخوام همراه شوهرم به یه سفر دور دنیا بریم
فرشته چوب جادوییش رو تكون داد و پوف! دو تا بلیط درجه اول برای بهترین تور مسافرتی دور دنیا توی دستهای زن ظاهر شد !
حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه.
مرد چند لحظه فكر كرد و گفت:
این خیلی رمانتیكه ولی چنین بخت و شانسی فقط یه بار توی زندگی آدم پیش میاد
بنابراین خیلی متاسفم عزیزم آرزوی من اینه كه یه همسری داشته باشم كه ۳۰ سال از من كوچیكتر باشه
زن و فرشته جا خوردند و خیلی دلخور شدند. ولی آرزو آرزوئه و باید برآورده بشه.
فرشته چوب جادوییش رو تكون داد و پوف! مرد ۹۰ سالش شد !!!

نتیجه اخلاقی :
مردها ممكنه زرنگ و بدجنس باشند، ولی فرشته ها زن هستند !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

درس نهم :
یه مرد ۸۰ ساله میره برای چكاپ. دكتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده:
هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه دختر ۲۵ ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زایمانش میرسه
نظرت چیه دكتر؟!
دكتر چند لحظه فكر میكنه و میگه: خب بذار یه داستان برات تعریف كنم. من یه نفر رو می شناسم كه شكارچی ماهریه. اون هیچوقت تابستونا رو برای شكار كردن از دست نمیده. یه روز كه می خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل! همینطور كه میرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش. شكارچی چتر رو می گیره به طرف پلنگ و نشونه می گیره و ….. بنگ! پلنگ كشته میشه و میفته روی زمین!!!
پیرمرد با حیرت میگه: این امكان نداره! حتما یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده!
دكتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقا منظور منم همین بود !!!

نتیجه اخلاقی :
هیچوقت در مورد چیزی كه مطمئن نیستی نتیجه كار خودته ادعا نداشته نباش !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

درس دهم :
روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت.
ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد!
مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد.
پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند.
پسرک گفت: "اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم".
"برای اینکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم".
مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذر خواهی کرد. برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به راهش ادامه داد ...

نتیجه اخلاقی :
خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند. اما بعضی اوقات زمانی که وقت نداریم به ندای قلبمان گوش کنیم، او مجبور می شود بگونه ای عمل کند که شاید به مزاقمان خوش نیاید ... در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

درس یازدهم :
مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود و کشاورز مقرر کرد چنانچه مرد جوان از عهده ی امتحان برآید دخترش را به عقد او درآورد.
کشاورز به مرد جوان گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.
مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد. باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت.
دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد. گاوی کوچکتر از قبلی که با سرعت حرکت کرد.
جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد.
سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر میکرد ضعیفترین و کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.
پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد ...
اما با تعجب و ناباوری دید که گاو دم نداشت!!!

نتیجه اخلاقی :
زندگی پر از ارزشهای دست یافتنی است اما اگر به آنها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. سعی کن همیشه اولین شانس را دریابی !


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

باور کردن این مطلب سخته اما واقعا اتفاق افتاده است!!

باور کردن این مطلب سخته اما واقعا اتفاق افتاده است!!

ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم تو خیابون پر پلیس و شلوغه؛ وضع غیر عادی بود. یه کم پرس و جو کردم دیدیم یکی خودکشی کرده...

چندی پیش در یکی از جلسات  یکی از اعضا خاطره جالبی
 از سفرش به ژاپن نقل کرد. این خاطره جالب شاید  یکی از دلایلی  باشد که  نشان میدهد چرا ژاپن درحال پشت سرگذاشتن همه قدرت‌های صنعتی در دنیا است.
وی گفت:
ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم تو خیابون پر پلیس و شلوغه؛ وضع غیر عادی بود. یه کم پرس و جو کردم دیدیم یکی خودکشی کرده.
البته اینقدر تو ژاپن خودکشی زیاد بود که دیگه خیلی جای تعجب نداشت. پرسیدم: چرا طرف خودکشی کرده؟ فهمیدم طرف مهندس پیمانکار یه ساختمان بوده. قرار بود روز جمعه ساختمان رو طبق قرارداد تحویل صاحبش بده.
روز جمعه ساختمان کارش تموم نشده بود مهندس پیمانکار از صاحب ساختمان دو روز شنبه و یکشنبه مهلت میخواد که ساختمان رو ساعت هشت روز دوشنبه اول روز کاری بهش تحویل بده.
تو این
۴۸ ساعت مهندس و تیمش هر کاری می‌کنند نمی‌توانند کارهای نیمه تمام ساختمان رو تمام کنند و ساختمان رو آماده تحویل کنند.
روز دوشنبه که صاحب ساختمان برای تحویل خونه میاید با جسد حلق آویز شده مهندس پیمانکار مواجه می‌شه. حالا نکته جالب اش می دونی واسه من چی بود؟
این ساختمان فقط نصب پریز برق و نظافتش مونده بود. به دوستان ژاپنی به تعجب می‌گفتم این چه آدمی بود خب چرا خودکشی کرده برای همچین موضوع کوچکی. این دیگه خودکشی نداره که.
آنها با دهان باز نگاه می‌کردند می‌گفتند خودکشی نداره؟ این آینده شغلی‌اش به پایان رسیده بود. دو بار زیر قولش زده دیگه کسی بهش کار نمیداد. چه آدم خوبی بود!...
 
 
منبع: hasheah.com

حاشیه هایی از تیم ملی فوتبال نوجوانان در نیجریه؛ لباس‌های رنگ پس داده ایران و پوزخند هلندیها!!

حاشیه هایی از تیم ملی فوتبال نوجوانان در نیجریه؛ لباس‌های رنگ پس داده ایران و پوزخند هلندیها!!
تیم فوتبال زیر 17 سال کشورمان در حالی با شکست برابر اروگوئه از حضور در جمع 8 تیم برتر جام جهانی نوجوانان جهان بازماند که مشکلات و کمبودهای پشتیبانی این تیم، نشان داد هنوز تا رسیدن به شرایط ایده ال و حرفه ای راه درازی پیش رو داریم.
 
به گزارش مهر، یکی از عوامل موفقیت در تیم‌های ورزشی هماهنگی بین تیم فنی و تیم پشتیبانی است و تجربه نشان داده که قدرتمند بودن تیم بیرونی(پشتیبان) حتی می تواند نقش پر رنگ‌تری در موفقیت‌های یک تیم داشته باشد.

در تیم زیر 17 سال ایران که در جام جهانی نیجریه شرکت کرده بود اما این نکته مشخص بود که تیم فنی ایران شامل دوستی و همکارانش کاملا تنها هستند. غیبت فریدون معینی رئیس کمیته جوانان و یا اکبر محمدی سرمربی تیم زیر 16 سال که ممکن است سرمربی ایران در دوره بعدی جام جهانی نوجوانان باشد، در این رقابت‌ها بسیار سوال برانگیز بود.

گرچه مهدی تاج همراه تیم بود ولی نایب رئیس فدراسیون نتوانست با تصمیمات به موقع و منطقی که از خصوصیات اصلی مدیریت است، نقش یک تیم بیرونی را به خوبی برای نوجوانان ایفا کرده و در نهایت هم این مسائل نقش پررنگی در وداع زودهنگام تیم ایران از سیزدهمین دوره جام جهانی نوجوانان داشت.

در زیر به بخش کوچکی از مشکلاتی اشاره می کنیم که ریشه در مشکلات مدیریتی در زمان حضور تیم زیر 17 سال در نیجریه داشت و مانع تداوم موفقیت تیم ایران در این مسابقات شد.

توجه ناگهانی به تیم جهانی
در زمان حضور تیم ملی بزرگسالان در مسابقات انتخابی جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی، مسئولان فدراسیون فوتبال تمام توجه خود را به این تیم معطوف کرده بودند و نبی به عنوان دبیرکل فدراسیون فوتبال تنها حامی تیم زیر 17 سال به حساب می آمد.

اما پس از ناکامی تیم بزرگسالان ایران در راهیابی به جام جهانی، به نظر می رسید برای آنکه نگاه‌های مردم و منتقدان از ضعف‌های مدیریتی مسئولان فوتبال برداشته شود، ناگهان نبی حذف شد و برخی دیگر از مسئولان بارها در تمرینات این تیم شرکت کردند تا تنها آنها بگویند به این تیم و فوتبال پایه توجه دارند، ولی به نظر می رسید این حضورها بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا حمایتی!

بدرقه ای در حد تیم‌های محلات!
درحالی که قرار بود تیم زیر17 سال کشورمان ساعت 4 بامداد روز 29 مهرماه قصد داشت از طریق فرودگاه امام خمینی(ره) راهی کشور نیجریه شود، هیچکدام از مسئولان فدراسیون فوتبال به خود زحمت ندادند برای بدرقه این تیم به فرودگاه بیایند. البته اگر افشین قطبی و دستیارش بیوتر در هتل کمپ تیم‌‎های ملی این تیم را بدرقه نمی کردند، تنها تیم جهانی فوتبال ایران بسیار غریبانه راهی نیجریه می شد.

مگر برگزاری یک مراسم کوچک برای بدرقه تیمی افتخار آفرین تا چه اندازه هزینه مالی و زمانی دارد که باید شاهد آن باشیم کاروان جهانی ایران همانند تیمی محلی راهی جام جهانی شود. این نخستین ضربه بزرگ روحی به کادرفنی و بازیکنان ایران بود که دقایقی بعد از ورود به گیت پرواز اثرات آن در چهره تمام بازیکنان نمایان شد زیرا آنها انتظار چنین برخورد سرد و کم محلی بزرگی را نداشتند.

اشتباه بزرگی که نادیده گرفته شد
چه کسی مسئول دریافت روادید برای بازیکنان نوجوان ایران بود؟ آیا آن فرد نباید حداقل زمان انقضای پاسپورت بازیکنان توجه می کرد تا در فرودگاه امام خمینی(ره) علی گودرزی و مهرداد یگانه، 2 بازیکن اصلی ایران به خاطر پایان زمان پاسپورت از همراهی تیم بازنمانده و با تاخیری 48 ساعته و در اوج خستگی خود را به نیجریه برسانند؟

تفاوت ایران با هلندیها
در سفر تیم زیر 17 سال از کالابار به انوگو، کاروان تیم ایران با هلند هم سفر بود اما هلندی‌ها در فرودگاه انوگو با تهدید مقامات فیفا اجازه ندادند کادرفنی و بازیکنان خود بیش از اندازه معطل شوند. آنها دقایقی بعد با بهترین اتوبوس راهی هتل محل اقامت شدند و در آنجا هم بهترین اتاق‌ها به کادرفنی و نفرات این تیم تعلق گرفت اما در عوض مسئولان ایران به عنوان تماشاچی این اتفاقات را نگاه کرده تا اتوبوس بدون کولر و اتاق‌های طبقه دوم که اکثر آنها دارای مشکل سرمایشی بود، نصیب کاروان ایران شود.

در هنگام برگشت به ایران هم بدون هیچ دلیل منطقی بازیکنان ایران 5 ساعت زودتر از پرواز راهی فرودگاه شدند و بیش از 3 ساعت روی صندلی‌ها نشستند تا زمان پرواز برسد.

پاداش هایی که در حد یک وعده بود!
"نایب قهرمانی غرب آسیا و تورنمنت آلاتری، قهرمانی در آسیا و تورنمنت روسیه، کسب سهمیه جام جهانی و ...، دیگر باید چه کاری برای فوتبال انجام دهیم؛ اما نمی دانیم چرا پاداش‌های ما را نمی دهند. دیگر خسته شدیم از بس وعده و وعید شنیدیم."

در روزهای نخست حضور تیم ایران در نیجریه، می توانستیم به راحتی این جملات را از بازیکنان بشنویم اما آنها می گفتند به خاطر علی آقا و خوشحالی مردم کشورمان این مشکلات را تحمل می کنیم و با قدرت در مسابقات شرکت می کنیم.

همین اتفاق هم رخ داد و تیم ایران در گام نخست باقدرت تمام برابر گامبیا قهرمان آفریقا پیروز شد اما برخلاف سفیر ایران در نیجریه که همان لحظه با دادن پاداش نقدی، بازیکنان را شاد کرد، مهدی تاج پس از ورود به رختکن بار دیگر وعده پرداخت پاداش را داد، اتفاقی که شیرینی‌های این پیروزی را برای بازیکنان تلخ کرد.

آیا تیمی که مهمترین افتخار تاریخ فوتبال ایران در مسابقات جهانی را رقم زده است باید در مجموع 1000 دلار و 150 یورو پاداش دریافت کند؟ پاداشی که از مبلغ دریافتی بازیکنان تیم بزرگسال پس از تساوی‌های بی ارزش بین المللی کمتر است. ضمن اینکه آنها هنوز پاداش‌های خود پس از قهرمانی در آسیا را دریافت نکرده اند.

تمسخر به شکل هلندی
تلاش‌های ابوالفضل جزئی برای تهیه امکانات لازم تیم ایران جهت سفر به نیجریه بی نتیجه ماند و مشخص نشد چرا تنها یکدست پیراهن سفید و یکدست پیراهن قرمز برای انجام 3 مسابقه در جام جهانی در اختیار کادرسرپرستی تیم ایران قرار گرفت.

همین مساله باعث شد در جلسه هماهنگی بازی ایران با هلند، لباس‌های شسته شده بازیکنان پس از دیدار با گامبیا و جوراب‌های رنگ داده آنها، برای انجام هماهنگی‌های پیش از مسابقه روی میز قرارداده شود که این موضوع باعث شد مسئولان هلندی با حالتی بسیار تمسخر آمیز لباس‌ها و جوراب‌ها را به هم نشان داده و به وضعیت اسفبار فوتبال ایران بخندند!

البته با هماهنگی‌های مهدی تاج پس از دیدار با هلند و برای دیدار با اروگوئه چندین دست پیراهن سفید و قرمز با مشکلات فراوان و حتی گم شدن مقطعی بخشی از آنها به شهر کالابار رسید، لباس‌هایی که 2 دست آنها در دیدار با اروگوئه مصرف و پس از بخشش تعدادی از آنها توسط مسئولان و بازیکنان، چندین جعبه آنها بازنشده و به عنوان بار اضافه به ایران بازگردانده شد.

ضمن اینکه نباید فراموش کرد تیم هلند به خاطر دو بازیکن مسلمان تیم خود، گوشت و مرغ هایی با ذبح حلال به نیجریه آورده بود اما ما برای ارزش نهادن به بازیکنان افتخار آفرین خود حتی حاضر نشدیم 2 دست لباس اضافی در روزهای اولیه اردو به آنها بدهیم. البته مشخص نشد قرارداد با شرکت "لگا" که خبر آن توسط تاج مطرح و توسط کفاشیان تکذیب شد و قرار بود پیراهن‌های تیم ایران در این جام را تامین کند، در نهایت چه سرانجامی پیدا کرد؟

به خاطر یک مشت دلار!
تهدیدهای دکتر شهاب در نشست‌های هماهنگی تیم ایران با رقیبان در خصوص استفاده از بازیکنان صغرسن تاثیر زیادی روی تیم‌های حریف داشت اما حمایت نشدن آن از سوی مسئولان، باعث شد این تهدیدها جنبه عملی پیدا نکند.

پیش از دیدار با اروگوئه هم این انتظار وجود داشت که حداقل نایب رئیس فدراسیون فوتبال یا مسئولان فیفا را تهدید کند و یا با گذشتن از 5 هزار دلار و اعتراض روی کاپیتان اروگوئه، حرکت مثبتی را انجام دهد اما این انتظارات بی نتیجه باقیماند و به خاطر یک مشت دلار، حاضر شدیم سکوتی غیر منطقی داشته باشیم و بدون هیچگونه اعتراض رسمی تیم خود را به جنگی ناعادلانه برابر تیم جوانان و یا بهتر بگوئیم امید اروگوئه به میدان بفرستیم.

دل آشپز را هم شکستند!
جمشیدی آشپز با تجریه و پا به سن تیم نوجوانان بود و با پختن غذاهای متنوع، مشکلات تغذیه بازیکنان را کاملا از بین برد.

 

وی از ساعت 6 صبح تا 22 شب اکثرا در آشپزخانه حضور داشت و در آن فضای نامناسب، با سن بالایش سعی می کرد بهترین مواد غذایی را به شکلی کاملا بهداشتی برای بازیکنان تهیه کند اما در روز پایانی به وی هم وعده داده شد دستمزدش در تهران پرداخت می شود. دیدن اشک‌های این پیرمرد و دست خالی اش برای بازگشت به تهران در صبح روز پایانی سفر سنگ را هم به گریه در می آورد!

مراسم استقبال؛ اوج بی برنامگی‌ها
تیم زیر 17 سال ایران در سیزدهمین دوره جام جهانی نوجوانان دست به کار بزرگی زد و به عنوان نخستین تیم فوتبال ایران، به مرحله حذفی یک دوره از مسابقات جام جهانی صعود کرد، همچینن ثبت رکورد 377 دقیقه گل نخوردن در طول این مسابقات هم از دیگر افتخارات تیم ایران در این رقابت‌ها بود.

در این شرایط تیم ایران درحالی وارد ایران شد که از این تیم استقبالی نه چندان شایسته به عمل آمد. علی کفاشیان زحمت حضور در فرودگاه را به خود نداد و از مسئولان سازمان تربیت بدنی هم خبری نبود.

البته مهدی محمد نبی، عظیم زاده، فریدون معینی و اکبر محمدی از مسئولان فدراسیون فوتبال با حضور در فرودگاه امام خمینی(ره) با اهدای یک شاخه گل از زحمات ملی پوشان تشکر کردند اما این استقبال در شان تیم زیر 17 سال نبود.

تبعیض ها از بین برود
علی دوستی و همکارانش در تیم نوجوانان دست به کار بزرگی زدند و به اعتراف خود مسئولان فدراسیون فوتبال برگ پرافتخار دیگری بر کارنامه فوتبال ایران افزودند.

اما آیا با آنها همان رفتاری می شود و همان قراردادی بسته می شود که با سایر اعضای کادر فنی تیم ها می شود؟ آیا رقم دریافتی آنها با کادر فنی تیم بزرگسالان که از جام جهانی حذف شده اند، یکی است؟

نباید فراموش کرد که هنوز پاداش قهرمانی تیم زیر 17 سال در آسیا پرداخت نشده است، تیمی که با صراحت می توان گفت در 2 سال اخیر مهمترین و بزرگترین افتخارات فدراسیون جدید را رقم زده است.

تیم ایران در حالی از سد تیم معتبر هلند تا دندان مسلح گذشت که شب آن مسابقه سرمربی هلند با دست کم گرفتن ایران، به خبرنگاران ایرانی گفت که منتظر شکست سنگین تیم خود باشید اما دوستی و مردانش در زمین مسابقه نشان دادند می توان بدون داشتن امکاناتی در حد یک تیم معمولی، دست به کارهای بزرگی زد و در نهایت مردم ایران را خوشحال کرد.

 
 
منبع:mehrnews.com

بازیگر ‌«زیر‌آسمان‌شهر» ‌مجری‌شبكه ‌واشنگتن (+عکس)

این شبكه در اطلاعیه‎ای كه در سایت رسمی خود اعلام كرده كه برنامه های این شبكه خبری و تحلیلی سیاسی و اجتماعی با كادری حرفه‎ای خواهد بود كه ...

به گزارش نو اندیش، كامران ملك مطیعی، مجری، بازیگر و طنزپزدار سابق صداوسیما به عنوان یكی از مجریان اصلی شبكه تلویزیون فارسی جدید التاسیس «شبكه بین‌المللی واشنگتن» كار خود را آغاز كرد. از احمد بهارلو، مجری سابق شبكه صدای آمریكا (VOA) به عنوان مسئول این شبكه جدید فارسی زبان یاد می شود.
 كامران ملك مطیعی، مجری، بازیگر و طنزپزدار سابق صداوسیما به عنوان یكی از مجریان اصلی شبكه تلویزیون فارسی جدید التاسیس «شبكه بین‌المللی واشنگتن» كار خود را آغاز كرد.
ملك مطیعی از بازیگران مجموعه طنز "زیر آسمان شهر" بود.
گفتنی است این شبكه در اطلاعیه‎ای كه در سایت رسمی خود اعلام كرده كه برنامه های این شبكه خبری و تحلیلی سیاسی و اجتماعی با كادری حرفه‎ای خواهد بود كه پیوندی میان ایرانیان سراسر دنیا و مردم داخل ایران به وجود خواهد آورد.
خبرهای این شبكه به دو زبان انگلیسی و فارسی ارائه می‎شوند.
از احمد بهارلو، مجری سابق شبكه صدای آمریكا (VOA) به عنوان مسئول این شبكه جدید فارسی زبان یاد می شود.
 
 
 گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: noandish.com

رابطه نامشروع و قتل خواهر زن 5ساله توسط داماد 22ساله!!

رابطه نامشروع و قتل خواهر زن 5ساله توسط  داماد 22ساله!!

او گفت؛ آن روز به منزل پدرزنم رفتم تا زینب را به خانه ام ببرم. اما در بین راه مسیرم را تغییر دادم و...

جنایتكاری كه پس از آزار و اذیت خواهرزن پنج ساله‌اش او را به قتل رسانده بود دستگیر شد. عصر روز 20 مهرماه مردی به پاسگاه روستای مهرغان از توابع بخش میناب استان هرمزگان مراجعه كرد و گفت؛ دختر بزرگم باردار است و چون شوهرش روزها سر كار می‌رود برای اینكه او تنها نماند دختر پنج ساله‌ام زینب را به خانه او می‌فرستادم. صبح امروز داماد 22 ساله ام قنبر با موتور به دنبال زینب آمد و او را با خودش برد اما پس از آن دیگر هیچ كس دخترم را ندیده است
.

در پی اظهارات این مرد داماد وی احضار شد و تحت بازجویی قرار گرفت. قنبر به كارآگاهان گفت؛ از وقتی كه زنم باردار شد هر روز زینب را به خانه مان می‌بردم تا همسرم تنها نباشد و شب‌ها وقتی از سر كار برمی‌گشتم دوباره او را به خانه شان برمی‌گرداندم. دیشب هم مثل همیشه زینب را به خانه پدرش بردم و او در خیابان به سمت در خانه شان رفت و از آن به بعد او را ندیدم. به دنبال اظهارات قنبر كارآگاهان به تحقیق از همسایه‌های خانه دختر مفقود شده پرداختند. اما هیچ فردی زینب را شب قبل از ناپدید شدنش ندیده بود.

از آنجا كه هیچ كس اظهارات قنبر را تایید نكرده و از سویی او در حرف‌هایش دچار ضدونقیض گویی شده بود وی بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت. قنبر در این مرحله از تحقیقات حرف‌های متفاوتی زد اما سرانجام از كشته شدن كودك پنج ساله خبر داد و گفت؛ شب حادثه در حالی كه زینب پشت موتورسیكلتم نشسته بود به طرف پمپ بنزین در حال حركت بودیم كه در بین راه ناگهان او از موتورسیكلت بر زمین افتاد. وقتی سراغ او رفتم متوجه شدم مرده است. من كه وحشت كرده بودم تصمیم گرفتم جنازه زینب را دفن كنم. در ادامه پیكر او را به یك باغ لیمو در روستای تخت بردم و خاك كردم.

در پی اظهارات این مرد و با دستور بازپرس جاوید امانی - بازپرس كشیك جنایی - اكیپی ویژه به محلی كه قنبر اعلام كرده بود رفتند و با كمك او توانستند جسد زینب را از یك گودال بیرون بكشند. در ادامه جسد مقتول پنج ساله در اختیار كارشناسان پزشكی قانونی قرار گرفت. از سویی قنبر كه تا این مرحله از تحقیقات اظهارات متناقضی را بیان كرده بود این بار ادعای دیگری مطرح كرد.

او گفت؛ آن روز به منزل پدرزنم رفتم تا زینب را به خانه ام ببرم. اما در بین راه مسیرم را تغییر دادم و خواهرزنم را به بهانه آبیاری به باغی در روستای تخت بردم. قرار بود پس از آبیاری باغ زینب را نزد همسرم ببرم اما یك لحظه فكری به سرم زد و او را مورد آزار قرار دادم. نمی‌دانم چطور شد اما وقتی به خودم آمدم دختر پنج ساله بیهوش شده بود. بلافاصله او را داخل حوض آبی كه آنجا بود انداختم تا به هوش بیاید اما سرش به یك سنگ برخورد كرد. خواستم او را از حوض بیرون بیاورم اما زینب مرده بود. از شدت ترس دست و پایم را گم كرده بودم. با كاری كه كرده بودم آبرویم در خطر بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم خواهرزنم را همانجا سر به نیست كنم. جسد را داخل یك گونی گذاشتم و كنار چند درخت دفن كردم.

اعترافات این مرد جنایتكار در حالی بود كه گزارش پزشكی قانونی نیز تعرض به دختر پنج ساله را تایید می‌كرد. به دنبال اعترافات تكان دهنده این مرد وی با صدور قرار قانونی روانه زندان شد و به زودی پس از صدور كیفرخواست در دادگاه كیفری مورد محاكمه قرار خواهد گرفت.
 
گردآوری:گروه سرگرمی سیمرغ
منبع: alborznews.org

چرا هزاران نفر خواب این مرد را می بینند؟

* نظرتون راجع به این مقاله چیه؟! عکس این مردی که کشیده رو میبینید؟ نوشته از ژانویه ۲۰۰۶ تا الان حداقل ۲۰۰۰ نفر ادعا کردن که این مرد رو توی خواب دیدن! این دو هزار نفر از شهرهای مختلف دنیا بودن: لس آنجلس، برلین، سائو پائولو، تهران، پکن، رم، بارسلون، استکهلم، پاریس، مسکو و…
جالبه که بدونید، افرادی که “این مرد” رو دیدن،
یه وب سایت هم درست کردن که تجربه هاشون رو در موردش به اشتراک بذارن!

* در ژانویه سال ۲۰۰۶ در شهر نیویورک، بیمار یکی از روانپزشکان معروف، چهره مردی رو ترسیم میکنه و میگه بارها اونو توی خواب دیده. حتی این مرد چند بار بهش راجع به زندگی خصوصیش مشاوره داده. این زن قسم میخوره که هرگر این مرد رو توی زندگی واقعیش ملاقات نکرده!
روانپزشک مذکور فراموش کرده بود که عکس ترسیم شده رو از روی میزش برداره، تا اینکه چند روز دیگر یه بیمار (اینبار مرد) دیگه عکس رو شناسایی میکنه و ادعا میکنه که اغلب اوقات این مرد رو توی خواب میبینه! اینبار هم این بیمار میگه که هرگز این مرد رو توی بیداریش ندیده.
روانپزشک تصمیم میگیره که عکس این مرد رو برای تعدادی از همکارانش بفرسته مخصوصا اونایی که بیمارانی دارن که دچار عارضه خواب مکرر هستن.  در کمتر از چند ماه، ۴ بیمار پیدا شدن که ادعا کردن بارها مرد توی عکس رو تو خوابهاشون دیدن. همه شون هم عکس رو با عنوان این مرد خطاب میکردن (یعنی نمی شناختنش).

* اینم یه نمونه از خوابی که یه بیمار تعریف کرده:
اولین باری که خواب این مرد رو دیدم موقعی بود که از نظر کاری تحت فشار بودم. خواب دیدم که در یک فروشگاه بزرگ و زیبا گمشده ام. بعد این مرد به طور ناگهانی سررام قرار گرفت و من شروع به دویدن کردم که ازش دور بشم. او به مدت یکساعت منو دنبال میکرد تا اینکه خودمو مقابل دیواری که در بخش کودکان سرپرمارکت قرار داده، پیدا کردم. در اینجا این مرد به من لبخند زد و راه خروجی کنار میز صندوقدارها رو به من نشون داد و من بیدار شدم. این مرد همیشه به خوابهام میاد و راه خروج از خواب رو به من نشون میده و بیدار میشم!
یه سری دیگه هم میگن که این مرد باهاشون رویاپردازی میکنه، بعد از یک روز سخت بهشون آرامش میده، یا اونها به شام دعوت میکنه یا روابط دیگری باهاشون داره!

* چه چیزی میتونه باعث این اتفاق بشه؟ این سایت چند تا فرضیه رو مطرح کرده. ولی من (نویسنده مقاله) به “تئوری گذار” علاقه دارم:
براساس این نظریه این مرد، یک فرد واقعی است، کسی که مهارتهای روحی-روانی خاصی داره و میتونه به خواب افراد بیاد! برخی معتقدند که این مرد در زندگی واقعی همانند خودش در خواب افراد هست. برخی هم میگن متفاوته. یکسری از افراد هم اعتقاد دارند که پشت این مرد، یک نقشه بهبود روانی هست که توسط یک موسسه بزرگ پیاده سازی شده! خیلیا معتقدن این تئوری نزدیک به واقعیت هست.
این سایت توسط یک جامعه شناس و بازاریاب به اسم آندره آ ناتلا ایجاد شده.

* از من: خوب البته واضحه که از اینجایی که اخیرا این سایته و این عکسه معروف شده، ممکنه توش عکسها و داستانهای غیر حقیقی هم باشه که مردم از خوابهاشون تعریف میکنند! ولی احتمالا اون اول کاری واقعی بوده باشه. چطور چنین چیزی ممکنه؟
راستش قیافه مرده خیلی ترسناکه. یعنی یه جوریه!! اولین بار تو صفحه داغترین های تامبلر دیدمش. من یکی که ترجیح میدم هیچوقت چنین خواب خوشی نبینم!:)))

 

منبع

حقایقی شگفت انگیز و جالب در مورد خواب دیدن

آیا تابحال خواب خود را فراموش کرده اید؟ آیا دچار بختک شده اید؟ خوابهای رنگی چطور آیا تا بحال دیده اید؟ در این پست ۱۰ موضوع جالب در مورد خواب دیدن را عنوان نموده ام.

۱ – خواب دیدن افراد نابینا

خواب دیدن نابینایان

خواب دیدن نابینایان

کسانی که بعد از تولد نابینا می شوند می توانند تصاویر را در خواب ببینند. افرادی که نابینا به دنیا می آیند نمی توانند در خواب تصاویر را ببینند، اما نابینایان خوابهایی به شفافی افراد بینا دارند، که البته شامل حواس پنج گانه دیگر مثل شنوایی، چشایی، بویایی، لامسه و حتی عواطف حسی است. تصور کردن این امر برای انسانهای بینا مشکل است اما احتیاج بدن به خوابیدن به قدری زیاد است که  می تواند به طور مجازی تمامی موقعیت های فیزیکی را تا مرحله به وقوع پیوستن آن به کار گیرد.

۲ – ۹۰% خوابها فراموش می شوند

فراموش کردن خواب

فراموش کردن خواب

نیمی از رویاها در همان ۵ دقیقه اول پس از برخاستن از خواب و ۹۰% آنها پس از ۱۰ دقیقه فراموش می شوند. یک روز صبح، شاعری معروف به نام ساموئل تیلور کلریج با یک رویای خیلی عجیب و غریب ( بر اثر استعمال مواد مخدر) بیدار شد. کاغذ و قلم را برداشت تا هرچه در خواب دیده بود را یادداشت کند. این اثر “کوبلا خان” تبدیل به یکی از اشعار معروف انگلیسی شد. شعر او در بیت پنجاه و چهارم به وسیله ی فردی از شهر پارلاک قطع شد. کلریج قصد داشت شعرش را ادامه دهد ولی نتوانست بقیه خوابش را به یاد بیاورد، این اثر هیچ وقت کامل نشد.

در شهر زانادا ، به فرمان کوبلا خان
منزلگاهی باشکوه و مجلل ساخته شد
جایی که رودخانه ی مقدس آلف
در میان مغاکهای بی حد و مرز
از انسان تا دریاهای بی افق
جریان داشت.

یک  مورد عجیب و غریب دیگر داستانی برخاسته از خواب به نام “دکتر جکیل و آقای هایدویلست” اثر رودبرت لوییس استیونسون بود. داستان ماری شلی فرانکشتاین نیز زاییده ی خیالی یک رویاست.

۳ – همه ی مردم خواب می بینند

همه خواب می بینند

همه خواب می بینند

تمامی افراد (به جز مواردی از بیماری های شدید روانی) خواب می بینند. اما زنها و مردها رویاها و عکس العمل های  متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند. مردها تمایل دارند درباره ی سایر هم جنسان خود خواب ببینند در حالی که زنان در خوابهایشان به طور مساوی دیگر زنان و مردان را می بینند. بعلاوه هم زنان و هم مردان واکنشهای مربوط  به روابط فیزیکی جنسی را در خوابهایشان بدون توجه به اینکه خوابهایشان واقعی نیست، تجربه می کنند. مردها بیشتر نعوظ و زنها افزایش خونریزی ماهانه را در خوابهایشان تجربه می کنند.

۴ – خواب دیدن از بروز جنون جلوگیری می کند

خواب دیدن از جنون جلوگیری می کند

خواب دیدن از جنون جلوگیری می کند

در آزمایش جدیدی که درباره ی خواب بر روی تعدادی دانشجو انجام گرفت، مشاهده شد دانشجویانی را که در لحظه شروع خواب دیدن بیدار کردند (بعد از بیدار کردن به آنها اجازه داده شد که ۸ ساعت دیگر بخوابند) همگی دارای عدم تمرکز حواس، زودرنجی و کج خلقی، توهم و حتی بعد از ۳ روزنشانگر علائمی از جنون بودند. در نهایت وقتی به آنها اجازه داده شد که چرتی بزنند، ذهن آنها زمان از دست رفته را ترمیم کرد و سطح کارایی خواب آنها را افزایش داد.

۵ – فقط شناخته شده ها  به خواب ما می آیند

آنچه را که می دانیم در خواب می بینیم

آنچه را که می دانیم در خواب می بینیم

رویا ها مکرراً از نقش بازی کردن افراد غریبه پر می شود. ذهن ما چهره ی افراد غریبه را در عالم رویا نمی سازد بلکه آن چهره های افراد حقیقی هستند که ما در طول زندگی دیده ایم ولی آنها را به خاطر نمی آوریم یا نمی شناسیم . برای مثال شیطان خون آشامی که در آخرین خوابتان دیده اید ممکن است شخصی بوده باشد که وقتی بچه بودید شما را کتک زده و یا با پدر شما بحث و مشاجره کرده است!همه ی ما در طول زندگی چهرۀ صدها هزار نفر را دیده ایم، بنابرین ذهن ما منبع بی پایان شخصیت هایی است که هنگام خواب دیده می شوند.

پیشنهاد : در صورتیکه از خواندن این مطلب و یا سایر مطالب استفاده برده اید، می توانید با عضویت در فید (خوراک)  پورعلی.نت و یا اشتراک ایمیلی، آخرین مطالب اضافه شده به پورعلی.نت را در ایمیل و یا فیدخوان خود داشته باشید. اگر هم نمی دانید فید چیست اینجا را کلیک کنید.

۶ – همه افراد خوابهای رنگی نمی بینند

خوابهای رنگی و سیاه و سفید!

خوابهای رنگی و سیاه و سفید!

12% افراد بینا فقط خوابهای سیاه وسفید و بقیه افراد تمامی رنگها را در خوابهایشان می بینند. مردم موضوعات مشترکی را در رویاهایشان می بینند. مثل موقعیتهای مربوط به مدرسه، تعقیب شدن، درجا دویدن، تجربیات جنسی، سقوط کردن، دیر رسیدن، دیدن مرگ کسی که زنده است، پرواز کردن، مردود شدن در امتحان و یا تصادف با اتومبیل. علت اینکه چرا به افرادی که خوابهای مربوط به درگیری و ناآرامی و مرگ را رنگی می بینند، فشارها و ضربه های روانی بیشتری وارد می شود، هنوز ناشناخته است.

۷ – خوابها آنچه که می بینیم نیستند

رویاهای غیر واقعی

رویاهای غیر واقعی

اگر شما درباره ی چیز خاصی خواب می بینید، الزاماً همیشه آن چیزی نیست که در تصویر می بینید. خوابها با زبانی بسیار سمبلیک با آدمی سخن می گویند. ذهن نیمه هوشیار شما می کوشد تا رویاهایتان را با اشیاء مشابه آن مقایسه و تلفیق کند.
مثل سرودن یک شعر و استفاده از آرایه ی تشبیه :

- مورچه ها مثل ماشینی که هیچ وقفه ای ندارد کار می کردند.

ولی شما هیچ وقت چیزی را با خودش مقایسه نمی کنید. به طور مثال هرگز نمی گوییم: آن غروب زیبا مثل غروبی زیبا بود. بنابرین ذهن شما ممکن است از هرسمبلی برای هر شیء استفاده کند ولی کمتر اتفاق افتاده که خود شیء سمبل خودش باشد.

۸ – ترک کنندگان دخانیات رویاهای واضحتری می بینند

رویای ترک کنندگان سیگار

رویای ترک کنندگان سیگار

کسانی که برای مدت طولانی سیگار می کشیدند و اکنون آن را ترک کرده اند، رویاهای شفاف تر و پاک تری نسبت به گذشته می بینند. طبق تحقیقات مجله روانشناسی ناهنجاری: در میان ۲۹۳ ترک کننده که ۱ تا ۴ هفته از دوره ترک  آنها گذشته، ۳۳% آنها حداقل ۱ بار خوابهایی مربوط به استعمال دخانیات را دیده اند. در بیشتر این خوابها، این افراد خودشان را در حال مصرف می دیدند و احساسات بسیار شدید منفی مثل، وحشت و اضطراب و گناه به آنها دست می داد.همچنین ۹۷% ترک کنندگان تنباکو در مدت استعمال این خوابها را نمی دیده اند و عمدتاً فقط در دوران ترک مواد این خوابها دیده می شده است.این خوابها شفاف تر از خوابهای معمول بوده و مهمترین علامت مشترک ترک تنباکو گزارش شده است.

۹ – محرکات بیرونی به رویاها حمله می کنند

ایجاد اختلال در خواب دیدن

ایجاد اختلال در خواب دیدن

خیلی از ما فرایندی به نام تداخل خواب را تجربه کرده ایم. مثلاً هنگامی که صدایی را بیرون از عالم خواب شنیده ایم، به نحوی با خواب ما تداخل پیدا کرده است. مثالی مشابه این است که وقتی شما به صورت فیزیکی و در واقعیت تشنه هستید  ذهن شما این احساس را با خوابتان تلفیق می کند. سپس به صورت مداوم پارچ های بزرگ آب را می نوشید و خود را سیراب می کنید، دقایقی بعد دوباره تشنه می شوید و آب می نوشید، تشنه می شوید … آب می نوشید … و این چرخه تا وقتی بیدار می شوید تکرار می شود تا اینکه در عالم واقعیت آب بنوشید. نقاشی مشهور بالا اثرسالوادور دالی این زمینه (پرواز یک زنبور پیرامون یک انار، لحظه ای قبل از بیداری) را به تصویر می کشد.

۱۰ – طی خواب بدن فلج می شود

فلج در خواب (بختک)

فلج در خواب (بختک)

می خواهید باور کنید یا نه، بدن شما در حقیقت هنگام خواب فلج می شود. به نظر می رسد این اتفاق از حرکت ناخواسته ی بدن و به نمایش گذاشتن رویاها جلوگیری می کند. بر اساس مقاله ی خواب در ویکی پدیا : غدد شروع به ترشح کردن هورمونی می کنند که به القای خواب کمک می کند،  نورونها سیگنالهایی را به نخاع می فرستند که  که باعث آرامش بدن می شود و کمی بعد بدن بی حس و فلج می شود.

بیشتر بدانید :
- وقتی خروپف می کنید، نمی توانید خواب ببینید.
- کودکان نوپا تا وقتی به سن ۳ سالگی برسند درباره ی خودشان خواب نمی بینند . آنها عموماً در همان سن تا ۷ یا ۸ سالگی شان کابوسهای بیشتری نسبت به بزرگسالان می بینند.
- اگر شما را به طور ناگهانی از خوابی کوتاه بیدار کنند، رویاهای واضح تری را نسبت به وقتی که تمام شب را خوابیده اید به یاد می آورید.

 

منبع :